از این که ما را انتخاب کرده اید خوشحالیم

گیم نت صبا با به روزترین و مفید ترین مطالب در خدمت شماست

Call of Duty: Warzone

۱۰ اسلحه مهم که تازه کارها در Call of Duty: Warzone به آن‌ها نیاز دارند

Assassin’s Creed Valhalla

نخستین تصاویر Assassin’s Creed Valhalla منتشر شد

Ori and the Blind Forest

چگونه Ori and the Will of the Wisps یکی از زیباترین بازی های ایکس باکس را ارتقا می‌دهد

بازی های موبایلی

15 بازی برتری که باید آنهارا نصب کنین

مدارات الکترونیکی

همانطور که می دانید در مدارات الکترونیکی ، مدارات فرستنده و گیرنده از اهمیت بالایی برخوردار هستند. برای ساخت مدارت فرستنده و گیرنده مثل مدارات ارسال صوت وارسال دیتا مدارات زیادی وجود دارد .
مداری که امروز برای شما انتخاب کردهایم مدار ارسال دیتا می باشد و یا به صورت ساده تر یک فرستنده و گیرنده رادیویی 4 کاناله می باشد.
اساس کار مدار بدین صورت می باشد که از فرستنده و گیرنده های rws434-tws 434 برای ارسال استفاده شده است در واقع این دو مدار قلب مدارات فرستنده و گیرنده می باشد و صد در صد هم کار می کند .اخرین باری که دیدم از این مدار استفاده می کنند در ساخت یک روبات جنگجو بود که برای مسابقات روباتیک تبریز آماده می شد.




اساس کار مدار بدین صورت می باشد که اطلاعات 4 بیتی ما یا همان 4 کلید وصل شده به مدار به یک انکودروصل شده و خروجی ای سی انکودر به ورودی سریال مدار فرستنده tws434 وصل شده است.
و با فشار کلید ها کد مرتبط با آن به فرستنده اعمال می شود و پس از دریافت توسط گیرنده این کد ها به یک ای سی دیکودر داده می شود و پایه مربوطه را به اصطلاح یک می کند.
اما در مورد فرستنده و گیرنده ها و مشخصات آن ها بدین صورت می باشد که مدار فرستنده که tws 434 نام دارد نوع مدولاسیون کد شده ان به صورت am می باشد و یکی از برتری این مدار نسبت به مدا دیگر کار کرد صحیح در ولتاژ پایین می باشد به طوری که رنج ولتاژ مدار از 1.5 ولت تا 12 ولت می باشد البته این نکته را هم باید متذکر بشم که هرچه ولتاژ مدار به 12 ولت نزدیک ترشود برد مدار نیز افزایش پیدا خواهد کرد
و قدرت خروجی مدار در شرایط مطلوب 8 میلی وات می باشد وفرکانس کاری مدار بین 314.8 تا 433.9 مگاهرتز می باشدو حداکثر ولتاژ ورودی مدار به عنوان دیتا و اطلاعات به میزان تغذیه مدار می باشد به صورتی که اگر تغذیه مدار 6 ولت باشد حداکثر ولتاژ ورودی به مداربه عنوان اطلاعات 6 ولت باشد نه بیشتر.

البته ممکن است که در بعضی موارد ردیف پایه ها و تعداد پایه ها تغییر کند که باید به همراه خرید آن در صورت امکان کاتالوگ ان را نیز دریافت کنید البته منظور از تغییرات در ردیف پایه ها می باشدبه طوری که مثلا پایه دریافت اطلاعات پایه شماره 3 یا 4 باشد.
در مورد مدار گیرنده نیز نوع دمودلاسیون آن am می باشد و تغذیه ان بین 4.5 ولت تا 5.5 ولت می باشد. و خروجی ان به صورت سریالی می باشد.

در مدار زیر نقشه یک فرستنده و گیرنده 4 کاناله را مشاهده می کنید البته این نکته را یاد آوری کنم و این مدار به راحتی به فرستنده و گیرنده 8 کاناله قابل ارتقا هست که در پست بعدی نقشه آن را برایتان خواهم گذاشت .
طول انتن استفاده شده برای این مدار سیم به طول 30 تا 35 سانتی متر می باشد.
در عکس زیر مدار فرستنده را مشاهده می کنید که پایه 1 آن پایه تغذیه منفی مدار می باشد و پایه 2 ورودی سریال دیتا می باشد و پایه 3 مدار تغذیه مثبت می باشد و پایه 4 انتن می باشد.

در مدار زیر که آن را مشاهده می کنید از مدار فرستنده که دارای 6 پایه می باشد استفاده شده است که در بازار ایران نیز به وفور یافت می باشد. مدار زیر یک فرستنده و گیرنده 4 کاناله می باشد البته یک کلید اضافه نیز میباشد که کلید به اصطلاح فعال کننده می باشد بدین صورت که در صورت وصل بودن کلید مدار اطلاعات را ارسال خواهد کرد.

 

 

برای مدار گیرنده نیز می توانید از نقشه زیر استفاده کنید

اما در مورد نحوه کد بندی و اختصاصی کردن ، این مدار قابلیت اختصاصی شدن را دارد به صورتی که اگر 10 مدار را بسازید و در کنارهم بگذارید هیچ تداخلی با هم پیدا نمی کنند و هر فرستنده و گیرنده که کد های ان با هم مساوی باشند عمل خواهند کرد در مورد نحوه کد بندی فرستنده و گیرنده در بخش بعدی به همراه توضیحات کامل در مورد ای سی های انکودر و دیکودر برایتان شرح خواهیم داد.

نحوه كد بندي :

 

همانطور که می دانید در سایت نقشه فرستنده و گیرنده رادیویی 4 کاناله که به کمک فرستنده و گیرنده rws434 –tws 434 ساخته می شد را برایتان آماده کردیم و و در توضیحات ذکر کردیم که این مدار قابلیت کد گذاری را دارد.
منظوراز کد گذاری بدین صورت می باشد که شما می توانید برای هر فرستنده یک کد خاص تعریف کنید و در گیرنده نیز یک کد ، و در صورت مطابقت کد فرستنده و گیرنده دستگاه عمل خواهد کرد این امکان جالب شما را قادر می سازد تا 6561 فرستنده و گیرنده بسازید و اگر آن ها را در کنار یک دیگر قرار دهید فرستنده و گیرنده ها بدون هیچ گونه مشکلی کار خواهد کرد مثلا اگر فرستنده با کد 10110000 را روشن کنید و کلید 1 را فشار دهید فقط یک گیرنده عمل خواهد کرد و خروجی شماره 1 ان فعال خواهد شد که کد ان با فرستنده یکی باشد و یا به عبارتی اگر کد فرستنده 10110000 باشد و کد گیرنده هم 10110000 باشد دستگاه گیرنده خروجی آن فعال می شود .
همین امکان نیز در دزدگیر های ماشین وجود دارد بصورتی که اگر مثلا 100 ماشین که از یک نوع دزدگیر استفاده می کنند در یک مکان باشندد هیچ وقت اشتباهی درب ماشین دیگری باز نمی شود و دقیقا ماشینی که فرستنده آن کلید ان فشارداده شده است عمل خواهد کرد.


خوب در مورد نحوه کد گزاری باید بگم ما در مدار فرستنده و گیرنده 4 کاناله از یک آی سی انکودر 4 کاناله استفاده کردیم که خروجی آن وصل مدار فرستنده می شد.در این ای سی پایه های 1 الی 8 پایه خط آدرس می باشد که می توانید آن را به منفی یا مثبت وصل کنید و یا آزاد بگذارید.
برای بهتر متوجه شدن مثلا اگر شما پایه های 1 تا 4 را به مثبت وصل کنید و پایه های 5 و6 را به منفی وصل کنید و پایه 7و8 را آزاد بگذارید در حقیقت یک کد برای دستگاه خود تعریف کرده ایدو در گیرنده نیزبه همین صورت پایه ها را باید وصل کنید تا گیرنده شما بتواند اطلاعات ارسالی از فرستنده رادریافت کند و عمل کند البته این نکته را هم متذکر بشم که محدودیت در نحوه وصل کردن پایه وجود ندارد اصلا میتوانید همه پایه را آزاد بگذارید یا همه را به منفی وصل کنید یا همه را به مثبت در این زمینه هیچ گون محدودیتی وجود ندارد و فقط باید دقت کند که کد فرستنده و گیرنده یکی باشد تا اطلاعات شما ارسال و دریافت شود.

 

ترانزیستور را معمولاً به عنوان یکی از قطعات الکترونیک می‌‌شناسند. ترانزیستور یکی از ادوات حالت جامد است که از مواد نیمه رسانایی مانند سیلیسیم و ژرمانیوم ساخته می‌شود.یک ترانزیستور در ساختار خود دارای پیوندهایپیوند نوع N و پیوند نوع P می باشد.

معرفی

ترانزیستورهای جدید به دو دسته کلی تقسیم می شوند: ترانزیستورهای اتصال دوقطبی(BJTs) و ترانزیستورهای اثر میدانی (FETs). اعمال جریان در BJTها و ولتاژ در FETها بیین ورودی وترمینال مشترک رسانایی بین خروجی و ترمینال مشترک را افزایش می دهد، از اینرو سبب کنترل جریان بین آنها می شود. مشخصات ترانزیستورها به نوع آن بستگی دارد. مدل های ترانزیستور را ببینید. لغت "ترانزیستور" به نوع اتصال نقطه ای آن اشاره دارد، اما این نوع فقط در کاربردهای محدود تجاری دیده می شد که در اوایل دهه 1950 انواع کاربردی تر آن یعنی نوع اتصال دوقطبی جایگزین شدند. نماد شماتیک و خود لغت "ترانزیستور" که امروزه بطور گسترده ای برای آن بکار می روند، چیزهایی هستند که به این قطعات قدیمی اشاره دارد.[1] برای یک زمان کوتاه در اوایل دهه 1960، بعضی از سازنده ها و ناشران مجله های الکترونیک شروع به جایگزینی سمبل قدیمی با سمبل هایی را کردند که اختلاف ساختار ترانزیستور دوقطبی را به صورت دقیقتر نشان می داد، اما این ایده خیلی زود رها شد. در مدارات آنالوگ، ترانزیستورها در تقویت کننده ها استفاده می شوند، (تقویت کننده های جریان مستقیم، تقویت کننده های صدا، تقویت کننده های امواج رادیویی) و منابع تغذیه تنظیم شده خطی. همچنین از ترانزیستورها در مدارات دیجیتال بعنوان یک سوئیچ الکترونیکی استفاده می شوند، اما به ندرت به صورت یک قطعه جدا، بلکه به صورت بهم پیوسته در مدارات مجتمع یکپارچه بکار می روند. مدارات دیجیتال شامل گیت های منطقی، حافظه با دسترسی تصادفی (RAM)، میکروپروسسورها و پردازنده های سیگنال دیجیتال (DSPs) هستند.

اهمیت

ترانزیستور از سوی بسیاری بعنوان یکی از بزرگترین اختراعات در تاریخ نوین مطرح شده است، در رتبه بندی از لحاضظ اهمیت در کنار ماشین چاپ، خودرو و ارتباطات الکترونیکی و الکتریکی قرار دارد. ترانزیستور عنصر فعال کلیدی در الکترونیک مدرن است. اهمیت ترانزیستور در جامعه امروز متکی به قابلیت آن برای تولید انبوه که از یک فرآیند (ساخت) کاملاً اتماتیک که قیمت تمام شده هر ترانزیستور در آن بسیار ناچیز است استفاده می کند. اگرچه ملیون ها ترانزیستور هنوز تکی (به صورت جداگانه) استفاده می شوند ولی اکثریت آنها به صورت مدار مجتمع (اغلب به صورت مختصر IC و همچنین میکرو چیپ یا به صورت ساده چیپ نامیده می شوند) همراه با دیودها، مقاومت ها، خازن ها و دیگر قطعات الکترونیکی برای ساخت یک مدار کامل الکترونیک ساخته می شوند.یک گیت منطقی حاوی حدود بیست ترانزیستور است در مقابل یک ریزپردازنده پیشرفته سال 2006 که می تواند از بیش از 7/1 ملیون ترانزیستور استفاده کند (ماسفت ها)[1]. قیمت کم، انعطاف پذیری و اطمینان از ترانزیستور یک قطعه همه کاره برای وظایف غیرمکانیکی مثل محاسبه دیجیتال ساخته است. مدارات ترانزیستوری به خوبی جایگزین دستگاه های کنترل ادوات و ماشین ها شده اند. استفاده از یک میکروکنترلر استاندارد و نوشتن یک برنامه رایانه ای که عمل کنترل را انجام می دهد اغلب ارزان تر و موثرتر از طراحی معادل مکانیکی آن می باشد. بعلت قیمت کم ترانزیستورها و ازینرو رایانه ها گرایشی برای دیجیتال کردن اطلاعات وجود دارد. با رایانه های دیجیتالی که توانایی جستوجوی سریع، دسته بندی و پردازش اطلاعات دیجیتال را ارائه می کنند، تلاش بیشتری برای دیجیتال کردن اطلاعات شده است.در نتیجه امروزه داده رسانه های بیشتری به دیجیتال تبدیل می شوند، در پایان توسط رایانه تبدیل شده و به صورت آنالوگ در اختیار قرار می گیرد. تلوزیون، رادیو و روزتامه ها چیزهایی هستند که تحت تاثیر این انقلاب دیجیتال واقع شده اند.

مزایای ترانزیستورها بر لامپ های خلإ

قبل از گسترش ترانزیستورها، لامپ های خلإ (یا در UK لاپ های ترمیونیک یا فقط لامپ ها) قطعات فعال اصلی تجهیزات الکترونیک بودند. مزایای کلیدی که به ترانزیستورها اجازه جایگزینی با لامپ های خلإ سابق در بیشتر کاربردها را داد در زیر آمده است: اندازه کوچک تر (با وجود ادامه کوچک سازی لامپ های خلإ) تولید کاملاً اتوماتیک هزینه کمتر (در حجم تولید) امکان ولتاژ کاری پایین تر ( اما لامپ های خلإ در ولتاژهای بالاتر می توانند کار کنند) نداشتن دوره گرم شدن (بیشتر لامپ های خلإ به 10 تا 60 ثانیه زمان برای عملکرد صحیح نیاز دارند) تلفات توان کمتر (نداشتن توان گرمایی،ولتاژ اشباع خیلی پایین) قابلیت اطمینان بالاتر و سختی فیزیکی بیشتر( اگرچه لامپ های خلإ از نظر الکتریکی مقاوم ترند. همچنین لامپ خلإ در برابر پالس های الکترومغناطیسی هسته ای (NEMP) وتخلیه الکترو استاتیکی (ESD) مقاوم ترند عمر خیلی بیشتر (قطب منفی لامپ خلإ سرانجام ازبین می رود و خلإ آن می تواند آلوده بشود) فراهم آوردن دستگاه های مکمل (امکان ساختن مدارات مکمل متقارن: لامپ خلإ قطبی معادل نوع مثبت BJTها و نوع مثبت FETها در دسترس نیست) قابلیت کنترل جریان بالا (ترانزیستورهای قدرت بریای کنترل صدها آمپر در دسترسند، لامپ های خلإ برای کنترل حتی یک آمپر بسیار بزرگ و هزینه برند) میکروفونیک بسیار کمتر (لرزش می تواند با خصوصیات لامپ خلإ تلفیق شود، به هر حال این ممکن است در صدای تقویت کننده های گیتار شرکت کند)

تاریخچه

اولین سه حق ثبت اختراع ترانزیستور اثرمیدان در سال 1928 در آلمان توسط فیزک دانی به نامJulius Edgar Lilienfeld ثبت شد، اما او هیچ مقاله ای در باره قطعه اش چاپ نکرد و این سه ثبت اختراع از طرف صنعت نادیده گرفته شد. در سال 1934 فیزیکدان آلمانی دکتر Oskar Heil ترانزیستور اثر میدان دیگری را به ثبت رساند. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که این قطعه ساخته شده است، اما بعداً کارهایی در دهه 1990 نشان داد که یکی از طرح های Lilienfeld کار کرده و گین قابل توجه ای داده است. اوراق قانونی از آزمایشگاه های ثبت اختراع بل نشان می دهد که Shockley و Pearson یک نسخه قابل استفاده از اختراع Lilienfeld ساخته اند، در حالی که آنها هیچگاه این را در تحقیقات و مقالات خود ذکر نکردند. ترانزیستورهای دیگر، R. G. Arns در 16 دسامبر 1947 Wiliam Shockley, John Bardan و Walter Brattain موفق به ساخت اولین ترانزیستور اتصال نقطه ای در آزمایشگاه بل شدند. این کار با تلاش های زمان جنگ برای تولید دیودهای مخلوط کننده ژرمانیم خالص "کریستال" ادامه یافت، این دیودها در واحدهای رادار بعنوان عنصر میکسر فرکانس در گیرنده های میکروموج استفاده می شد. یک پروژه موازی دیودهای ژرمانیم در دانشگاه Purdue موفق شد کریستال های نیمه هادی ژرمانیم را با کیفیت خوب که در آزمایشگاه های بل استفاده می شد را تولید کند.[2] سرعت سوئیچ تکنولوژی لامپی اولیه برای این کار کافی نبود، همین تیم Bell را سوق داد تا از دیودهای حالت جامد به جای آن استفاده کنند. آنها با دانشی که در دست داشتند شروع به طراحی سه قطبی نیمه هادی کردند، اما دریافتند که کار ساده ای نیست. Bardeen سرانجام یک شاخه جدید فیزیک سطحی را برای محاسبه رفتار عجیبی که دیده بودند ایجاد کرد و سرانجام Brattain و Bardeen موفق به ساخت یک قطعه کاری شدند. آزمایشگاه های تلفن بل به یک اسم کلی برای اختراع جدید نیاز داشتند: "سه قطبی نیمه هادی"، "سه قطبی جامد"، "سه قطبی اجزاء سطحی"، "سه قطبی کریستال" و "لاتاتورن" که همه مطرح شده بودند، اما "ترانزیستور" که توسط John R. Pierce ابداع شده بود، برنده یک قرعه کشی داخلی شد. اساس وبنیاد این اسم در یاداشت فنی بعدی شرکت رای گیری شد: ترانزیستور، این یک ترکیب مختصر از کلمات "ترانسکانداکتانس" یا "انتقال" و "مقاومت متغیر" است. این قطعه منطقاً متعلق به خانواده مقاومت متغیر می باشد و یک امپدانس انتقال یا گین دارد بنابراین این اسم یک ترکیب توصیفی است. -آزمایشگاه های تلفن بل- یاداشت فنی(28 می 1948) Pierce این نام را قدری متفاوت تفسیر کرد: دلیلی که من این نام را انتخاب کردم این بود که من فکر کردم این قطعه چکار می کند، در آن زمان تصور می شد که این قطعه مثل دو لامپ خلإ است. لامپ های خلإ هدایت انتقالی دارند بنابراین ترانزیستور مقاومت انتقالی دارد. و این اسم می بایست متناسب با نام دیگر قطعات مثل وریستور، ترمیستور باشد. و من اسم ترانزیستور را پیشنهاد کردم. PBC Show مصاحبه با john R. Pierce بل فوراً ترانزیستور تک اتصالی را جزء تولیدات انحصاری شرکت Western Electric، شهر Allentown در ایالت Pennsylvania قرار داد. نخستین ترانزیستورهای گیرنده های رادیو AM در معرض نمایش قرار گرفتند، اما در واقع فقط در سطح آزمایشگاهی بودند.بهرحال در سال 1950 Shockley یک نوع کاملاً متفاوت ترانزیستور را ارائه داد که به ترانزیستور اتصال دوقطبی معروف شد. اگرچه اصول کاری این قطعه با ترانزیستور تک اتصالی کاملاً فرق می کند، قطعه ای است که امروزه به عنوان ترانزیستور شناخته می شود. پروانه تولید این قطعه نیز به تعدادی از شرکت های الکترونیک شامل Texas Instrument که تعداد محدودی رادیو ترانزیستوری بعنوان ابزار فروش تولید می کرد داده شد. ترانزیستورهای اولیه از نظر شیمیایی ناپایدار بودند و فقط برای کاربردهای فرکانس و توان پایین مناسب بودند، اما همینکه طراحی ترانزیستور توسعه یافت این مشکلات نیز کم کم رفع شدند. اگرچه اغلب نادرست به Sony نسبت داده می شود، ولی اولین رادیو ترانزیستوری تجاری Regency TR-1 بود که توسط Regency Division از I.D.E.A (گروه مهنسی توصعه صنعتی) شهر Indianapolis ایالت Indiana ساخته شده و در 18 اکتبر 1954 اعلام شد. آین رادیو در نوامبر 1954 به قیمت 95/49 دلار(معادل با 361 دلار در سال 2005) به فروش گذاشته شد و تعداد 150000 از آن به فروش رفت. این رادیو از 4 ترانزیستور استفاده می کرد وبا یک باتری 5/22 ولتی راه اندازی می شد. هنگامیکه Masaru Ibuka ، موسس شرکت ژاپنی سونی از آمریکا دیدن می کرد آزمایشگاه های بل ارائه مجوز ساخت شامل ریز دستوراتی مبنی بر چگونگی ساخت ترانزیستور را اعلام کرده بودند. Ibuka مجوز خرید 50000 دلاری پروانه تولید را از وزیر دارایی ژاپن گرفت و در سال 1955 رادیوی جیبی خود را تحت مارک سونی معرفی کرد. (کلمه جیبی اشاره دارد به مطلب بدنامی سونی وقتیکه فروشنده آنها پیراهن مخصوصی با جیب های بزرگ داشت). این محصول بزودی با طرح های بلند پروازانه ادامه پیدا کرد، اما آنها بعنوان آغاز رشد شرکت سونی از طرف عموم مورد توجه قرار می گرفتند تا سونی به یک قدرت تولیدی تبدیل شد. بعد از دو دهه ترانزیستورها بتدریج جای لامپ های خلإ را در بسیاری از کاربردها گرفتند و بعد ها امکان تولید دستگاه های جدیدی از قبیل مدارات مجتمع و رایانه های شخصی را فراهم آوردند. از Shockley, Bardeen و Brattian بخاطر تحقیقاتشان در مورد نیمه هادی ها وکشف اثر ترانزیستر با جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد. Bardeen می رفت که دومین جایزه نوبل فیزیک را دریافت کند، یکی از دو نفری که بیش از یک جایزه از یک متد می گرفت. اولین ترانزیستور Gallium-Arsenide Schottky-gate توسط Carver Mead ساخته و در سال 1966 گزارش داده شد.

کاربرد

ترانزیستور دارای 3 ناحیه کاری میباشد.ناحیه قطع/ناحیه فعال(کاری یا خطی)/ناحیه اشباع ناحیه قطع حالتی است که ترانزیستور در ان ناحیه فعالیت خاصی انجام نمیدهد.اگر ولتاژ بیس را افزایش دهیم ترانزیستور از حالت قطع بیرون امده و به ناحیه فعال وارد میشود در حالت فعال ترانزیستور مثل یک عنصر تقریبا خطی عمل میکند اگر ولتاژ بیس را همچنان افزایش دهیم به ناحیه ای میرسیم که با افزایش جریان ورودی در بیس دیگر شاهد افزایش جریان بین کلکتور و امیتر نخواهیم بود به این حالت میگویند حالت اشباع و اگر جریان ورودی به بیس زیاد تر شود امکان سوختن ترانزیستور وجود دارد. ترانزیستور هم در مدارات الکترونیک آنالوگ و هم در مدارات الکترونیک دیجیتال کاربردهای بسیار وسیعی دارد. درمدارات آنالوگ ترانزیستور در حالت فعال کار میکند و می‌توان از آن به عنوان تقویت کننده یا تنظیم کننده ولتاژ (رگولاتور) و ... استفاده کرد. و در مدارات دیجیتال ترانزیستور در دو ناحیه قطع و اشباع فعالیت میکند که میتوان از این حالت ترانزیستور در پیاده سازی مدار منطقی، حافظه، سوئیچ کردن و ... استفاده کرد.به جرات می توان گفت که ترانزیستور قلب تپنده الکترونیک است.

عملکرد

ترانزیستور از دیدگاه مداری یک عنصر سه‌پایه می‌‌باشد که با اعمال یک سیگنال به یکی از پایه‌های آن میزان جریان عبور کننده از دو پایه دیگر آن را می‌توان تنظیم کرد. برای عملکرد صحیح ترانزیستور در مدار باید توسط المان‌های دیگر مانند مقاومت‌ها و ... جریان‌ها و ولتاژهای لازم را برای آن فراهم کرد و یا اصطلاحاً آن را بایاس کرد.

انواع

دو دسته مهم از ترانزیستورها BJT (ترانزیستور دوقطبی پیوندی) (Bypolar Junction Transistors) و FET (ترانزیستور اثر میدان) (Field Effect Transistors) هستند. ترانزیستورهای اثزمیدان یا FET‌ها نیز خود به دو دسته ی ترانزیستور اثر میدان پیوندی(JFET) و MOSFET‌ها (Metal Oxide SemiConductor Field Effect Transistor) تقسیم می‌شوند.

ترانزیستور دوقطبی پیوندی

در ترانزیستور دو قطبی پیوندی با اعمال یک جریان به پایه بیس جریان عبوری از دو پایه کلکتور و امیتر کنترل می‌شود. ترانزیستورهای دوقطبی پیوندی در دونوع npn و pnp ساخته می‌شوند. بسته به حالت بایاس این ترانزیستورها ممکن است در ناحیه قطع، فعال و یا اشباع کار کنند. سرعت بالای این ترانزیستورها و بعضی قابلیت‌های دیگر باعث شده که هنوز هم از آنها در بعضی مدارات خاص استفاده شود. امروزه بجای استفاده از مقاومت وخازن و...در مدارات مجتمع تمامآازترانزیستوراستفاده می کنند

ترانزیستور اثر میدان پیوندی(JFET)

در ترانزیستورهای JFET(Junction Field Effect Transistors( در اثر میدان، با اعمال یک ولتاژ به پایه گیت میزان جریان عبوری از دو پایه سورس و درین کنترل می‌شود. ترانزیستور اثر میدانی بر دو قسم است: نوع n یا N-Type و نوع p یا P-Type. از دیدگاهی دیگر این ترانزیستورها در دو نوع افزایشی و تخلیه‌ای ساخته می‌شوند.نواحی کار این ترانزستورها شامل "فعال" و "اشباع" و "ترایود" است این ترانزیستورها تقریباً هیچ استفاده‌ای ندارند چون جریان دهی آنها محدود است و به سختی مجتمع می‌شوند.

انواع ترانزیستور پیوندی

pnp

شامل سه لایه نیم هادی که دو لایه کناری از نوع p و لایه میانی از نوع n است و مزیت اصلی آن در تشریح عملکرد ترانزیستور این است که جهت جاری شدن حفره‌ها با جهت جریان یکی است.

npn

شامل سه لایه نیم‌ هادی که دو لایه کناری از نوع n و لایه میانی از نوع p است. پس از درک ایده‌های اساسی برای قطعه ی pnp می‌توان به سادگی آنها را به ترانزیستور پرکاربردتر npn مربوط ساخت.


ساختمان ترانزیستور پیوندی ترانزیستور دارای دو پیوندگاه است. یکی بین امیتر و بیس و دیگری بین بیس و کلکتور. به همین دلیل ترانزیستور شبیه دو دیود است. دیود سمت چپ را دیود بیس _ امیتر یا صرفاً دیود امیتر و دیود سمت راست را دیود کلکتور _ بیس یا دیود کلکتور می‌نامیم. میزان ناخالصی ناحیه وسط به مراتب کمتر از دو ناحیه جانبی است. این کاهش ناخالصی باعث کم شدن هدایت و بالعکس باعث زیاد شدن مقاومت این ناحیه می‌گردد.


امیتر که به شدت آلائیده شده، نقش گسیل و یا تزریق الکترون به درون بیس را به عهده دارد. بیس بسیار نازک ساخته شده و آلایش آن ضعیف است و لذا بیشتر الکترونهای تزریق شده از امیتر را به کلکتور عبور می‌دهد. میزان آلایش کلکتور کمتر از میزان آلایش شدید امیتر و بیشتر از آلایش ضعیف بیس است و کلکتور الکترونها را از بیس جمع‌آوری می‌کند.

 

 

بازسازی اولین ترانزیستور جهان

طرز کار ترانزیستور پیوندی طرز کار ترانزیستور را با استفاده از نوع npn مورد بررسی قرار می‌دهیم. طرز کار pnp هم دقیقا مشابه npn خواهد بود، به شرط اینکه الکترونها و حفره‌ها با یکدیگر عوض شوند. در نوع npn به علت تغذیه مستقیم دیود امیتر ناحیه تهی کم عرض می‌شود، در نتیجه حاملهای اکثریت یعنی الکترونها از ماده n به ماده p هجوم می‌آورند. حال اگر دیود بیس _ کلکتور را به حالت معکوس تغذیه نمائیم، دیود کلکتور به علت بایاس معکوس عریض‌تر می‌شود.

الکترونهای جاری شده به ناحیه p در دو جهت جاری می‌شوند، بخشی از آنها از پیوندگاه کلکتور عبور کرده، به ناحیه کلکتور می‌رسند و تعدادی از آنها با حفره‌های بیس بازترکیب شده و به عنوان الکترونهای ظرفیت به سوی پایه خارجی بیس روانه می‌شوند، این مولفه بسیار کوچک است.


شیوه ی اتصال ترازیستورها

اتصال بیس مشترک در این اتصال پایه بیس بین هر دو بخش ورودی و خروجی مدار مشترک است. جهتهای انتخابی برای جریان شاخه‌ها جهت قراردادی جریان در همان جهت حفره‌ها می‌شود.


اتصال امیتر مشترک مدار امیتر مشترک بیشتر از سایر روشها در مدارهای الکترونیکی کاربرد دارد و مداری است که در آن امیتر بین بیس و کلکتور مشترک است. این مدار دارای امپدانس ورودی کم بوده، ولی امپدانس خروجی مدار بالا می‌باشد.


اتصال کلکتور مشترک اتصال کلکتور مشترک برای تطبیق امپدانس در مدار بکار می‌رود، زیرا برعکس حالت قبلی دارای امپدانس ورودی زیاد و امپدانس خروجی پائین است. اتصال کلکتور مشترک غالبا به همراه مقاومتی بین امیتر و زمین به نام مقاومت بار بسته می‌شود.


نویسنده :فرهاد وحدانی،با تحقیق از حمیدرضا مروج

ترانزیستور اثر میدان MOS

این ترانزیستورها نیز مانند Jfet‌ها عمل می‌کنند با این تفاوت که جریان ورودی گیت آنها صفر است. همچنین رابطه جریان با ولتاژ نیز متفاوت است. این ترانزیستورها دارای دو نوع PMOS و NMOS هستند که فناوری استفاده از دو نوع آن در یک مدار تکنولوژی CMOS نام دارد. این ترانزیستورها امروزه بسیار کاربرد دارند زیرا براحتی مجتمع می‌شوند و فضای کمتری اشغال می‌کنند. همچنین مصرف توان بسیار ناچیزی دارند.

به تکنولوژی‌هایی که از دو نوع ترانزیستورهای دوقطبی و Mosfet در آن واحد استفاده می‌کنند Bicmos می‌گویند.

البته نقطه کار این ترانزیستورها نسبت به دما حساس است وتغییر می‌کند. بنابراین بیشتر در سوئیچینگ بکار می‌‌روند AMB


ساختار و طرز کار ترانزیستور اثر میدانی - فت


ترانزیستور اثر میدانی ( فت ) - FET همانگونه که از نام این المام مشخص است، پایه کنترلی آن جریانی مصرف نمی کند و تنها با اعامل ولتاژ و ایجاد میدان درون نیمه هادی ، جریان عبوری از FET کنترل می شود. به همین دلیل ورودی این مدار هیچ کونه اثر بارگذاری بر روی طبقات تقویت قبلی نمی گذارد و امپدانس بسیار بالایی دارد.

فت دارای سه پایه با نهامهای درِین D - سورس S و گیت G است که پایه گیت ، جریان عبوری از درین به سورس را کنترل می نماید. فت ها دارای دو نوع N کانال و P کانال هستند. در فت نوع N کانال زمانی که گیت نسبت به سورس مثبت باشد جریان از درین به سورس عبور می کند . FET ها معمولاً بسیار حساس بوده و حتی با الکتریسیته ساکن بدن نیز تحریک می گردند. به همین دلیل نسبت به نویز بسیار حساس هستند.

نوع دیگر ترانزیستورهای اثر میدانی MOSFET ها هستند ( ترانزیستور اثر میدانی اکسید فلزی نیمه هادی - Metal-Oxide Semiconductor Field Efect Transistor ) یکی از اساسی ترین مزیت های ماسفت ها نویز کمتر آنها در مدار است.

فت ها در ساخت فرستنده باند اف ام رادیو نیز کاربرد فراوانی دارند. برای تست کردن فت کانال N با مالتی متر ، نخست پایه گیت را پیدا می کنیم. یعنی پایه ای که نسبت به دو پایه دیگر در یک جهت مقداری رسانایی دارد و در جهت دیگر مقاومت آن بی نهایت است. معمولاً مقاومت بین پایه درین و گیت از مقاومت پایه درین و سورس بیشتر است که از این طریق می توان پایه درین را از سورس تشخیص داد.

 

محمد تقی بهار

زندگی

محمدتقی در مشهد به دنیا آمد. او فرزند میرزا محمدکاظم صبوری بود که قبل از وی لقب ملک‌الشعرا داشت. پس از مرگ صبوری در سال ۱۳۲۲ ه‍. ق. منصب وی و لقب ملک‌اشعرا به دستور مظفرالدین شاه قاجار به محمدتقی هجده‌ساله رسید. در دوران استبداد صغیر در سال ۱۳۲۸ ه‍. ق. بهار به مشروطه‌طلبان خراسان پیوست و در انتشار روزنامهٔ خراسان با آنان همکاری کرد. وی شعرهایی را در این روزنامه چاپ می‌کرد، از جمله شعر معروف «کار ایران با خداست» با مطلع «با شَهِ ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست». این روند تا فتح تهران در ۱ رجب ۱۳۲۷ ه‍. ق. (۲۸ سرطان ۱۲۸۸) به‌دست مشروطه‌طلبان و استعفای محمدعلی شاه ادامه یافت.

پس از فتح تهران، بهار نویسندگی را نیز شروع کرد و اولین مقالات سیاسی و اجتماعی‌اش در طوس با امضای «م. بهار» و بعضی از مقالاتش نیز بدون امضا در حبل‌المتین چاپ کلکته منتشر شد.

بهار در ۱۳۲۸ ه‍. ق. در مشهد روزنامهٔ نوبهار را که نظرات حزب دموکرات را که در همان سال راه‌اندازی شده بود منتشر می‌کرد، تأسیس کرد. بهار هم‌زمان به عضویت کمیتهٔ ایالتی این حزب انتخاب شد. به‌گفتهٔ خود بهار، در روزنامهٔ نوبهار (و بعد از آن تازه‌بهار)، برنامه‌اش «مخالفت با بقای قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت بود». نوبهار به‌دستور کنسول روسیه توقیف شد و بهار بلافاصله روزنامهٔ جدیدش تازه‌بهار را منتشر کرد. اما تازه‌بهار هم در محرم ۱۳۳۰ ه‍. ق. به‌دستور وثوق‌الدوله وزیر خارجهٔ وقت تعطیل شد. بهار و نه نفر از اعضای حزب دموکرات را نیز دست‌گیر کرده و به تهران فرستاندند.

یک سال بعد ملک‌اشعرا دوباره به مشهد برگشت و با اجازهٔ نیرالدوله والی خراسان دوباره روزنامهٔ نوبهار را راه‌اندازی کرد. ولی به‌علت محدودیت‌های سیاسی این بار در زمینهٔ مسائل اجتماعی، اخلاقی، و دینی می‌نوشت. بهار یک سال در نوبهار کار کرد و پس از آن، تقریباً هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی اول، به نمایندگی دورهٔ سوم مجلس شورای ملی، از درجز و کلات و سرخس، انتخاب شد. نوبهار مجدداً از طرف کنسولگری‌های روسیه و بریتانیا توقیف شد و بهار از راه روسیه به تهران رفت.

در تهران اعتبارنامهٔ بهار برای وکالت مجلس با مخالفت روبرو شد ولی پس از شش ماه بالاخره قبول شد. بهار روزنامهٔ نوبهار را این بار در تهران دوباره راه‌اندازی کرد که بعد از ماجراهایی مجدداً توقیف شد و بهار به خراسان تبعید شد.

پس از انقلاب روسیه و شکوفایی مجدد احزاب در ایران، بهار دوباره به تهران برگشت و دوسال پیاپی نیز به عضویت کمیتهٔ مرکزی حزب دموکرات انتخاب شد. در این دو سال بهار انجمن ادبی دانشکده و مجله‌ٔ ادبی‌ای با همین نام دایر کرد و نوبهار را نیز مجدداً برای مدتی راه انداخت. طبق گفتهٔ خود وی، در این دوران به این نتیجه رسید که باید به‌جای روش‌های قبلی‌اش، به ایجاد یک دولت مقتدر مرکزی کمک کند. در این باره، بهار می‌نویسد: «نه به جنگلی‌ها عقیده داشته‌ام نه با خیابانی همراه و هم‌سلیقه بوده‌ام و نه با قیام کلنل محمدتقی خان (به آن طریق) موافقت داشته‌ام».

با ظهور سردار سپه (رضاشاه پهلوی بعدی) و وعدهٔ جمهوری‌اش، بهار با سردار سپه همراه شد ولی پس از مدتی «سر و کلهٔ دیکتاتوری عظیمی را از پشت پرده» دید و انتقاد از دولت سردار سپه را شروع کرد. بهار از قول سردار سپه (پس از روی گرداندن بهار از وی) می‌نویسد: «من ملک را خیلی دوست داشته‌ام ولی خود او نخواست از من استفاده کند».

با باز شدن مجلس پنجم که بهار در آن نمایندهٔ ترشیز است، فرار احمدشاه، و فرمانروایی کامل سردار سپه بر ایران، بهار به مخالفت‌های خود ادامه می‌دهد (و از جمله در [[۹ آبان] ۱۳۰۴ رأی مخالف می‌دهد). در نتیجه به مجلس مؤسسان که اکثر نمایندگان مجلس پنجم در آن عضوند دعوت نمی‌شود. در مجلس ششم بهار برای آخرین بار و این بار از تهران به نمایندگی انتخاب شد و با پایان این دوره از زندگی سیاسی کناره‌گیری می‌کند.

از ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰ بهار دوبار زندانی می‌شود و یک بار نیز به مدت یک سال به اصفهان تبعید می‌شود. در همین درگیری‌ها دیوان اشعارش که در چاپخانهٔ مجلس چاپ شده بود ولی توزیع نشده بود توسط شهربانی ضبط می‌شود و بعد از شهریور ۱۳۲۰ از ۲۸۰ صفحهٔ اولیه تنها ۱۴۰ صفحه پیدا می‌شود. کارهای دیگر بهار نیز، غیر از تاریخ سیستان، مجمل التواریخ، سبک‌شناسی، و چند کتاب درسی، در انبار وزارت فرهنگ مفقود یا «مندرس» می‌شود. وی در ۱۳۲۳ پس از کنار رفتن رضاشاه پهلوی کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی را چاپ کرد و در آن به انحلال سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاشاه پرداخت.

پس از رضا شاه، با آغاز حکومت محمدرضا شاه پهلوی دوره‌ای کوتاه مردم ایران زندگی سیاسی نسبتاً آزادانه‌ای را تجربه کردند. این دوره، دوره شکل گیری و فعالیت و تحرک مجدد انجمن‌ها و تشکل‌های فرهنگی و هنری بود.

انجمن ادبی ایران مجدداً در سال ۱۳۲۰ ش. به ریاست ادیب السلطنه سمیعی و با یاری ملک الشعرای بهار و جمعی از شاعران و نویسندگان پا گرفت.عمارت فرهنگستان ایران در اختیار این جمع قرار گرفت و هر هفته در آن جلسه بر گزار می‌شد. در این جلسات شاعران و نویسندگان آثار خود را می‌خواندند و در بارهٔ آن‌ها بحث و گفت و گو می‌کردند.در همین انجمن طرح‌هایی برای تالیف کتاب لغت نامه، داستان و سناریو تهیه شد که در حد طرح ماند.

در همین سال ملک الشعرای بهار جمعیت ایرانی هوادار صلح را بنیان نهاد، و قصیدهٔ معروف جغد جنگ را بر پیشانی این جمعیت نشاند. روزنامه مصلحت به مدیریت احمد لنکرانی نیز نشریه این جمعیت بود، جمعیتی که بسیاری از شاعران و نویسندگان در آن فعال بودند.

در دوران محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۲۵ شمسی بهار مدتی وزیر فرهنگ شد.

 

 

آثار

تالیفات

چهار خطابه - یادگار زریران - احوال فردوسی - زندگانی مانی - دستور پنج استاد - شعر در ایران - تاریخ تطور شعر فارسی - دیوان اشعار - سبک شناسی - تاریخ مختصر احزاب سیاسی –  نیرنگ سیاه سیاه یا کنیزان سفید (رمان) - تربیت نااهل (نمایشنامه)

تصحیح‌ها

  • تاریخ سیستان
  • رساله نفس
  • مجمل التواریخ و القصص
  • منتخب جوامع الحکایات و لوانع الروایات عوفی
  • تاریخ بلعمی
  • شاهنامه فردوسی

منابع

این مقاله شامل بخش‌هایی به قلم محمدتقی بهار (درگذشته در ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰) است. حقوق معنوی آن بخش‌ها برای محمدتقی بهار محفوظ است.

  • بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۵۷، صص الف تا یج.
  • سپانلو، محمدعلی. بهار. چاپ اول، تهران: طرح نو، ۱۳۷۴.
  • مصاحب، غلامحسین (سرپرست). دایرةالمعارف فارسی. چاپ سوم، تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی، ۱۳۸۱، صص ۴۷۵ و ۴۷۶.
  • ایرج سعادتمند توندری. ترشیز ۱ - (نگاهی به تاریخ و جغرافیای شهرستان کاشمر). چاپ اول، مشهد: موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، ۱۳۸۴، ۹۶۴-۲۴۹-۰۵۵-۰، ‏۲۹۶.

شیر

مقدمه

پاستوریزه کردن، فرایندی است که طی آن مواد غذایی را حرارت می دهند تا میکروب های موجود در آنها همچون باکتری، ویروس، پروتوزوآ، کپک و... کشته شوند. پس از آنکه لوئی پاستور، دانشمند فرانسوی این فرایند را ابداع نمود، نام پاستوریزه را برای این فرایند انتخاب نمودند. لوئی پاستور به همراه کلاد برنارد در بیستم آوریل سال 1862م، برای اولین بار اقدام به عمل پاستوریزه نمودند.
بر خلاف فرایند استریلیزه، در عمل پاستوریزه تمام میکروب های ماده غذایی را نمی کشند؛ بلکه طی فرایند پاستوریزه تعدادی از این میکروب ها را می کشند تا تعداد میکروب های باقیمانده ایجاد بیماری نکنند (به شرطی که فراورده پاستوریزه شده را در یخچال نگهداری کنیم و قبل از رسیدن تاریخ انقضای آن، مورد مصرف قرار گیرد). معمولاً غذاها را استریلیزه نمی کنند؛ چون اغلب طعم و کیفیت غذا ضمن این عمل از بین می رود.
پاستوریزه کردن شیر

معمولاً وقتی صحبت از پاستوریزه کردن می شود، به یاد شیر می افتیم. شیر را معمولاً به دو روش پاستوریزه می کنند:

1.    حرارت زیاد در مدت کوتاه.

2.    حرارت بسیار بالا.

روش اول رایج تر است. در روش اول، شیر را در دمای 5/161 درجه فارنهایت به مدت 15 ثانیه حرارت می دهند. در روش دوم، شیر را در دمای 280 درجه فارنهایت حداکثر به مدت دو ثانیه حرارت می دهند.

روش های پاستوریزه را سازمان هایی که کار ایمنی سازی غذاها را بر عهده دارند کنترل می کنند. روش های پاستوریزه هر نوع ماده غذایی مخصوص همان ماده می باشد. مثلاً روش پاستوریزه کردن خامه با روش پاستوریزه کردن شیر تفاوت دارد. همچنین پنیر را به منظور حفاظت از آنزیم فسفاتاز موجود در آن که به نگهداری طولانی مدت پنیر کمک می کند، پاستوریزه می کنند.

روش اول پاستوریزه کردن، به منظور کاهش تعداد یک میلیون از میکروب های موجود در شیر طراحی شده است. این روش تقریباً برای کشتن تمامی کپک ها و باکتری هایی که سبب فساد شیر می شوند کافی است. این روش پاستوریزه برای نابودی میکروب های مقاوم در برابر حرارت (مخصوصاً مایکوباکتریوم توبرکولوسیس) مناسب است. روش اول پاستوریزه باید به گونه ای طراحی شود که شیر را به طور یکنواخت حرارت دهند و هیچ بخشی از شیر را نباید به مدت کمتر یا در دمای پایین تر حرارت داد.
شیری که به روش اول پاستوریزه شده باشد، معمولاً به مدت دو تا سه هفته درون یخچال سالم می ماند؛ در حالیکه شیر پاستوریزه شده به روش دوم دیرتر فاسد می شود و اگر در یخچال نگهداری شود تا دو سه ماه سالم می ماند. این شیر را می توان با استفاده از دیگر فرایندهای نگهداری طولانی مدت از مواد غذایی، به مدت طولانی تری حتی بیرون از یخچال نگهداری کرد.

دیگر روش های استاندارد پاستوریزه و شیر خام

در کنار روش های پاستوریزه مطرح شده در بالا، روش های دیگری هم وجود دارند که زیاد شناخته نشده اند. یکی از این روش ها، پاستوریزه کردن یکجا است. در این روش، مقادیر زیاد شیر را به طور یکجا در دماهای پایین تر(معمولاً 155 درجه فارنهایت) حرارت می دهند. روش دیگری وجود دارد که به دمای بالا ترــ زمان کوتاه تر معروف است. این روش از نظر زمان و درجه حرارت، مابین دو سبک اصلی پاستوریزه کردن است که توضیح هر یک در بالا آمده است.

معمولاً روش پاستوریزه یکجا را که برای مقادیر زیاد شیر، روش کم هزینه ای به حساب می آید قبل از پاستوریزه نمودن شیر به طریق استاندارد انجام می دهند. شیر پاستوریزه به این روش را اغلب شیر خام یا شیر پاستوریزه نشده می نامند. اگرچه بسیاری از میکروب های این شیر طی این نوع روش پاستوریزه از بین رفته اند، باز هم نمی توان این شیر را پاستوریزه شده نامید.

در سال های اخیر استفاده از شیر خام به دلیل کشف فواید آن برای سلامتی، زیاد شده است. طرفداران این شیر معتقدند که ویتامین ها و مواد مغذی موجود در شیری که پاستوریزه نشده حفظ می شود. البته پزشکان ( و حتی بسیاری از طرفداران شیر خام) عقیده دارند برخی افراد (مثل زنان باردار، مادرانی که بچه شیر می ذهند، کسانیکه تحت درمان های ویژه برای بیماری هایی چون سرطان یا پیوند اعضا می باشند و یا کسانیکه مبتلا به بیماری های مربوط به سیستم ایمنی بدن هستند، مثل ایدز) نباید با مصرف شیر خام سلامتی خود را به مخاطره بیندازند. در واقع، برخی پزشکان توصیه می کنند که نوزادان و مادرانی که بچه شیر می دهند باید از مصرف شیر پاستوریزه شده در حرارت بسیار بالا هم اجتناب نمایند.

آیا استانداردهای امروزی مناسبند؟

در سال های اخیر، با کشف میکروب های جدید که هم به سرعت انتشار می یابند و هم در برابر حرارت مقاوم هستند، استانداردهای پاستوریزه کردن مواد غذایی بسیار مورد بازنگری قرار گرفته اند. تعداد بسیاری از این گونه میکروب ها حتی پس از عمل پاستوریزه زنده می مانند. محققان با کشف این میکروب ها و شناخت میزان مقاومت آنها به حرارت و عوامل دیگر، دراستانداردهای پاستوریزه کردن تغییرات لازم را اعمال نموده اند.

مؤسسه ای که در ایالات متحده آمریکا، ارائه استانداردهای پاستوریزه را بر عهده دارد، هنوز استانداردهای خود را جهت صحت عمل پاستوریزه ارزیابی مجدد نکرده است. این مؤسسه بیان می کند که وجود این میکروب های جدید که از نظر سایرین، نسبت به حرارت مقاوم بوده و ضمن عمل پاستوریزه نابود نمی شوند، اصلاً به خود عمل پاستوریزه کردن مربوط نمی شود؛ بلکه اینگونه آلودگی ها همگی پس از عمل پاستوریزه حادث می شوند (مثلاً آلوده بودن ظرف شیر و یا کسانیکه کار حمل و نقل شیر را انجام می دهند). با وجود این عقاید، مسئولان این مؤسسه در حال ارزیابی مجدد استانداردهای پاستوریزه هستند. برخی بیان می کنند که صنعت تولید لبنیات در آمریکا در سرکوبی متخصصین که بحران سلامتی احتمالی را عنوان می کنند، بسیار موفق عمل می کند. احتمال وجود چنین بحرانی می تواند باعث ترس و نگرانی مصرف کنندگان لبنیات شده و کاهش مصرف آنها را به دنبال داشته باشد. در هر حال، وجود این میکروب های جدید، چه مربوط به نحوه پاستوریزه کردن باشد و چه به آلوده شدن شیر پس از انجام عمل پاستوریزه مربوط باشد برای سلامتی مضر است و باید جلوی آنها را گرفت.
اصطلاح پاستوریزه کردن سرد معمولاً به کشتن باکتری های موجود در غذا با استفاده از اشعه رادیو اکتیو و یا مواد شیمیایی اطلاق می شود.
همه فراورده های زیر را هم می توان پاستوریزه نمود:
- ماءالشعیر

  آب میوه

 عسل

ـ تخم مرغ

خزندگان

استخوان بندی خزندگان

جمجمه خزندگان نسبت به دوزيستان دارای بخشهای استخوانی بيشتری است. ناحيه گيجگاهی جمحمه طی مراحل تكامل ، تنوع ساختاری قابل ملاحظه ای پيدا كرده است. نيای باستانی خزندگان فاقد هر گونه مدخل گيجگاهی بودند. به اين وضعيت ابتدایی كه در آن سطح جمجمه يكنواخت و بدون مدخل است آناپسيد گفته می شود. در خزندگان امروزی اين ويژگی مخصوص لاكپشتان است. 
     
بعضی گونه ها دارای يك سوراخ منفرد بالا گيجگاهی در دو طرف جمجمه بودند كه به آن يوراپسيد می گويند. خزندگان شبه پستاندار دارای يك جفت مدخل زير گيجگاهی بوده اند و جمجه آنها به نام سيناپسيد خوانده می شود. خزندگان مزوزوئيك دارای جمجه ای از نوع دياپسيد بوده اند كه در آن هر دو نوع مدخل های بالا و زير گيجگاهی وجود داشته است. اين نوع جمجمه همچنين از ويژگی های اغلب خزندگان معاصر به غير از لاك پشت ها ست.

       

سقف كاسه سر خزندگان بر خلاف دوزيستان كه پهن و گسترده است ، كمانی و برآمده است. در تعدادی از مارمولك ها ، يك سوراخ آهيانه ای در محل چشم صنوبری يا چشم سوم وجود دارد كه ساير خزندگان معاصر فاقد آن هستند. شبه خزندگان به غير از مارها ، دارای ديواره استخوانی بين كاسه چشمی نيز هستند. در لاك پشت ها و جانوران خويشاوند آنها ، استخوان كام فرعی شروع به پيدايش نموده است اين عمل با افزايش طول گذرگاه های بينی كه باعث راندن مجاری داخل بينی به عقب دهان می گردند ، به وقوع می پيوندند. در تماسح ها استخوان كام فرعی به خوبی رشد كرده است ، اما در ساير خزندگان اين چنين نيست. خزندگان تنها دارای يك كنديل پس سری هستند. استخوان چهار گوش محكم به جمجه جوش خورده است. اما در مارها و مارمولك ها اين استخوان متحرك است و تا حدی به صورت لولا بين آرواره بالایی و پائينی عمل می نمايد. لاكپشتان فاقد دندان اما دارای منقاری شاخی هستند. سايرخزندگان دندان دارند ، اين داندان ها معمولا به استخوان های پيش آرواره ای وآرواره ای در آرواره بالایی و دندانی در آرواره پائينی محدود هستند. اما ممكن است بر روی استخوان های كامی ، ومر و شب پره ای نيز وجود داشته باشد. آرواره پائينی دارای تعدادی استخوان ، هم از نوع غشایی وهم از نوع جانشينی است. ميزان اتصال دو نيمه آرواره پائينی در خزندگان مختلف متفاوت است ، چنانچه در لاكپشتان اين اتصال محكم و در نتيجه آرواره به هم جوش خورده است. در حالی كه درمارها اتصال مزبور سست است و دو نيمه آرواره به وسيله زردپی هایی به هم متصل اند. بعضی از مارها به دليل وجود اتصال سست بين دو نيمه آرواره پائينی و متحرك بودن استخوان چهارگوش ، قادرند آرواره های خود را به مقدار زيادی از هم باز نمايند و طعمه های نسبتا بزرگی را ببلعند.

 

 

       

ستون مهره خزندگان بجز در مارها و مارمولك های بدون دست وپا ، در بقيه تفاوت های قابل ملاحظه ای دارند و به بخش های گردنی ، سينه ای كمری خاجی و دمی تقسيم می شوند. كنديل پس سری منفردی به اولين مهره گردنی ، به نام اطلس متصل می گردد. دومين مهره گردنی ، آسه است كه دارای برآمدگی جلویی به نام زائده دندانی است ، كه معتقدند همان جسم مهره اطلس است. مهره های سينه ای دارای دنده هستند كه بجز در خزندگان بی دست وپا و لاكپشت ها در بقيه از سطح شكمی به استخوان سينه می رسند. بين مهره های سينه ای و دو مهره خاجی ، مهره های نسبتا قابل انحنای كمری واقع اند. تعداد مهره های دمی بسيار متغيير است ، تمام مهره ها بجز مهره های گردنی و دمی لاكپشت ها ، به صفحات پوستی لاك جانور جوش خورده اند.

بيشتر خزندگان دارای جسم مهره ای پروسلوس اند ، بدين معنی كه اتصال مهره ها به يكديگر ، به صورت اتصال بين برآمدگی كروی يك مهره و فرو رفتگی كروی مهره ديگر است. در بعضی از خزندگان وضعيت برعكس است ( اپيستوسلوس ) ، به طوری كه سطح جلویی جسم مهره برآمده و محدب و سطح عقبی آن فرو رفته و مقعراست.

انواع مار

در جهان نزدیک به بیش از ۲۰۰۰ نوع مختلف مار وجود دارد که در خشکی و زیر زمین و در آب و گاهی هم بر روی درختان زندگی می‌کنند. این خزنده، تقریباً در همه جای کره زمین به جز مناطق قطبی و برخی جزیره‌ها، یافت می‌شود.

مارهای چمباته‌زن

مارهای چمباته زن بزرگ‌ترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتونها و بواها می‌باشند. آنها غیر سمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا در می‌آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می‌پیچند و بتدریج حلقه راتنگ تر می‌کنند تا حیوان خفه شود آنها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود رابه یکباره می‌بلعند.

 

مارهای زهری

حدود ۷۰۰ گونه از ۳۲۰۰ گونه مارهای دنیا زهری هستند و شامل چندین مار هستند که می‌توانند انسان را به هلاکت برسانند. یک مار زهری سم خود را از طریق نیشهایش که یا توخالیند و یا شیار دارند تزریق می‌کند. وقتی که زهر تزریق شد مار به انتظار می‌نشیند تا قربانیش قبل از بلعیده شدن بمیرد.

مارهای زهردار

با وجود فراوانی گونه‌های مار در جهان، فقط ۲۰ درصد از مارها، سمّی هستند که معمولاً با وجود نشانه‌هایی از قبیل دم نازک و وجود دو دندان تیز توخالی که در ابتدایش سوراخی دارد شناسایی می‌شوند و بقیه مارها غیرسمّی هستند. هم چنین از این ۲۰ درصد مارهای زهردار، فقط ۷۵ درصد آنها قادر هستند با زهرشان انسان را از پا درآورند. دندان‌های نیش مارهای زهری، در فک بالای دهان آنها قرار گرفته و با غده‌های سمّی که در سر مار قرار دارند در ارتباط هستند. با کشیدن دندان مار نمی‌شود برای همیشه با خیال آسوده از نیش مار زهری در امان بود چرا که دندان‌های نیش در دهان مارهای زهری مجدّداً رویش می‌کنند. مار زهری به کمک این نیش‌ها زهر را به بدن شکار خود تزریق می‌کند و این گونه می‌کوشد تا جانش را بگیرد یا حداقل او را ناتوان و بی‌هوش سازد تا با خیال راحت به خوردن گوشتش بپردازد. تمام مارهای زهری علاوه بر نیش، دندان نیز دارند. در نتیجه، تمام مارهای زهری علاوه بر نیش زدن گاز هم می‌گیرند.

مار زنگی

از نوع مار زنگی نزدیک به ۱۲ نوع مختلف در جهان وجود دارد. مارهای زنگی را از زنگوله‌ای که در ته دم خودشان دارند به راحتی می‌توان تشخیص داد. هر چند دم این مار طوری ساخته شده‌است که در هنگام حرکت و جنبیدن صدای زنگ درآید ولی با این وجود صدای اصلی زنگوله دم مار بر اثر لرزش دم توسّط خود مار، تنها زمانی انجام می‌پذیرد که مار از چیزی احساس خطر بکند.

افعی

افعی نیز که بیشتر در جنوب غربی آسیا یافت می‌شود، همانند مار زنگی است. هر دوی آنها علاوه بر آنکه مانند مارهای دیگر از جلو حرکت می‌کنند، قادر به حرکت از سمت پهلو نیز هستند. افعی‌ها تنها مارهای زهری در اروپا هستند.

 

 

 

 

شگفتی‌های حلزون

حلزون

حلزون جانوری شگفت‌انگیز است. حلزون هیچگاه گم نمی‌شود زیرا از غریزه ویژه‌ای برخوردار است که هر چه از جایگاه خود دور شود دوباره به راهنمایی این غریزه به همان محل باز می‌گردد. دیگر از شگفتیهای حلزون آن است که هر چند اندامش فقط حدود ۱۰ گرم وزن دارد ولی قادر است چیزی به وزن ۴۵۰ گرم را کشان‌کشان بر روی زمین به دنبال خود ببرد. دیگر از شگفتیهای حلزون ، زبانش است. این جانور زبانی دارد که مانند سوهان صدها دندانه ریز بر روی آن روییده‌است. این همان آلت برنده حلزون است که با آن خوراکش را قطع و ریز ریز می‌کند. خوراک بیشتر حلزونها انواع گوناگونی از گیاهان است.

ظاهر حلزون

 

حلزون آچاتينا

بدن شامل قسمت‌های زیر است: سر که دارای یک جفت بازوی حسی است، یک پای شکمی و پهن عضلانی که نوعی عمل خزیدن را انجام می‌دهد و یک توده احشایی پشتی و گنبد مانند که بیشتر اندامهای داخلی در آن جای داشته‌اند. (حلزونها معمولاً صدف دارند اما برخی از گونه‌های بی‌صدف آن نیز مشاهده شده‌است . چشم حلزون معمولاً بر روی دو تا شاخک بر روی سر آن قرار گرفته‌است .) مرحله لاروی حلزون ولیگر نام دارد که مجهز به یک کمربند مژکی ظریف است و آن را به عنوان عضو شنا بکار می‌برد. قسمت پشتی ولیگر بعدا کاملاً بزرگ می‌شود و توده احشایی در حال رشد به سمت پشت برآمدگی می‌بابد. اما این رشد رو به بالا در طرف راست و چپ بطور یکسان صورت نمی‌گیرد و نتیجه آن پیچ‌خوردگی توده احشایی و صدفی است که روی این توده را می‌گیرد.

رشد

رشد رو به بالا همچنین سبب می‌شود که لوله گوارشی به شکل U درآید و مخرج کاملاً به دهان نزدیک شود. مجموعه توده احشایی ولیگر نسبت به بقیه بدن معمولاً معادل ۱۸۰ درجه در خلاف جهت حرکت عقربه‌های ساعت می‌چرخد. در نتیجه فضای جبه در جلو و در بالای سر قرار می‌گیرد، آبششها جلویی می‌شوند، مخرج سوراخهای دفعی و تناسلی همه همگی در جلو قرار می‌گیرند و به فضای جبه باز می‌شوند. لوله گوارشی از شکل U به صورت یک قطعه درمی‌آید و قلب می‌چرخد.

تحول به صورت تابیدگی بدون تردید نوعی سازگاری با روش زندگی در حال بلوغ است. حلزونها با عقب کشاندن بدن به درون صدف از خود محافظت می‌کنند و چون صدف یک دهانه بیشتر ندارد، بازشدن دهان و مخرج در یک جا نوعی مزیت محسوب شده و دهان نزدیکتر به زمین خواهد بود. در عین حال با این پیچیدگی قسمت‌های سنگین بدن از سر راه دور شده، در روی قسمت عقبی بدن واقع می‌شوند. در نتیجه مرکز ثقل طوری جابجا می‌شود که حرکت شکم پای صدف‌دار آسانتر شود.

 

 

 

حلزون‌های بدون صدف

 

تصویری از یک حلزون بدون صدف

در بعضی شکم پایان بویژه لیسه‌های خشکی و دریازی ، صدف کوچک شده یا از بین رفته‌است. رشد در این موارد شامل بازشدگی است که در نتیجه توده احشایی تا حدودی یا بطور کامل به جایگاه نوزادی خود برمی‌گردد. لیسه‌های ساکن خشکی برای جلوگیری از خشک شدن باید در نقاط مرطوب بسر برند. این جانوران معمولاً شبها از جایگاه خود خارج می‌شوند و از سبزیها تغذیه می‌کنند. لیسه‌ها خسارات زیادی به باغها وارد می‌آورند. فضای جبه همه حلزونهای ساکن خشکی از محفظه آبششی به محفظه ششی تغییر یافته‌است و این حلزونها از هوا تنفس می‌کنند. پاره‌ای از این جانواران ، سازگاری مجدد با محیط آب یافته‌اند اما هنوز هم با شش تنفس می‌کنند و برای گرفتن هوا باید گاهگاهی به سطح آب بیایند.

نر یا ماده؟

حلزون هم نر و هم ماده‌است. بنابراین حلزون می‌تواند در یک زمان هم تخم و هم اسپرم را تولید کند. البته برای بارور کردن تخم‌ها حلزون‌ها باید اسپرم‌های خود را با یکدیگر مبادله کنند. حیوانی که هم نر و هم ماده‌است. نرموک نام دارد. حلزون قهوه‌ای رنگ باغچه‌ای در یک زمان حدود ۸۰ تخم کروی زرد یا سفید رنگ بر روی خاک سطحی باغچه می‌گذارد. حلزون می‌تواند بیشتر از ۶ بار در سال تخم ریزی کند. حدود دو سال طول می‌کشد تا یک حلزون بالغ شود!

حلزون چگونه راه می‌رود؟

 

حلزون آچاتينا

حلزون را حتما دیده‌اید و حتما به راه رفتن این جانور توجه کرده‌اید. دیده‌اید با آنکه پا ندارد ولی خیلی راحت بر روی زمین جابجا می‌شود. حلزون را نرمتنی شکمپا می‌نامند چرا که در حقیقت تمام قسمت زیرین بدنش ، پای آن بشمار می‌رود. پس حلزون پایی دارد بسیار پهن و صاف و به کمک عضلات آن خود را بر روی زمین می‌لغزاند و به این گونه روی زمین راه می‌رود. این جانور برای آنکه حرکات خود را آسان‌تر انجام دهد، از غده‌هایی که در پا-شکم خود دارد ماده‌ای چسبناک می‌تراود و جاده خود را لیز و هموارتر می‌کند. پای حلزون یا همان شکمش چنان سخت و نیرومند است که اگر خود را به لبه تیغی بکشد، کمترین آسیبی نخواهد دید.

حلزون خوراکی

یکی از گونه‌های خوراکی حلزون ، اسکارگو نام دارد . خوراکی که از حلزون اسکارگو تهیه می‌شود به همین نام نیز خوانده می‌شود .

دشمنان حلزون

حلزون‌ها دشمنان زیادی در طبیعت دارند. از جمله سوسک‌های زمینی- مارها- قورباغه‌ها و وزغ ها- لاک پشت‌ها و پرندگانی مثل مرغ- اردک و غاز.

نگهداری از حلزون به عنوان حیوان خانگی

حلزون‌ها موجودات فوق العاده‌ای هستند که نگهداری آنها آسان است. حلزون‌ها معمولاً در طبیعت حدود ۱۰ سال عمر می‌کنند. اما در قفس حدود ۳ تا ۷ سال. حلزون‌های بومی منطقه حتی تا ۱۵ سال هم عمر می‌کنند. پس خودتان را برای نگهداری از یک دوست کوچولوی سمج آماده کنید. حلزون‌ها ترجیح می‌دهند پیش خود یا هم نوعانشان به حال خود رها باشند. پس اگر بعد از مدتی از نگهداری آنها خسته شدین آنها را به طبیعت باز گردانید.

 

 

ترانزیستور

ترانزیستور را معمولاً به عنوان یکی از قطعات الکترونیک می‌‌شناسند. ترانزیستور یکی از ادوات حالت جامد است که از مواد نیمه رسانایی مانند سیلیسیم و ژرمانیوم ساخته می‌شود.یک ترانزیستور در ساختار خود دارای پیوندهایپیوند نوع N و پیوند نوع P می باشد.

معرفی

ترانزیستورهای جدید به دو دسته کلی تقسیم می شوند: ترانزیستورهای اتصال دوقطبی(BJTs) و ترانزیستورهای اثر میدانی (FETs). اعمال جریان در BJTها و ولتاژ در FETها بیین ورودی وترمینال مشترک رسانایی بین خروجی و ترمینال مشترک را افزایش می دهد، از اینرو سبب کنترل جریان بین آنها می شود. مشخصات ترانزیستورها به نوع آن بستگی دارد. مدل های ترانزیستور را ببینید. لغت "ترانزیستور" به نوع اتصال نقطه ای آن اشاره دارد، اما این نوع فقط در کاربردهای محدود تجاری دیده می شد که در اوایل دهه 1950 انواع کاربردی تر آن یعنی نوع اتصال دوقطبی جایگزین شدند. نماد شماتیک و خود لغت "ترانزیستور" که امروزه بطور گسترده ای برای آن بکار می روند، چیزهایی هستند که به این قطعات قدیمی اشاره دارد. برای یک زمان کوتاه در اوایل دهه 1960، بعضی از سازنده ها و ناشران مجله های الکترونیک شروع به جایگزینی سمبل قدیمی با سمبل هایی را کردند که اختلاف ساختار ترانزیستور دوقطبی را به صورت دقیقتر نشان می داد، اما این ایده خیلی زود رها شد. در مدارات آنالوگ، ترانزیستورها در تقویت کننده ها استفاده می شوند، (تقویت کننده های جریان مستقیم، تقویت کننده های صدا، تقویت کننده های امواج رادیویی) و منابع تغذیه تنظیم شده خطی. همچنین از ترانزیستورها در مدارات دیجیتال بعنوان یک سوئیچ الکترونیکی استفاده می شوند، اما به ندرت به صورت یک قطعه جدا، بلکه به صورت بهم پیوسته در مدارات مجتمع یکپارچه بکار می روند. مدارات دیجیتال شامل گیت های منطقی، حافظه با دسترسی تصادفی (RAM)، میکروپروسسورها و پردازنده های سیگنال دیجیتال (DSPs) هستند.

 

اهمیت

ترانزیستور از سوی بسیاری بعنوان یکی از بزرگترین اختراعات در تاریخ نوین مطرح شده است، در رتبه بندی از لحاضظ اهمیت در کنار ماشین چاپ، خودرو و ارتباطات الکترونیکی و الکتریکی قرار دارد. ترانزیستور عنصر فعال کلیدی در الکترونیک مدرن است. اهمیت ترانزیستور در جامعه امروز متکی به قابلیت آن برای تولید انبوه که از یک فرآیند (ساخت) کاملاً اتماتیک که قیمت تمام شده هر ترانزیستور در آن بسیار ناچیز است استفاده می کند. اگرچه ملیون ها ترانزیستور هنوز تکی (به صورت جداگانه) استفاده می شوند ولی اکثریت آنها به صورت مدار مجتمع (اغلب به صورت مختصر IC و همچنین میکرو چیپ یا به صورت ساده چیپ نامیده می شوند) همراه با دیودها، مقاومت ها، خازن ها و دیگر قطعات الکترونیکی برای ساخت یک مدار کامل الکترونیک ساخته می شوند.یک گیت منطقی حاوی حدود بیست ترانزیستور است در مقابل یک ریزپردازنده پیشرفته سال 2006 که می تواند از بیش از 7/1 ملیون ترانزیستور استفاده کند (ماسفت ها). قیمت کم، انعطاف پذیری و اطمینان از ترانزیستور یک قطعه همه کاره برای وظایف غیرمکانیکی مثل محاسبه دیجیتال ساخته است. مدارات ترانزیستوری به خوبی جایگزین دستگاه های کنترل ادوات و ماشین ها شده اند. استفاده از یک میکروکنترلر استاندارد و نوشتن یک برنامه رایانه ای که عمل کنترل را انجام می دهد اغلب ارزان تر و موثرتر از طراحی معادل مکانیکی آن می باشد. بعلت قیمت کم ترانزیستورها و ازینرو رایانه ها گرایشی برای دیجیتال کردن اطلاعات وجود دارد. با رایانه های دیجیتالی که توانایی جستوجوی سریع، دسته بندی و پردازش اطلاعات دیجیتال را ارائه می کنند، تلاش بیشتری برای دیجیتال کردن اطلاعات شده است.در نتیجه امروزه داده رسانه های بیشتری به دیجیتال تبدیل می شوند، در پایان توسط رایانه تبدیل شده و به صورت آنالوگ در اختیار قرار می گیرد. تلوزیون، رادیو و روزتامه ها چیزهایی هستند که تحت تاثیر این انقلاب دیجیتال واقع شده اند.

 

 

مزایای ترانزیستورها بر لامپ های خلإ

قبل از گسترش ترانزیستورها، لامپ های خلإ (یا در UK لاپ های ترمیونیک یا فقط لامپ ها) قطعات فعال اصلی تجهیزات الکترونیک بودند. مزایای کلیدی که به ترانزیستورها اجازه جایگزینی با لامپ های خلإ سابق در بیشتر کاربردها را داد در زیر آمده است: اندازه کوچک تر (با وجود ادامه کوچک سازی لامپ های خلإ) تولید کاملاً اتوماتیک هزینه کمتر (در حجم تولید) امکان ولتاژ کاری پایین تر ( اما لامپ های خلإ در ولتاژهای بالاتر می توانند کار کنند) نداشتن دوره گرم شدن (بیشتر لامپ های خلإ به 10 تا 60 ثانیه زمان برای عملکرد صحیح نیاز دارند) تلفات توان کمتر (نداشتن توان گرمایی،ولتاژ اشباع خیلی پایین) قابلیت اطمینان بالاتر و سختی فیزیکی بیشتر( اگرچه لامپ های خلإ از نظر الکتریکی مقاوم ترند. همچنین لامپ خلإ در برابر پالس های الکترومغناطیسی هسته ای (NEMP) وتخلیه الکترو استاتیکی (ESD) مقاوم ترند عمر خیلی بیشتر (قطب منفی لامپ خلإ سرانجام ازبین می رود و خلإ آن می تواند آلوده بشود) فراهم آوردن دستگاه های مکمل (امکان ساختن مدارات مکمل متقارن: لامپ خلإ قطبی معادل نوع مثبت BJTها و نوع مثبت FETها در دسترس نیست) قابلیت کنترل جریان بالا (ترانزیستورهای قدرت بریای کنترل صدها آمپر در دسترسند، لامپ های خلإ برای کنترل حتی یک آمپر بسیار بزرگ و هزینه برند) میکروفونیک بسیار کمتر (لرزش می تواند با خصوصیات لامپ خلإ تلفیق شود، به هر حال این ممکن است در صدای تقویت کننده های گیتار شرکت کند)

تاریخچه

اولین سه حق ثبت اختراع ترانزیستور اثرمیدان در سال 1928 در آلمان توسط فیزک دانی به نامJulius Edgar Lilienfeld ثبت شد، اما او هیچ مقاله ای در باره قطعه اش چاپ نکرد و این سه ثبت اختراع از طرف صنعت نادیده گرفته شد. در سال 1934 فیزیکدان آلمانی دکتر Oskar Heil ترانزیستور اثر میدان دیگری را به ثبت رساند. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که این قطعه ساخته شده است، اما بعداً کارهایی در دهه 1990 نشان داد که یکی از طرح های Lilienfeld کار کرده و گین قابل توجه ای داده است. اوراق قانونی از آزمایشگاه های ثبت اختراع بل نشان می دهد که Shockley و Pearson یک نسخه قابل استفاده از اختراع Lilienfeld ساخته اند، در حالی که آنها هیچگاه این را در تحقیقات و مقالات خود ذکر نکردند. ترانزیستورهای دیگر، R. G. Arns در 16 دسامبر 1947 Wiliam Shockley, John Bardan و Walter Brattain موفق به ساخت اولین ترانزیستور اتصال نقطه ای در آزمایشگاه بل شدند. این کار با تلاش های زمان جنگ برای تولید دیودهای مخلوط کننده ژرمانیم خالص "کریستال" ادامه یافت، این دیودها در واحدهای رادار بعنوان عنصر میکسر فرکانس در گیرنده های میکروموج استفاده می شد. یک پروژه موازی دیودهای ژرمانیم در دانشگاه Purdue موفق شد کریستال های نیمه هادی ژرمانیم را با کیفیت خوب که در آزمایشگاه های بل استفاده می شد را تولید کند. سرعت سوئیچ تکنولوژی لامپی اولیه برای این کار کافی نبود، همین تیم Bell را سوق داد تا از دیودهای حالت جامد به جای آن استفاده کنند. آنها با دانشی که در دست داشتند شروع به طراحی سه قطبی نیمه هادی کردند، اما دریافتند که کار ساده ای نیست. Bardeen سرانجام یک شاخه جدید فیزیک سطحی را برای محاسبه رفتار عجیبی که دیده بودند ایجاد کرد و سرانجام Brattain و Bardeen موفق به ساخت یک قطعه کاری شدند. آزمایشگاه های تلفن بل به یک اسم کلی برای اختراع جدید نیاز داشتند: "سه قطبی نیمه هادی"، "سه قطبی جامد"، "سه قطبی اجزاء سطحی"، "سه قطبی کریستال" و "لاتاتورن" که همه مطرح شده بودند، اما "ترانزیستور" که توسط John R. Pierce ابداع شده بود، برنده یک قرعه کشی داخلی شد. اساس وبنیاد این اسم در یاداشت فنی بعدی شرکت رای گیری شد: ترانزیستور، این یک ترکیب مختصر از کلمات "ترانسکانداکتانس" یا "انتقال" و "مقاومت متغیر" است. این قطعه منطقاً متعلق به خانواده مقاومت متغیر می باشد و یک امپدانس انتقال یا گین دارد بنابراین این اسم یک ترکیب توصیفی است. -آزمایشگاه های تلفن بل- یاداشت فنی(28 می 1948) Pierce این نام را قدری متفاوت تفسیر کرد: دلیلی که من این نام را انتخاب کردم این بود که من فکر کردم این قطعه چکار می کند، در آن زمان تصور می شد که این قطعه مثل دو لامپ خلإ است. لامپ های خلإ هدایت انتقالی دارند بنابراین ترانزیستور مقاومت انتقالی دارد. و این اسم می بایست متناسب با نام دیگر قطعات مثل وریستور، ترمیستور باشد. و من اسم ترانزیستور را پیشنهاد کردم. PBC Show مصاحبه با john R. Pierce بل فوراً ترانزیستور تک اتصالی را جزء تولیدات انحصاری شرکت Western Electric، شهر Allentown در ایالت Pennsylvania قرار داد. نخستین ترانزیستورهای گیرنده های رادیو AM در معرض نمایش قرار گرفتند، اما در واقع فقط در سطح آزمایشگاهی بودند.بهرحال در سال 1950 Shockley یک نوع کاملاً متفاوت ترانزیستور را ارائه داد که به ترانزیستور اتصال دوقطبی معروف شد. اگرچه اصول کاری این قطعه با ترانزیستور تک اتصالی کاملاً فرق می کند، قطعه ای است که امروزه به عنوان ترانزیستور شناخته می شود. پروانه تولید این قطعه نیز به تعدادی از شرکت های الکترونیک شامل Texas Instrument که تعداد محدودی رادیو ترانزیستوری بعنوان ابزار فروش تولید می کرد داده شد. ترانزیستورهای اولیه از نظر شیمیایی ناپایدار بودند و فقط برای کاربردهای فرکانس و توان پایین مناسب بودند، اما همینکه طراحی ترانزیستور توسعه یافت این مشکلات نیز کم کم رفع شدند. اگرچه اغلب نادرست به Sony نسبت داده می شود، ولی اولین رادیو ترانزیستوری تجاری Regency TR-1 بود که توسط Regency Division از I.D.E.A (گروه مهنسی توصعه صنعتی) شهر Indianapolis ایالت Indiana ساخته شده و در 18 اکتبر 1954 اعلام شد. آین رادیو در نوامبر 1954 به قیمت 95/49 دلار(معادل با 361 دلار در سال 2005) به فروش گذاشته شد و تعداد 150000 از آن به فروش رفت. این رادیو از 4 ترانزیستور استفاده می کرد وبا یک باتری 5/22 ولتی راه اندازی می شد. هنگامیکه Masaru Ibuka ، موسس شرکت ژاپنی سونی از آمریکا دیدن می کرد آزمایشگاه های بل ارائه مجوز ساخت شامل ریز دستوراتی مبنی بر چگونگی ساخت ترانزیستور را اعلام کرده بودند. Ibuka مجوز خرید 50000 دلاری پروانه تولید را از وزیر دارایی ژاپن گرفت و در سال 1955 رادیوی جیبی خود را تحت مارک سونی معرفی کرد. (کلمه جیبی اشاره دارد به مطلب بدنامی سونی وقتیکه فروشنده آنها پیراهن مخصوصی با جیب های بزرگ داشت). این محصول بزودی با طرح های بلند پروازانه ادامه پیدا کرد، اما آنها بعنوان آغاز رشد شرکت سونی از طرف عموم مورد توجه قرار می گرفتند تا سونی به یک قدرت تولیدی تبدیل شد. بعد از دو دهه ترانزیستورها بتدریج جای لامپ های خلإ را در بسیاری از کاربردها گرفتند و بعد ها امکان تولید دستگاه های جدیدی از قبیل مدارات مجتمع و رایانه های شخصی را فراهم آوردند. از Shockley, Bardeen و Brattian بخاطر تحقیقاتشان در مورد نیمه هادی ها وکشف اثر ترانزیستر با جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد. Bardeen می رفت که دومین جایزه نوبل فیزیک را دریافت کند، یکی از دو نفری که بیش از یک جایزه از یک متد می گرفت. اولین ترانزیستور Gallium-Arsenide Schottky-gate توسط Carver Mead ساخته و در سال 1966 گزارش داده شد.

کاربرد

ترانزیستور دارای 3 ناحیه کاری میباشد.ناحیه قطع/ناحیه فعال(کاری یا خطی)/ناحیه اشباع ناحیه قطع حالتی است که ترانزیستور در ان ناحیه فعالیت خاصی انجام نمیدهد.اگر ولتاژ بیس را افزایش دهیم ترانزیستور از حالت قطع بیرون امده و به ناحیه فعال وارد میشود در حالت فعال ترانزیستور مثل یک عنصر تقریبا خطی عمل میکند اگر ولتاژ بیس را همچنان افزایش دهیم به ناحیه ای میرسیم که با افزایش جریان ورودی در بیس دیگر شاهد افزایش جریان بین کلکتور و امیتر نخواهیم بود به این حالت میگویند حالت اشباع و اگر جریان ورودی به بیس زیاد تر شود امکان سوختن ترانزیستور وجود دارد. ترانزیستور هم در مدارات الکترونیک آنالوگ و هم در مدارات الکترونیک دیجیتال کاربردهای بسیار وسیعی دارد. درمدارات آنالوگ ترانزیستور در حالت فعال کار میکند و می‌توان از آن به عنوان تقویت کننده یا تنظیم کننده ولتاژ (رگولاتور) و ... استفاده کرد. و در مدارات دیجیتال ترانزیستور در دو ناحیه قطع و اشباع فعالیت میکند که میتوان از این حالت ترانزیستور در پیاده سازی مدار منطقی، حافظه، سوئیچ کردن و ... استفاده کرد.به جرات می توان گفت که ترانزیستور قلب تپنده الکترونیک است.

انواع

دو دسته مهم از ترانزیستورها BJT (ترانزیستور دوقطبی پیوندی) (Bypolar Junction Transistors) و FET (ترانزیستور اثر میدان) (Field Effect Transistors) هستند. ترانزیستورهای اثزمیدان یا FET‌ها نیز خود به دو دسته ی ترانزیستور اثر میدان پیوندی(JFET) و MOSFET‌ها (Metal Oxide SemiConductor Field Effect Transistor) تقسیم می‌شوند.

 

ترانزیستور دوقطبی پیوندی

در ترانزیستور دو قطبی پیوندی با اعمال یک جریان به پایه بیس جریان عبوری از دو پایه کلکتور و امیتر کنترل می‌شود. ترانزیستورهای دوقطبی پیوندی در دونوع npn و pnp ساخته می‌شوند. بسته به حالت بایاس این ترانزیستورها ممکن است در ناحیه قطع، فعال و یا اشباع کار کنند. سرعت بالای این ترانزیستورها و بعضی قابلیت‌های دیگر باعث شده که هنوز هم از آنها در بعضی مدارات خاص استفاده شود. امروزه بجای استفاده از مقاومت وخازن و...در مدارات مجتمع تمامآازترانزیستوراستفاده می کنند

ترانزیستور اثر میدان پیوندی(JFET)

در ترانزیستورهای JFET(Junction Field Effect Transistors( در اثر میدان، با اعمال یک ولتاژ به پایه گیت میزان جریان عبوری از دو پایه سورس و درین کنترل می‌شود. ترانزیستور اثر میدانی بر دو قسم است: نوع n یا N-Type و نوع p یا P-Type. از دیدگاهی دیگر این ترانزیستورها در دو نوع افزایشی و تخلیه‌ای ساخته می‌شوند.نواحی کار این ترانزستورها شامل "فعال" و "اشباع" و "ترایود" است این ترانزیستورها تقریباً هیچ استفاده‌ای ندارند چون جریان دهی آنها محدود است و به سختی مجتمع می‌شوند.

انواع ترانزیستور پیوندی

pnp

شامل سه لایه نیم هادی که دو لایه کناری از نوع p و لایه میانی از نوع n است و مزیت اصلی آن در تشریح عملکرد ترانزیستور این است که جهت جاری شدن حفره‌ها با جهت جریان یکی است.

npn

شامل سه لایه نیم‌ هادی که دو لایه کناری از نوع n و لایه میانی از نوع p است. پس از درک ایده‌های اساسی برای قطعه ی pnp می‌توان به سادگی آنها را به ترانزیستور پرکاربردتر npn مربوط ساخت.

ساختمان ترانزیستور پیوندی ترانزیستور دارای دو پیوندگاه است. یکی بین امیتر و بیس و دیگری بین بیس و کلکتور. به همین دلیل ترانزیستور شبیه دو دیود است. دیود سمت چپ را دیود بیس _ امیتر یا صرفاً دیود امیتر و دیود سمت راست را دیود کلکتور _ بیس یا دیود کلکتور می‌نامیم. میزان ناخالصی ناحیه وسط به مراتب کمتر از دو ناحیه جانبی است. این کاهش ناخالصی باعث کم شدن هدایت و بالعکس باعث زیاد شدن مقاومت این ناحیه می‌گردد.

امیتر که به شدت آلائیده شده، نقش گسیل و یا تزریق الکترون به درون بیس را به عهده دارد. بیس بسیار نازک ساخته شده و آلایش آن ضعیف است و لذا بیشتر الکترونهای تزریق شده از امیتر را به کلکتور عبور می‌دهد. میزان آلایش کلکتور کمتر از میزان آلایش شدید امیتر و بیشتر از آلایش ضعیف بیس است و کلکتور الکترونها را از بیس جمع‌آوری می‌کند.

طرز کار ترانزیستور پیوندی طرز کار ترانزیستور را با استفاده از نوع npn مورد بررسی قرار می‌دهیم. طرز کار pnp هم دقیقا مشابه npn خواهد بود، به شرط اینکه الکترونها و حفره‌ها با یکدیگر عوض شوند. در نوع npn به علت تغذیه مستقیم دیود امیتر ناحیه تهی کم عرض می‌شود، در نتیجه حاملهای اکثریت یعنی الکترونها از ماده n به ماده p هجوم می‌آورند. حال اگر دیود بیس _ کلکتور را به حالت معکوس تغذیه نمائیم، دیود کلکتور به علت بایاس معکوس عریض‌تر می‌شود.

الکترونهای جاری شده به ناحیه p در دو جهت جاری می‌شوند، بخشی از آنها از پیوندگاه کلکتور عبور کرده، به ناحیه کلکتور می‌رسند و تعدادی از آنها با حفره‌های بیس بازترکیب شده و به عنوان الکترونهای ظرفیت به سوی پایه خارجی بیس روانه می‌شوند، این مولفه بسیار کوچک است.

 

 

شیوه ی اتصال ترازیستورها

اتصال بیس مشترک در این اتصال پایه بیس بین هر دو بخش ورودی و خروجی مدار مشترک است. جهتهای انتخابی برای جریان شاخه‌ها جهت قراردادی جریان در همان جهت حفره‌ها می‌شود.

اتصال امیتر مشترک مدار امیتر مشترک بیشتر از سایر روشها در مدارهای الکترونیکی کاربرد دارد و مداری است که در آن امیتر بین بیس و کلکتور مشترک است. این مدار دارای امپدانس ورودی کم بوده، ولی امپدانس خروجی مدار بالا می‌باشد.

اتصال کلکتور مشترک اتصال کلکتور مشترک برای تطبیق امپدانس در مدار بکار می‌رود، زیرا برعکس حالت قبلی دارای امپدانس ورودی زیاد و امپدانس خروجی پائین است. اتصال کلکتور مشترک غالبا به همراه مقاومتی بین امیتر و زمین به نام مقاومت بار بسته می‌شود.

ترانزیستور اثر میدان MOS

این ترانزیستورها نیز مانند Jfet‌ها عمل می‌کنند با این تفاوت که جریان ورودی گیت آنها صفر است. همچنین رابطه جریان با ولتاژ نیز متفاوت است. این ترانزیستورها دارای دو نوع PMOS و NMOS هستند که فناوری استفاده از دو نوع آن در یک مدار تکنولوژی CMOS نام دارد. این ترانزیستورها امروزه بسیار کاربرد دارند زیرا براحتی مجتمع می‌شوند و فضای کمتری اشغال می‌کنند. همچنین مصرف توان بسیار ناچیزی دارند.

به تکنولوژی‌هایی که از دو نوع ترانزیستورهای دوقطبی و Mosfet در آن واحد استفاده می‌کنند Bicmos می‌گویند.

البته نقطه کار این ترانزیستورها نسبت به دما حساس است وتغییر می‌کند. بنابراین بیشتر در سوئیچینگ بکار می‌‌روند AMB

 

ساختار و طرز کار ترانزیستور اثر میدانی - فت

ترانزیستور اثر میدانی ( فت ) - FET همانگونه که از نام این المام مشخص است، پایه کنترلی آن جریانی مصرف نمی کند و تنها با اعامل ولتاژ و ایجاد میدان درون نیمه هادی ، جریان عبوری از FET کنترل می شود. به همین دلیل ورودی این مدار هیچ کونه اثر بارگذاری بر روی طبقات تقویت قبلی نمی گذارد و امپدانس بسیار بالایی دارد.

فت دارای سه پایه با نهامهای درِین D - سورس S و گیت G است که پایه گیت ، جریان عبوری از درین به سورس را کنترل می نماید. فت ها دارای دو نوع N کانال و P کانال هستند. در فت نوع N کانال زمانی که گیت نسبت به سورس مثبت باشد جریان از درین به سورس عبور می کند . FET ها معمولاً بسیار حساس بوده و حتی با الکتریسیته ساکن بدن نیز تحریک می گردند. به همین دلیل نسبت به نویز بسیار حساس هستند.

نوع دیگر ترانزیستورهای اثر میدانی MOSFET ها هستند ( ترانزیستور اثر میدانی اکسید فلزی نیمه هادی - Metal-Oxide Semiconductor Field Efect Transistor ) یکی از اساسی ترین مزیت های ماسفت ها نویز کمتر آنها در مدار است.

فت ها در ساخت فرستنده باند اف ام رادیو نیز کاربرد فراوانی دارند. برای تست کردن فت کانال N با مالتی متر ، نخست پایه گیت را پیدا می کنیم. یعنی پایه ای که نسبت به دو پایه دیگر در یک جهت مقداری رسانایی دارد و در جهت دیگر مقاومت آن بی نهایت است. معمولاً مقاومت بین پایه درین و گیت از مقاومت پایه درین و سورس بیشتر است که از این طریق می توان پایه درین را از سورس تشخیص داد.

 

بیکاری

بيكاری

بيكار، به اشخاصي از جمعيت فعال اطلاق مي‌شود كه، در سن فعاليت اقتصادي بوده و مايل و آماده به كار باشند، ولي به علت عدم امكان اشتغال، كار درآمدداري نداشته باشند. اين بيكاري، به چند دسته تقسيم مي‌شود كه عبارتند از: -1 بيكاري آشكار -2 بيكاري پنهان -3 بيكاري شناور -4 بيكاري فصلي. علل اساسي بيكاري بر طبق تئوريهاي ارائه شده عبارتند از: -1 ازدياد جمعيت -2 كاهش سرمايه‌گذاري -3 اتوماسيون يا ماشيني شدن -4 عدم تناسب بين تكامل نيروهاي توليد و شكل بكارگيري آنها -5 عدم رشد نيروهاي توليد در كشاورزي. مسئله بيكاري، فقط مربوط به كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه نمي‌شود، بلكه كشورهاي صنعتي پيشرفته نيز، از اين مشكل رنج مي‌برند. در ايران نيز، به علت تركيب سني جوان جمعيت ، بيش از نيمي از جمعيت بيكار را در سالهاي 1335-1355، جوانان تشكيل مي‌دهند (زير 24 سال). به طور كلي علل بيكاري در ايران عبارتند از: -1 از بين رفتن بخش كشاورزي سنتي و عدم جايگزيني آن با سيستم نوين -2 رشد ناهماهنگ شهر و روستا -3 ماهيت رشد صنعت در ايران (عدم رشد صنايع مادر) -4 علل بيكاري بعد از انقلاب كه شامل الف - وفقه در كارخانجات ب - ركود عمليات ساختمان ج- مهاجرين مناطق جنگزده د- وجود آوارگان اتفاقي.

 

بیکار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار(۱۵ تا ۶۵ سال)و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند.کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند؛ جزو حمعیت فعال به حساب نمی‌آیند.زنان خانه‌دار و دانشجویان نیز اگر جویای کار نباشند؛جزو جمعیت فعال شمرده نمی‌شوند. جمعیت بیکار به تعداد افراد بی‌کار گفته می‌شود. بیکار از منظر مرکز آمار ایران، فردی بالای ۱۰ سال است که در هفته‌ی قبل از آمارگیری فاقد کار باشد، و در آن هفته یا بعد از آن آماده‌ی کار باشد و در آن هفته و سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشد. همچنین افرادی که به دلیل آغاز به کار در هفته‌ی آینده یا انتظار بازگشت به شغل قبلی جویای کار نیستند، بی‌کار محسوب می‌شوند.

علل بیکاری

افزایش جمعیت و کمبود تقاضای نیروی کار،اتوماسیون، مهم‌ترین علل بیکاری هستند. یک عامل مهم بیکاری،افزایش رقابت بین‌المللی در صنایعی است که پیش‌رفت روزافزون غرب بر پایه آن بنیاد نهاده شده بود.

انواع بیکاری

  • بیکاری اصطکاکی در مدت زمان بین دو اشتغال در هنگام تغییر شغل
  • بیکاری فصلی: زمانی‌که تقاضا برای کاری در فصل مشخصی وجود نداشته باشد؛ مثلاً برخی آموزگاران که در تابستان نمی‌توانند تدریس کنند یا کشاورزان و کارگران ساختمانی
  • بیکاری پنهان: وقتی است که شخص به کاری مشغول است و منبع درآمدی دارد اما کار او در اقتصاد کشور اثر مثبت ندارد.

آثار بیکاری

تجربه بیکاری برای کسانی که به داشتن شغل ثابت و مطمئن عادت کرده‌اند،می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد. مستقیم‌ترین نتیجه بیکاری،از دست دادن درآمد است. فشار اقتصادی برای کسانی که فاقد کارند بسیار زیاد است.

ایران از کشورهای جوان است که جمعیت جوان آن نسبت به دیگر گروههای سنی بیشتر است اما همین گروه با مشکلات جدی از جمله بیکاری دست به گریبان است که سبب گردیده به خلاف کشیده شود.

آنچه جالب توجه است این است که در داخل هیچ گاه مسوولین توجهی به عوامل پیدایش این وضعیت ندارند ولی خارجی ها این مقوله را ریشه یابی کرده و واکنش نشان داده اند. نشریه اقتصادی مید رشد بالایی جمعیت و پایین بودن ریشه اقتصادی عدم توجه به طرح های کارآفرین، عملکرد نامطلوب نظام آموزشی در تربیت نیروهای ماهر، طرح ناموفق خصوصی سازی، وجود قوانین دست و پا گیر برای فعالیت اقتصادی و ضعف ساختاری بازار کار را هفت عامل اساسی افزایش نرخ بیکاری در ایران توصیف می کند. حال آیا مسئولین توجهی به این مسایل می کنند یا نه باید در انتظار بود. در همین حال یک مساله دیگر که جالب است این است که مدیر کل بیمه بیکاری و پیشگیری از بیکاری کارگران کشور می گوید در حال حاضر بیش از 150 هزار نفر از بیمه بیکاری استفاده می کنند. در حالی که 3 میلیون بیکار در کشور وجود دارد این هم جای سوال دارد که چرا باید از 3 میلیون نفر فقط 150 هزار نفر از بیمه بیکاری استفاده کنند.

 

 

مشکل بيکاري مهمترين مشکل کشور و از عوامل عدم پيشرفت در جامعه ما؟

 

چگونه بايد ايجاد اشتغال کرد، چگونه مي توان مشکل بيکاري جوانان که امروز به مهمترين مشکل کشور تبديل شده است، را حل کرد؟ آيا دولت بايد بيکاران را جذب کند و براي آنها ايجاد اشتغال کند؟ آيا به غير از دولت و بخش دولتي از راه هاي ديگري نمي توان براي جوانان کار ايجاد کرد؟به اعتقاد کارشناسان و متخصصان، در شرايط فعلي کشور، بهترين روش ايجاد اشتغال و حل مسئله بيکاري، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفريني در جامعه است. زيرا يکي از علل اصلي رشد نرخ بيکاري در کشور ما، توسعه نيافتگي فرهنگ کار و کارآفريني در جامعه است و اينکه مردم و حتي تحصيلکرده ها و فرزندان خانواده هاي متمول هم دنبال اين هستند که ازطريق بخش دولتي کسب و کاري براي خود ايجاد کنند.

چندين سال است که جامعه ما از بيکاري جوانان رنج مي برد و اگرچه هر روز بيش از پيش تاوان سنگين بيکاري جوانان را مي پردازيم، اما هنوز اين مشکل حل نشده است. بيکاري جوانان نه تنها ضرر و زيان هاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي براي جامعه ما ايجاد کرده، بلکه ضربات سنگين فرهنگي و اخلاقي به جامعه وارد کرده است، به گفته جامعه شناسان و کارشناسان يکي از علل اصلي رشد بزهکاري در جوانان امروز جامعه، بيکاري است، بنابراين بايد براي اين مشکل اساسي کشور چاره انديشي شود و از راه هاي درست و مناسب آن را حل کرد، و هرچه زودتر براي جوانان ايجاد اشتغال نمود.راه هاي ايجاد اشتغال و کسب و کارچه کساني مي توانند مشکل بيکاري و کمبود اشتغال را در جامعه حل کنند؟ اقتصاد ما يک اقتصاد سه بخشي است: دولتي، تعاوني و خصوصي. تصور اکثر جوانان اين است که دولت بايد براي آنها ايجاد کسب و کار و اشتغال نمايد. و چشم آنها کمتر متوجه ساير بخش هاي اقتصادي کشور مانند بخش خصوصي و تعاوني است. کمتر جواني را مي توان در جامعه يافت که براي کسب و کار چشمش به دولت و کارهاي دولتي نباشد. اکثر آنها با وجود آنکه مي دانند حقوق و دستمزد در بخش دولتي پايين است و در حال حاضر اکثر کارکنان دولت با مشکل کمبود حقوق روبرو هستند، ولي با اين وجود، جوياي کار در ادارات و سازمان هاي دولتي هستند.دولت توان جذب نيروي جديد ندارديکي از نکاتي که بايد براي جوانان و اکثر مردم روشن شود اين است که دولت نه توان جذب نيروي انساني جديد دارد و نه اينکه بايد به او اجازه داده شود که نيروي انساني خود را بيش از اين افزايش دهد. امروز اکثر درآمد و بودجه کشور صرف حقوق و دستمزد حجم وسيع نيروي انساني بخش دولتي مي شود. در دنيا از هيچ دولتي نمي توان اسم برد که به اندازه دولت ايران، نيروي انساني داشته باشد. در حال حاضر حدود دو ميليون و 300 هزار نفر بدون احتساب نيروهاي مسلح (ارتش، سپاه و نيروي انتظامي) حقوق بگير دولت هستند و پرداخت حقوق اين نيروي عظيم انساني، فشار زيادي را به دولت تحميل کرده است.در سال هاي اخير اگرچه درآمدهاي نفتي و يا مالياتي کشور افزايش يافته است، ولي به دليل همين نيروي انساني عظيم، تنها بخش کوچکي از اين درآمدها صرف عمران و آباداني و توسعه کشور شده است و اکثر درآمدهاي نفتي کشور صرف پرداخت حقوق شده است، در صورتي که اگر ما يک تعصب ملي داشته باشيم، نبايد اجازه دهيم اصلي ترين درآمد ملي کشور فقط صرف حقوق و دستمزدکارکنان دولت شود، بلکه ما بايد از دولت بخواهيم که اين درآمدها را صرف رشد و توسعه اقتصادي کشور که به سود همه ملت و آحاد جامعه است، کند. بنابراين نه درست و نه عاقلانه است که مردم بخواهند که دولت بيش از اين نيرو جذب کند.شکست اقتصاد دولتي در اکثر نقاط جهانتجربه کشورهاي گوناگون جهان به خصوص در سال هاي اخير نشان مي دهد که اقتصاد دولتي و حکومتي در هيچ کشوري سرانجام خوشي ندارد و در اکثر کشورها نه تنها با شکست روبرو شده، بلکه يکي از عوامل اصلي فسادهاي مالي و حتي اخلاقي در آن جوامع بوده است. به همين دليل است که در دو دهه اخير شاهد هستيم که اکثر کشورهايي که اقتصاد آنها به صورت دولتي اداره مي شد، ناچار شدند سيستم اقتصادي خود را متحول و دگرگون کنند و به جاي پافشاري روي اقتصاد دولتي، به ساير بخش هاي اقتصادي مانند بخش خصوصي و بخش تعاوني توجه بيشتر نمايند. کشورهاي روسيه، چين، کره و... از جمله اين کشورها هستند، به گفته سفير چين در ايران، چين توانسته است در دو دهه اخير با جذب 500 ميليارد دلار سرمايه خارجي بيش از صدها هزار شرکت در چين ايجاد و راه اندازي کند و طبيعي است که آنها از اين طريق نه تنها مشکل بيکاري حجم وسيع مردم چين را حل کرده اند، بلکه به شدت اقتصاد چين را رونق بخشيده اند و درآمدهاي عظيمي در بازار جهاني کسب کرده اند. صادرات چين در سال گذشته فقط به کشور آمريکا حدود يکصد ميليارد دلار بوده است. کشور کره همانند چين نيز يک انقلاب عظيمي در اقتصاد کشور خود بوجود آورده است و کشوري که کل خاک آن کمتر از استان خراسان ايران است، در سال گذشته حدود 240 ميليارد دلار صادرات غير نفتي داشته است.ضرورت رشد بخش هاي تعاوني و خصوصي درکشوربه گفته دکتر محمود احمد پوردارياني عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي اميرکبير و متخصص کارآفريني، امروز در تمام دنيا، دولت ها متوجه شده اند که خودشان نمي توانند توسعه و رشد ايجاد کنند، بنابراين اکثر دولت ها در جهان سياست هايي اتخاذ مي کنند که در کشورشان کارآفرينان رشد و نمو پيدا کنند، يعني بخش خصوصي را رشد و توسعه مي دهند تا فضاي کسب و کار ايجاد شود.دکتر احمد پوردارياني در پاسخ به اين سؤال که چه کساني بايد در کشور ايجاد شغل کنند و مشکل بيکاري جوانان را حل کنند، مي گويد: «ايجاد شغل يا بايد توسط دولت يا شرکت هاي موجود و يا شرکت هاي جديد صورت گيرد. اما امروز براي همه روشن است که نيروي انساني دولت بيش از حد سنگين شده است و ديگر قادر به استخدام نيروي جديد نيست. از طرف ديگر شرکت هاي موجود نيز ظرفيت هاي محدودي دارند و قادر به جذب نيروي جديد نيستند و هر اندازه هم که دولت بگويد، براي جذب هر نفر سه ميليون تومان مي دهد، فايده اي ندارد، چرا که شرکت هاي موجود نه تنها توان جذب نيروي جديد ندارند، بلکه برخي از آنها به خاطر کاهش هزينه ها ناچار به تعديل نيروي انساني خود مي باشند. بنابراين تنها راه حل بيکاري و جذب نيروي جديد و ايجاد اشتغال اين است که کارآفريني در کشور توسعه يابد و شرکت هاي جديد غيردولتي ايجاد شود و اکنون اين سوال مطرح مي شود که چه کساني بايد اين کار را بکنند که پاسخ ما اين است کساني که ما به آنها کارآفرين مي گوييم. بايد اين کار را انجام دهند.»کارآفريني چيست؟وقتي از بسياري از مردم و حتي نخبگان جامعه سوال مي شود که «کارآفريني» چيست يا «کارآفرينان» چه کساني هستند، به سرعت پاسخ مي دهند که «کارآفريني» ايجاد کار و شغل است و «کارآفرين» ايجاد کار مي کند، در صورتي که تعريف «کارآفريني» و «کارآفرين» اين نيست. به گفته متخصصان و کارشناسان، کارآفريني قصه زندگي انسان هاي موفق هر جامعه است که به جاي اين که بيايند و در جايي استخدام شوند و مشغول کار شوند، خودشان کسب و کار راه مي اندازند و به گفته دکتر احمدپور دارياني، کارآفرينان قهرمانان توسعه اقتصادي- اجتماعي جوامع مي باشند.نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده، ارائه تعريف روشن از آن است. کارآفريني همانند ساير واژه هاي مطرح در علوم انساني، هنگامي قابل تحليل و تبيين مي باشد که بتوان تعريف يا تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه نمود. از آن جا که مفاهيم علوم انساني در زمره مفاهيم قطعي علوم فيزيک و شيمي به شمار نمي رود، ارائه يک تعريف قطعي و مشخص براي واژه هاي آن، کاري دشوار و حتي غيرممکن است. «کارآفريني» نيز يکي از واژه هايي است که تعريف واحدي براي آن وجود ندارد و از ابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوت و حتي متناقضي از ديدگاه هاي گوناگون براي آن ارائه شده است. وجود اين تفاوت ها در تعريف کارآفريني از سويي نشان دهنده گستردگي و اهميت موضوع است که مي تواند از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و از سوي ديگر نشان دهنده پويايي موضوع است که زمينه ارائه مدل ها، تعريف ها و نظرات متفاوتي را فراهم مي آورد.به منظور آگاهي دقيق و ارائه يک تعريف علمي از «کارآفريني» از دکتر محمود احمدپور دارياني به عنوان متخصص اين رشته مي خواهيم که تعريف خود را از «کارآفريني» ارائه کند.دکتر احمدپور دارياني در پاسخ به اين سوال مي گويد: «خيلي ها فکر مي کنند که کارآفريني به معناي آفرينش و ايجاد کار مي باشد، در صورتي که اين يک برداشت اشتباه از کارآفريني است، من ارتباط با تحقيقي که در دانشگاه اميرکبير انجام دادم، از دو هزار نفر از مديران و مسئولان کشور خواستم که تعريف خود را از واژه «کارآفريني» مطرح کنند، حدود 08 تا 09 درصد تعريف آنها از کارآفريني، ايجاد کار بود و طبيعي است که وقتي متخصصان و نخبگان جامعه از اين واژه تعريف درستي نداشته باشند، عموم مردم هم تعريف روشني از کارآفريني نخواهند داشت.وي مي افزايد: «کارآفريني به معناي ايجاد کار نيست».مفهوم واژه «کارآفريني»به گفته دکتر احمد پوردارياني، واژه کارآفريني از کلمه فرانسوي به معناي «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهي وبستر، کارآفرين کسي است که متعهد مي شود مخاطره هاي يک فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل کند.دکتر احمدپور دارياني مي گويد: «من خودم در سال 9991 ميلادي(8731 هجري شمسي) يک تعريف از کارآفرين ارائه کردم و معتقدم «کارآفرين» فردي است که داراي ايده و فکر جديد مي باشد و از طريق ايجاد کسب و کاري که توام با مخاطره مالي و اجتماعي است، با بسيج منابع محصول، خدمت جديد به بازار ارائه مي کند، پس کارآفرين سه کار مهم مي کند که اول ايجاد خلاقيت و نوآوري، دوم راه اندازي يک شرکت يا کسب و کار و طي کردن فرايند ايجاد کسب و کار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار مي باشد. بنابراين اگر در جامعه يک کسي براي اولين بار دستمال کاغذي را توليد کرد، چون اولين بار است، اين کارآفريني کرده و او يک کارآفرين است. به عبارت ديگر آنها که اولين ها در هر کاري هستند و با نوآوري جبهه هاي جديدي در اقتصاد باز مي کنند، کارآفرين هستند.کارآفرين کيست؟کارآفرين کيست و داراي چه ويژگي هايي است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاري، مديريت و اقتصاد تعاريف گوناگوني از «کارآفرين» ارائه مي کنند.به اعتقاد برخي از دانشمندان مانند ريچارد کتيلن (cattilon)، کارآفرين کسي است که خطرپذير است و توانايي برقراري ارتباط بين توليدات و خدمات، توانايي سازماندهي و نظارت بر توليد و معرفي روش هاي جديد، محصولات جديد و يافتن بازارهاي جديد را دارد.اسکامپتر يکي ديگر از دانشمندان مي گويد: «کارآفرين کسي است که نوآور است و قدرت خلاقيت بالايي دارد و فعاليت هاي جديدي را در قالب شرکت هاي کوچک راه اندازي مي کند».کول (cole) هم مي گويد: کارآفرين به شخصي مي گويند که بهترين و آخرين موقعيت هاي اقتصادي و تجاري را کشف مي کند و روش استفاده از اين فرصت ها را مي داند. اين فرد معمولا داراي استعداد، خلاقيت، ابتکار، سازماندهي و مديريت در سطح بالايي است.« ديويد مک کران» و «اريک فلانيگان» کارآفرينان را افرادي نوآور، با فکري متمرکز و به دنبال کسب توفيق و مايل به استفاده از ميانبرها مي دانند که کمتر مطابق کتاب کار مي کنند و در نظام اقتصادي، شرکت هايي نوآور، سودآور و با رشدي سريع را ايجاد مي نمايند.  

 

 

آمپلی فایر

 امپلی فایر : ( تقویت کننده Amplifier ) 

به صورت کلی امپلی فایر , وسیله ای است برای  تغیر و  افزایش  دامنه سیگنال های دریافتی .

به بیان دیگر این سیگنال ها توسط امپلی فایر تقویت میشود.

سیگنال ولتاژ یا جریان برق است.

 

امروزه عموما  امپلی فایر ها  در زمینه  صدا و تقویت صدای سیستم های صوتی استفاده می شود .

امپلی فایرها به دسته های مختلف ( لامپی- Vaccum tube , ترانزیستوری- Solid state ) و انواع گوناگونی ( Pre amp , Power amp ,integrated amp ) تقسیم می شوند و در کاربردهای مختلفی ( mono block , stereo)  به کار برده می شود .

 نسبت ورودی  به  خروجی امپلی فایر ها ,  تابع انتقال امپلی فایر ( transfer function ) نام دارد  که با اصطلاح  Gain   به کار میرود .

Gain  یا همان مقدار تابع انتقال ,   مقدار توانایی مدارهای دستگاه,   برای افزودن  توان  یا دامنه ی سیگنال ورودی است . به عبارت دیگر  نسبت  سیگنال خروجی بر سیگنال ورودی , می شود حاصل تابع انتقال .

ساده تر اینکه : این عدد نشان میدهد که  یک امپلی فایر چقدر قابلیت افزایش  توان یا دامنه سیگنال ورودی را دارد.

 عدد Gain    برای  توان ,  ولتاژ  و جریان  , قابل محاسبه هست .  و با نماد  db   یا همان دسی بل نوشته می شود.

  این عدد  در واقع  همان عددی است که هنگام  افزایش صدای سیستمتان, افزایش می یابد .  در واقع با  چرخاندن پیچ ولووم  یا  دکمه آن , توان یا دامنه سیگنال  خروجی  دستگاه را نسبت به ورودی آن افزایش می دهیم که نتیجه میشود افزایش حجم و قدرت صدا .

(Power gain , voltage gain , Current gain   )

 

  پهنای باند امپلی فایر  (Bandwidth)  :

پهنای باند یا به اختصار BW   , محدوده فرکانسی هست که هر امپلی فایر ایجاد میکند.

امپلی فایرهای  کامل (full-range)  امپ هایی هستند که فرکانس صدای تولیدی آن ها حداقل بین 20hz تا 20khz گسترده شده است ( محدوده فرکانسی که گوش انسان قادر به شنیدن آن هست ).

به عبارت دیگر حد فاصل  بالاترین و پایین ترین فرکانسی که دستگاه تولید میکند  را پهنای باند فرکانسی دستگاه میگویند .

 

  بازده  ( Efficiency ) :

مفهوم بازده این است که  چه میزان از توان ورودی , برای  خروجی امپلی فایر مورد استفاده قرار گرفته .

بازده به معنای توان نیست . ممکن است امپلی فایری  توان 600 وات RMS   داشته باشد اما  بازده و کارایی آن به 30 % هم نرسد !

 

امپلی فایرهای کلاس A  بسیار کم بازده هستند . 10 تا 20 درصد بازده , حد اکثر 25 % را دارا هستند.

 

کلاسB  توان بسیار بالایی را دارا هستند , اما دارای تغییر شکل زیاد  در  صدا هستند (distortion).

 

امپلی فایر های کلاسAB   نتیجه یک تامل و سبک و سنگین کردن و سنجیدن در طراحی امپلی فایر است.

 

این کلاس پیشرفته  از امپلی فایر ها  به طور معمول  35-55%   بازده دارند و به صورت تئوری  تا 78.5%  بازدهی دارند.

مدل های تجاری موجود از کلاسD  - امپلی فایرهای سویئچینگ (Switching Amplifier) - بازده ای بیش از 97% را گزارش می کنند.

امپلی فایر های کلاس C-F   به  بازدهی فوق العاده بالا , شناخته شده اند .

نکته مهم این است که امپلی فایرهای  پر بازده ,  نیازمند خنک کننده های( heat sink OR Cooling fan ) بیشتری هستند .

 

  تغییر شکل صدا ( Distortion ) :

تغییر شکل صدا ,  دگرگونی و تبدیل صدای اصلی و اورجینال می باشد.

تغییر شکل  معمولا نا خواسته می باشد . در برخی حالات , تغییر شکل صدا دلپذیر و دوست داشتنی است.

تغییر شکل جزیی صدا , در نوار های آنالوگ ( کاست و ریل ) و امپلی فایر های لامپی, موقعیتی خاص و دلپذیر دارد .  نویز یا  سیگنال های خارجی ( مثل  وز وز  یا  تداخل صدا ) جزء  تغییر شکل صحیح صدا نمی باشند ,   اگر چه تغییر شکل صدا (distortion) , گاهی به صورت نویزهای به جا و جزیی و ملاحظه شده ای  ظاهر می شود .

 تغییر شکل صدای تقویت شده- امپ شده

  (Amplitude distortion) :

قبل از توضیح ,  لازمست بدانیم که ورودی به امپلی فایر تحت قانون مشخصی , یک تابع خطی میسازد که حاصل آن میشود خروجی امپلی فایر .   

 

( مثلا در شکل زیر  هر ورودی توسط امپلی فایر 2 برابر میشود , لازم به ذکر است این شماتیک فقط جهت درک بهتر بیان شده و اعداد حقیقی و دقیق نیست )

 

 

 

این تغییر شکل صدا در امپلی فایر واجزا دستگاه تولید صدا  زمانی اتفاق می افتد که خروجی امپلی فایر تحت این قانون مشخص , تقویت نشده باشد . یا به بیان دیگر نحوه تولید صدا با قانون تعریف شده در امپلی فایر, متفاوت باشد .

 

 

ویژگی خطی و طولی بودن امپلی فایرها  (Linearity) :

امپلی فایرهای ایده آل , سیستم هایی   کاملا خطی هستند.

ولی امپلی فایر های موجود  تنها درمحدودیت های کاربردی مشخصی , خطی عمل می کنند . یعنی  در بعضی قسمت ها حالت خطی دارند . و در برخی حالات قادر به حفظ حالت خطی بودن نیستند .

 

وقتی که سیگنال  به سمت امپلی فایر رانده می شود  دامنه و توانش افزوده میشود. به بیان ساده تقویت میشود.

توان و دامنه خروجی , افزایش می یابد تا جایی که بعضی قسمت های امپلی فایر از نظر کاری  اشباع میشوند و نمی توانند  خروجی های بیشتری ایجاد کنند. این عمل  کوتاه کردن یا برچیدن (Clipping)   نامیده میشود و حاصل آن  تغییر شکل صداست (ditosrtion).  که به  Amplitude distortion ( توضیح در اینجا ) معروف است .

ساختار طراحی برخی امپلی فایرها به گونه ای است  که عوامل موثر در کاهش Gain  ( توضیح در بالا ) را کنترل می کنند تا از تغییر شکل بیش از حد صدا جلوگیری کنند .

 

 

 

  تغیر دامنه (Amplitude distortion ) :

این تغییر شکل در سیستم اتفاق می افتد ,  زمانی که خروجی امپلی فایر  طبق حالت تعیین شده دستگاه  یک تابع خطی از  دامنه ورودی نیست .

 

  نویز ( Noise ) :

به بیان ساده  نویز در سیستم صوتی و امپلی فایر ها ,  زمانی اتفاق می افتد که دستگاه هیچ سیگنالی برای پخش نمی  فرستد  اما  صدا از سیستم شنیده می شود . نویزها  انواع  گوناگونی  دارند که در بخش های دیگر سایت توضیحاتشان آورده خواهد شد .  توضیح فنی  نویز بر حسب دسی بل و Peak  آورده خواهد شد .

 

  محدوده پویای خروجی (Output dynamic range ) :

مقیاسی است که بین پایین ترین و بالاترین سطح خروجی دستگاه که معمولا با  دسی بل معیین میشود  (db) , پایین ترین سطح محدود می شود به خروجی نویزها , در حالی که بالاترین سطح  اکثرا محدود میشود به  تغییر شکل صدا(distortion) .  نسبت بین این دو  سطح  ,  مقدار محدوده پویای خروجی را معیین میکند . طبق قانون زیر:

 

اگر S = بالاترین  توان سیگنال  و   N =  توان نویز  باشد     DR   که همان  محدوده پویایی سیستم است به این شرح محاسبه میشود :

 

DR= (N+S) / N   ,    یعنی  مجموع  N وS    تقسیم بر N

 

  مدت زمان افزایش سیگنال  (Rise Time ) :

همان طور که قبلا بیان کردیم , امپلی فایر ها وظیفه افزایش توان سیگنالها ضعیف را دارا هستند. یعنی یک سیگنال وقتی وارد امپلی فایر میشود با یک ضریب از قبل تعیین شده,  افزایش می یابد و به سمت بلندگو ها رانده می شود.  حال در این میان زمان مورد نیاز برای افزایش این سیگنال بسیار مهم است . و هرچه این زمان کمتر باشد , پاسخگویی امپلی فایر بسیار بالاتر میرود و تمامی سیگنالها و تمامی فرکانسها فرصت گرفتن انرژی خوب و کافی برای پخش را پیدا می کنند.

 

به بیان ساده  مدت زمانی که طول میکشد  تا سیگنال از سطح تعیین شده پایینی به سطح تعیین شده بالایی صعود کند را  مدت زمان افزایش سیگنال (Rise Time)   می نامند .

 

دانه های روغنی

                                                            آفات دانه های روغنی

 

                                                                                                          (Col:Nitidulidae)

 

                                                                                            سوسک گرده خوار ریز کلزا:

جنس: Meihgethes  دارای گونه های متعددی به شرح زیر است:

·        M.aeneus

·        M.viridesescens

·        M.coracinus

·        M.picipes

 زیست شناسی :

حشرات کامل به رنگ سیاه حدودا به طول 3 میلی متر با شاخک های چماقی در جنگل ها و سایر پناهگاه ها زمستانگذرانی می کنند.

در بهار با افزایش درجه حرارت به 12 تا 15 درجه سانتیگراد ظاهر شده و به مزارع کلزای زمستانه مهاجرت می نماید. آنها از گرده بیشتر گیاهان تغذیه نموده ولی فقط در جوانه های چلیپائیان که 3 میلی متر یا بیشتر طول دارند تخمگذاری می کنند. تخم ها پس از چند روز تفریخ می شوند . لارو ها حداکثر 5 میلی متر طول دارند. روی بندهای بدن آنها صفحات مایل به قهوه ای وجود دارد و محتویات زرد رنگ لوله گوارش اغلب قابل رویت است . لارو ها طی 3 سن لاروی از گرده تغذیه کرده و برای شفیره شدن به روی خاک می افتنددوره رشدی از تخم تا حشره کامل حدود یک ماه طول می کشد

 

 

خسارت:

 حشرات بالغ ابتدا از اندامهای در حال نمو غنچه و در مراحل بعدی با باز شدن گلها ، از گرده تغذیه می کنند. این حشره  اساسا گرده خوار بوده و خسارت آن متوجه ی مزارعی که دارای گل می باشند نبوده لیکن در مزارعی که در مرحله ی غنچه دهی و یا شروع مرحله ی گلدهی باشند ، خسارت جدی است . لاروها در داخل گلها از گرده تغذیه می کنند و خسارتزا نمیباشند.

مبارزه :

 برای مبارزه شیمیایی کاربرد حشره کش فن پروپاترین (دانیتول) EC10%  به میزان یک لیتر در هکتار علیه حشرات کامل آفت پیش از به گل رفتن 10 درصد مزرعه توصیه می شود. استفاده از ارقام زودرس بهترین روش مبارزه زراعی است . 

 

Psylliodes

Phyllotreta corrugate

(Col:Chrysomelidae)

کک های کلزا

 خسارت:

خسارت گونه های فوق کاملا مشابه یکدیگر و به صورت سوراخ های تغذیه ای بر روی برگهای اولیه و یا برگهای حقیقی مشاهده می شود .در جمعیت های زیاد ممکن است کل گیاهچه از بین برود ، خسارت این آفات تنها ناشی از ، تغذیه حشره کامل می باشد.

اگر به دلایلی همانند کشت دیر هنگام ، بستر نامناسب ، رطوبت ناکافی در خاک و .... رشد اولیه گیاهچه به کندی صورت گیرد و این وضعیت با روزهای گرم آفتابی همراه با بادهای خشک در زمستان همزمان گردد، خسارت شدیدا افزایش می یابد.، انتشار گونه های فوق در همه مناطق تحت کشت کلزا مشاهده گردیده است، ولی فراوانی گونه P.cuprea بیشتر از گونه دیگر می باشد.

 

شکل شناسی Phyllotreta corrugata :

دارای بدنی کوچک ، مستطیلی شکل و مسطح، به رنگ قهوه ای تیره ، شاخکهای 11 بندی ،                                                   سطح بالپوشها پهن ، تقریبا دارای جوانب موازی و فاقد استریا(فاقد نقاط فرو رفته روی بالپوش).

شکل شناسی Psylliodes cuprea  :

دارای بدنی استوانه ای شکل و جوانب غیر موازی ، به رنگ سیاه با جلای فلزی آبی شاخک 10بندی     و نخی . بالپوشهای بیضی شکل ، دارای استریا.

 

زیست شناسی:

یک نسل در سال دارد. زمستانگذرانی در مناطق جنگلی و یا در زیر بقایای گیاهی .در فروردینتا اردیبهشت موقعی که درجه حرارت محیط به 14 می رسد ، ظاهر می شوند . اواخر بهار تخمگذاری در عمق 1-2 سانتی مر و در مجاورت گیاهان میزبان .

تغذیه مختصری از برگهای گیاهان چلیپائیان .

از اوایل تیر تا اواسط آذر حشرات بالغ نسل جدید ظاهر می شوند . حشرات بالغ از برگهای گیاهچه کلزا می خورند و تا مرحله 4-5  برگی سطح سبز گیاه را بطور قابل توجهی کاهش می دهند .

با سرد سرد شدن هوا به اماکن زمستانگذران می روند.

مبارزه:

مبارزه زراعی : تاریخ کشت ، کنترل علفهای هرز ، تناوب زراعی .

مبارزه شیمیایی :

 ضد عفونی بذر

1.      350 FS (Cruiser) Thiamethoxam

فرمولاسیون: مایع قابل انتشار برای ضد عفونی بذر

میزان مصرف: 7سی سی به ازاء هر کیلو بذر کلزا   

 نکته: حداکثر پس از 24 ساعت از زمان ضد عفونی عملیات کاشت صورت گیرد.

2.      ws %70 (Gaucho) Imidacloprid :

فرمولاسیون:  پودر تر شونده برای ضد عفونی بذر

میزان مصرف : 8-12 گرم به ازای هر کیلو بذر کلزا

مبارزه شیمیایی :

محلول پاشی :پس از سبز شدن کوتیلدون ها ، حدود 7-14 روز پس از کاشت در صورت مشاهده جمعیت های خسارتزا سمپاشی مزرعه با دیازینون یا گوزاتیون به میزان 3 لیتر در هکتار ، سوین 3 کیلو در هکتار. 

 

 

Baris coerulescens Scopoli

(Col:Curculionidae)

سر خرطومی کلزا

 

 از اواسط زمستان فعالیت لاروها در مزارع کلزای استان گلستان مشاهده میشود

 خسارت:خسارت مربوط به فعالیت لارو در محل طوقه و دمبرگ برگهای پایین میباشند. علائم خسارت بصورت اجسام پینه ای برنگ قهوه ای روشن در محل طوقه ، زرد و خشک شدن برگهای پائینی ، تاخیر در رشد و چند شاخه شدن بوته مشاهده می گردد.

لارو این آفت ورمی فرم وحداکثر به طول 6 میلیمتر به رنگ سفید چرکی با آرواره های به رنگ قهوه ای و عمدتا در گروه های 2تا5 عددی در داخل طوقه وسپس ریشه فعالیت می کند. در شرایط آزمایشگاه حشرات کامل حدودا در اواسط خرداد در داخل ریشه و طوقه ظاهر و تمام طول تابستان و پائیز را همان جا سپری نمودند.

 

Pieris brassicae

(Lep : pieridae)

 

سفیده بزرگ کلم :

 

میزبان :

به کلزا ، شلغم ، ترب و تربچه حمله می کند.

شکل شناسی : طول بدن 2 و عرض آن با بال های باز 6 سانتی متر است . بال ها سفید رنگ به استثنای گوشه جلویی بال های جلو که خاکستری رنگ است . حشره هر یک از بال های جلو دو خال یا لکه سیاه رنگ نسبتا گرد و در امتداد آنها دو خال روی لبه بال های عقب دارند. نرها فاقد این لکه هستند. تخم زرد رنگ به شکل میوه کاج

لاروها سبز تیره با سه نوار طولی زرد یکی در وسط و دو تا در طرفین است . روی هر حلقه بدن لارو دو نقطه بزرگ سیاه در طرفین و دو نقطه سیاه کوچکتر در نزدیکی نوار وسطی دیده می شود . شفیره بدون پیله و پشت آن گوشه دار و مثلثی است.

خسارت:لارو ها به برگ ها حمله کرده و گیاه را به کلی بی برگ می نمایند. فضولات لاروی و خوردگی برگ ها بازار پسندی محصول را کاهش می دهد .

 

زیست شناسی :

زمستانگذارنی به صورت شفیره است . در ساعات آفتابی پرواز کرده و تخم های خود را به صورت دسته ای (50تا100) روی برگ ها قرار می دهند. تعداد تخم ها به طور متوسط 150 عدد است . 5 سن لاروی دارد . دوره لاروی بین 2تا4 هفته است . لارو برای شفیره شدن خود را با تار ابریشمی به اشیای اطراف متصل می کند.    در سال 2تا4 نسل دارد .

مبارزه شیمیایی :

سمپاشی با تریکلروفن (دیپترکس ) 5/1 کیلو در هکتار یا کارباریل (سوین ) 3کیلو در هکتار

 

 

Etiella zinckenella

(Lep: Pyralidae)

پروانه دانه خوار سویا

 

میزبان ها:

 سویا ، باقلا ، نخود ، عدس ، بعضی از گیاهان زینتی و جنگلی

شکل شناسی:حشره کامل : عرض بدن با بال های باز 23_20 میلی متر و طول آن 11_8 میلی متر است . رنگ عمومی خاکستری تیره با یک نوار باریک طولی به رنگ سفید و یک لکه قهوه ای با هاله آجری رنگ است.

لارو کامل حدود 5/1 سانتی متر به رنگ سبز تا قرمز جگری و 5 نوار نارنجی در قسمت پشتی و پهلویی است.

خسارت :

لاروها از دانه های سویا تغذیه کرده و غلاف ها را با مدفوع خود انباشته می کنند. هر لارو ممکن است به چندین غلاف حمله کند.

زیست شناسی:

زمستانگذرانی به صورت پیش شفیره در داخل خاک   .(دو نسل در سال دارد)

حشرات کامل از مراحل زمستانگذران اواخر اردیبهشت ظاهر و روی علف های هرز تخمریزی و تغذیه می کنند.

پروانه های نسل دوم وارد مزارع سویا شده و روی غلاف های نارس سویا تخمریزی می کنند.

لاروها بعد از تکمیل تغذیه خود از دانه های شیری و نارس سویا غلاف را ترک کرده و در عمق 2_4 سانتی متری خاک در داخل پیله تا بهار سال بعد باقی می مانند. دوره جنینی 3_6 روز ف پنج سن لاروی 30-37 روز ، شفیرگی در بهار 30_37 روز در تابستان 25_20 روز است.

مبارزه :

1- شخم و تخت آب زمستانه                                                             2-تناوب زراعی با محصولات غیر بقولات

3- سمپاشی به محض مشاهده حشرات ماده با دیپترکس 5/1 کیلو در هکتار و تکرار در 10-7 روز بعد   

 

 

 

 

 

Melanagromyza Sojae

مگس ساقه خوار سویا

 

در سویا و یونجه فعال است.

تخم ها در بافت برگ گذاشته می شوند و لاروها داخل رگبرگ میانی و سپس داخل ساقه تونل حفر می کنند .

شفیره داخل ساقه معمولا نزدیک طوقه تشکیل می شود.

آثار تغذیه لاروها و ترشحات و فضولات آنها به رنگ قرمز مایل به ارغوانی دیده می شود. فعالیت آفت در مزارع سویای دیر کاشت تابستانه بیشتر است.

در ژاپن یک نسل آن حدود 21 روز طول می کشد و سالانه 4 نسل دارد.

در هند سالانه 8_9 نسل وجود دارد و سویای دیر کاشت تا 100 درصد آلوده شده و محصول 21-16 درصد کاهش می یابد.

 

 

Acanthiophilus helianthi

 (Dip:Tephritidae)

مگس گلرنگ

 

شکل شناسی :

حشره کامل : طول بدن حدود نیم و عرض بدن با بال های باز حدود 1 سانتی متر است. بدن خاکستری مایل به سبز ، شکم قهوه ای تیره و پوشیده از موهای خاکستری است . چشم درشت به رنگ متالیکد هستند.

لارو :

ورمی فرم ، حداکثر به طول نیم سانتی متر ، دارای 12 حلقه و 2 لکه قهوه ای رنگ در قسمت پشتی حلقه آخر بدن

تخم:

سفید و دوکی به طول 1 میلی متر با یک شکاف قهوه ای رنگ

خسارت :

 لاروها از قسمت کناری قوزه (کپسول ) گلرنگ به سمت مرکزی و پائین قوزه کانال حفر نموده  و سر راه خود دانه ها را سوراخ و از محتویات آنها تغذیه می کنند . هرچه دانه ها کوچک تر و نرم باشند میزان تغذیه بیشتر است . دانه های خسارت دیده به طور کلی از بین می روند . میزان خسارت ممکن است به 90 درصد هم برسد.

 

زیست شناسی :

زمستان به صورت لارو در لانه ای داخل قوزه ، با تشکیل قوزه ها و در ابتدای تشکیل دانه ها حشرات کامل ظاهر می شوند. روزها زیر برگچه های اطراف قوزه و لا به لای  برگ ها پنهان می شوند . ماده ها پس از جفتگیری تخم ها را به صورت دستجمعی داخل قوزه های نارس قرار می دهند(هر ماده 24-6 تخم).

پس از طی یک دوره لاروی 15-10 روزه شفیره داخل قوزه تشکیل می شود (دوره شفیرگی 12-8 روز ). درسال 3-2 نسل دارد .

 

مبارزه :

1-استفاده از ارقام مقاوم : ارقام خاردار ، زودرس ، صمغ دار                 2- کاشت زود هنگام

 

 

Oxycarenus Pallens

(Hep: lygaeidae)

 

سنک تخم گلرنگ

 

شکل شناسی:

حشرات کامل به طول 4-5/3 میلی متر ، به رنگ زرد کاهی ، قسمت جاوی پرونوتوم به رنگ قهوه ای

درآمده است. سطح پرونوتوم از نقاط بسیار ریز سیاهرنگ پوشیده شده است.

خسارت :

با حمله به غنچه های گلرنگ باعث قهوهای و فاسد شدن آنها می شوند. غنچه های آلوده و خسارت دیده داسشی شکل می شوند .

زیست شناسی : زمستان گذرانی به صورت حشره کامل اواسط بهار در طبیعت ظاهر شده و نسل اول خود را روی گیاهان مختلف تیره Compositae سپری می کند . از اوایل تیر ماه فعالیت آن روی گلرنگ مشاهده می شود . دو نسل خود را روی گلرنگ تکمیل می کند.

 

 

 

                         عنوان                                                                                                                                                  صفحه

 

 

سوسک گرده خوار ریز کلزا ................................................................................1_2

 

کک های کلزا................................................................................................2_4

 

سرخرطومی کلزا............................................................................................4_5

 

سفیده بزرگ کلم .............................................................................................5_6

 

پروانه دانه خوار کلزا.........................................................................................6_7

 

مگس ساقه خوار کلزا............................................................................................8

 

مگس گلرنگ ..................................................................................................8_10

 

سنک تخم گلرنگ ................................................................................................10

علائم ظهور

بارانهاى پياپى

در سال ظهور، بارانهاى پياپى ، زمين را آباد و سرسبز مى كند و وضع مردم ، بهتر مى شود. امامان (ع ) در تبيين نشانه هاى ظهور و خبر دادن از رخدادهاى آن روزگار، از اين واقعه نيز، ياد كرده اند كه به چند نمونه از احاديثى كه در اين باره رسيده اشاره مى كنيم :

شيخ مفيد، با بهره گيرى از روايات ، مى نويسد :

ثم يختم ذلك باريع و عشرين مطرة متصل فتحيى بها الارض ‍ بعد موتها و تعرف بركاتها

پس پايان مى گيرد اين (پديد آمدن نشانه ها) با بيست و چهار باران پياپى كه زمين را پس از آن كه مرده بود، زنده مى كند و بركات آن را مى شناساند .

شيخ طوسى از امام صادق (ع ) روايت مى كند :

ان قدام القائم لسنة غيداقة ، يفسد التمر فى النخل فلاتشكوا فى ذلك

در آستانه قيام مهدى (ع )، سالى پرباران خواهد بود كه در اثر آن ، خرما بر روى نخل مى پوسد. پس در اين ، ترديدى به خود راه ندهيد .

تهاجم ملخها

بين يدي المهدي موت أحمر وموت أبيض وجراد في حينه وجراد في غير حينه أحمر كالدم ...

پيش از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفيد و حمله ملخها در هنگام و نابهنگام كه چون خون قرمزند خواهد بود.

رانش كوه با روستاي لبد چه كرد

اشاره: در يكي از روايتهايي كه در باب علائم آخرالزمان وارد شده مي خوانيم:

سيكون في آخر الزمان خسف و قذف و مسخ

در آخرالزمان خسف، قذف، و مسخ واقع خواهد شد.

خسف: به معناي فرو رفتن در زمين است و قذف: به معناي پرتاب چيزي از مكاني به مكان ديگر است، كه از آن جمله است پرتاب سنگ، معناي مسخ نيز دگرگوني سيرت و صورت چيزي است به شكلي جز آنچه هست. مثلا تبديل شدن انسان به حيواني همچون خوك و يا ميمون.

زلزله

در حديثى آمده است كه سال ظهور سال پيدايش زلزله ها و سرماى شديد است.

عن أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ قال: رجفة تكون بالشام يهلك فيها أكثر من مائة ألف، يجعلها اللّه رحمة للمؤمنين وعذاباً على الكافرين .

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ نقل شده است: زمين لرزه اى در شام رخ خواهد داد كه بيش از صد هزار نفر كشته مى شوند و آن را خداوند رحمت براى مؤمنان و عذاب براى كافران قرار داده است.

ستاره‏هاى دنباله‏دار

در برخى از روايات طلوع ستاره‏هاى دنباله‏دار از علايم ظهور به حساب رفته است چنان‏كه اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: (و طلوع الكواكب المذنبة واقتران النجوم‏.)

همچنين فرمود: (و بدا لكم النجم ذوالذنب من قبل المشرق و لاح لكم القمر المنير فاذا كان ذلك فراجعوا التوبة‏.)

يعنى براى شما ستاره دنباله‏دارى از جانب خاور آشكار و ماهتاب پرفروغى ظاهر مى‏شود در اين هنگام به توبه باز گرديد، و در برخى از علامات، ظهور ستاره دنباله‏دار را در نزديك جدى به نگارش آورده‏اند.

سيلاب رود فرات

يكى از نزديك ترين نشانه هاى ظهور مهدى آل محمد ـ عليهم السلام ـ  جارى شدن سيلاب فرات در شهر كوفه است.

عن أبي عبداللّه ـ عليه السلام ـ : سنة الفتح ينشق الفرات حتّى يدخل ازقة الكوفة.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: در سال ظهور آب فرات طغيان كرده به گونه اى كه وارد كوچه هاى تنگ كوفه مى شود.

قال ابن عباس: يا أميرالمؤمنين ما اقترب الحوادث الدالّة على ظهوره؟ فدمعت عيناه وقال: إذا فتق بثق في الفرات فبلغ ازقة الكوفة فليتهيأ شيعتنا للقاء القائم .

ابن عباس مى گويد: به امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ عرض كردم: نزديك ترين حادثه كه حكايت از ظهور خواهد داشت چيست؟ پس آنگاه چشمانش اشك آلود شد و فرمود: هرگاه شكافى بر كنار رود فرات ايجاد شود و به كوچه هاى كوفه رسد، آنگاه شيعيان ما آماده ملاقات قائم باشند.

طاعون

فأمّا الموت الأحمر فالسيف وأمّا الموت الأبيض فالطاعون .

مرگ سرخ كشته شدن به شمشير و مرگ سفيد طاعون است.

طلوع خورشيد از مغرب

از جمله نشانه هاى ظهور كه در روايات به آن اشاره شده ، طلوع خورشيد از مغرب است ، وقوع

چنين پديده اى ، اگر معناى ظاهرى آن مراد باشد، مستلزم در هم ريختن و از هم پاشيدن نظم جهان و تغيير در حركت منظومه شمسى خواهد بود و اين ، با اصول حاكم بر نظام طبيعت ، ناسازگارى دارد. به طور قطع حضرت مهدى (ع )، بر روى همين زمين ، حكومت جهانى خويش را تشكيل مى دهد .

بر اين اساس تحقق اين نشانه به گونه معجزه ، چنانكه برخى پنداشته اند، ميسر نيست ، زيرا معجزه در محدوده نظام حاكم بر طبيعت و جهان صورت مى گيرد .

به نظر مى رسد، منظور از طلوع خورشيد از مغرب ، حضرت مهدى است .

طلوع ستاره دنباله دار از نشانه هاى ظهور است

در روايات آمده است: مهدى(ع)پس از غيبتى طولانى، همزمان با طلوع ستاره اى سرخ و ويرانى رى و خسف زوراء ظهور مى كند. ستاره اى از مشرق طلوع مى كندكه دنباله درخشانى دارد

طلوع ستاره اى دنباله دار، ملت عرب را به وحشت مى اندازد وآن ستاره اى است كه در طرف مشرق ظاهر مى شود و همانند ماه مى درخشد. سپس دنباله اش برمى گردد و نزديك مى شودكه در سرش به يكديگر برسد

پر واضح است كه ترس و وحشت عرب از ستاره نيست، بلكه از حوادث جانكاهى است كه همزمان با طلوع ستاره روى مى دهد. رسول اكرم (ص)مى فرمايد: هنگامى كه پل در بغداد زده شد و ستاره هاى دنباله دار از مشرق طلوع كرد، دركنارآن پل گروه گروه كشته مى شوند.

كسوف و خسوف

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ رخداد دو پديده نابهنگام و غير عادى كسوف و خسوف است. اگر چه اين دو پديده از رخدادهاى طبيعى ست ليكن تحقق آنها منوط به شرائط ويژه نجومى مى باشد كه در غير اين صورت امر غير عادى خواهد بود.

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

 پيش از اين امر ـ ظهور قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ ـ ماه در 25 ماه رمضان و خورشيد در نيمه آن ماه گرفته مى شود آنگاه است كه حساب منجمان بر هم مى خورد.

گرفتن خورشيد و ماه، پديده ى جديدى نيست. ولى آنچه كه مهمّ است اين است كه هميشه كسوف در اوائل ماه و خسوف در اواخر ماه رخ مى دهد.

نزول بارانهاى پياپى :

هر انسان با ايمانى در اين واقعيّت، ذرّه اى ترديد به خود راه نمى دهد كه قطرات باران به اراده و خواست و طبق قانون خدا بر زمين فرو مى بارد و اين فرمان فرماى هستى است كه قوانين طبيعى را چنين تدوين نموده است:

(وهو الذي أرسل الرّياح بشراً بين يدي رحمته وأنزلنا من السماء ماءً طهورا)

او كسى است كه بادها را بشارت دهندگان از رحمت خويش مى فرستد و ما از آسمان آب پاك نازل مى كنيم.

خروج دجال

اين نشانه ، در كتابهاى اهل سنت ، از نشانه بر پايى قيامت دانسته شده است ، ولى ، در منابع روايى شيعه ، از نشانه هاى ظهور. برابر آنچه پيش از اين يادآور شديم ، هيچ اشكالى ندارد كه رخدادهايى چون خروج دجال هم ، نشانه ظهور باشند و هم نشانه قيامت ، بدين معنى كه اين رخداد پيش از ظهور و در دوره غيبت واقع گردد. به هر حال بر اساس ‍ آنچه از ظاهر اخبار استفاده مى شود، دجال فردى است كه در آخر الزمان و پيش از قيام مهدى )ع ) خروج مى كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت انگيز جمع زيادى از مردم را مى فريبد و سر انجام به دست عيسى مسيح (ع ) در كنار دروازه لددر منطقه شام ، به هلاكت مى رسد.

آيا دجال داراى ويژگيها و صفات غير عادى است ؟ آيا دجال شخص ‍ است ، يا جريان الحادى ؟
بر فرض كه دجال ، داراى چنان ويژگيهايى باشد، تحقق آن را چگونه مى توان تصور كرد: معجزه يا غير معجزه ؟ اينها، پرسشهايى است كه در اين بخش به بررسى آن مى پردازيم.

 در مورد اصل دجال ، صرف نظر از ويژگيهاى او، چند احتمال وجود دارد:

الف . دجال ، نام شخص معينى نيست . هر كسى كه با ادعاهاى پوچ و بى اساس و با توسل به حيله گرى و نيرنگ ، در صدد فريب مردم باشد، دجال است ، بر اين اساس دجال ها خواهند بود. اين كه در روايات از دجال هاى فراوان سخن به ميان آمده اين احتمال را تقويت مى كند.

پيامبر اكرم (ص ) مى فرمايد:

لاتقوم الساعه حتى يخرج المهدى من ولدى ، و لايخرج المهدى حتى يخرج ستون كذابا كلهم يقول :انا نبى .
قيامت ، بر پا نمى شود، تا وقتى كه مهدى (ع ) از فرزندانم قيام كند و مهدى (ع ) قيام نمى كند، تا وقتى كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگويد: من پيامبرم.

دجال، از ريشه دجل به معناى دروغگوى حيله گر است . در روايات ، از اين دجال ها و دروغگويان فراوان نام برده شده است . در برخى ، دوازده و در برخى سى ، شصت و هفتاد دجال آمده است . از ميان اين دجال ها، فردى كه در دروغگويى و حيله گرى و مردم فريبى سر آمد همه دجالان و فتنه او از همه بزرگتر است.  

با توجه به معناى لغوى دجال و نيز فراوانى آنان در روايات ، فرد خاصى منظور نيست ، بلكه هر آدم حقه باز دروغگويى كه با فريفتن مردم ، به فتنه انگيزى بپردازد، دجال است ، منتهى ممكن است يكى از آنان كه تبلور اين صفات در وى ، از همه بيشتر است ، نشانه ظهور باشد.

دجال - كفر و ايمان

دجال – كفر و ايمان و ايمان آوردن چيست ؟ آيا پيامبران كه مجموعه پيامهاي الهي را به صورت يك دين براي مردم عرضه كردند يك تصوير جسمي بود كه به ديدن آن بگويند ما اين سيب را ديديم و گفتيم آري اين سيب است و به سيب بودن آن ايمان آورديم نه آنها كلمه خدا را آوردند كه گفتند به كلمه خدا ايمان آوريد و براي ايمان به كلمه ديگر احتياجي به ديدن جسمي نيست بلكه بايد مجموعه مفاهيم و اصول را سنجيد و به حق بودن آن ايمان آورد .

پس ميبينيم ايمان مزبوط به شخص است كه نور خدا را فرا راه خود قرار دهد يا غير آن . نور يعني چيزي كه ما با آن ميبينيم در محيط مادي .

 ولي نور خدا آن نيست كه با چشم ميبينيم . اين نور خودش يك پديده مادي است . نور خدا آن است كه باعث ديدن عقلي ما ميشود و جزءي از كلمه الهي است . پس ايمان به الله و كلمه او وقتي در فرد ايجاد ميشود كه او از نور الهي استفاده كند .

 و همه اين خلقت انسان براي استفاده از نور الهي و اجراي كلمه است . ابتداي دعوت الهي جنگ بين نور الهي و نور طبيعت بود .

 انسانهايي كه با جشم جسم ميديدند . فرعون و بتها و زيبايي خورشيد وماه و ستارگان روابط حاكم بر اجتماع و رسوم و اعتقادات اجتماع همه جشم آنها را پر كرده بود . و دعوت انبياء دعوت به استفاده از نور الهي و كلمه الهي بود و كسانيايمان مي آوردند كه در مجموعه علايم و روابط و اصول از نور الهي استفاده مي كردند و كلمه الهي را بر ميگزيدند .

 نه آن كه خدا زا به مانند يك پديده عيني ببينند و ايمان حاصل شود .

اين مبارزه ادامه داشت تا خاتم پيامبران و انسانهايي كه برگزيده بودند اين كلمه را در محدوده ايي مستقر كردند و ظاهرا در ديگر نقاط زمين هم كلمه الهي در قالب اديان ديگر مستقر بود . ولي آيا اين ظهور كلمه كامل بود ؟ آيا بشر قطعا با نور خدا پيش مي رفت ؟ مطمينا نه . همه اينها در دوره ايي نهايي جلوه گر خواهد شد . چون زماني خواهد رسيد كه همه كافر خواهند شد .

 آري ديگر كسي از نور خدا استفاده نخواهد كرد . پوشيدگي كه معناي كفر است همه جا گير خواهد شد . حتي ما كافر اهل قبله خواهيم داشت. زماني كه خداوند مي فرمايد اي دابه برخيز كه زماني كه همه كافر بودندتنها تو به من ايمان داشتي

دجال دروغگوى فريبنده

در فرهنگ جديد عربى - فارسى‏منجدالطلاب و فرهنگ لاروس معانى‏لغت دجال چنين آمده است: (آب طلا، گروه بزرگ انبوه ، دروغگو ، فريبنده‏لقب مسيح كذاب كه در آخرالزمان‏ظهور كند.)

مرحوم علامه على‏اكبر دهخدااين لغت را در لغتنامه خود، هم باتشديد «جيم » و هم بدون تشديد«جيم‏» ضبط نموده است.

مهدى پرتوى آملى درباره اين‏لغت مى‏نويسد: )دجال صيغه مبالغه‏از لغت دجل و به معنى خدعه ،نيرنگ ، حيله و باطل است.(

شادروان دكتر محمد خزائلى‏تعبيرى زيبا و ظريف از لغت دجال‏كرده است: دجال كلمه‏اى مركب‏است و الف و لام آن همان الف ولامى است كه در نامهاى دانيال وخرقيال هم وجود دارد و به معنى‏«خدا» ست.

 جزء اول آن هر چه باشدبه معنى «ضد» و «دشمن‏» است ودور نيست كه با (دژ)، (دشمن‏) و(دشوار) همريشه باشد.بنابراين‏تعبير، دجال يعنى : ضدخدا، دشمن‏خدا.

شكل ظاهرى دجال‏

دجال را با سيمايى عجيب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه يك‏چشم او كور شده - چشم راست - وچشم ديگرش در وسط پيشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.اين بيت مولانا جلال‏الدين بلخى‏به‏يك چشم بودن دجال گواهى دارد :

او به سر، دجال يك چشم لعين اى خدا فريادرس نعم‏المعين

نام اصلى، كنيه، محل اقامت و محل ظهور دجال

نام اصلى دجال، «صائد بن صيد»و كنيه‏اش «ابويوسف‏» است. ازمادرى يهودى به نام (ميمونه‏) به‏دنيا آمده و در جزيره‏اى به يك‏صخره بسته شده است. چون سال‏از چهارصد هجرت بگذرد، بايدمنتظر بود تا ظاهر شود و اين ازعلامات آخرالزمان است.

خراسان و كوفه از نقاطى هستندكه به عنوان محل خروج و ظهوردجال ذكر شده‏اند. خاقانى شاعرنامى قرن ششم هجرى قمرى محل‏ظهور دجال را چنين ذكر مى‏كند:

نه عيسى راست از ياران كمينه سوزنى دربر؟ نه سوزن شبه دجال است‏يك چشم و صفاهانى  ؟

كيفيت‏خروج دجال

كيفيت‏خروج دجال به اين ترتيب‏است كه سه سال قبل از خروجش دردنيا قحط و خشكسالى مى‏شود. به‏اين صورت كه سال اول، ثلث‏باران وسال دوم دو ثلث‏باران معمولى‏نمى‏بارد و سال سوم حتى يك قطره‏باران از آسمان به زمين نمى‏بارد ويك برگ سبز از زمين روييده‏نمى‏شود.

 در اين موقع كه گرسنگى وتشنگى بر عالميان سايه افكنده‏است، دجال خروج مى‏كند. هنگامه‏عجيبى بر پا مى‏شود و دجال به كمك‏پيروانش بر تمام شهرها مسلطمى‏شود و (بيت‏المقدس‏) را كه‏ساكنانش حاضربه‏تسليم‏نمى‏شوند،محاصره مى‏كند.

 در چنين زمانى به‏هنگام نماز صبح و يا عصر، حضرت‏مهدى صاحب‏الزمان عليه السلام ظهورمى‏كند و با جماعت محصورين به‏نماز مى‏ايستد.

حضرت عيسى بن‏مريم عليه السلام نيز از آسمان فرود مى‏آيدو به صاحب‏الامرعليه السلام اقتدا مى‏كند.آنگاه حضرت صاحب‏الزمان عليه السلام ازحصار خارج شده، دجال و پيروانش‏را از ميان برمى‏دارد.

سفيانى

شخصيّت سفيانى (تفكّرات، رفتار)

نام او عثمان بن عنبسه و از نژاد امويان است مردى سفاك و خون آشام كه انسانها را مانند پشه به آسانى مى كشد هر حرامى را حلال نموده و به هر جنايتى دست مى يازد.

در احاديث پيرامون تفكرات وى به گونه اى سخن رفته كه گويى هيچ اعتنايى ندارد اگر چه تظاهر به اسلام مى كند ليكن صليبى از طلا بر گردن آويخته است.

 از كارهاى سفيانى و جنايات هولناك او نيز بسيار سخن رفته است او سنگدلترين انسانهاست كه عاطفه در قاموس زندگيش وجود ندارد و مهر و رحم در آن ديده نمى شود. او و يارانش دلهايى مالامال از كينه و نفرت، نسبت به خاندان پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ دارند.

در اين زمينه اكتفا مى كنيم به حديثى از وجود مقدس حضرت ختمى مرتبت محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ كه درباره ى وى مى فرمايند:

)أشدّ خلق اللّه شرّاً وأكثر خلق اللّه ظلماً شَرِسٌ، قاسي القلب، يجمع له ولجيشه من كافّة الأقطار الاسلامية فيهزمهم ويقتلهم وينادي شعار له في حروبه هو: يا ربّ ثاري ثمّ النّار يا ربّ النّار ولا العار(

شر او از همه بندگان خدا بيشتر و سختتر است و بيش از همه ى مردم ستم مى كند. بد خلق و سنگ دل مى باشد از تمام كشورهاى اسلامى عليه او بسيج مى شوند آنگاه همگى را شكست داده و به خاك و خون مى كشد و شعارش در جنگها اين است، اى خدا! انتقام و سپس آتش. خدايا! آتش آرى! اما عار و ننگ هرگز.

پرچم هاى سياه در يارى امام زمان - ارواحنا فداه -

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور كه در روايات بدان اشاره شده است پديدار شدن پرچم خراسانى است البته آنچه كه از سخنان معصومان ـ عليهم السلام ـ بدست مى آيد اين است كه پرچم هاى متعددى از شرق يعنى بلاد شرقى ايران تا سر حدّ چين قيام مى كنند كه ظاهراً محلّ اجتماع آنها خراسان است و خراسانى نيز كه پرچم مستقلى دارد با كمك آنان حركت خود را آغاز مى نمايد، پرجم خراسانى مهمترين آن پرچمهاست. و به اين اعتبار از همه ى آنها برايات شرقى تعبير شده كه داراى پرچم هاى سياه هستند.

حضرت باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:

(آنگاه كه لشكر سفيانى در كوفه مشغول قتل و غارت باشند بيرقهايى از طرف خراسان برسند كه منزلها را بسرعت طى كنند و با ايشان چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد)

جنگهاى خونين

در منابع دينى ، از جنگ هاى خونين و كشتارهاى بزرگ نيز، به عنوان نشانه هاى ظهور ياد شده است . گويا اين جنگها بين اهل باطل ، بر سر رقابتهاى مادى و سياسى روى مى دهد كه در نهايت ، بدون پيروزى هيچ يك از دو گروه و پس از بر جاى گذاشتن . انبوهى از كشته ها، پايان مى يابد. بروز چنين فاجعه اى بزرگ ، نتيجه طبيعى فساد زمين و فراگير شدن ظلم و جور است . از برخى روايات ، استفاده مى شود كه در منطقه ((قرقيسا)) جنگ عظيمى بين بنى عباس و مردانى رخ مى دهد كه نوجوانان زورمند، فرسوده و پير مى گردد و لاشه هاى كشته هاى بر روى هم انباشته مى گردد. از قرائن و شواهد برمى آيد كه اين خون ريزيهاى بزرگ ، در همان واقعه خروج سفيانى و آشوبهاى آن زمان است و حادثه جداگانه اى نيست.

 اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از اين روايات ، در هم كوبيدن مستكبران و دشمنان حق و عدالت باشد كه در زمان ظهور و به دست مهدى (ع ) انجام مى شود، بنابراين از وقايع دوران ظهور است ، نه نشانه ظهور..

خروج حسنى

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ كه بوى حتم و يقين به خود گرفته است، خروج فردى به نام سيد حسنى است.

 او جوانمردى از بنى هاشم و از نسل پيامبر خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است و در دست راست او خالى وجود دارد ـ كه البته بنا بر برخى روايتها در دست چپ او چنين نشانه اى ست ـ و از خراسان حركت و جنبش خود را آغاز مى كند.

 او شيعه و پيرو خاندان وحى و رسالت است بر عقيده ى خويش پايبند و استوار و داراى نفوذ گسترده و محبوبيّت در دلهاست او همان كسى است كه پيش از سپاه سفيانى و قتل و غارت آنها وارد كوفه مى شود و همزمان با ورود او يمانى نيز از يمن به وى مى پيوندد و سپاه سفيانى را در خارج كوفه از بين مى برند و بعد از آن امر را به امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ تسليم مى كند و با او بيعت مى كند.

امام باقر ـ عليه السلام ـ  فرمودند:

يخرج شاب من بني هاشم بكفّه اليمنى خال، ويأتي من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح، يقاتل أصحاب السفياني فيهزمهم

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

جوانى از نسل هاشم كه در دست راست وى خالى هست از طرف خراسان با پرچمهاى سياه خروج مى كند فرمانده لشكر او شعيب بن صالح است و او با لشكر سفيانى نبرد كرده و آنان را متلاشى مى نمايد.

خروج ياءجوج و ماءجوج

در برخى روايات ، خروج ياءجوج و ماءجوج از نشانه هاى ظهور، دانسته شده  كه با دقت در اين روايات ، روشن مى شود كه ارتباطى به مساءله ظهور ندارند، بلكه بيشتر آنها، ناظر به برپايى قيامت هستند. دو موردى كه در قرآن از خروج ياءجوج و ماءجوج ياد شده هم  ، هيچ دلالتى بر اين قضيه ندارد.

اين ، افزون بر ضعف سند روايات اين باب و ضعف دلالت و نارسايى و گاه تناقض آنهاست

خروج يمانى

يكى از عوامل زمينه ساز ظهور منجى عالم بشريّت خروج فردى از يمن است اين حركت هدايت بخش ترين حركت پيش از ظهور است و نويدبخش مؤمنان منتظر. حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمايند:

خروج الثلاثة: السفياني والخراساني واليمانيّ في سنة واحدة في شهر واحد في يوم واحد وليس فيها من راية اهدى من راية اليماني، لأنّه يدعو إلى الحقّ.

سفيانى و خراسانى و يمانى در يك سال و يك ماه و يك روز قيام نموده و در ميان ايشان پرچمى چون پرچم يمانى به هدايت نزديكتر نيست.

در آمدن پرچمهاى سياه از خراسان

اين حادثه نيز، در منابع دينى به عنوان نشانه ظهور بيان شده و در مورد آن ، رواياتى از معصومان (ع ) رسيده است . مضمون اين روايات آن است كه پيش از ظهور مهدى (ع) در منطقه خراسان (خراسان قديم : قسمتهاى زيادى از ايران ، افغانستان ، تركمنستان ، تاجيكستان و ازبكستان ) انقلابى برپا مى شود و مردم در حالى كه پرچمهاى سياه را به اهتزاز در آورده اند، به حركت در مى آيند.

ظاهرا، پديدار شدن اين نشانه در آستانه ظهور و يا اندكى پيش از آن است ، به گونه اى كه در زمان ظهور، آنان هستند، و حضرت مهدى آنان را به سوى خويش فرا مى خواند.


شهادت نفس زكيّه

نفس زكيّه لقب فردى از دودمان رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلم ـ است وى پس از ظهور و قبل از قيام حضرت بقيّة اللّه ـ ارواحنا فداه ـ مظلومانه به شهادت مى رسد. در روايات از او به «غلام» تعبير شده كه شايد حكايت از نوجوان يا جوان بودن وى دارد. نفس زكيّه نيز او را ناميده اند زيرا بدون هيچ جرمى، تنها به خاطر رساندن پيام شفاهى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به مردم مكه كشته مى شود.

غريو آسمانى

نداى آسمانى از روشنترين علامتها براى ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ و حركت جهان شمول اوست.

واقعيّت اين است كه رخداد پرشكوهى چون ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ پيش از رخ دادن يك اعلام جهانى آنهم در روشنترين معنا و مفهوم مى طلبد و از آنجا كه اين حركت جهانى بوده و براى تمام جهان بشريت است مى بايست همه در يك زمان از نزديك شدن و قريب الوقوع بودن آن باخبر شوند از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده است كه «يسمعه كل قوم بألسنتهم» هر قومى به زبان خود آنرا مى شنود.

فتح ارمينيا

ارمينيه در آسياى صغير و محدود به كوه هاى آرارات، قفقاز، ايران، تركيه و رود فرات مي باشد وروزگارى حكومتى مستقل داشت وپس از انقراض امپراتورى بيزانس، اين سرزمين بين ايران، روس و عثمانى ها تقسيم شد

امير المومنين(ع) درباره گشودن ارمينيه به دست حضرت مهدى (ع) مي فرمايد: ... حضرت مهدى (ع) به حركت خود ادامه مي دهد تا به ارمينيه مي رسد. چون مردم آن سرزمين او را مي بينند، يكى از راهبان دانشمند را براى مذاكره، خدمت حضرت مي فرستند. راهب به امام مي گويد: آيا مهدى تو هستى؟ حضرت مي فرمايد: آرى، منم آنكه نامم در انجيل آمده است و بشارت داده شده كه در آخر الزمان ظهور مي كنم. او پرسش هايى را مطرح مي کند و امام پاسخ مي دهد. راهب مسيحى، اسلام مي آورد، ولى ساكنان ارمينيه، تمرد مي کنند. پس از آن، سپاهيان حضرت وارد شهر مي شوند و تعدادى از نيروهاى مسيحى را نابود مي سازند... پادشاه ارمينيه از ترس مي كريزد وبه اطرافيانش نيز دستور مي دهد به پناهگاهى بروند. در بين راه، شيرى راه را بر آنان مي بندد و آنان هراسان، سلاح ها واموالى را كه به همراه دارند، مي اندازند

فراگير شدن جهان از ظلم و جور

فراگير شدن ظلم و جور، از نشانه هاى معروف ظهور حضرت مهدى به شمار است . اين نشانه ، در روايات بسيار، به چشم مى خورد. در بعضى به همين عنوان كلى ، مورد اشاره قرار گرفته ،

يا از حضرت مهدى (عج ) نقل شده :

علامة ظهورى كثره الهرج و المرج و الفتن

نشانه آشكار شدن من ، زياد شدن هرج و مرج و فتنه ها و آشوبهاست .

قتل نفس زكيه

گويا در آستانه ظهور مهدى (عج )، درگير ودار مبارزات زمينه ساز انقلاب مهدى (ع)، فردى پاكباخته و مخلص ، مخلصانه در راه امام (ع ) مى كوشد و مظلومانه به قتل مى رسد. فرد ياد شده ، از اولاد امام حسن مجتبى است كه در روايات ، گاهى از او به عنوان : ((نفس زكيه ))، ((سيد حسنى )) ياد شده است .
قتل نفس زكيه ، چنانكه قبلا ياد كرديم از نشانه هاى حتمى و متصل به ظهور است . هر چند در منابع عامه ، نامى از آن برده نشده ، ولى در منابع شيعه ، روايات آن فراوان و بلكه متواتر است از اين روى ، در اصل تحقق چنين حادثه اى به عنوان علامت ظهور، شكى نيست ، هر چند جزئيات آن و نيز زمان و مكان تحقق آن و ويژگيهاى مقتول ، مشكل است .

کشف هیکل

بر طبق روايتى از امير مؤمنان على(ع) كشف هيكل يكى از نشانه هاى آخر الزمان است منظور از هيكل، هيكل حضرت سليمان (ع) است كه در عصر آن حضرت، معبد بسيار باشكوهى بود و در شهر بيت المقدس قرار داشت و پايه هاى آن بر روى 360 ستون از مرمر گران بها وكمياب استوار بود و در آن ده ها سنگ قيمتى، الواح و نوشته هاى شگفت انگيز وجود داشت كه هر بيننده اى را مبهوت مى ساخت.

زمين آن از بلور شفاف مفروش بود و آب ها از زير آن روان بودكه بلقيس آن را درياچه پنداشت و دامنش را بالا زدكه از روى آب عبوركند و به بارگاه حضرت سليمان باريابد، پرده داران به او تذكر دادندكه آب ها از زير يك پوشش بلورين روان است.

مسجد شدن قبرستانها

يكى ديگر از نشانه هايى كه براى ظهور امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ به صورت كلى مطرح شده است، تبديل گورستانها به مسجد است در اين باره به حديثى از رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ توجه نماييد:

در حديث معراج آمده است:

يا محمّد از جمله عطاهايى كه بر تو مرحمت فرموديم آن كه آشكار خواهم كرد از نسل تو يازده امام كه همه ايشان از نسل دختر تو فاطمه اند و آخرين ايشان مرديست كه عيسى بن مريم در پشت سر او نماز خواهد خواند و پر مى كند زمين را از عدل و داد بعد از آنكه از ظلم و جور لبريز شود.

وقوع جنگ هاى بزرگ

انبوهى از احاديث با صراحت از نابودى مردم در اثر گرسنگى و قحطى و بيمارى و قتل و كشتار خبر مى دهند. آيا اين به معناى جنگ جهانى است كه ميليونها انسان را در هم مى كوبد و يا چيز ديگرى است. آنچه از روايات استفاده مى شود اينكه جنگهاى ويرانگرى واقع خواهد شد.

از اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ آورده اند كه فرمود:

لا يخرج المهدي حتّى يقتل ثلث ويموت ثلث ويبقى ثلث

و نيز از آن حضرت آورده اند كه فرمود:

بين يدي المهدي موت أحمر وموت أبيض . . . فأمّا الموت الأحمر: فالسيف وأمّا الموت الأبيض: فالطاعون.

قبل از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفيد خواهد بود . . . مرگ سرخ جنگ و خونريزى است و مرگ سفيد طاعون است.

بنابراين بسيارى در اثر جنگ و خونريزى از بين مى روند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود سخنرانی استاد فاطمی نیا

استاد فاطمی نیا

دانلود در ادامه مطلب ...

دانلود سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی

استاد رحیم پور ازغدی

دانلود در ادامه مطلب ...

آیت الله مجتهدی

آیت الله مجتهدی

دانلود در ادامه مطلب...

کربلائی اسلام میرزائی

کربلائی اسلام میرزائی

سبک هاي سينه زني محرم و صفر 1386 اسلام ميرزايي آماده دريافت براي تمامي کاربران مي باشد . اين مجموعه شامل 11 نوحه مي باشد . اميدوارم از اين مجموعه لذت ببريد .
 

آدما ما رو ببينيد هي نگيد چرا چنين ايد

دل پريشونم ديده پر خونم

هواييم کرده منو عشق اباالفضل

بي قرارم بي قرارم حسين دارم غم ندارم

حسرت کربلا آقام برام سنگينه

به دل ميگم غصه نخور قسمت تو همينه

جرم من عشق حسينه بکشيدم سر دار

نمي گيره از کسي گيره

زهر جفا تا بر تو اثر کرد

خدا خدايا دل تنگ شهيدانم

هميشه بر لب من يه ذکر ناتمومه


 

نرم افزاری جهت مرور قرآن کریم

 

با سلام خدمت دوستان عزیزم .

من نرم افزار قرآن زیاد دیده بودم ، اما این واقعا هم عالیه و هم تک . 

با اینکه حجمش ۱۸ مگابایته حیفه که دانلود نکنید . 

حتما نظر بدید . دانلود در ادامه مطلب ...


نرم افزار رمضانیه

نرم افزار رمضانیه

نرم افزار رمضانیه یک نرم افزار تجت جاوا است که متن کامل دعای یا علی و یا عظیم را به همراه ترجمه آن و به وصورت قرائت صوتی این دعا می باشد .

کافی است این نرم افزار را به گوشی خود انتقال دهید و ضمن مشاهده متن دعا و ترجمه فارسی آن به قرائت ان نیز گوش کنید .

برای دانلود به ادامه مطلب بروید ...


زیارت مجازی از مکه و مدینه

 

زیارت مجازی از مکه و مدینه

زیارت مجازی مسجد الحرام، غار حرا، مسجد پیامبر، مسجد قبا، عرفات و... در مجموعه ای

زیبا و دیدنی که امکان نمایش این اماکن (360 درجه عرض و 180 درجه ارتفاع) را به شما

می دهد. این تصاویر محرک را می توانید به عنوان Screen Saver نیز روی سیستم خود نصب نمایید.

دانلود در ادامه مطلب ...

نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت (دانلود)

نرم افزار پاسخگویی به شبهات وهابیت (دانلود)

با تلاش تیم برنامه نویسی سایت سلام شیعه اولین نرم افزار (کم حجم و قابل دانلود) ، در رابطه با پاسخگویی به شبهات وهابیت طراحی و در اختیار کاربران قرار گرفت.

لازم به ذکر است که این نرم افزار بصورت آزمایشی منتشر گردیده است و انشالله بزودی نسخه تکمیلی منتشر خواهد گردید.

مزایا و شناسه این محصول:

1- آرشیو جامع پرسش و پاسخ در مورد شبهات وهابیت.

2- قابلیت اجرا بر روی رایانه (بدون نیاز به اتصال به اینترنت) با قابلیت جستجو در میان شبهات بصورت آفلاین.

3- قابلیت جستجو در میان شبهات بصورت هوشمند.

4- قابلیت بروز رسانی و افزایش مطالب در کمترین زمان (در صورت وجود نسخه های جدید).

5- ارسال شبهه و سوال جدید توسط کاربر به مسئولان پاسخگو و دریافت سریع جواب.

6- حجم فوق العاده کم با قابلیت دانلود سریع.

7- عدم محدودیت در قانون کپی رایت و حمایت معنوی از تکثیر و انتشار این برنامه توسط سایت سلام شیعه.

لطفا هر گونه نظر و پیشنهاد خود را در رابطه با این برنامه از قسمت تماس با ما در میان بگذارید.

 

دانلود برنامه با حجم (2.62mb)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درصورت عدم دانلود از لينك بالا، از لينك زير استفاده فرماييد:

http://vasileh.persiangig.com/other/shobahat-vahabiat.exe


ویروس

اطلاعات اولیه

قبل از هر چیز باید بدانیم که آیا ویروسها موجودات زنده محسوب می‌شوند یا نه. یک تعریف میگوید: حیات عبارت است از یکسری فرایندهای پیچیده حاصل از دستورالعملهای خاصی که بوسیله اسید نوکلئیک سلولهای زنده همواره در فعالیت می‌باشد. چون ویروسها در خارج از بدن میزبان به حالت خنثی بسر می‌برند به این مفهوم نمی‌توان آنها را موجود زنده در نظر گرفت. معهذا هنگامی که ویروسها وارد سلول میزبان می‌شوند اسیدهای نوکلئیک آنها فعال گشته و منجر به تکثیر ویروس می‌گردد. از نظر بالینی ویروسها را می‌توان موجودات زنده در نظر گرفت زیرا آنها مانند باکتریها ، قارچهای بیماریزا آلودگی و بیماری ایجاد می‌کنند. به ویروس کامل ویریون گفته می‌شود.

ویروس‌ها موجوداتی عیر زنده بسیار ریز هستند که در محیط آزاد زنده نمی‌مانند و فقط داخل یاخته‌های زنده موجودات دیگر می‌توانند زندگی کنند و تکثیر یابند. تولیدمثل ویروس ها با استفاده از امکانات یاخته‌های میزبان امکان‌پذیر است و فعالیت اصلی یاخته‌های میزبان را مختل می‌کند. ویروس‌های بسیاری جانوران و گیاهان را مبتلا می‌کنند اما فقط برخی از آن ها انسان‌ها را بیمار می‌کنند.

ساختار ویروسها

ویروسها به علت داشتن خصوصیات خاصی با سایر موجودات زنده تفاوت دارند. یک ذره ویروس دارای مولکول اسید نوکلئیک DNA یا RNA بوده که توسط پوشش پروتئینی یا کپسید احاطه شده است. اسید نوکلئیک ویروس برای تکثیر در درون سلول به آنزیم های سلول میزبان وابسته است. از تجمع اسید نوکلئیک و قطعات پروتئینی که به تازگی سنتز شده‌اند، ذرات کامل ویروسی تشکیل می‌شود که به محیط خارج سلول رها می‌گردند. ویروس ها بسیار متنوع بوده و از نظر ساختمان، تشکیلات ژنوم، بیان ژنوم، راه های تکثیر و سرایت باهم تفاوت زیادی دارند. ویروس ها قادرند باکتریها، گیاهان و جانوران را آلوده کنند.

ساختمان شیمیایی ویروس

اسید نوکلئیک

یک ذره ویروسی دارای یک هسته مرکزی اسید نوکلئیکی DNA یا RNA به عنوان ماده ژنتیکی می‌باشد. نسبت اسید نوکلئیک به پروتئین غلاف ویروس از یک درصد در ویروس آنفلوانزا تا 50 درصد در برخی از باکتریوفاژها متغیر است. برخلاف سلولهای پروکاریوتیک و یوکاریوتیک که همواره دارای DNA به عنوان ماده ژنتیکی اصلی خود هستند ویروسها دارای یکی از دو نوع اسید نوکلئیک بوده و هرگز هر دو را باهم ندارد. اسید نوکلئیک در بعضی ویروسها به شکل خطی و در بعضی به شکل حلقوی می‌باشد.

کپسید

اسید نوکلئیک ویروس بوسیله غلاف پروتئینی به نام کپسید احاطه شده است. کپسید ویروس که معماری آن بوسیله اسید نوکلئیک ویروسی تعیین می‌شود بخش عمده ویروس را بویژه در ویروسهای کوچک شامل می‌شود. هر کپسید از واحدهای کوچک پروتئینی به نام کپسومر ساخته شده است. نظم و ترتیب قرار گرفتن کپسومرها ، شکل کلی و پیکر ویروس را تعیین می‌کند که برای هر ویروس خاص ثابت است.

پوشش غیر پروتئینی

در عده‌ای از ویروسها کپسید بوسیله پوششی که معمولا ترکیبی از لیپیدها ، پروتئینها و کربوهیدراتها است پوشیده شده است.

 

 

ویروسهای ناقص Defctive Virus

ویروسهای ناقص یا نارس از نظر عملکرد ویروسهایی هستند که از اسید نوکلئیک و پروتئین تشکیل شده‌اند، ولی بدون ویروس کمکی توان تکثیر ندارند. که به این ویروس کمکی Helper ویروس گفته می‌شود. ویروسهای ناقص در ساختمان ژنتیکی خود نقصی دارند و در خلال تکثیر در داخل سلول بوجود می‌آیند و چون این ویروسها می‌توانند تکثیر ویروسهای معمولی را مختل کنند تصور می‌شود که این ویروسها با تکثیر زیاد خود از تکثیر ویروسهای معمولی جلوگیری می‌کنند پس در بهبود بیماری نقش دارند.

ویریون

به یک ذره ویروسی که توان آلوده کردن سلول را دارد گفته می‌شود. به ورود ویروس به داخل سلول عفونت یا آلودگی سلول گفته می‌شود که می‌تواند علایم بالینی داشته باشد یا نه.

سودو ویریون

پارتیکولها یا ذرات ویروسی‌اند که به جای ژنوم ویروس تکه‌ای از ژنوم سلول میزبان به آن وارد شده است.

ویروتید

از یک مولکول منفرد و حلقوی RNA تشکیل شده که معمولا پاتوژن گیاهان‌اند و فاقد کپسید و پوشش‌اند.

ویروسوئید

با وجود یک ویروس کمکی می‌توانند کپسید پروتئینی داشته باشند و در گیاهان از گیاهی به گیاه دیگر منتقل شوند.

ویروسهای گیاهی

ویروسها در جلبکها ، قارچها ، گلسنگها ، خزه‌ها ، سرخسها و گیاهان عالی دیده شده‌اند. ولی در گیاهان عالی بیش از گیاهان پست مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. ویروسها به گیاهان زراعی خسارت عمده‌ای وارد می‌سازند. چون پاره‌ای از ویروسهای گیاهی چندان شباهتی با ویروسهای دیگر ندارند بنابراین گروه مستقلی را تشکیل می‌دهند. ولی بعضی از آنها دارای خصوصیات مشترک بوده و می‌توان آنها را در یک گروه قرار داد. این گروهها به شرح زیر هستند.

·        ویروسهای میله‌ای یا رشته‌ای

·        ویروسهای ایزو دیامتریک

·        ویروسهای باسیلی شکل

·        ویروئیدها: بیماریزاهایی شبیه ویروسها هستند که در میزبان خود نوکلئو پروتئین تولید نمی‌کنند.

 

تکثیر ویروسها

اسید نوکلئیک هر ویریون فقط تعداد معدودی از ژنهای لازم برای سنتز ویروسهای جدید را دارا می‌باشد. اکثر آنزیمهای ویروسها توسط سلول میزبان ساخته می‌شوند. نقش آنزیمهای ویروس تقریبا بطور کامل با همانند سازی و آماده کردن اسید نوکلئیک ویروسی ارتباط دارد و هرگز با دستگاه سنتز پروتئینی را تولید انرژی رابطه‌ای ندارد. مراحل 5 گانه تکثیر ویروس در سلول میزبان به صورت زیر است.

·        مرحله رونشینی ویروسها بر روی سلول

·        مرحله ورود و نفوذ در سلول

·        مرحله بیوسنتز اجزای ویروسی

·        مرحله رسیدن و کامل شدن ویروس

·        مرحله آزاد شدن ویروس از سلول میزبان و نفوذ آن در سلولهای سالم

 

رده بندی ویروسها از روی محل تاثیر آن بر روی

میکرو ارگانیسمها

اندام تحت تاثیر ویروس

نوع بیماری

بیماریهای عمومی(بیماریهایی که در آن ویروسها از طریق خون و لنف به همه جای بدن منتقل می‌شوند.

آبله انسانی ، آبله گاوی ، سرخک ، سرخجه ، آبله مرغان و تب زرد

سیستم عصبی

آنسفالیت ، هاری و مننژیت

سیستم تنفسی

آنفلوانزا ، ذات‌الریه و برونشیت

پوست و غشاهای مخاطی

تبخال ، زگیل و زونا

چشم

انواع گوناگون ورم ملتحمه چشم

کبد

هپاتیت و تب زرد

دستگاه گوارش

ویروس A گاسترو آنتریت و ویروس B گاسترو آنتریت

 

شیمی درمانی علیه ویروسها

داروهایی که در مراحل مختلف تکثیر ویروسها در بدن میزبان اثر می‌کنند در تجربیات آزمایشگاهی موثر شناخته شده‌اند. ولی از نظر بالینی آمانتادین ، آسیکلوویر ، ویدارابین و تیو سمی کاربازون مفید شناخته شده‌اند. در اغلب بیماریهای ویروسی تکثیر ویروس تقریبا قبل از ظاهر شدن علایم بیماری پایان پذیرفته است. مساله دیگر پیدایش ویروسهای جهش یافته مقاوم نسبت به این داروها می‌باشد و کثرت وقوع آنها به اندازه باکتریها می‌باشد. شیمی درمانی علیه ویروسها در مراحل اولیه است و می‌توان در آینده داروهایی علیه ویروسها کشف کرد.

ریخت شناسی ویروسها

اطلاعات اولیه

به کمک میکروسکوپ الکترونی و تکنیکهای انکسار اشعه ایکس می‌توان مورفولوژی ویروسها را بطور دقیق مورد بررسی قرار داد. نوع تقارن ویروس و بویژه ساختمان سطحی آن را می‌توان به کمک میکروسکوپ الکترونی و با استفاده از رنگ فلزات سنگین مشخص کرد. در این حالت فلزات سنگین به داخل ذره ویروس نفوذ کرده و موجب نمایان شدن ساختمان سطحی ویروس در اثر خاصیت رنگ آمیزی منفی می‌شوند. قابلیت افتراق این روش 4 - 3 نانومتر است. کریستالوگرافی اشعه ایکس می‌تواند اطلاعاتی در مورد ویژگی‌های اتمی ویروسها در حدود 0.3 - 0.2 نانومتر فراهم کند. در این روش نمونه‌ها باید به صورت کریستال تهیه شده باشند که این امر فقط در مورد ویروسهای کوچک و فاقد پوشش امکان‌پذیر است.

 

انواع مختلف تقارن ذرات ویروس

به علت صرفه جویی ژنتیکی ، ضروری است که ساختمان ویروس از مولکولهای مشابهی

از یک یا چند نوع پروتئین ساخته شوند. ویروسها بر اساس ترتیب واحدهای مورفولوژیک به سه گروه می توان تقسیم کرد:

  • ویروسهایی که تقارن مکعبی دارند، نظیر آدنو ویروسها.
  • ویروسهایی که تقارن مارپیچی دارند، نظیر ارتومیسکو ویروسها.
  • ویروسهایی که ساختمان پیچیده دارند، نظیر پوکس ویروسها.

تقارن مکعبی

تمام ویروسهای جانوری که دارای تقارن مکعبی هستند، از نوع 20 وجهی می‌باشند که بیشترین کارآیی را در ترتیب واحدهای ساختمانی در یک پوسته بسته فراهم می‌کند. بر روی سطح یک 20 وجهی دقیقا 60 واحد مشابه وجود دارد. وجود مثلث‌های کوچک در سطوح مختلف یک 20 وجهی موجب می‌شود که با رعایت اصول تقارن ، تعداد بیشتری از واحدهای ساختمانی در تشکیل ساختمان کپسید شرکت کنند.

اغلب ویروسهایی که دارای تقارن 20 وجهی هستند، به شکل 20 وجهی نبوده و ظاهر اغلب آنها کروی است. اسید نوکلئیک ویروس در داخل ذراتی ایزومتریک قرار می‌گیرد. در این روند پروتئین‌های هسته مرکزی ویروس و هیستون‌های سلولی در شکل دادن به اسید نوکلئیک ویروس و قرار گیری مناسب‌تر آن در داخل ذرات ، دخالت می‌کنند. تقارن مکعبی در هر دو گروه دارای DNA یا RNA مشاهده می‌شود.


تقارن مارپیچی

در تقارن مارپیچی واحدهای پروتئینی به صورت مارپیچ در اطراف اسید نوکلئیک ویروس قرار گرفته و بطور منظم به آن اتصال می‌یابند. مجموعه اسید نوکلئیک رشته‌ای پروتئین ویروسی به صورت کلافه‌ای توسط یک پوشش چربی احاطه می‌شود. کپسومرها در این نوع تقارن به شکل مارپیچ گرد هم می‌آیند.

این موضوع بیشتر با روش پراش پرتو ایکس مورد مطالعه قرار گرفته است. روش پرتو ایکس ، نخستین بار برای مطالعه ویروس موزائیک توتون بکار رفت. اسید نوکلئیک این ویروس RNA مارپیچی است و از 6000 نوکلئوتید تشکیل شده است. کپسومرها طوری بر سطح RNA مستقر شده‌اند که به ویروس شکل کلی میله‌ای محکم به طول 300 نانومتر می‌دهند. اندازه ویروس بوسیله RNA مشخص می‌شود.

ویروسهای آنفلوآنزا و اوریون نمونه‌هایی از ویروسهای جانوری با تقارن مارپیچی هستند. این ویروسها بر خلاف ویروس موزائیک توتون (TMV) قابلیت انعطاف دارند. تفاوت دیگر این ویروسها با سایر ویروسهای دارای تقاون مارپیچی در این است که ساختار مارپیچی در ویروسهای جانوری توسط غلافی پوشیده است که بر سطح آن زواید خار مانندی دیده می‌شود.

سنجش اندازه ویروسها

ویروسها اندازه بسیار کوچکی داشته و قادرند از فیلترهایی که مانع عبور باکتریها می‌شوند، به راحتی عبور کنند، اما از آنجا که برخی باکتریها از بزرگترین ویروسها ، کوچکتر هستند. بنابراین قابلیت عبور از فیلترهای مزبور را نمی‌توان به عنوان ویژگی منحصر به فرد ویروسها ، محسوب نمود.


ویروسها عوامل عفونت‌زایی هستند که باعث ابتلای انسانها ، حیوانها و گیاهان و دیگر ارگانیسمهای زنده به بیماری می‌شوند. امروزه بسیاری از بیماریهای ویروسی جانوران و گیاهان تشخیص داده شده است، و ویروسهای عامل این بیماریها نیز جدا و شناسایی شده‌اند. بیماریهایی نظیر فلج اطفال ، سرخک و هرپس صدها سال است که در بین جمعیتهای ساکن که در کشورهای گوناگون انتشار داشته است. در تجزیه و تحلیل بیماری زایی ویروسها هم نقش یاخته و هم میزبان پریاخته‌ای باید در نظر گرفته شود.

 

اثرات متقابل ویروس و یاخته

 

ویروسها پس از ورود به بدن میزبان در یاخته‌های مناسب جای می‌گیرند و رشد و تکثیر خود را آغاز می‌کنند. در هنگام ازدیاد ، مواد مختلف ویروسی (مانند پروتئین و اسید هسته‌ای) مطابق دستور موجود در کد ژنتیکی کروموزوم ویروس ساخته می‌شوند. در اثر تکثیر ویروسها تغییرات یا ضایعاتی در یاخته‌های میزبان رخ می‌دهند که اصطلاحا آسیب بافتی نامیده می‌شود. این تاثیرات ویروسی در یاخته میزبان به دو صورت برگشت پذیر و برگشت ناپذیر مشاهده می‌شود. نوع اول را دژنراسیون و نوع دوم را که غالبا به مرگ یاخته می‌انجامد، نکروز (بافت مردگی ) می‌نامند.


مثلا یاخته‌هایی که تحت تاثیر آدنوویروس واقع می‌شوند به شکل کروی در آمده و مانند خوشه انگور در اطراف هم گرد می‌آیند و یاخته‌های تغییر شکل یافته پس از ناپدید شدن ویروس ، به حالت طبیعی و عادی خود باز می‌گردند. در عفونتهای ناشی از ویروس پولیو ، یاخته‌های مستعد ابتدا به شکل کروی در آمده و سپس متلاشی می‌شوند. این تغییرات که به مرگ یاخته‌ای می‌انجامد برگشت ناپذیرند. اثرات متقابل ویروس و یاخته گاه موجب ازدیاد رشد یاخته یا سرطانی شدن آنها می‌شوند.


اثرات متقابل ویروس و میزبان

این اثرات ممکن است به ظهور علایم مشخص بالینی و عوارض خفیف تر بینجامد. برخی از موارد عفونت ویروسی با هیچ گونه عارضه‌ای همراه نیست. به همین جهت آن را عفونت نامرئی یا نهفته می‌نامند. نوع چهارم عفونت ویروسی ، عفونت پنهانی نام دارد که در دوران کودکی به صورت نامرئی بروز می‌کند، ولی پس از بهبود ، ذرات ویروسی کاملا از بین نمی‌روند بلکه در محل مناسبی به حالت مخفی باقی می‌مانند. این ویروسها هنگامی که قدرت دفاعی بدن به علت اختلالات جسمانی یا روانی تضعیف شود، دوباره فعال می‌شوند و بار دیگر عفونت ایجاد می‌کنند. به عنوان مثال می‌توان ویروس مولد تبخال را که در زیر مخاط دهان و غدد لنفاوی به حالت کمون به سر می‌برد، اشاره کرد.

دفاع بدن در برابر ویروسها

در بیماریهای ویروسی و به هنگام حمله ویروسها به بدن ، علاوه بر پادتن ، ماده دیگری به نام انترفرون نقش حفاظت بدن را در مقابل ویروسها به عهده دارد. پادتن معمولا چند روز پس از ورود ویروس به بدن تولید می‌گردد. در حالی که انترفرون در مدت چند ساعت ظاهر می‌شود. مکانیسم عمل پادتن در جلوگیری از رشد ویروس دقیقا مشخص نشده است. به نظر می‌رسد که این ملکولها با آنتی ژنهای سطحی ویروس واکنش نشان داده و از اتصال آنها به یاخته میزبان جلوگیری می‌کنند. این عمل را خنثی کردن ویروس نامند. در شرایط خاص ممکن است مولکولهای پادتن قادر به خنثی کردن ویروس نباشند.

مثلا در برخی از بیماریهای ویروسی با وجود غلظت زیاد پادتن در خون ، ویروسها همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. انترفرون ماده‌ای است پروتئینی که در اثر تحریک ویروس بوسیله یاخته‌های آلوده به آن تولید می‌شود و مانع پخش شدن ویروس و انتقال آن به یاخته‌های دیگر می‌گردد. انترفرون ، یاخته‌های غیر آلوده را وادار به ساختن آنزیمهایی با فعالیت ضد ویروسی کرده و مانع همانند سازی ویروس می‌شود. انترفرون معمولا قادر به متوقف ساختن عفونت پس از شروع همانند سازی ویروس در یاخته نیست.
در نتیجه یاخته آلوده به ویروس نمی‌تواند از تاثیر انترفرونی که خود تولید کرده ، نجات یابد. اما یاخته‌های مجاور غیر آلوده بطور موقت نسبت به عفونت حاصل از طیف وسیعی از میکروبها مقاوم می‌شوند. به عبارت دیگر ایمنی حاصل از پادتن اختصاصی و ایمنی حاصل از انترفرون عمومی است و تنها به همان ویروس محرک تولید انترفرون اختصاص ندارد. از این رو انترفرون به عنوان یک عامل شیمی درمانی برای درمان بیماریهای ویروسی مورد توجه قرار گرفته است.

امروزه برای پیشگیری ازشیوع بسیاری از بیماریهای ویروسی از جمله آبله ، فلج کودکان ، هاری ، تب زرد ، سرخک ، سرخچه و اوریون از واکسیناسیون استفاده می‌شود. بطور کلی دشوارترین بیماریهای عفونی از نظر کنترل ، بیماریهای ویروسی هستند و این امر ناشی از طبیعت ویژه ویروسها است. از آنجا که ویروسها جز یاخته میزبان می‌شوند، نابودی و مبارزه با آنها بدون آسیب رساندن به یاخته میزبان دشوار است. به علاوه از آنجا که ویروسها در خارج از یاخته میزبان ، از نظر زیستی ذراتی غیر فعال هستند. لذا در این شرایط نسبت به باز دارنده‌های متابولیسمی و ترکیبات ضد میکروبی مقاوم هستند.

 

شیمی آلی

شیمی آلی بخشی از دانش شیمی است که به بررسی هیدروکربن‌ها می‌‌پردازد. به همین دلیل به آن شیمی ترکیبات کربن نیز گفته می‌شود.

پسوند «آلی» یادگار روزهایی است که مواد شیمیایی را بسته به این که از چه منبعی به دست می‌آمدند، به دو دسته معدنی و آلی تقسیم می‌کردند. مواد معدنی آنهایی بودند که از معادن استخراج می‌شدند و مواد آلی آنهایی که از منابع گیاهی یا حیوانی یعنی از موادی که توسط موجودات زنده تولید می‌شدند، به دست می‌آمدند. در واقع تا پیرامون سال ۱۸۵۰ بسیاری از شیمیدانان معتقد بودند که خاستگاه مواد آلی باید موجودات زنده باشند و در نتیجه این مواد را هرگز نمی‌توان از مواد معدنی سنتز نمود.

حتی پس از آن که مشخص شد این مواد لزوماً نبایستی از منابع زنده به دست آیند و می‌توان آنها را در آزمایشگاه سنتز کرد، باز هم مناسبت داشت تا نام آلی برای توصیف آنها و موادی همانند آنها حفظ شود. این تقسیم‌بندی بین مواد معدنی و آلی تا به امروز حفظ شده است.

متن پررنگ== شیمی کربن == موادی که از منابع آلی به دست می‌آیند، در یک خصوصیت مشترکند: همه آنها دارای عنصر کربن هستند.

امروزه اگر چه هنوز بسیاری از ترکیبات کربن به آسانی از منابع گیاهی و جانوری بدست می‌آیند، ولیکن بسیاری از آنها نیز سنتز می‌شوند. از ترکیبات گاهی از مواد معدنی مانند کربناتها و سیانیدها سنتز می‌شوند ولی غالباً از سایر مواد آلی تهیه می‌گردند.

دو منبع بزرگ مواد آلی که از آنها مواد آلی ساده تأمین می‌شوند، نفت و ذغال سنگ است. (هر دو اینها از مفهوم قدیمی «آلی» بوده و فراورده تجزیه (کافت) گیاهان و جانوران هستند). این ترکیبات ساده به عنوان مصالح ساختمانی در ساختن ترکیبات بزرگ‌تر و پیچیده‌تر مصرف می‌شوند.

نفت و زغال سنگ سوختهای فسیلی هستند که در طی هزاران سال بر روی هم انباشته شده وغیر قابل جایگزینی هستند. این مواد، بویژه نفت، جهت رفع نیازهای انرژی که به طور دائم در حال افزایش است، با سرعت خطرناکی مصرف می‌گردند. امروزه کمتر از ۱۰٪ نفت برای ساختن مواد شیمیائی مصرف می‌شود و قسمت اعظم آن برای تولید انرژی سوزانده می‌شود. خوشبختانه منابع دیگری برای ایجاد نیرو از قبیل منبع خورشیدی، گرمای زمین، باد، امواج، جزر و مد و انرژی هسته‌ای وجود دارد.

اما چگونه می‌توان منبع دیگری به جای مواد آلی پیدا نمود؟ البته در نهایت باید به جایی که سوختهای سنگواره‌ای از آنجا ناشی می‌شوند یعنی توده زیستی برگشت، اما این بار به طور مستقیم و بدون دخالت هزاران سال. توده زیستی قابل تجدید است و چنانچه به طور مناسب مصرف شود، تا زمانی که ما بر روی این سیاره بتوانیم وجود داشته باشیم آن هم باقی می‌ماند. در ضمن می‌گویند که نفت با ارزش‌تر از آن است که سوزانده شود.

چه خصوصیتی در ترکیبات کربن وجود دارد که آنها را از ترکیبات مربوط به صد و چند عنصر دیگر جدول تناوبی متمایز می‌سازد؟ لااقل قسمتی از این جواب به نظر می‌رسد که چنین باشد: تعداد بسیار زیادی از ترکیبات کربن وجود دارند که مولکولهای آنها می‌توانند بسیار بزرگ و پیچیده باشد.

تعداد ترکیباتی که دارای کربن هستند چندین برابر بیشتر از تعداد ترکیبات بدون کربن است. این مواد آلی در خانواده‌های مختلف قرار می‌گیرند، و معمولاً در بین مواد معدنی، همتایی ندارند.

مولکولهای آلی شامل هزاران اتم شناخته شده‌اند، و ترتیب قرار گرفتن اتمها حتی در مولکولهای نسبتاً کوچک بسیار پیچیده است. یکی از مسایل اصلی در شیمی آلی، آگاهی از طرز قرار گرفتن اتمها در مولکولها و یا تعیین ساختمان ترکیبات است.

راه‌های زیادی برای شکستن این مولکولهای پیچیده و یا نوآرایی آنها برای ایجاد مولکولهای جدید وجود دارد؛ روشهای مختلفی برای اضافه نمودن اتمهای جدید به این مولکولها و یا جایگزین نمودن اتمهای جدید به جای اتمهای قدیم وجود دارد. بخش کلان شیمی آلی به پژوهش در مورد این واکنشها اختصاص دارد، یعنی تشخیص این که این واکنشها کدامند، چگونه انجام می‌شوند و چگونه می‌توان از آنها برای سنتز یک ترکیب دلخواه استفاده نمود.

اتمهای کربن می‌توانند به میزانی که برای اتم هیچ عنصر دیگری مقدور نیست، به یکدیگر بپیوندند. اتمهای کربن می‌توانند زنجیرهایی شامل هزاران اتم و یا حلقه‌هایی با اندازه‌های متفاوت ایجاد نمایند؛ زنجیرها و حلقه‌ها می‌توانند دارای شاخه و پیوندهای عرضی باشند. به اتمهای کربن این زنجیرها و حلقه‌ها، اتمهای دیگری که عمدتاً هیدروژن و همچنین فلوئور، کلر، برم، ید، اکسیژن، نیتروژن، گوگرد، فسفر و سایر اتمهای گوناگون میپیوندد.

هر آرایش مختلف از اتمها مربوط به ترکیب متفاوتی است، و هر ترکیب یک رشته ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی ویژه خود را دارد. از این رو غیرمنتظره نیست که امروزه بیشتر از ده میلیون ترکیب شناخته شده کربن وجود داشته باشد و هر سال به این تعداد نیم میلیون ترکیب تازه افزوده گردد. تعجب‌آور نیست که بررسی این ترکیبات، رشته ویژه‌ای را در شیمی به خود اختصاص دهد.

شیمی آلی اهمیت فوق‌العاده زیادی در تکنولوژی دارد و در واقع، شیمی رنگدانه‌ها و داروها، کاغذ و جوهر، رنگهای نقاشی و پلاستیکها، بنزین و تایرهای لاستیکی است؛ همچنین، شیمی غذایی است که می‌خوریم و لباسی است که می‌پوشیم.

شیمی آلی شالوده زیست‌شناسی و پزشکی است. ساختمان موجودات زنده، به غیر از آب، عمدتاً از مواد آلی ساخته شده‌اند؛ مولکولهای مورد بحث در زیست‌شناسی مولکولی همان مولکولهای آلی هستند. زیست‌شناسی در مقیاس مولکولی همان شیمی آلی است.

شاید دور از انتظار نباشد که بگوئیم ما در عصر کربن زندگی می‌کنیم. هر روزه، روزنامه‌ها ذهن ما را متوجه ترکیبات کربن نظیر کلسترول و چربیهای اشباع نشده، هورمونها و استروئیدها، حشره‌کشها و فرومونها، عوامل سرطانزا و شیمی درمانی، DNA و ژنها می‌نمایند. به خاطر نفت، جنگها به راه افتاده است.

وقوع دو فاجعه بشریت را تهدید می‌کند و هر دو ناشی از تجمع ترکیبات کربن در جو است؛ یکی نازک شدن لایه ازن که عمدتاً به واسطه وجود کلروفلوئورو کربنها است و دیگری پدیده گلخانه که به خاطر حضور متان، کلروفلوئور و کربنها و سرآمد همه کربن دی‌اکسید است.

شاید به همین مناسبت بوده است که مجله Science در سال ۱۹۹۰، الماس را که یکی از فرمهای آلوتروپی کربن است به عنوان مولکول سال انتخاب کرده است. و مولکول آلوتروپ تازه‌یاب فولرن باکمینستر کربن ۶۰ (buckminsterfullerene-C۶۰) است که هیجان بسیاری را در دنیای شیمی ایجاد کرده است، هیجانی که از زمان ککوله تاکنون دیده نشده است.

منابع مواد آلی

امروزه گرچه هنوز مناسب‌تر است که بعضی از ترکیبهای کربن را از منابع گیاهی و حیوانی استخراج کنند، ولی بیشتر آنها را می‌سازند. این ترکیبها را گاهی از اجسام غیر آلی مانند کربناتها و سیانیدها می‌سازند، ولی اغلب آنها را از سایر ترکیبهای آلی بدست می‌آورند. دو منبع بزرگ مواد آلی وجود دارد که ترکیبهای آلی ساده از آن بدست می‌آیند:
نفت و زغال سنگ؛ (هر دو منبع به معنی قدیمی خود ، آلی‌اند، زیرا فرآورده های تجزیه و فساد گیاهان و جانوران به شمار می آیند).


این ترکیبهای ساده بعنوان مواد ساختمانی اولیه مورد استفاده قرار می‌گیرند و با کمک آنها می‌توان ترکیبهایی بزرگتر و پیچیده‌تر را تهیه کرد. با نفت و زغال سنگ بعنوان سوختهای فسیلی ، باقیمانده از هزاران سال و تجدید نشدنی ، آشنا هستیم. این منابع ، بویژه نفت ، بمنظور تامین نیازهای پیوسته رو به افزایش ما به انرژی ، با سرعتی نگران‌کننده مصرف می‌شوند.

امروزه ، کمتر از ده درصد نفت مصرفی در تهیه مواد شیمیایی ، بکار گرفته می‌شود. بیشتر آن برای تامین انرژی بسادگی سوزانده می‌شود. خوشبختانه ، منابع دیگر انرژی ، مانند خورشیدی ، زمین گرمایی ، باد ، امواج ، جزر و مد ، انرژی هسته‌ای نیز وجود دارد.

زیست توده

چگونه و در کجا می‌توانیم منبع دیگری از مواد اولیه آلی پیدا کنیم؛ بی شک باید به جایی روی آوریم که مبدا اولیه سوختهای فسیلی است، یعنی زیست توده biomass ، ولی این بار بطور مستقیم و بدون دخالت هزاران سال. زیست توده ، تجدید شدنی است، براحتی مورد استفاده قرار می‌گیرد و می‌تواند تا موقعی که بر روی این سیاره زندگی می‌کنیم، تداوم داشته باشد.

در ضمن عقیده بر این است که نفت خیلی گرانبهاتر از آن است که سوزانده شود.

ویژگی ترکیبات کربن

براستی چه ویژگی خاصی در ترکیبهای کربن وجود دارد که لازم است آنها را از ترکیبهای یکصد و چند عنصر دیگر جدول تناوبی جدا کنیم؟ دست کم ، بخشی از پاسخ چنین است: ترکیبهای بسیار زیادی از کربن وجود دارد و مولکول آنها می‌تواند بسیار بزرگ و بسیار پیچیده باشد. شمار ترکیبهای کربن‌دار ، چندین برابر ترکیبهایی است که کربن ندارند. این ترکیبهای آلی را به خانواده هایی تقسیم می‌کنند که معمولا در ترکیبهای غیرآلی ، همانندی برایشان وجود ندارد.

بعضی از مولکولهای شناخته شده آلی ، هزاران اتم دارند و آرایش اتمها در مولکولهای نسبتا کوچک ممکن است بسیار پیچیده باشد. یکی از دشواریهای اساسی شیمی آلی ، یافتن چگونگی آرایش اتمها در مولکولها ، یعنی تعیین ساختار این ترکیبهاست.

واکنشها در شیمی آلی

راههای زیادی برای خرد کردن مولکولهای پیچیده یا نوآرایی آنها بمنظور تشکیل مولکولهای تازه وجود دارد. راههای زیادی برای افزودن اتمهای دیگر به این مولکولها یا جانشین کردن اتمهای تازه به جای اتمهای پیشین وجود دارد. بخشی ار شیمی آلی صرف دانستن این مطلب می‌شود که این واکنشها چه واکنشهایی هستند، چگونه انجام می‌شوند و چگونه می‌توان از آنها در سنتز ترکیبهای مورد نیاز استفاده کرد.

گستره اتصال اتمهای کربن در ترکیبات کربن

اتمهای کربن می‌توانند به یکدیگر متصل شوند. گستره اتصال آنها به هم ، به اندازه‌ای است که برای اتمهای هیچ یک از عناصر دیگر ممکن نیست. اتمهای کربن می‌توانند زنجیرهایی به طول هزارها اتم ، یا حلقه‌هایی با ابعاد گوناگون تشکیل دهند. این زنجیرها ممکن است شاخه‌دار و دارای پیوندهای عرضی باشند. به اتمهای کربن در این زنجیرها و حلقه ها ، اتمهای دیگری بویژه هیدروژن ، همچنین فلوئور ، کلر ، برم ، ید ، اکسیژن ، نیتروژن ، گوگرد ، فسفر و سایر اتمها متصل می‌شوند. سلولز ، کلروفیل و اکسی توسین مثالهایی از این دستند.
هر آرایش متفاوتی از اتمها با یک ترکیب معین تطبیق می‌کند و هر ترکیب دارای مجموعه ای از ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی مخصوص به خود است. شگفت‌انگیز نیست که امروزه بیش از ده میلیون ترکیب کربن می‌شناسیم و این که بر این تعداد ، همه ساله نیم میلیون افزوده می‌شود. همچنین شگفت انگیز نیست که مطالعه و بررسی شیمی آنها به تخصصی ویژه نیاز دارد.

تکنولوژی و شیمی آلی

شیمی آلی ، زمینه‌ای است که از دیدگاه تکنولوژی اهمیتی فوق‌العاده دارد. شیمی آلی شیمی رنگ و دارو ، کاغذ و مرکب ، رنگینه ها و پلاستیکها ، بنزین و لاستیک چرخ است. شیمی آلی ، شیمی غذایی است که می‌خوریم و لباسی است که می‌پوشیم.

زیست شناسی و شیمی آلی

شیمی آلی در زیست شناسی و پزشکی نقش اساسی برعهده دارد. گذشته از آن ، ارگانیسم

های زنده ، بیشتر از ترکیبهای آلی ساخته شده اند. مولکولهای "زیست شناسی مولکولی" همان

مولکولهای آلی هستند. زیست شناسی در سطح مولکولی ، همان شیمی آلی است.

عصر کربن

اگر بگوییم که در عصر کربن زندگی می کنیم، دور از حقیقت نیست. هر روز ، روزنامه‌ها توجه ما را به ترکیبهای کربن جلب می‌کنند: کلسترولو چربیهای سیرنشده چند عاملی ، هورمونهای رشد و استروئیدها ، حشره کشها و فرومونها ، عوامل سرطانزا و عوامل شیمی‌درمانی ، DNA و ژنها. بر سر نفت ، جنگها در گرفته است.


دو فاجعه اسف‌انگیز ما را تهدید می‌کنند، هر دو از تجمع ترکیبهای کربن در اتمسفر ناشی می‌شوند: از بین رفتن لایه اوزون که بیشتر ناشی از کلرو فلوئورو کربن‌هاست و اثر گلخانه‌ای از متان ، کلروفلوئوروکربن‌ها و بیش از همه ، دی‌اکسید کربن سرچشمه می‌گیرد. شاید کنایه بر همین مطلب است که نشریه علوم ، برای سال 1990، بعنوان مولکول سال ، الماس را که یکی از شکلهای آلوتروپی کربن است، برگزیده.

خبر دیگر ، کشف آلوتروپ جدید کربن C60 (باک منیستر فولرن) است که چنین هیجانی در جهان شیمی از زمان " ککوله " تاکنون دیده نشده بود.

 

منابع :

شیمی آلی( ویکی پدیا)                         http://fa.wikipedia.org

 

شیمی آلی (دانشنامه رشد )         http://daneshnameh.roshd.i     

مطهری

دوران کودکی و نوجوانی

مرتضی مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مشهد در یک خانواده روحانی چشم به جهان گشود. در کودکی برای فراگیری دروس ابتدایی به مکتبخانه رفت. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد رفت و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال ورزید. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاشاه پهلوی با روحانیت، و با وجود مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم شد. این در حالی بود که اندکی پیش از آن آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، موسس حوزه، دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهده گرفته بودند.

دوران جوانی

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از آیت الله بروجردی (در فقه و اصول) و آیت‌الله خمینی (به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه: الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره گرفت. قبل از نقل مکان آیت‌الله بروجردی به قم، مطهری گاهی به بروجرد می‌رفت و از محضر وی استفاده می‌کرد. وی مدتی نیز پای درس و بحث آیت‌الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان نشست. آیت‌الله سید محمد حجت (در اصول) و آیت‌الله سید محمد محقق داماد (در فقه) از اساتید دیگر مرتضی مطهری بودند. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشت و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده‌است. 

مهاجرت به تهران

مرتضی مطهری در جوانی

مطهری در سال ۱۳۳۱ از قم به تهران مهاجرت کرد، و در این شهر به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانی‌های تحقیقی پرداخت. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط مطهری تشکیل گردید، و در همان سال تدریس خود را در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز کرد. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ و پس از تشکیل انجمن اسلامی پزشکان، مطهری به یکی از سخنرانان اصلی این انجمن تبدیل شد. وی در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن بوده‌است.

فعالیت‌های سیاسی

مرتضی مطهری در فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خمینی در کنار بود، به‌طوری که می‌توان سازماندهی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در تهران و هماهنگی آن با روح‌الله خمینی را مرهون تلاش‌های او و یارانش دانست. وی در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر، و پس از انتقال به زندان موقت شهربانی به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی شد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد شد.

پس از تشکیل هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، مطهری از سوی آیت‌الله خمینی به همراه چند تن دیگر از شخصیت‌های روحانی عهده دار رهبری این هیئت‌ها گشت. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط محمد بخارایی، کادر رهبری هیئت‌های موتلفه شناسایی و دستگیر شد. ولی از آنجایی که قاضی پروندهٔ این گروه مدتی در قم نزد مطهری تحصیل کرده بود، به ایشان پیغام می‌فرستد که «حق استادی را به جا آوردم» و بدین ترتیب مطهری از مهلکه جان سالم بدر برد.

تبلیغ برای آوارگان فلسطینی

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه‌ای با امضای وی و علامه طباطبایی و سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی ضداسرائیلی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه‌های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن مطهری سخنرانی‌های خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می‌کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع‌المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

ارتباط با آیت الله خمینی و انقلاب

گرچه ارتباط مرتضی مطهری با آیت‌الله خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته‌است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف نموده و ضمن دیدار با آیت الله خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌های علمیه با وی مشورت نماید. پس از فوت سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، مطهری به طور تمام‌وقت درخدمت نهضت قرار گرفت. در دوران اقامت آیت‌الله خمینی در پاریس، سفری به آن شهر نمود. در همین سفر آیت‌الله خمینی وی را مسؤول تشکیل شورای انقلاب کرد. هنگام بازگشت روح‌الله خمینی به ایران، مطهری مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده گرفت.

ترور

مرتضی مطهری بعد از ظهر روز سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ به همراه گروهی از رجال سیاسی انقلابی در جلسه‌ای در منزل دکتر یدالله سحابی شرکت کرد. پس از پایان جلسه، در تاریکی شب و هنگام خروج وی از محل جلسه، هدف گلوله یکی از افراد گروه فرقان قرار گرفت، و پس از انتقال به بیمارستان طرفه درگذشت.

خلاصه مطالعات اجتماعي سال اول

خلاصه مطالعات اجتماعي سال اول

 

« شناخت محيط اجتماعي »      فعالیت تولیدی مانند تلاش کشاورزان در زمینهای کشاورزی – فعالیت کارگران در کارخانه

2-      فعالیت خدماتی مثل فعالیت معلمان در کلاس درس – تلاش کارمندان در ادارات

3-   فعالیت توزیع و مبادله که خود به دو بخش مبادله کالا مانند پخش فراورده های کارخانه ها و مبادله خدمات مانند فعالیتهای مشاوره ای موسسات مختلف تقسیم می شود .

رابطه اقتصادی

فعالیتهای ااقتصادی در محیط اجتماعی و در ارتباط با دیگران انجام می شود و موجب برقراری رابطه ای میان فرد و دیگران می گردد که به آن رابطه اقتصادی می گویند مانند رابطه کارگران با یکدیگر در محیط کار یا رابطه کارگران با مدیر کارخانه .

رابطه اقتصادی با رابطه دوستانه دو تفاوت اساسی دارد :

الف) در رابطه اقتصادی افراد با هدف تولید کالا و خدمات یا مبادله آنها با هم رابطه برقرار می کنند ولی در رابطه دوستانه این اهداف مورد نظر نمی باشد .

ب) در روابط اقتصادی افراد با یکدیگر بر اساس سود و منفعت رابطه برقرار می کنند ولی در رابطه دوستانه حسابگریهای مادی نقشی ندارد .

قاعده مالکیت 

تمایل به کسب سود در بسیاری از اوقات باعث تضاد و درگیری میان افراد می شود جامعه برای حفظ یکپارچگی خود قواعدی را برای تعیین حدود منافع و مالکیت افراد مشخص می کند که به آنها قواعد مالکیت می گویند .

مردم وقتی حدود فعالیت و منافع و مالکیت خود را شناختند میان آنها اختلاف و درگیری بوجود نمی آید مانند قوانین تجارت و مالکیت و ... .

نظام اقتصادی

به مجموعه روابطی که حول تولید یا مبادله کالا و خدمات بر اساس قاعده مالکیت توسط جامعه شکل می گیرد نظام اقتصادی می گویند .

«اجزای نظام اقتصادی»

نظام اقتصادی از سه جزء یا حرده نظام تشکیل می شود : نظامتولیدی – نظام توزیع – نظام پولی و بانکی

نظام تولیدی

به مجموعه نقش ها و خرده نظام هایی گفته می شود که جهت تولید کالا وخدمات شکل

می گیرند و ازسه بخش صنعت کشاورزی و خدمات تشکیل می شود.نظام تولیدی خود دارای خرده نظام هایی است مثل صنایع ، کارخانه ها ، مزارع.

نظام توزیع

این نظام برای مبادله کالا و خدمات بوجود می آید و بخشهای مختلف تولیدی را به هم ربط می دهد و از طرقی واسطه منان می شود مانند بازار-بنادر-مغازه ها و...  .

نظام پولی و بانکی

هدف این نظام تهیه و توزیع و حفظ ارزش پول رایج کشور و اسناد معتبر و نظارت بر گردش آنهاست که در مرکز ان بانک مرکزی قرار دارد از دیگر خرده نظامهای ان

 می توان شعبه های بانکها و صندوقهای قرض الحسنه را نام برد.

نظام پولی و بانکی ازراههای مختلف بر فعالیتهای اقتصادی تاثیر می گذارد مثلا از طریق کم یا زیاد کردن  حجم پول در گردش – خرید یا فروش اوراق قرضه در تنظیم قیمتها و تورم دخالت می کند .

محیط طبیعی می تواند بر نظام اقتصادی تاثیر بگذارد مثلا کشوری که منابع طبیعی یا آب و هوا و خاک مناسب برای فعالیتهای اقتصادی ندارد نمی تواند تاثیر مثبتی بر اقتصاد بگذارد د رحالیکه وجود این امکانات طبیعی در بعضی کشورها اگر بخوبی از آنها استفاده شود می تواند باعث رونق اقتصاد جامعه شود .

صنعت نیز می تواند بر اقتصاد تاثیر بگذارد استفاده از امکانات صنعتی مانند خودرو ،برق و... باعث بالا رفتن کیفیت و مقدار فعالیتهای تولیدی می شود و کمک بزرگی به پیشرفت نظام اقتصادی یک کشور می باشد .

ارزشهای یک جامعه نیز می تواند اثرات متعددی بر اقتصاد بگذارد زیرا رشد علم تابع نوع ارزشهای جامعه و صنعت نیز تابع رشد علم می باشد مثلا کشوری که در آن خرافات و نیروهای جادویی مورد توجه باشد توجهی به فعالیتهای تحقیقاتی و علمی نمی کند و به دنبال آن رشد صنعت و اقتصاد صورت نمی گیرد .

نظام آموزشی هم می تواند بر اقتصاد تاثیر بگذارد نظام اقتصادی به مهارت های مختلف و آموزشهای مدیریتی گوناگون نیاز دارد همه اینها مستلزم آموزش است که نظام آموزش وظیفه این کار را بر عهده دارد افرادی که در دانشگاه های فنی و مهندسی آموزش می بینند همگی برای  ورود به بخشهای مختلف اقتصادی آماده می شوند در صورتیکه نظام آموزشی نتواند نیروهای مورد نیاز صنعت – خدمات و کشاورزی را تربیت کند توقف رشد اقتصادی را بدنبال خواهد داشت .

اقتصاد به نیازهای افراد جامعه نیز بستگی دارد زیرا در فعالیت اقتصادی هدف اصلی رفع نیازهای افراد است یعنی نظام اقتصادی با توجه به نیازهای افراد جامعه دست به فعالیت می زند و به کاری می پردازد که مورد تقاضای جامعه است فرهنگ و ارزشهای افراد جامعه نوع نیازها را مشخص می کند و نظام اقتصادی برای رفع این نیازها دست به فعالیت می زند .بین فرهنگ و ارزشهای جامعه و اقتصاد نیز ارتباط وجود دارد مثلا جامعه ای که به ارزشهای مثل استقلال اقتصادی – صرفه جویی و مصرف کم و کار زیاد تمایل دارد باعث می شود که زمینه فرهنگی برای رشد اقتصاد فراهم شود پس با توجه به ارزشها و فرهنگ ، نظام اقتصادی در راه رشد و توسعه یا عقب ماندگی و وابستگی گام بر می دارد .نظام سیاسی هم بر اقتصاد اثر می گذارد دولت از راههای مختلف بر نظام اقتصادی اثر می گذارد یکی از این راهها دخالت در امور اقتصادی از طریق سیاستهای پولی و مالی است راه دیگر برنامه و بودجه است از طریق برنامه مشخص می کند که در چه بخشهایی باید سرمایه گذاری شود یا به کدام صنایع باید مجوز فعالیت داده شود و از طریق بودجه هم روش درآمدها و مخارج دولت را مشخص می کند مثلا افزایش یا کاهش هزینه های دولت خود به خود بر اقتصاد اثر می گذارد .

نظام خانواده هم بر اقتصاد اثر می گذارد از طرفی به واسطه کارکرد تولید نسل خود برای نظام اقتصادی مصرف کننده فراهم می کند و از طرف دیگر نیروی کار آن را فراهم می کند .

نظام اقتصادی چگونه باعث تحول نظام اجتماعی کل می شود ؟

تصور کنید زمانی که یک صنعت جدید وارد صحنه فعالیت اقتصادی می شود تغییرات زیادی در نظام اجتماعی ایجاد می کند. مثلا با ورود صنعت نساجی عده ای بیکار می شوند و افرادی هم شغل جدید بدست می آورند گروههایی موقعیت اجتماعی خود را از دست می دهند و افرادی موقعیتهای بهتری پیدا می کنند رابطه افرادی که کار دستی انجام می دادند قطع شده و افراد جدیدی با کار جدید با هم ارتباط پیدا می کنند .

اگر سرعت تغییرات نظام اقتصادی زیاد باشد و خرده نظامهای جامعه نتوانند خود را با آن هماهنگ کنند جامعه دچار عدم تعادل می شود ولی اگر نظام اقتصادی هماهنگ با شرایط و زندگی اجتماعی تغییر کند جامعه تغییر و رشد طبیعی خواهد داشت .

نظام اقتصادی چگونه باعث تضاد طبقاتی می شود ؟

گاهی جامعه با وضع قواعدی باعث می شود گروههایی ثروتمند شوند و عده ای فقیر گردند و این جریان تا جایی ادامه می یابد که جامعه به دو گروه فقیر و غنی تقسیم می شود این دو گروه هر روز هم بیگانه تر می شوند تا جایی که دو فرهنگ متفاوت و متضاد بوجود می آید که اختلاف آنها باعث آشوب در جامعه می شود .

چگونه یکی از پیامد های نظام اقتصادی رواج پول پرستی است ؟

نظام اقتصادی جدید که براساس پول عمل می کند پول را به عنوان یک ارزش اساسی در آورده است و ارزشهای معنویتحت تاثیر آن قرار گرفته تا جائیکه مصلحان اجتماعی از فراموش شدن هویت انسانی و مرگ معنویات سخن می گویند این مشکل آنقدر عمیق شده است که تلاشهای مصلحان کمتر به نتیجه رسیده است .

فرد در نظام اقتصادی دو وضعیت پیدا می کند:

الف ) یا نقش تولید کننده یا ارائه دهنده خدمت یا توزیع کننده کالا و خدمات را بر عهده دارد که در این حالت او را شاغل می نامیم .

ب) یا نقش مصرف کننده را دارا است چه شاغل باشد یا شغلی نداشته باشد .

اشتغال تاثیرات زیادی بر فرد می گذارد باعث برخورداری او از امکانات مادی می شود فرد را مستقل میکند در او خلاقیت بوجود می آورد اورا با توجه به شغل وی به عنوان فردی بزرگسال خواهند شناخت منزلت اجتماعی پیدا می کند قدرت و نفوذ در نظام اجتماعی بدست می آورد .

بطور مثال شغل باعث خلاقیت فرد می شود زیرا افراد نمی توانند مهارتهای زیادی را در زمینه های مختلف کسب کنند پس شغل باعث می شود که استعدادها ی فرد در آن زمینه شکوفا شود .

در زمینه رضایت شغلی هم درصورتی که شغل فرد مورد توجه او باشد و در آن موفقیت بدست آورد باعث رضایت فرد از فعالیت اقتصادی او می شود .

عوامل متعددی بر انتخاب شغل از طرف فرد تاثیر می گذارد مانند خویشتن پنداری – محیط و شرایط اجتماعی – مهارت – استعداد و علاقه . به عنوان مثال اگر فرد به شغل خود علاقمند باشد با اشتیاق سر کار خود حاضر شده و فکر و خلاقیت خود را در خدمت آن شغل در می آورد و برای خود و نظام اقتصادی موفقیت کسب می کند . داشتن استعداد هم بر شغل اثر می گذارد زیرا هر شغل استعداد و توانایی خاصی می طلبد اگر فردی شغلی پیدا کند که با تواناییها و روحیات او سازگار نباشد نمی تواند بر آن کار تاثیر مثبتی بگذارد .

خویشتن پنداری چگونه از عوامل موثر بر انتخاب شغل می باشد ؟

خویشتن پنداری تصوری است که فرد از خود و از آنچه باید بشود دارد . حال اگر او به شغلی بپردازد که با تصورات او سازگار نباشد دیگر آن شغل را مناسب خود نخواهد دانست و ممکن است آن را رها کند .

محیط و شرایط اجتماعی هم بر شغل او اثر می گذارد مثلا ممکن است فرد شغلی را انتخاب کند که ارزشهای محیط و خانواده او با کارش سازگار نباشد بعنوان نمونه اگر فردی از یک خانواده اشرافی به کار تعمیر خودرو بپردازد با مخالفت خانواده روبرو خواهد شد چرا که اهل خانواده آن شغل را در شان و منزلت خانوادگی خود نمی بیند و این ممکن است باعث کم کاری فرد در آن شغل یا رها کردن آن گردد.

آسیبهای نظام اقتصادی

نظام اقتصادی علاوه بر اثرات مثبت بر نظام اجتماعی آثار منفی از جمله بیکاری ، تورم ، گرانفروشی ، مصرف گرایی ، اسراف ، مشکل مسکن ، فقر و ... نیز دارد .

«مفهوم بیکاری »

بیکاری در نظام اقتصادی به چند صورت مشاهده می شود : بیکاری آشکار ، بیکاری پنهان ، بیکاری فصلی و اشتغال کاذب .

بیکاری آشکار : گاهی فرد می تواند کاری انجام دهد ولی شغلی پیدا نمی کند و در نتیجه درآمدی ندارد که به آن بیکاری آشکار می گویند .

بیکاری پنهان :

زمانی که فرد شغل و در آمدی دارد اگرچه شغل او برای نظام اقتصادی نتیجه مطلوب دارد اما از استعداد وتوانایی وی به حد مطلوب استفاده نمی شود می گوییم فرد دچار بیکاری پنهان شده است . مثل مهندس برقی که به رانندگی تاکسی بپردازد .

بیکاری فصلی :

نوعی از بیکاری است که در آن فرد مدتی از سال شغلی دارد ولی در بقیه ایام سال به کار مشغول نیست مثل کارگر ساختمانی.

اشتغال کاذب :

که فرد شغل و در آمدی دارد ولی شغل او نتیجه مطلوبی برای نظام اقتصادی ندارد مانند دلالی و کوپن فروشی

عوامل موثر بر بیکاری :

رشد جمعیت ، نظام آموزشی ، ماشینی شدن ( اتوماسیون ) ، عدم تعادل در نظام اقتصادی ، رکود اقتصادی و عدم زیر بنای اقتصادی  از عواملی هستند که در بیکاری افراد موثرند .

« تاثیر رشد جمعیت بر بیکاری »

وقتی جمعیت افزایش می یابد در صورتیکه این رشد جمعیت با امکانات اقتصادی جامعه هماهنگی نداشته باشد وامکانات پابپای جمعیت توسعه نیابد جمعیت اضافی نمی تواند نیازهای خود را بر طرف ساخته یا در فعالیتهای اقتصادی مشارکت سودمندی داشته باشد مجبور است یا در فعالیت دیگران مشارکت کند که نوعی بیکاری پنهان است و یا اینکه واقعا بیکار می ماند .

« تاثیر نظام آموزشی در بیکاری افراد »

بسیاری از مشاغل به مهارت و تخصص نیاز دارند که نظام آموزشی باید از طریق تحصیل افراد این مهارتها را به آنان بیاموزد حال اگر نظام آموزشی به مهارتهایی که نظام اقتصادی نیاز دارد توجه نکند یا به افراد آموزشهایی بدهد که در نظام اقتصادی کارایی ندارد و برای بعضی مشاغل مناسب نباشد فردی که وارد بازار کار می شود یاکار مناسب خود را پیدا نمی کند یا بیکار می ماند یا به شغلهای کاذب رو می آورد مانند افرادی که در حد دیپلم آموزش دیده اند ولی به کارهایی مشغول میشوند که به آموزشهایی کمتر از آن نیاز دارد .

« تاثیر عدم تعادل در نظام اقتصادی بر پدیده بیکاری »

وقتی نظام اقتصادی بر پایه تولید استوار نباشد و طوری بنا شده باشد که سود آوری تجارت و خرید و فروش بیشتر از کارهای تولیدی باشد گرایش افراد به کارهای تولیدی کم می شود این یکی از نشانه های نا هماهنگی در نظام  اقتصادی است که افراد به شغلهای کاذب مانند واسطه گری رو می آورند که اثر مطلوبی بر اقتصاد ندارد و شغل کاذب  یا نوعی بیکاری محسوب می شود .

« تاثیر رکود اقتصادی بر پدیده بیکاری »

در شرایطی که عرضه کالا بیشتر از تقاضا برای خرید آن باشد در خرید و فروش کالا رکود ایجاد می شود سرمایه برای تولید دوباره بدست نمی آید فعالیت اقتصادی از رونق می افتد تولید متوقف می شود ونیروی کار بیکار می ماند .

« تاثیر زیر بنای اقتصادی بر بیکاری »

کشوری که زیر بینای لازم برای فعالیتها ی اقتصادی را داشته باشد ( صنعت، سرمایه، نیروی متخصص ، منابع ) زمینه در آن برای انجام فعالیتهای مفید اقتصادی فراهم است می تواند با استفاده از آنها در بخشهای مختلف اقتصادی سرمایه گذاری کند و متناسب با رشد جمعیت مشاغل جدید ایجاد نماید و از طرفی به پیشرفت اقتصادی جامعه نیز کمک نماید . 

 

پيدايش منظومه شمسي

پيدايش منظومه شمسي

 مسئله پيدايش زمين اهميت زيادي دارد. بدون داشتن تصور درستي درباره پيدايش زمين نمي‌توان ساختمان دروني كنوني زمين و رويدادهايي را كه در اعماق آن رخ مي‌دهد، درك كرد. در اعصار باستان تصورات مربوطه به پيدايش زمين و ساير سيارات منظومه خورشيدي داراي جنبه مذهبي بود. از جمله در عصر يونان قديم هومر (Homere) زمين را به صورت قرص فرض مي‌كرد. كه اطراف آن را دريايي بزرگ احاطه كرده است و يونان را مركز آن مي‌دانست و چنين بيان مي‌داشت كه اين قرص روي ستون‌هاي محكمي كه بر دوش رب‌النوع اطلس استوار است. شرقي‌ها از جمله معتقدين دين برهما تصور مي‌كردند كه ستونهاي مزبور بر روي چهار فيل عظيم‌الجثه قرار گرفته است.

دراين‌جا نظريات مختلف پيدايش زمين را به دو دسته كلي 1- نظريه‌هاي تصادفي يا دوتايي 2- نظريه‌هاي تكاملي يا انفرادي تقسيم مي‌كنيم.

1- نظريات تصادفي :

 در اين دسته نظريات تصور مي‌‌شود كه زمين و سيارات در نتيجه تأثير متقابل خورشيد و يك جرم سماوي ديگر تشكيل شده‌اند و بدين جهت آنها را نظريه‌هاي دوتايي نيز مي‌‌خوانند. در اينجا فقط از نظر سابقه تاريخي و به اختصار به آنها اشاره مي‌كنيم.

1-1 نظريه بوفون :

در سال 1745 بوفون فرانسوي نظر داد كه تشكيل زمين و سيارات ممكن است نتيجه جدا شدن قطعاتي از خورشيد در اثر برخورد با يك ستاره دنباله‌دار باشد. با شناخت امروزي از ستاره‌هاي دنباله‌دار اين نظريه را مردود مي‌دانند. ولي در آن زمان كليسا بوفون را متهم به انكار اسطوره كتاب مقدس درباره آفرينش كرد. و او بناچار از نظريات خويش چشم پوشيد.


 
اين دو دانشمند آمريكايي در فاصله 1901 تا 1905 نظريه‌اي را عرضه كردند كه براساس اين

2-1 : نظريات چمبرلين و مولتن

 نظريه در اثر عبور ستاره‌اي از نزديك خورشيد، در اثر نيروي جاذبه زايده‌اي از خورشيد به سمت ستاره خارج شده و دماي زياد گازهاي تحت فشار آن سبب ايجاد انفجارات متعدد شده و قسمت‌هاي سنگين‌تر اين قطعات جدا شده هسته اوليه سيارات را تشكيل داده است.

3-1 : نظريه جفريز- جنيز:

اين نظريه در سال‌هاي 1918 و1919 عنوان شد. در اين نظريه فرض مي‌شود، كه خورشيد در زمان تشكيل سيارات حجم خيلي زيادتري داشته و عبور ستاره ديگري از نزديك آن سبب شده است كه توده باريك و درازي از خورشيد جدا شود. اين توده به علت ناپايداري به قطعاتي تقسيم شده است به هنگام نزديك‌ شدن اين توده‌ هابه خورشيد در اثر نيروي جاذبه خورشيد قسمت‌هايي از بعضي سيارات جدا شده و اقمار آنها را تشكيل داده است.

4-1 : نظريه راسل:

 راسل منجم امريكايي در سال 1935 پيشنهاد كرد كه ممكن است خورشيد در بدو امر يك ستاره دوتايي و ستاره دومي به مراتب از خورشيد كوچكتر بوده است و در اثر برخورد بين اين ستاره كوچك و ستاره اصلي سيارات منظومه شمسي بوجود آمده‌اند.

2- نظريات تكاملي:

s اين نظريه‌ها تشكيل سيارات را براساس تكامل تدريجي آنها بيان مي‌كند كه در زير آنها را به ترتيب قدمت بررسي مي‌كنيم.

1-2 : نظريه كانت:

براساس اين نظريه كه در سال 1755 بيان شد. خورشيد امروزي در مركز توده‌ايي از گاز و ذرات جامد ريز، موسوم به نبولا (Nebula ) قرار داشته و نبولا در اثر نيروي جاذبه حول خورشيد درگردش بوده است بعداً در اثر سردشدن در اين توده اوليه، مراكز مختلفي بوجود آمده، كه دور هريك از اين مراكز، قسمتي از نبولاي اصلي به گردش درآمده و سيار ات و اقمار آنها را تشكيل داده است.

2-2 : نظريه لاپلاس:

 در سال 1769، لاپلاس كتابي بنام شرح سيستم جهان منتشر كرد كه نظرياتي راجع به منشأ سيارات بيان شده است.

برطبق نظريه لاپلاس، سياره‌ها از يك ماده رقيق كه اطراف خورشيد اوليه، را فراگرفته و ابعاد آن از حدود ابعاد منظومه فعلي بيشتر بوده است، بوجود آمده‌اند بتدريج ماده رقيق ياد شده خنك و متراكم شده و در اثر تراكم سرعت گردش آن زياد شده است و پس از مدتي نيروي گريز از مركز كه به قسمت‌هاي بيروني توده اثر مي‌كرده، از نيروي جاذبه خورشيد بيشتر شده و در نتيجه كمربندهايي نظير آنچه كه امروز به دور زحل ديده مي‌شود بوجود آمده، و بعدها در اين كمربندها شكاف‌هايي بوجود آمده، و بتدريج سيارات بوجود آمده‌اند.

3-2 : نظريه لي‌گونده (Ligonde ) : در اواخر قرن نوزدهم، لي‌گونده فرضيه شهابي تشكيل منظومه شمسي را بيان كرد. وي معتقد بود تراكم ماده معلول دو علت است يكي برخوردهاي غيرالاستيك ذرات و ديگري وجود نيروي چسبندگي بين آنها، و نتيجه گرفت كه در اثر وجود اين دو نيرو، ماده در يك قرص دوار متراكم شده و بعدها سيارات از آن بوجود آمده‌اند.

4-2 : نظريه كويپر:

 در سال 1949 كويپر تحقيق درباره منشأ منظومه شمس را آغاز كرد. وي معتقد شد كه سيارات در اثر يك رشد دائمي و به هم پيوستن قطعات كوچك بوجود نيامده‌اند بلكه در اول به صورت جرم سياره بزرگتر از اندازه فعلي تشكيل شده و با از دست دادن مقداري ماده به صورت سيارات كنوني درآمد.

كويپر پيدايش جرم بزرگ اوليه را در نتيجه بروز آشفتگي در ماده ابري اوليه مي‌داند وي معتقد بود كه ماده اوليه ابري شكل و خورشيد در يك زمان بوجود آمده‌اند و خورشيد خود نيز محصول تراكم ماده ابري شكل است كه سيارات اوليه از آن تشكيل شده‌اند. او معتقد بود كه سياره‌هاي اوليه موقعي تشكيل شده‌اند كه خورشيد هنوز شروع به تشعشع نكرده بود.

5-2 : نظريه يوري:

 در سال 1951 يوري دانشمند آمريكايي نظريه‌ايي را عنوان كرد كه تا حدودي با ساير نظريات متفاوت، و بر اطلاعات ناشي از نجوم متكي بود وي تشكيل زمين را نتيجه انباشتگي و تراكم ذرات جامد دانست او عقيده داشت كه سطح اجرام (سياره سان) كه زمين و سيارات از اجتماع آنها بوجود آمده در ابتدا گرم بوده است.

6-2 : نظريه آلفون

آلفون فيزيكدان سوئدي نيز نظريه خويش را بين سالهاي 1942 تا 1954 عرضه و تكميل كرد وي معتقد بود كه در موقع تشكيل سيارات، خورشيد در ميان يك توده داغ و يونيزه واقع، و ميدان مغناطيسي قوي داشته و گازهاي موجود در اطراف آن، هادي الكتريسيته بوده است. آلفون توضيح مي‌دهد چهار توده گازي بوجود آمده، كه اولي از هليوم، دومي از هيدروژن- سومي از كربن و چهارمي از آهن و سيلسيم تشكيل شده است البته در هر يك از اين توده‌ها، ناخالصي‌هايي از توده‌هاي ديگر نيز وجود داشته است به نظر وي بعدها، سيارات به ترتيب از اين چهار توده بوجود آمده‌اند.


7-2 : نظريه هويل (Hoyle )

 اين نظريه در سال 1955 به وسيله هويل دانشمند انگليسي عنوان شده است هويل تشكيل سيارات را به تشكيل خود خورشيد مربوط مي‌كند وي معتقد است كه همه آنها از ابري گازي شكل كه داراي ميدان مغناطيسي و در حال چرخش بوده، بوجود آمده‌اند. اين ابر تحت تأثير جاذبه موجود بين ذرات تشكيل دهنده خود متراكم شده و در حاليكه بتدريج سرعت چرخش آن افزايش مي‌يافته، كم‌كم به صورت يك بيضوي مسطح درآمده است. او با محاسبه نشان مي‌دهد كه در لحظه‌ايي كه قطر استوايي توده به حد مدار فعلي عطارد مي‌رسد د قسمت مركزي توده تدريجاً منقبض مي‌شود و بالاخره خورشيد را تشكيل مي‌دهد.
مطابق اين نظريه، تركيب قرص گازي با تركيب خورشيد فعلي و ستارگان و مواد موجود بين ستارگان تفاوت كمي دارد. يعني اساساً شامل هيدروژن- هليوم ومقدار ناچيزي از عناصر سنگيني است در ابتدا به علت گرماي خورشيد، تنها عناصر سنگين مي‌توانند به صورت ذرات ريز كه در عقب گاز قرص قرار مي‌گيرند به گسترش و انباشتگي خود ادامه دهند

سيارات خاكي كه به طور عمده از آهناكي- سيليسيم و منيزيم تشكيل شده‌اند به اين ترتيب به وجود آمده‌اند.

8-2 : نظريه اشميت: نظريات اشميت اولين بار در سال 1943 انتشار يافت و پس از مرگ وي در سال 1956 نظرياتش با تغييرات جزئي توسط همكارانش كوزلوسكايا حلمي لون- ولبدينسكي مجدداً عرضه شد. بنا به نظريه اشميت، سطحي كه امروز مدار اغلب سيارات در آن واقع است استواي خورشيد اوليه بود. و ماده تشكيل دهنده سيارات، كه بيش از تشكيل آنها به صورت ماده ابري شكلي در اين سطح پخش بوده، به دور خورشيد حركت مي‌كرده است.

اشميت تشكيل سيارات را به دو مرحله تقسيم مي‌كند:

مرحله اول : تشكيل اجرام متوسط به ابعادي در حدود سياره سان‌ها از ماده ابري شكل اوليه.

مرحله دوم: تشكيل سيارات از يكي‌شدن اجرام مرحله اول است.

اگر فرض كنيم كه توده‌هاي مخلوط از ذرات جامد و گاز به صورت ابر و به شكل قرص در استواي خورشيد اوليه قرار داشته است در اثر انباشته‌شدن ذرات جامد در وسط قرص فاصله آنها كم و در نتيجه نيروي جاذبه ميان آنها زياد شده واين خود تراكم زياد ماده را سبب شده است. پس از مدتي در نقاط مختلفي از قرص، اجرام جامدي از انباشتگي ذرات جامد بوجود آمده‌اند در اثر برخورد اجرام به يكديگر و خردشدن آنها، به هر حال پس از بوجود آمدن تعداد زيادي از اين اجرام، مرحله دوم يعني مرحله تشكيل سيارات از اجرام سياره‌سان شروع شده است بعضي از اجرام سياره‌ سان با جرم بيشتر و خردشدگي كمتر، در حقيقت جنين سياره‌هاي امروز بوده‌اند.

 

اقتصاد

مبانی اقتصاد اسلامی


مقدمه


قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است.

در مورد اقتصاد هم ، اندیشمندان اقتصادی معتقد بودند که فعالیت های انسان در تولید ، توزیع و مصرف تابع قوانین طبیعی است که باید آنها را شناخت تا آنکه بتوان روابط علمی بین پدیده های اقتصادی را تبین کرد . از آنجا که این قوانین طبیعی است پس ، مناسب ترین قوانینی هستند که می توانند تعادل به وجود آورند ، به شرط اینکه در وضعیت طبیعی و آزادبکار روند و دولت یا اخلاق یا دین ، در عملکرد آنها دخالتی نکنند . بنابراین پدیده های عینی اقتصادی و رفتار های انسان عاقل اقتصادی در صحنه اقتصاد ، همانند دیگر رخداد های فیزیکی ، تابع رابطه علمی مشخص است و با روش تجربه قابل ملاحظه و بررسی است . واقعیت این است که پیدایش رفتار های اقتصادی ، تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علّی و معلولی بر آنها حاکم است ؛ به گونه ای که می توان در سایه رابطه علیت ، این رفتار ها را تفسیر کرد ؛ ولی نباید از نظر دور داشت که یکی از اجزاء علت تامه و این رفتار ها و رخدادهای عینی اراده و اختیار انسان است . رابطه اقتصادی در جامعه الزاما"در چهارچوب یک نظام اقتصادی ، مشکل می گیرد و نظام اقتصادی هم بدون « جهت » و « هدف » پذیرفته

نیست و « باید » های که  جهت  و  هدف  نظام اقتصادی را تبیین می کنند ؛  باید » های مبانی نامیده می شود.


اقتصاد چیست


انسان با توجه به تمایلی که به ارضای نیاز های خود دارد ، سعی می کند که با صرف حداقل تلاش یا هزینه ، حداکثر نتیجه را به دست آورد ، این راه و روش ، اصل اقتصاد نامیده شده ، فرد تحت تأثیر هر مشرب خاص که باشد ، لازم است بر مبنای این اصل رفتار کند . بنابرین ، « اقتصاد » علمی است که رفتار و رابطه انسان را با اشیای مادی مورد نیاز او که به رایگان در طبیعت نمی یابد ، مطالعه می کند . مطالعه اقتصاد باید درک ، بیان و تا حدی پیش بینی رفتار اقتصادی انسان را امکان پذیر سازد . این مطالعه باید به بهبود رفاه مادی فردی و اجتماعی بشر کمک کند ؛ بنابرین می توان ادعا کرد که اقتصاد ، قبل از هر چیز ، به تجزیه و تحلیل و تو ضیح شرایط و روابطی که در قلمرو رفاه مادی قرار دارد ، می پردازد . و اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی ، علم محض نیست ؛ بلکه مجموعه اصول و قواعدی است که تحت تأثیر اراده بشر قرار می گیرد.

 

موضوع علم اقتصاد


موضوع اقتصاد عبارت است : از ثروت (کالاها ، خدمات و منابع ) از حیث چگونگی تولید ، توزیع و مصرف آن . مقصود از « ثروت » جنبه مالیت و ارزش کالاها و خدمات است ، نه جنبه عینیت اموال ؛ بنابرین ثروت از نظر ارزشمند بودن و مالیت موضوع اقتصاد است .
ثروت ،از حیث چگونگی رشد ، توزیع و به مصرف رساندن آن موضوع اقتصاد است ، نه از حیث آن به این شخص یا آن شخص



تعریف اقتصاد


یکی از معانی اقتصاد در لغت ، میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است . در آیه « و اقصد فی مشیک » نیز به همین معنی آمده است.

 از آن نظر که اعتدال در هزینه زندگی یکی از مصادیق میانه روی بوده ، کلمه « اقتصاد » دربارۀ آن بسیار استعمال می شده است تا آنجا که در به کار گیری عرفی از « اقتصاد » غالبا" همین معنی مقصود بوده است . اقتصاد از معانی عرفی خود (میانه روی در معاش و تناسب دخلو خرج ) ، تعمیم داده شده و معادل economy قرار گرفته است .
به هر حال برای « اقتصاد » که اقتصاددانان از بحث می کنند تعاریف مختلفی ارائه شده است.
ارسطو : علم اقتصاد یعنی مدیریت خانه.


آدام اسمیت : اقتصاد ، علم بررسی ماهیت و علل ثروت ملل است .
استوارت میل : اقتصاد ، عبارت است از بررسی ماهیت ثروت از طریق قوانین تولید و توزیع
ریکاردو :اقتصاد علم است .


آلفرد مارشال : اقتصاد ،عبارت است از مطالعه بشر در زندگی شغلی و حرفه ای . در تعریف دیگر : علم اقتصاد بررسی کردار های انسان در جریان عادی زندگی اقتصاد یعنی کسب درامد و تمتع از آن برای تربیت دادن زندگی است .

 

نظریه

با آزمون تجربی یک فرضیه اقتصادی و با تأیید نسبی روابط و قواعد ارائه شده در آن ، به وسیله تحقیقات تجربی در مورد پدیده های خاص اقتصادی ، یک نظریه ساخته می شود . تکرار تأیید نسبی تجربی یک فرضیه ، آن را به صورت یک قانون در می آورد . این نظریه یا قانون خود می تواند به عنوان فرض های یک نظریه دیگر اقتصادی به صورت قواعد کلی در روش قیاسی به کار رود .

اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینه کالاها و تولیدات می‌پردازد. پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسان‌هاست. این دانش به دو بخش اصلی اقتصاد خرد و کلان تقسیم می‌شود.

از آدام اسمیت به عنوان پیشروی اقتصاد مدرن نام برده می‌شود. امروزه این علم با استفاده از مدلهای ریاضی از سایر علوم انسانی فاصله گرفته‌است. برای نمونه نظریه بازی‌ها که با استفاده از توپولوژی در حال گسترش است. در زمینه اقتصاد کلان نیز معادلات دیفرانسیل و بهینه سازی توابع مطلوبیت انتگرال با محدودیت معادلات دیفرانسیل معروف به معادلات هامیلتونی رواج دارد.

روشهای تحقیق ، تحلیل و طرح مسائل اقتصادی


روش شناسی

اقتصاد دارای روش های تحقیق ، تحلیل و بیان موضوعاتی است که در بعضی از آنها با سایر علوم مشترک است . در اقتصاد دو روش شناخته شده « روش قیاسی » و « روش استقرای » برای شکل دادن به نظریه های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد . مبنای اصل روش قیاسی ، قیاسی منطقی و مبنای اصلی روش استقرای ، استقرای منطقی می باشد .


قیاس منطقی

حجتی است که در آن ، ذهن از قضایای کلی ، نتیجه ای جزئی را استنتاج می کند ؛ به تعبیر دیگر ، قولی است ، فراهم آمده از چند قضیه ، به نحوی که از آن قول ، به طور ذاتی قول دیگری لازم آید . قیاس منطقی عمل ذهن برای استنتاج از کلی است.

استقرایی منطقی

حجتی است که در آن ذهن از قضایای جزئی به نتیجه ای کلی می رسد و از محسوس به معقول یا از پدیده به قانون میرسد . در این استدلال ، در واقع بخشی از قضایای جزئی دیده شده و سپس حکم آن به همه موارد تعمیم داده شده ، قانون کلی استخراج می شود .

روش قیاس

روش قیاسی ، عبارت است از روش استدلال عقلی و انتقال از معلول به علت یا بر عکس ، با استفاده از لازم و ملزوم ها و روابط منطقی میان قضایا ، برای اثبات یک نظریه کلی .

روش استقرای

عبارت است از روش استدلال از بررسی جزئیات و داده های آماری و عینی به هدف دستیابی به نتایج و قواعد و احکام عام و کلی ؛ به عبارت دیگر ، حرکت از جزئی به کلی برای تکوین یک نظریه را روش استقرایی گویند . در این روش استدلال لبتدا از طریق تحقیقات تجربی پدیده های اقتصادی مورد مشاهده قرار می گیرند و سپس با تعمیم نتایج روابط خاص مشاهده شده در پدیده ها ، قواعد و قضایایی کلی و عام ، به صورت یک نظریه یا قانون اقتصادی ارائه می شود.

فرضیه

نتایج و قواعد به دست آمده از فرضها در مورد یک پدیدۀ اقتصادی را با استفاده از روابط و دلایل منطقی ، یک فرضیه اقتصادی گویند.



سید احمد خمینی

 

مشخصات فردي:

نام: سيد احمد

 نام خانوادگي: خميني

نام و شغل پدر: سيد روح الله        ـ روحاني

 تاريخ و محل تولد: 1324 ـ قم

ميزان تحصيلات:

دانشگاهي:

حوزوي: اجتهاد

محل تحصيلات:

دانشگاهي:

حوزوي: قم و نجف

آشنايي يا تسلط به زبانهاي خارجي: عربي

تأليف، تحقيق، ترجمه:

مشاغل:

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي: تحصيل

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي: دفتر حضرت امام خميني (ره)

نوع عضويت:

سمت:

حقيقي

 

تاريخ عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي: از تاريخ 24

 

سید احمد خمینی در اسفند ۱۳۲۴ شمسی در شهر قم متولد شد و در ۲۷ اسفند ۱۳۷۳ شمسی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در آرامگاه روح‌الله خمینی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

احمد خمینی در سال‌های پس از انقلاب در سازماندهی روابط روح‌الله خمینی با مسئولان نقش مهمی داشت.

حاج احمد از خود سه فرزند به نام های حسن خمینی یاسر خمینی و رحمان خمینی از خود به جا گذاشت.پسر بزرگ وی حسن خمینی نام دارد که اكنون تولیت آرامگاه روح‌الله خمینی را بر عهده دارد. ياسر و علی ديگر فرزندان وی می‌باشند.همسر ایشان نیز آثار امام خمینی را جمع آوری نموده اند.

ناشنيده‌اي از سيد احمد خميني

24 اسفند 1324 متولد شد و 26 اسفند 1373 به دیار یار شتافت. چنان سریع و پرشتاب به پدر پیوست که معلوم بود، همان چند سال فراق پدر، با او چه کرده است! پس از پدر هرجا می‌رفت، عطر و بوی خمینی از او به مشام می‌رسید و گاه که عرصه خیلی بر او تنگ می‌شد، فارغ از روال رسمی مجالس سخن و دیدار، آهی می‌کشید و غمگینانه می‌گفت: دلم برای او خیلی تنگ شده است و چه زیبا گفت، همسر فاضله‌اش که او همچون ماه به دور خورشید در گردش و طواف بود؛ صادق، صمیمی، مخلص، وفادار و امام که به سختی درباره افراد شهادت می‌داد و فارغ از رابطه پدر و فرزندی در پیامی درباره وی، چنین شهادت داد: «اینجانب در پیشگاه مقدس حق، شهادت می‌دهم که احمد از اول انقلاب تاکنون و از پیش از انقلاب، در زمانی که وارد این نحو مسائل سیاسی شده است، از او رفتار یا گفتاری که برخلاف ایده انقلاب اسلامی ایران باشد، ندیدم و در تمام مراحل از انقلاب پشتیبانی کرده و در مرحله پیروزی شکوهمند انقلاب، معین و کمک‌‌کار من بوده است و خود نیز می‌گفت، از زمانی که خود را شناخته، لحظه‌ای از خدمت به آرمان‌های امام سر باز نزده است.

در ماجرای تبعید امام(ره) از نجف به بصره به قصد کویت، در آن بیابان خشک و برهوت که امام جز خدا همراهی نداشت، این او بود که در آن بیابان غربت و درد، پروانه‌وار به دور شمع امام(ره) می‌چرخید و سرانجام همو بود که با تیزبینی خاص خویش، مهاجرت به فرانسه را به امام(ه) پیشنهاد کرد و امام(ه) هم پذیرفت.

همسر او می‌گوید، در دوران تبعید امام(ره) وقتی احمد برای درس به بیرون می‌رفت، هیچ‌گاه امید بازگشت او به خانه را نداشته است، زیرا هر لحظه احتمال دستگیری‌اش را می‌داد.

خود او می‌گفت: به جای این‌که به درس و مباحث علمی‌ برسم، ترجیح می‌دهم خود را قربانی انقلاب، امام و مردم کنم و سپر دردها و رنج‌های امام باشم.

همو بود که پس از درگذشت برادر مجتهدش، مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی در آن شرایط سخت نجف، بار سنگینی را به دوش کشید تا ضربه و فشار کمتری به امام(ه) و اصحاب او وارد آید.

این اواخر به روستایی در حواشی قم رفت و در خانه‌ای کاهگلی، سه ماه را با کتاب «اربعین» امام(ه) گذری کرد، چه از عارفی شنیده بود که چند ماه بیشتر به پایان عمرش باقی نمانده است و او می‌خواست از همین اوقات، بهترین آمادگی‌ها را برای دیدار یار فراهم کند.

از او که حقیقتا «آقازاده» و «امام‌زاده» بود، ماترک و ارثی باقی نماند و این از وصیت‌نامه او روشن است و البته از پدری همچون امام(ه)، عجیب نیست که چنین فرزندی را در زهد و سادگی تربیت کند که مثل خود او دار و ندارش را به پای مردم و نهضت و کشور بریزد و هیچ اندوخته‌ای فراهم نیاورد.

به وصیت‌نامه‌اش بنگرید که سرفرازانه در بندی از آن می‌نویسد: من شخصا در هیچ بانک و مؤسسه‌ یا شرکتی و از این قبیل، وجهی (مالی) ندارم و اگر مختصر پولی در بانک تعاون اسلامی دارم، شهریه‌های مراجع بزرگوار قم است که باید صرف فقرا شود.

آقای طاهری خرم‌آبادی نقل می‌کرد که زمانی پس از رحلت حاج‌احمد‌آقا، خدمت آیت‌الله وحید خراسانی رسیدم و دیدم بسیار متأثر است. از ایشان علت را که پرسیدم، گفت: احمدآقا کمی پیش از رحلتش اینجا بود. از ایشان پرسیدم در این مدت خواب امام(ره) را ندیده‌ای، که گفت، بله، یک بار در خواب، امام(ه) را دیدم و از او پرسیدم، آخرت چگونه است، فرموده بودند: احمد، من گذشتم، ولی بسیار سخت بود. وی می‌گفت: پدرم در خواب دستش را تکان داد و گفت‌: احمد: حتی اگر دستت را مثل من این‌طوری حرکت بدهی، این تکان دست در اینجا همراه توست و باید برای آن پاسخی داشته باشی! او می‌گفت: وقتی از امام(ه) پرسیدم چه باید کرد، سه بار به من فرمودند: احمد خوب شو، خوب شو، خوب شو و او که خوب بود، تصمیم گرفت، خوب‌تر شود و خوب‌تر برود و خوب‌تر محشور شود.

او در همان خانه کاهگلی قم، تا پاسی از شب به عبادت می‌گذرانید و به عاقبت کار اندیشید و عجب این‌که به درستی گفته بود، من سه ماه بیشتر در این دنیا مهمان شما نیستم. این اواخر از همه اطرافیان، بی هیچ سابقه‌ای حلالیت می‌طلبید و همه در شگفت از این رفتاری که برای آنان ابهام داشت و عجیب‌تر از وصیت فرزندان امام، یکی وصیت حاج‌آقامصطفی به پدر است و دیگری وصیت حاج‌احمدآقا به مادرش و چه رازی در این ارتحال زودهنگام دو برادر است، خدا می‌داند و بس!

درود و رحمت خدا بر او و پدر و برادرش باد که تا عالم و آدم است، از خاندان خمینی، جز به عظمت و اخلاص و پاکی و نیکی یاد نخواهد شد.

 

ورزش

ورزش

وَرزش به فعالیت‌ها یا مهارت‌های عادی جسمانی گفته می‌شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگان و با اهداف تفریحی یا برای مسابقه، نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی، مهارت‌جویی یا آمیزه‌ای از این اهداف انجام می‌گیرد. تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد. برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک تفریح شمرده می‌شود. رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند. ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده‌است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت رسیده‌اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.

امروزه ورزش زنان نیز جایگاه خاصی در مجامع بین‌المللی پیدا کرده‌است.

واژه ورزش که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام تصویب «قانون ورزش اجباری در مدارس» در ۱۶ شهریور ماه ۱۳۰۶ خ به‌طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس واژگان دولتی ایران شده‌است.

توسعه ورزش‌ها با توجه به تاریخچه کامل آنها به ما مطالب مهمی درباره تغییرات اجتماعی و همچنین به مقدار زیاد درباره خود ورزش‌ها می‌آموزد.

کشف‌های بسیار مدرنی در فرانسه، افریقا و استرالیا درباره هنر غارنشین‌ها وجود دارد(برای مثال لاسکائوکس) را از زمان ماقبل تاریخ ببینید که شواهدی برای جشنهای مذهبی، رفتارها و غیره را نشان می‌دهد. بعضی ازتاریخهای این منابع به ۳۰۰۰۰ سال قبل مربوط می‌شود که با تاریخ نویسی کربنی ثبت شده‌اند. اگرچه شواهد مستقیم کافی درباره ورزش از این منابع وجود ندارد، منطقی است که تصور کنیم که فعالیت‌هایی در این دوران وجود داشته معادل تعریف ورزش در زمان ما است.

واقعیت‌های هنری و ساختاری وجود دارد که نشان می‌دهد که چینی‌ها با ورزش و فعالیت‌هایی در ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح سروکار داشته‌اند. بنظر می‌رسد که ورزش ژیمناستیک یکی از ورزشهای محبوب و عمومی در چین باستان بوده‌است. آثار باقیمانده از فرعون‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از ورزش‌ها، شامل شنا و ماهیگیری، بطور کامل توسعه و تکمیل شده بود و بطور منظمی در چندین هزار سال قبل در مصر باستان انجام می‌شده‌اند. سایر ورزشهای مصر باستان شامل پرتاب نیزه، پرش ارتفاع و کشتی گرفتن بود. ورزش‌های ایران یا پرشیای باستان مانند هنر نظامی ایرانیان درزمان زرتشتیان ارتباط نزدیکی با مهارت‌های دفاعی و رزمی جنگی داشت. از رشته‌های ورزشی دیگری که در پرشیا رواج داشت از چوگان و شمشیربازی سوار بر اسب می‌توان نام برد. در اروپا، علائم باقیمانده از ایرلند باستان شمایلی از آماده کردن جنگاوران برای جنگ را نشان می‌دهد که یادآور ورزش هاکی ایرلندی در عصر حاضر است. پیشینه این تصاویر به ۱۳ قرن قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد.

شمار زیادی از رشته‌های ورزشی از قبیل، کشتی گرفتن، دویدن، بکس، پرتاب نیزه، پرتاب دیسکو، راندن گاری در زمان یونان باستان وجود داشته‌اند. این فعالیت‌ها ارتباط فرهنگ نظامی و توسعه ورزش در یونان باستان را نشان می‌دهد. از زمانی که یونانی‌ها المپیک را بوجود آوردند، ورزش بخشی از فرهنگ این کشور شده‌است. بازیهای المپیک در ابتدا هر چهار سال یکبار در المپیا (دهکده کوچکی در پلئوپونس) برگزار می‌شده‌است. از آن روزگار تا زمان حال این ورزشها به‌شکل فزاینده‌ای سازمان یافته‌تر شده‌اند و مقررات ویژه‌ای برای آنها تدوین شده‌است. صنعتی شدن زمان استراحت و تفریح بیشتری برای شهروندان کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه فراهم کرده و باعث شده مدت زمان بیشتری برای ورزش صرف کنند. چه به‌عنوان تماشاچی مسابقه‌های هیجان‌انگیز ورزشی و چه به‌عنوان شرکت کننده در اینگونه رقابت‌ها. این گرایش‌ها و تمایل‌ها با کارآئی مدیا ووسایل ارتباط جمعی گسترده و ارتباطات جهانی وسیع ادامه دارد. حرفه‌ای شدن در یک ورزش یک مورد و امتیاز خاصی شده و بعلاوه بودن آنها محبوبیت ومردمی بودن ورزشها را افزایش داده‌است، تا آنجا که طرفداران ورزشها شروع به تبلیغ و نمایش ورزشکاران حرفه‌ای از طریق رادیو، تلویزیون و اینترنت کرده اند—که همه آنها در تمرینها و رقابتهای ورزشی با ورزش‌های آماتور شرکت و نقش دارند.

فوتبال محبوب‌ترین و مردمی‌ترین ورزش در سطح جهان است.

جایگاه ورزش در ایران باستان

دکتر گریشمن، باستان شناس فرانسوی درباره ورود آریان‌ها هزار سال قبل از میلاد می‌گوید: این سواران ایرانی با زن، بچه و گله وارد شدند و مزیت تقسیم ناحیه را بمالک کوچک متعدد به دست آوردند و بیشتر آنان همراه گروه سواران خود به خدمت امرای محلی درآمدند.


آریایی‌ها یکی از شعب مردمان هند و اروپایی بودند. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریانها یا آریاییها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریار خزر بوده و برخی دیگر آنها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌دهند.

اینان مردانی بودند که بعنوان سرباز مزدور زندگی می‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌دادند که می‌بایست یک روز جانشین امرائی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.

تاریخ مهاجرت آنها نیز بدرستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده‌اند.

بنابراین آریانها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده‌است.

ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمائی از اصول متداول این مردم بوده‌است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و بقهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.

این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتیکه آریانها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریائیها – سکاها واقع شدند.

قبل از تشکیل دولت ماد، آریانها بشکل ملوک الطوایفی می‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را بعهده می‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات بوجود آمد. در آن زمان هیچیک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.

از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریائی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری‌ها، در مغرب مادها و در جنوب پارسها.

آنچه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماده گی قوم آریائی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده و در این عصر کشت غلات کاملا مرسوم شده و در دهات و قصبات مزارع رونق بیشتری یافتند.

تربیت حیوانات اهلی را عملی ساخته و اسب و سگ از نظر فوایدی که در جنگ و سفر و حضر و نگهبانی رمه و گله داشتند بیشتر اهمیت داند.

روحیه ورزشکاری

"روحیه ورزشکاری" به عنوان مدیریت و نظر ملاحضه شده در هماهنگی با شرکت کنندگان شامل یک احساس عادلانه بازی، اخلاق و رفتار خوب نسبت به اعضای تیم و تیم مخالف، گرفتن یک روحیه مناسب و منطقی هنگام باخت تعریف می‌شود.»

تحریک و تحرک بخشیدن به ورزشها اغلب یک حالت ووسیله بیاد ماندنی نمی‌باشد. برای مثال، پیشقدمان دریانوردی و قایق رانی اغلب می‌گفتند که اغلب مسابقه قایق‌های باد شونده به معنی تحریک بخشیدن به مهارتهای یادگیرندگان قایق رانی و دریانوردی است. اما با وجود این، اغلب مهارتهای محرک برای افزایش قابلیت کارآیی و عملکرد در موقع رقابت بیشتر از یادگیری باهم ادغام می‌شوند. روحیه ورزشکاری یک روحیه یا حالتی را بیان می‌کند که از آن فعالیت یا رقابت بخاطر خود آن لذت می‌برند.این حالت عاطفی معروف توسط خبرنگار ورزشی Grantland Riceبه این صورت معنی می‌شود که مهم نیست که شما برنده یا بازنده شدید بلکه این مهم است که بازی را انجام داده‌اید.، " و شعار المپیک مدرن که توسط بنیان گذار آنPierre de Coubertinاین است.مهمترین چیز... این نیست که برنده نشدید اما این است که شما شرکت کردید، نمونه‌هایی از بیان این حالت عاطفی مناسب هستند. بیان می‌شود

اما اغلب فشار برای رقابت یا یک تمایل فردی برای احراز کارآیی&mdash مانند فشار و زور تکنولوژی&mdashمی تواند بر بازی لذت بخش و رقابت عادلانه توسط شرکت کنندگان تاثیر بگذارد.

افراد مسئول برای فعالیتهای تفریحی اغلب در جستجوی شناخته شدن و کسب احترام در ورزشها هستند که با پیوستن به فدراسیون ورزشها مانند کمیته بین المللی المپیک یا با تشکیل هیئت منظم وقانونی اقدام به این کار می‌کنند. دراین صورت ورزشها از حالت تفریحی به حالت رسمی عوض می‌شوند: در ارتباط با اعضای جدید اخیر از قبیل دوچرخه سواران BMX، کوهنوردان برفی، و کشتی گیران هستند بعضی از این فعالیتها جنبه عمومی و همگانی دارند اما شکل گیری غیر یکسان در فرمهای مختلف برای مدت زمان طولانی دوام داشته‌است. در حقیقت، مققرات رسمی ورزشها در ارتباط با زندگی مدرن و توسعه فزاینده‌است.

روحیه ورزشکاری، تحت هر اسمی مربوط به رفتار رقابت کننده در قبل، در طی و بعد از رقابت می‌باشد.نه تنها اگر یک ورزشکار برنده شود باید روحیه ورزشکاری خوبی داشته باشد وآن را حفظ کند بلکه اگر او ببازد باید همچنین این روحیه را حفظ کند. برای مثال در فوتبال روحیه ورزشکاری چنان ملاحضه شده‌است که برای معالجه یک ورزشکار زخمی از طرف مقابل توپ را به بیرون از زمین بازی شوت می‌کند که امکان معالجه او را فراهم سازند.بطور دوجانبه تیم دیگر انتظار دارد که توپ را در موقع پرتاب به داخل زمین بازی دریافت کند

خشونت در ورزشها شامل رد شدن از روی خط رقابت عادلانه و ایجاد خشونت و دعوا است. ورزشکاران، مربیان، طرفداران آنها و والدین بعضی وقتها رفتار خشونت آمیز را بر علیه افراد یا املاک و تاسیسات در نمایش ناراحتی از عادلانه بودن نمایش، احاطه طرف مقابل و عصبانیت یا جشن و سرور در پیش می‌گیرند.

تغذیه

امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش فعالیتهای بدنی و نقش آن در سلامت شناخته شده‌است. در واقع زندگی ماشینی، فعالیتهای حرکتی روزمره را کاهش داده و برای جلوگیری از بروز بسیاری از بیماریها ورزش امری ضروری است. گاهی یک ورزشکار فراتر از حفظ سلامتی در رشته‌ای خاص جهت کسب مقام قهرمانی کوشش مستمر می‌نماید که در این شرایط تمامی عوامل در بدن تغییر می‌کنند. قلب، ریه، دستگاه گوارش، هورمون‌ها، سیستم عصبی و بخصوص ماهیچه‌ها نیاز به تطابق با وضعیت جدید دارند. در واقع هیچ استرس و فشاری مانند یک ورزش سنگین و طولانی مدت روی بدن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین جهت کسب مقام قهرمانی یکی از مسایل مهم، تغذیه ورزشکاران است. البته فراموش نکنیم هدف از ورزش، سلامتی روح و جسم است و در کنار آن رقابت سالم در مسابقات و نه فقط کسب مقام قهرمانی به هر قیمتی.

انرژی

انرژی مورد نیاز برای یک ورزشکار به عوامل مختلفی مثل خصوصیات فردی ورزشکار (قد، وزن، جثه فرد، جنس، سن و بلوغ)، مدت ورزش، نوع و شدت ورزش و شرایط جغرافیایی محل زندگی فرد بستگی دارد. بطور کلی طی فعالیت ورزشی از یک طرف میزان متابولیسم پایه (BMR) افزایش می‌یابد و از طرف دیگر فعالیت فرد زیاد می‌شود. بنابراین مقدار نیاز انرژی بین ۳ تا ۶ هزار کیلو کالری در روز توصیه می‌شود. برای ورزش‌های سنگین مثل اسکی، ماراتن و ورزش‌های تیمی حداکثر انرژی لازم است که برای این نوع ورزش‌ها توصیه می‌شود ۷۵-۷۰ درصد کالری رژیم از منبع کربوهیدرات که قسمت اعظم آن از نوع کمپلکس می‌باشد تأمین گردد.

در ورزش‌هایی که انرژی زیادی در مدت کوتاه نیاز دارند مثل کشتی و شنای ۵۰ متر، میزان نیاز انرژی بین ۵۰۰-۳۰۰۰ کیلو کالری است. کمترین میزان نیاز به انرژی مربوط به فعالیت‌های ورزشی با شدت کم و مدت طولانی و یا ورزش‌هایی که با شدت زیاد و مدت کم انجام می‌شود است. ورزش‌هایی مثل پرش طول، پرش ارتفاع، پرتاب دیسک، پرش با نیزه و غیره .... به طور کلی میزان نیاز انرژی برای زنان ورزشکار ۱۰ درصد کمتر از مردان ورزشکارمی‌باشد.

پروتیین

پروتیین برای رشد و بازسازی، انقباض عضلانی و گاهی تولید انرژی برای ورزشکاران لازم است. اما مصرف زیاد پروتیین بر قدرت عضلانی نمی‌افزاید (فقط حجم عضلات را زیاد می‌کند) و توصیه می‌شود ۱۵-۱۲ درصد انرژی مصرفی بایستی از منبع پروتیین تأمین می‌شود. چون نیاز ورزشکاران به انرژی افزایش می‌یابد، بنابراین مقدار پروتیین مورد نیاز برای فعالیت‌های ورزشی حداکثر ۵/۱ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است که در مورد پروتیین مصرفی توصیه می‌شود.

نسبت پروتیین حیوانی به گیاهی ۶۰ به ۴۰ می‌باشد و نوع پروتیین مصرفی بهتر است از گوشت‌های کم چربی (گوشت سفید مثل مرغ و ماهی) و بیشتر بصورت کبابی یا آب پز باشد. سفیده تخم مرغ و لبنیات کم چربی نیز از منابع خوب پروتیین هستند. جگر منبع خوبی از پروتیین، آهن، فسفر، ویتامین‌های گروه AوB می‌باشد. اما بدلیل اینکه غنی از اسیدهای نوکلییک، ترکیبات پورین‌دار و کلسترول است، مصرف آن بیش از هفته‌ای یک بار توصیه نمی‌شود. باید به این نکته توجه کرد که مصرف زیاد پروتیین باعث ایجاد عوارضی مثل از دست دادن کلسیم، خشکی بدن، ایجاد نقرس، دهیدراتاسیون یا کاهش آب بدن، کنونریس و اختلالات کلیوی می‌شود.

چربی

جهت تولید انرژی برای فعالیتهایی که مدت زیادی طول می‌کشد سوختن مواد حاوی چربی ضروری است. با طولانی شدن ورزش، اسیدهای چرب آزاد از ذخایر بافت چربی رها می‌شوند و برای مصرف عضلات به عنوان سوخت استفاده می‌شوند.

عضلات در ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ابتدای ورزش از گلوکز و گلیکوژن ذخیره شده استفاده می‌کنند و پس از ۹ دقیقه اسیدهای چرب آزاد جهت سوخت مصرف می‌شوند. تحقیقات نشان داده که چربی زیاد در رژیم غذایی باعث کاهش قدرت ورزشکاران می‌شود. در تحقیقی که روی دوچرخه سواران انجام گرفته مشاهده شده دوچرخه سوارانی که غذای مصرفی آنها غنی از کربوهیدرات پیچیده (نان‌های سبوس دار ، پاستا و ...) و محدود از چربی بوده ، تا ۲۴۰ دقیقه دوچرخه‌سواری کرده‌اند. در حالی که در نتیجه خوردن غذای چرب مقاومت آنها کم شده و حداکثر تا ۷۵ دقیقه توانسته‌اند فعالیت دوچرخه سواری داشته باشند. بطور کلی چربی مصرفی باید کمتر از ۲۵ درصد کالری رژیم باشد که از این مقدار ۱۰ درصد آن به اسیدهای چرب غیر اشباع حاوی چند باند دوگانه (روغن گیاهی مایع) اختصاص داده شود.

آب

آب تنها ماده‌ای است که کمبود یا فقدان آن تهدید جدی برای سلامتی است. بخصوص در فعالیتهای ورزشی فقدان آب و یا کمبود آب سبب خستگی زودرس ورزشکار می‌شود. نقش آب برای فعالیت قلب و عروق، متابولیسم مواد مغذی، سیستم تنظیمی حرارت بدن و همچنین دفع مواد زاید حاصل از متابولیسم سلولی است. از طرف دیگر انتقال آب از داخل به خارج از سلول و بالعکس متضمن جابجایی یون‌های سدیم، پتاسیم، کلرومنیزم است. هر چند که عرق یک ترکیب هیپوتونیک (رقیق) است و غلظت سدیم، پتاسیم و کلر در عرق کمتر از خون است، ولیکن در فعالیتهای طولانی مدت تعریق زیاد سبب افزایش غلظت خون و در نتیجه خستگی و عدم توان ورزشی می‌شود. مصرف نوشیدنی‌ها و ترکیب آن در فعالیتهای ورزشی به عواملی مثل حرارت محیط، رطوبت محیط، خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی فرد و شدت و مدت ورزش بستگی دارد.

بطورکلی توصیه می‌شود قبل از مسابقات ورزشی حدود ۵۰۰-۴۰۰ سی سی از نوشیدنی‌های مختلف که حاوی گلوکز است، استفاده شود و گاهی اوقات کمی الکترولیت به این نوشیدنی‌ها اضافه شود.

مواد معدنی

در حین فعالیتهای ورزشی نیاز به مصرف بسیاری از مواد معدنی در ورزشکاران افزایش می‌یابد. به عنوان مثال نیاز به کلسیم در ورزشکاران زیادتر می‌شود زیرا کلسیم در افزایش دانسیته استخوانی، از بین رفتن استرس‌های ناشی از ورزش و افزایش توان ورزشی نقش بسزایی ایفاد می‌کند. نیاز به منیزیم افزایش می‌یابد زیرا منیزیم در متابولیسم مواد مغذی و تولید انرژی شرکت می‌کند. نیاز به فسفر افزایش می‌یابد بدلیل اینکه فسفر در تنظیم انرژی بصورت ATP ، تعادل اسید و باز و در نتیجه افزایش توان ورزشی مؤثر است.

نیاز به «روی» افزایش می‌یابد زیرا روی جزء ساختمانی بسیاری از آنزیم‌هایی است که در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند و همچنین به همراه مس و آهن در سنتز هموگلوبین و خونسازی شرکت می‌کند. نیاز به مصرف مس به دلیل نقشی که در بالا بردن درصد جذب آهن، سنتزمیلین و فسفر لیپیدها، استحکام بافت پیوندی و همین طور آزادسازی انرژی از مواد مغذی دارد افزایش می‌یابد. و بالاخره نیاز به آهن بدلیل نقشی که آهن در انتقال اکسیژن به صورت هموگلوبین و میوگلوبین و خونسازی دارد بیشتر می‌شود. بنابراین مواد معدنی در تأمین سلامت ورزشکاران از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند.

ویتامین‌ها

مصرف ویتامین‌ها باید در ورزشکاران جهت افزایش توان ورزشی و کاهش خستگی ناشی از ورزش افزایش یابد. این گروه از مواد مغذی هرچند نقش انرژی‌زایی ندارند و لیکن به صورت کوآنزیم در متابولیسم مواد مغذی شرکت می‌کنند. به عنوان مثال ویتامین‌های B۲ ،B۱ ،B۳ همگی برای انرژی‌زایی نقش مهمی دارند. مصرف ویتامین B۶ باید در بدن سازان بیشتر شود چون این ویتامین نقش مهمی در سنتز پروتیین‌ها بر عهده دارد. کمبود ویتامین B۱۲ و اسید فولیک در ورزشکاران گیاهخوار که برای چند سال این رژیم را داشته‌اند شایع است و مصرف مکمل برای این گروه توصیه می‌شود.

در فعالیت‌های ورزشی نیاز به ویتامین‌های E، A و C نیز بدلیل نقش آنتی اکسیدانی که دارند افزایش می‌یابد، زیرا در نتیجه ورزش فرایند اکسیداتیو (ورزش‌هایی که در آن اکسیژن زیادی مصرف می‌شود) در عضله افزایش می‌یابد و منجر به افزایش تولید پراکسیدهای چربی و رادیکال‌های آزاد می‌گردد. نتایج مطالعاتی که روی ورزشکاران صورت گرفته نشان می‌دهد که مصرف این سه ویتامین برای مدت ۳ تا ۴ هفته از طریق برنامه غذایی سبب کاهش میزان آنزیم‌های کراتین فسفوکیناز (CRK) و لاکتات دهیدروژناز (LDH) می‌گردد که کاهش این دو آنزیم سبب افزایش توان ورزشی می‌شود.

سیاستها

موقعی که مشکلات سیاسی در محلها و مناطق مختلف وجود داشته باشد خیلی از موارد مبهم در ورزشها دیده می‌شوند.

هنگامی که آپارتاید رویه سیاسی افریقای جنوبی بود بسیاری از افراد ورزشکار بخاطر خواست وجدان خود در رقابتهای ورزشی در آنجا حاضر نمی‌شدند. بعضی این رویه را مشارکت موثری در فروپاشی و اضمحلال آپارتاید در آن منطقه می‌دانند و بعضی فکر می‌کنند که این کار عمر آن رویه را طولانی کرده و تاثیرهای بدی بجا گذاشته‌است.

در المپیک تابستان سال ۱۹۳۶که در برلین برگزار شد، شاید در نتیجه آن عوارض برگشتی آن این مسئله را نشان می‌داد، که موقعی که ایدئولوژی توسعه می‌یافت برای تقویت و گسترش یک دکترین مورد استفاده قرار گرفته بود.

در تاریخ ایرلند ورزشهای ایرلندی محلی به ناسیونالیسم فرهنگی مربوط شده‌اند. تا نیمه قرن بیستم میلادی یک شخص می‌توانست از شرکت در بازی فوتبال ایرلندی، هاکی یا ورزشهای دیگری که توسط انجمن ورزشکاران ایرلندی قبول شده بودند به دلیل شرکت در فوتبال یا بازی دیگرحمایت شده از طرف بریتانیای کبیر از بازی در تیمهای محلی محروم شود. تا زمان اخیر GAA به محروم سازی در بازی فوتبال و ]]اتحادیه راچبی [[در بازیهای محلی ایرلندی ادامه می‌داد. این محروم سازی هنوز اعمال می‌شود، اما برای بازی فوتبال و راچبی که در پارک کروک بازی می‌شود تا زمانی که جاده لانسداو تعمیر می‌شود، اجازه داده شده‌است. تا زمان اخیر تحت قانون ۲۱ از GAA اعضای نیروهای امنیتی انگلستان و اعضای اعضای خانواده سلطنتی انگلستان از بازی در تیمهای ایرلندی محروم بودند اما، توافق نامه روز جمعه خوب در سال ۱۹۹۸ به واقعه این محروم سازی پایان داد.

ناسیونالیسم اغلب شواهدی عمومی برای ایجاد خشوند در ورزشها یا در گزارش افرادی است که در تیمهای ملی رقابت می‌کنند یا نکته پردازان و حضاری که می‌توانند یک مشاهده پارتیزانی نشان دهند می‌باشد. این گرایشها بر خلاف اصول بنیادی خود ورزشها است که آن را بخاطر خودش و لذت بردن از شرکت در آن جالب می‌داند، است.

هنر

ورزشها وابستگی‌ها و ارتباطات بسیاری با هنر دارند. اسکیت روی یخ و تای چی، برای مثال ورزشهایی هستند که با نمایش‌های هنری در اساس خود نزدیک می‌باشند.: تماشای این فعالیتها با تجربه تماشای رقص باله نزدیک و یکسان است. بطور مشابه، فعالیتهای دیگری هستند که وجوه ورزشی و هنری در عمل و اجرای خود شامل می‌باشند، مانند عملیات هنری، ژیمناستیک هنری، بدن سازی ، پارکور، یوگا، بوسابول، پرش با اسبو غیره. شاید بهترین مثال گاوبازی است که در اسپانیا در صفحات هنری روزنامه‌ها گزارش می‌شود.

این حقیقت که هنر خیلی به ورزش‌ها نزدیک است بطوریکه در بعضی وضعیت‌ها محتملا با طبیعت ورزشها ارتباط دارند. تعریف «ورزش» که در بالا ذکر شده این عقیده را توسعه داده که یک فعالیت که اجرا و عمل می‌شود فقط برای منظورهای عمومی و معمولی نمی‌باشد، برای مثال، اجرای آنها برای احراز موقعیت‌ها نیست، اما اجرای آنها بخاطر خودشان و به روشی که بهتر می‌توانند اجرا شوند، می‌باشد.

این مورد خیلی مشابه به مشاهده عمومی و همگانی از ارزشهای تجلیل هنری است که به عنوان بعضی چیزهای گفته شده در بالا با ارزشهای عملکردی جدی از استفاده معمولی ازموارد نتیجه می‌شود. بنابراین یک تجلیل از ارزشهای هنری یک اتومبیل خوش شانس است که فقط مسیر Aتا B را طی نمی‌کند بلکه ما را از استفاده از آن شاد و خوشحال وآماده می‌کند و روحیه شاد و شادابی می‌بخشد.

به همان وضع، یک قابلیت ورزشی مانند پرش فقط ما را برای استفاده از روشهای مناسب برای پرش و اجتناب از موانع یا گذشتن از روی رودخانه‌ها خوشحال و راضی نمی‌کند.. آن ما را بخاطر توانایی، مهارت و سبکی که نشان داده می‌شود خوشحال و شاد می‌کند.

هنر و ورزش محتملا در زمان یونان باستان هنگامی که ژیمناستیک و سالیستنیک با تجلیل و تحسین از خدایان و تقدیر از زیبایی و هنر بدنسازی، شجاعان و کوههای آرت که توسط شرکت کنندگان نمایش داده می‌شدند، بطور واضحی ارتباط داده شده‌اند. واژه مدرن «هنر» به عنوان مهارت به این مورد آرت در یونان باستان مربوط می‌شود. نزدیکی هنر وورزش در این زمانها در طبیعت بازیهای المپیک نشان داده شده‌است، همانطور که ما دیده‌ایم، جشنهایی از فعالیتهای ورزشی و هنری، شعر خوانی، مجسمه سازی و آرشیتکت می‌باشند.

 

تکنولوژی

تکنولوژی نقش مهمی در ورزشها دارد که به سلامت یک ورزشکار، تکنیک‌های یک ورزشکار یا ویژگیهای تجهیزاتی که از آنها استفاده می‌کند، مربوط می‌شود.

"تجهیزات" چون ورزشها بطور رقابتی رشد یافته‌اند، احتیاج برای تجهیزات بهتر افزایش یافته‌است. کلوبهای گلف، راکت‌های بیس بال، توپهای فوتبال، اسکیت‌های حاکی، و تجهیزات دیگر بطور قابل ملاحضه‌ای با اعمال تکنولوژی جدید عوض شده‌اند

"بهداشت و سلامتی" از چگونگی تغذیه تا معالجه زخمیها، که به اطلاعات در مورد بدن انسان در آن زمانها بستگی داشته، یک حالت و خصوصیات ورزشکار بالقوه افزایش یافته‌است. حالا ورزشکارها قادر هستند که تا سنین بالاتری بازی کنند، بسرعت زخمهای خود را مداوا کنند، و بیشتر و بهتر از ورزشکاران نسلهای قبلی آموزش و تعلیم ببینند.

"دستورالعملهاً" تکنولوژی پیشرفته فرصتهای جدیدی برای تحقیق در مورد ورزشها بوجود آورده‌است. حالا امکان آنالیز جنبه‌های ورزشها که قبلا خارج از درک وفهم بودند، امکان پذیر است. با امکان ضبط حرکات برای ثبت حرکات ورزشکار، یا استفاده از یک کامپیوتر پیشرفته برای نمایش سناریوی مدل فیزیکی، بطور فزاینده‌ای توانایی ورزشکاران را در مورد درک آنچه که آنها انجام می‌دهند و چطوری می‌توانند این اعمال خود را بهبود بخشند فراهم شده‌است.

اثرات ورزش در روح آدمی

۱- پیشگیری از افسردگی و بالا بردن روحیه ی عمومی فرد

در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده ی شیمیایی از بدن به نام "سروتونین" بیشتر می‌شود. کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند. بنابراین در میان افرادی که به طور مرتب ورزش می‌کنند، به ندرت می‌توان شخص افسرده‌ای یافت. از طرفی با ورزش کردن، تولید "اندورفین" و "اپی نفرین" و "سیتوکین‌ها" نیز افزایش می‌یابد و این مواد به طور طبیعی باعث بالا بردن سطح هوشیاری و روحیه ی عمومی فرد شده و احساس انرژی و شادابی بیشتری برای انجام کارهای روزمره ی زندگی به شخص ورزشکار اعطا می‌کنند. در حین انجام فعالیت بدنی، تولید یک ماده ی شیمیایی از بدن به نام سروتونین بیشتر می‌شود.کاهش سرتونین در بدن با افسردگی مرتبط می‌باشد و داروهای ضد افسردگی نیز در جهت افزایش این ماده در بدن عمل می‌کنند.

۲- تأثیر در زندگی خانوادگی و اجتماعی و در شغل افراد

مسلماً یک شخص ورزشکار با تنبلی و کسالت بیگانه‌است و علاوه بر داشتن هیکلی متناسب و خوش فرم از روحیه ی بالا و شادابی نیز برخوردار است و این موفقیت، ارتباطات وی را در زندگی روزمره، چه در خانواده و چه در اجتماع یا محیط کار تضمین می‌کند. مسلماً کارفرمایان در استخدام افراد، این معیارهای مهم را در نظر خواهند گرفت. بنابراین یک شخص سالم و تندرست، از موقعیت و پیشرفت شغلی بهتری نسبت به افراد چاق و کم تحرک برخوردار خواهد بود.

۳- پیشگیری از ابتلا به آلودگی‌های اجتماعی

یک فرد سالم و ورزشکار قطعاً به طور ناخودآگاه از سیگار دوری می‌کند، چون در می‌یابد با ورزش به اکسیژن بیشتری نیاز دارد، ولی سیگار یا مواد مخدر به وضوح انرژی وی را کم کرده و او را ضعیف تر می‌کند. بنابراین خود به خود برای پیشرفت در امور ورزشی خویش و برای انجام تمرینات، از این مواد دوری می‌جوید. از طرفی، در یک محیط ورزشی سالم، از این گونه افراد و آلودگی‌ها کمتر می‌توان اثری یافت و احتمال ابتلای چنین افرادی به آلودگی‌های اجتماعی بسیار پایین بوده و به دلیل روحیه ی ورزشی از بسیاری ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی، که با خلق و خوی جوانمردی و ورزشکاری همخوانی ندارد، پرهیز می‌کنند. ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده ی مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند.

۴- تقویت عملکرد ذهن در یادگیری و هماهنگی

تعریف ورزش تنها در افزایش فعالیت جسمانی خلاصه نمی‌شود.بسیاری از ورزش‌های امروزی نظیر پینگ پنگ، اسکیت، اسکی، بسکتبال، شنا و... حرفه‌ای هستند و نیاز به یاد گیری و حتی مربیان مجرب دارند و کار فکری زیادی را نیز می‌طلبند.بنابراین ورزش‌های امروزی تنها یک فعالیت جسمی ساده نیستند، بلکه قابلیت‌های پیچیده ی مغز را در امور مختلف از جمله هماهنگی، چالاکی و سریع بودن، درست عمل کردن و درست تصمیم گرفتن را تقویت می‌کنند. به گونه‌ای که در یک شخص غیر ورزشکار این قابلیت‌های مغز، خاموش می‌ماند و به تدریج ذهن تنبل و سست می‌شود و این گونه افراد، بیشتر تمایل دارند در یک گوشه بنشینند و در فکر فرو روند! به طور کلی می‌توان گفت ورزش در کلیه ی اجزای جسم و ذهن بدن و در کلیه ی مراحل زندگی انسان تأثیر غیرقابل انکار و به سزایی دارد.

 

شعر معلم

معمار دانايي

  

آنکه نقاش است و نقشي ساخته

                                      با قلـــــــم طرح نويي انداخته

 

در مسير واژه هاي دوستــــــــي

                                         سطر سطــري زآشنايي داشته

 

آنکه چون اسطوره هاي پارســي

                                          عين ولامي را به ميم  افراشته

 

هم رديف انبياء و عارفـــــــــــان   

                                             پوششي بر جـــــهل جاهل بافته

 

آنکه آهنگ و کلامي دل ربــا

                                         از يراي درس خـــــــــود آراسته

 

چشمه هاي معرفت جوشــــد ز او

                                              دانشي از حد فزون انبـــــــاشته

 

لحظه هايش پر شده از خـاطرات

                                            خاطراتي که زدل جان باخـــته

 

هرچه از عطرش ببويم کم بود

                                           او گلستان ها ز گل ها کاشته

 

آنکه معمار است و الگوي همه

                                            لاله اي بر قلب خود بگذاشته

 

با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد

                                           چون جلوداران به کفران تاخته

 

آن معلّم آن مرّبي آن که او

                                           از فنونش عالمي پرداختــــــــه

 

او عزيز است و مقامش پاس دار

                                       چونکه يزدان نام او بنگاشته

 

عارف آن باشد که چون قطعه زمين

                                       هرکسي او را لگد انداخته

 

يعني از زهد و کلام و علم او

                                         ذره اي از دانشش برداشته

 

بار الا ها اين سليمان را مدد

                                           تا چو ابران سايه ها افراشته 

 

معلمی

اگر بخواهیم در میان اقشار اجتماع، سخت‌ترین مشاغل را نام ببریم، بدون شك، معلمی یكی از آنها خواهد بود. این حرفه نقش مهمی در جامعه‌پذیری كودكان و نوجوانان ایفا می‌كنند.

تاکنون کارشناسان، معلم و دغدغه‌های معلمی را از منظر مسائل معیشتی و مادی نگریسته‌اند، در حالی كه اگر یك بار به پای درد دل‌های این جماعت بنشینیم می‌توانیم مسائل و مشكلات جدی‌تر و مهم‌تری را بیابیم كه تا به حال از آن غفلت شده‌است. متناسب نبودن درآمد معلمين با میزان مسئولیت و تنشی كه متحمل می‌شوند، صرفا می‌تواند یکی از این مشکلات باشد.

 
نباید تنها با این توجیه كه معلمی شغل انبیاست، از توجه به نیازها و سختی‌هایی كه معلمان تحمل می‌كنند چشم پوشید. اگر از معلم انتظار انجام كامل وظیفه و مسئولیت را داریم، باید در عوض به مسائل معیشتی او نیز توجه كنیم. آری معلمی شغل انبیاست، اما انبیا نیز از جنس بشر بوده‌اند و آنها

معلمی شغل انبیاست، اما انبیا نیز از جنس بشر بوده اند و نیازمند خوراك و پوشاك و مسكن

نیز نیازمند خوراك ، پوشاك و مسكن بودند.

از معلم انتظارات فراوان داریم، اما به انتظاراتش گوش فرا نمی‌دهیم. از او تكلیف می‌خواهیم، اما به حقوقش كم‌توجهی می‌كنیم. از او مسئولیت می‌خواهیم و بازخواستش می‌كنیم، اما دایره اختیار او را تنگ می‌كنیم. آینده‌سازان جامعه و تربیت و جامعه‌پذیر كردن آنان را به معلم می‌سپاریم و معلم را به امان خدا رها می‌كنیم.

اگر شعار می‌دهیم كه معلمی شغل انبیاست، باید این را نیز به خاطر داشته‌باشیم انبیا بر انسان منت گذارده‌اند در آیات وحیانی نیز حقی كه آنان بر گردن ما دارند گوشزد‌ شده‌است، پس چرا از حق وارثان انبیا غافلیم؟

معلمی نیاز به توانایی و صرف انرژی فراوان دارد. معلم باید جامعه‌شناس باشد كه با شناخت مقتضیات زمان، دانش آموز را برای ورود به جامعه آماده كند. باید روان‌شناس باشد كه با درك نیازهای روحی و مسائل روانی دانش آموز را به عنوان فردی از نظر روح و روان، سالم تحویل اجتماع دهد و معلم نیاز به مهارت‌های ارتباطی دارد تا بتواند با دانش آموز ارتباطی سازنده برقراركند.


معلمان چون كارمندان بایگانی با پرونده‌های راكد سروكار ندارد، بلكه با انسانی سر و كله می‌زند كه از قضا در دوران رشد و تغییر و تحول است. سر و كله زدن با كودك و نوجوانی كه یك لحظه یك جا بند

معلم در قلمرو كاری‌اش همرنگ جماعت است، اما این همرنگی تنها در محیط مورد مطالعه اوست و در زندگی شخصی، او بر طبق سلایق و علایق شخصی‌اش رفتار می‌کند

نمی‌شود مطمئنآ هنری است كه از عهده هركسی بر نمی‌آید.


گذشته از مهارت‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی و ارتباطی، معلم نیازمند توانایی دیگری نیز هست. معلم باید به مثابه مردم‌شناسی كه در قلمروی ناشناخته‌ای پا می‌گذارد، باید وارد دنیای كودك و نوجوان شود و آداب و رسوم كودكی و اقتضائات این دوران را بشناسد.

دنیای كودكی قوانین خاص خود را دارد. بزرگسالان خیلی زود این دنیا وحال و هوا را فراموش می‌كنند. در روش‌های مردم‌شناختی گفته می‌شود كه محقق مردم‌شناس، نباید چنان در قلمرو مورد مطالعه غرق شود كه احاطه خود بر محیط را از دست بدهد و همچنین نباید از محیط به قدری فاصله بگیرد كه نتواند از سوژه مورد نظرش چیزی بفهمد. اگر معلم را نیز به مثابه مردم‌شناسی تلقی كنیم كه پا به قلمرو كودكی و نوجوانی گذارده‌است یكی از هنرهای او باید برقراری همین تعادل و پیدا كردن همین نقطه كانونی باشد.

معلم با ورود به قلمرو كودكی در معرض خطر خروج از بزرگسالی قرار می‌گیرد و با فاصله گیری زیاد از فضای كودك و نوجوان، توانایی ارتباط و تاثیر را از دست خواهد داد. قرارگیری در چنین وضعیتی نیازمند تمرین و سخت كوشی است و معلم همواره باید خود در حال آموزش دیدن و ارتقای معلومات و توانایی‌های خود باشد.

 معلم را نمی‌توان تنها یك مردم‌شناس مشاهده‌گر و منفعل تلقی كرد. معلم باید تاثیر گذار نیز باشد و از همین روست كه معلمان، یكی از گروه‌های مرجع در جامعه محسوب می‌شود. مطرح شدن معلم به عنوان الگویی كه رفتار و گفتارش در برابر چشمان تیزبین كودك مورد ارزیابی دقیق قرار می‌گیرد

معلم همواره باید خود در حال آموزش دیدن و ارتقای معلومات و توانایی‌های خود باشد

مسلماً او را در موضعی قرار می‌دهد كه می‌بایست كنترل زیادی بر كردار خود داشته باشد و این كنترل بر نفس، او را هر چه بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد.این نكته را به خوبی در فیلم «دایره زنگی» می‌توان مشاهده كرد، آنجایی كه خانواده معلم قصد نصب آنتن ماهواره بر پشت بام خانه خود را دارد، اما چند تن از شاگردانش در همسایگی او زندگی می‌كنند و این مساله معذوراتی را برای معلم ایجاد كرده است.

معلم در قلمرو كاری‌اش همرنگ جماعت است، اما این همرنگی تنها در محیط مورد مطالعه اوست و در زندگی شخصی، او بر طبق سلایق و علایق شخصی‌اش رفتار می‌کند. معلم، ملزم است در محیط آموزشی همرنگ با اقتضائات كودكی رفتار كند و از بسیاری از علایق و سلایق شخصی كه تناسب با محیط آموزشی ندارد اجتناب كند، اما بر چسب معلم و فرهنگی (واژه‌ای كه به شكلی پر مسما بر معلمین اطلاق می‌شود) انتظار كنترل بر رفتار را از شخص معلم دو چندان می‌كند و چه بسا منجر می‌شود كه معلم از بسیاری از امور مورد علاقه‌اش كه حق شرعی و قانونی اوست محروم شود.

 
نكات ذكر شده تنها گوشه‌ای از اضطرارات و ملزومات معلمی است و مسائل بیشتری وجود دارد كه این حرفه را هرچه بیشتر دشوار می‌كند. حال، می‌توانیم از خود سوال كنیم كه آیا متحمل شدن این همه تعهد و صرف این همه انرژی با میزان حقوق و درآمد معلمان متناسب است؟

هنر معلمي

معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5)

بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.

در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.

معلم در کلام استاد مطهري:

معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.

 

 

قاره ها

آسیا

آسیا کهنترین و پهناورترین قاره جهان است که مساحت آن ۴۳،۴ میلیون کیلومتر مربع بوده و جمعیت این قاره حداقل ۳،۳ ملیارد نفر است. بزرگ‌ترین و پرشمارترین کشورهای جهان در این قاره اند. آسیا به همراه اروپا خشکی بزرگ اوراسیا را می‌سازند. این قاره از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از جنوب به اقیانوس هند، از شرق به اقیانوس آرام و از غرب به دریای مدیترانه و بخش میانی روسیه مرزبندی شده است.

جغرافیا

آسیا را از اروپا کوههای اورال و دریاچه‌های خزر، سیاه و ازوف جدا می‌نمایند، مرز بین آسیا و افریقا همانا کانال سوئز بوده، آمریکای شمالی را از آسیا تنگه برینگ جدا می‌سازد. آسیا در بین دو دریای بزرگ یخ بسته شمال و هند موقعیت دارد. بلندترین قلۀ جهان اورست به ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر و گودترین دریاچه‌ای دنیا آمور به عمق ۱٬۶۲۰ متر نیز در قاره آسیا قرار دارند.

۴/۳ قاره آسیا را کوههای بلند و تپه‌ها تشکیل می‌دهند، بلندترین رشته‌کوه‌های این قاره عبارت اند از هیمالیا، قراقروم، پامیر، تیانشان، هندوکش، قفقاز بزرگ، و التای. همچنین سلسله کوههنسبتاً کمتر در این قاره واقع بوده که مهم‌ترین آنها را رشته‌کوههای تبت، ایران، ارمنستان، و آسیای صغیر تشکیل می‌دهند. قاره آسیا در کنار اروپا می باشد. بیشتر جمعیت آسیا را چین وهند تشکیل می دهد.فلات های اسیا از غرب به شرق عبارت‌اند از اناتولی ایران تبت و مغولستان ناهمواریهای اسیا -1- فلاتها:شامل فلاتهای بلند با ارتفاع زیاد و فلاتهای کم ارتفاع قدیمی 2 - سرزمینهای پهناور و پست جلگه ای در شمال و جنوب اسیا 3 - سرزمین های دارای کوه های اتش فشانی'''

اطلاعات آماری

مساحت: ۴۳،۴ میلیون کیلومتر مربع (همراه جزایر).تعداد کشورهای آسیا: ۴۸ کشور مستقل و همچنان مستعمره پرتغال و انگلیس نیز وجود دارند.ارتفاع متوسط از سطح دریا: ۹۶۰ متر.بلندترین نقطه: اورست ۸٬۸۴۸ متر.گودترین نقطه جهان: دریاچه مرده (بحرالمیت) به عمق 200 متر پایینتر از سطح دریا.متراکم‌ترین نقطه زمین از نظر جمعیت جزیره جاوه در کشور اندونزی است.

جمعیت قاره آسیا حدود یک سوم جهان را در بر می گیرد.

اروپا

قاره اروپا در شبه جزیره‌ای در شمال غرب اوراسیا و در شمال قاره افریقا قرار گرفته‌است. این قاره که به دلیل قرار گرفتن در منطقه معتدل شمالی به قاره سبز معروف است بین آبهای دریای سیاه در جنوب شرقی، دریای مدیترانه در جنوب، اقیانوس اطلس در غرب و دریای آدریاتیک در شمال قرار دارد. اروپا کوچک‌ترین قطعه از قطعات پنجگانه خشکی و بخش غربی بر قدیم است. مساحت آن ۱۰ میلیون کیلومتر مربع است و حدود ۶۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد.

آمریکا

قاره امریکا شامل ۳۵ کشور مستقل می شود. همچنین بیش از ۲۰ جزیره مستعمره در امریکای مرکزی وجود دارند. علاوه بر اینها منطقه گویان فرانسه در امریکای جنوبی نیز در استعمار کشور فرانسه می باشد.

از جمله کشورهای مستقل این قاره: ایالات متحده امریکا - کانادا - مکزیک - برزیل - آرژانتین - کلمبیا - ونزوئلا - پرو - کوبا - شیلی - گواتمالا - نیکاراگوئه - اروگوئه - اکوادور - پاناما - دومینیکن - جامائیکا - کاستاریکا - بولیوی - هندوراس - السالوادور - پاراگوئه - ترینیداد و توباگو - هائی تی و......

برخی کشورهای غیرمستقل(مستعمره) قاره امریکا : گویان فرانسه - پورتوریکو(ایالات متحده) - آنتیل(هلند) - گوادلوپ (فرانسه) - برمودا(بریتانیا) - مارتینیک(فرانسه) - ویرجین (امریکا و انگلیس)- مونتسرات(بریتانیا)- آروبا(هلند) و......

جغرافیای طبیعی

از ساختارهای طبیعی این قاره می توان به موارد زیر اشاره نمود: رشته کوه های راکی - رشته کوه های آند - خلیج مکزیک - دریای کارائیب - جنگلهای آمازون - بیابان آتاکاما(شیلی) - کوه های گویان -رودخانه می سی سی پی - دریاچه سوپریور و.....

آمریکای جنوبی بخش جنوبی قاره آمریکا است و معمولاً آن را از شمال کشور کلمبیا تا جنوب کشور شیلی در نظر می‌گیرند. خط استوا از این قاره می‌گذرد. رود بزرگ آمازون و جنگل‌های بارانی آمازون در این قاره قرار دارد.

کشورهای آمریکای جنوبی

آرژانتین - اروگوئه - اکوادور - برزیل - بولیوی - پاراگوئه - پرو - شیلی -کلمبیا- ونزوئلا

آمریکای شمالی بخشی از قاره آمریکا است. مساحت آمریکای شمالی میان سه کشور کانادا و ایالات متحده آمریکا و مکزیک تقسیم شده است.

آفزیقا

آفریقا یا اِفریقا از لحاظ وسعت و جمعیت دومین قاره بزرگ جهان پس از آسیا است. با مساحتی در حدود 30.365.000 کیلومتر مربع ۲۰.۳٪ از مجموع خشکی های زمین را در بر می‌گیرد. عرض این قاره حدود 8000 کیلومتر از شمال به جنوب و طول آن در حدود 7400 کیلومتر از شرق به غرب میباشد. آفریقا با بیش از ۸۹۰ میلیون نفر جمعیت (طبق آمار ۲۰۰۵)در 61 ناحیه حدود یک هفتم از جمعیت جهان را در خود جای داده است.

این قاره از شمال به دریای مدیترانه، از شمال شرق به کانال سوئز و دریای سرخ،از شرق به خلیج عدن، از جنوب شرق به اقیانوس هند، و از غرب به اقیانوس اطلس محدود می‌شود.

آفریقا در دو سوی خط استوا قرار گرفته و نواحی اقلیمی متعددی را در بر می گیرد؛ آفریقا تنها قاره‌ای است که از منطقه معتدله شمالی تا منطقه معتدله جنوبی امتداد یافته‌است. به دلیل فقدان بارشهای منظم طبیعی و آبیاری، و نیز تاحدودی عدم وجود سیستمهای توده‌ای یخ یا سفره‌های زیرزمینی کوهستانی، هیچگونه اثر معتدل کننده طبیعی بر اقلیم به استثنای نزدیک سواحل در آن وجود ندارد. در مرکز آفریقا(نزدیک استوا) نیمی از سال بارانی می باشد که دارای هوای گرم و مرطوب است و جنگل های زیبایی را پدید می آورد که عمری بیشتر از یک نیم سال ندارد چرا که بعد از این فصل بارانی، گرمایی سخت و طاقت فرسا تمام منطقه را فرا می گیرد و هیچ جانوری طاقت آن را ندارد و پس مدتی آن جنگل ها به بیابانی خشک و بی آب و علف تبدیل می شود.(نیمه دیگر سال گرم و خشک است که در مجموع طبیعتی 2 فصل را پدید می آورد.)

اگرچه گمانه زنیهای اروپا درباره ماهیت صحرای اتیوپی در جنوب آفریقا به زمانی بیش از دو هزار سال قبل بازمی گردد، آفریقا به عنوان قدیمی ترین قاره ای که بشر در آن سکونت داشته محسوب می‌شود.

اقیانوسیه

اقیانوسیه یکی از قاره‌های جهان است و که گروه‌های گوناگونی از جزیره های اقیانوس آرام را در بر می‌گیرد. این گروه‌های جزیره‌ای شامل پولی‌نزی، ملانزی و میکرونزی می‌شوند. جزیره زلاند نو که بخشی از پولی نزی است و گینه نو که بخشی از ملانزی است و همچنین کشور استرالیا هم جزئی از قاره اقیانوسیه بشمار میروند. شبه جزیرهٔ مالایا نیز گاه بخشی از اقیانوسیه نامیده شده. اقیانوسیه کوچک‌ترین قاره از دیدگاه مساحت زمین و کم جمعیت‌ترین قاره پس از قارهٔ جنوبگان می‌باشد.

 

 

 

شهر

شهر چيست ؟

شهر مجموعه‌اي از تركيب عوامل طبيعي، اجتماعي و محيط هاي ساخته شده توسط انسان است كه در آن جمعيت ساكن متمركز شده است. جمعيت در اين مجموعه به طور منظمي درآمده و آداب و رسومي را براي خود ابداع كرده است.

تعاريف مختلف شهري :1- تعريف عددي2- تعريف تاريخي3- تعريف حقوقي

1- تعريف عددي :

مركزي از اجتماع نفوس كه در نقطه‌اي گرد آمده و تراكم و انبوهي جمعيت در آن از حد معيني پايين تر نباشد. بر اين اساس در بيشتر ممالك حد جمعيت شهر 2500 نفر است.

شهر شناخته مي شوند.

عوامل پيدايش شهرها

1- مازاد توليد محصولات كشاورزي

2- توسعه شبكه راهها و تمايل بشر به ايجاد يك زندگي دسته جمعي

3- توسعه مبادلات كالا و پيشرفت هاي تاريخي

4- عوامل طبيعي مانند وجود آب، مساعدت زمين و خاك

عوامل گسترش شهرها :

1- تحول در حمل و نقل و سرعت مبادلات .

2- پيدايش تخصص و تقسيم كار

3- ازدياد جمعيت        

4- توسعه مهاجرت ها

5- تمركز صنعت و مهاجرت

6- توسعه مراودات اقصادي

7- بالا رفتن سطح درآمد

8- تنوع در مشاغل

9- پيدايش و گسترش وسايل ارتباط جمعي

تاریخ پیدایش شهر

نگاه اجمالی

اگر با این سوال شروع کنیم که شهر چیست؟ بدون شک باید به تاریخ پیدایش شهر نیز توجه کنیم، زیرا تعریف شهر بدون توجه به این که شهر در چه زمان و مکانی پدید آمده است میسر نخواهد بود. موجب جالب توجه این است که شهرها نسبت به تاریخ زندگی بشر عمر کوتاهی درند. اولین شهرهای جهان در5500 سال پیش پدید آمد. این دور زمانی شامل تمام تاریخ نوشته شوده بشر می‌شود، چون ثبت وقایع با پیدایش شهر توام بوده است. اما در عین حال نسبت به عمر بشر در کره زمین که چیزی در حدود نیم میلیون سال و تاریخ پیدایش هموسپینس (Homosapiens) که حدود 40000 سال است، دوره‌ای نسبتا کوتاه می‌باشد. در هر حال برای یافتن منشا پیدایش شهر ناچار هستیم که به تاریخ آثار باستانی رجوع کنیم. ابزار باقی مانده و ابنیه تاریخی تا حدودی کمک می‌کنند. باد کوشش کنیم تا در این آثار تصویری از فرهنگ انسانهای اولیه و تصویر آنها زمان و مکان پیدا کنی

تاریخچه پیدایش زمین

اولین شهرهای جهان برمبنای نظر کوردن چیلد در بین النهرین حدود 300سال قبل از میلاد مسیح پدید آمدند و شهرهایی را بوجود آوردند که بین 12000 تا 24000 نفر سکنه داشتند. بعضی ازجامعه شناسان شهر مانند راسیزمن اظهار می‌دارند که علت پدید آمدن شهر را نمی‌دانند و بعضی دیگر معتقدند که پیدایش شهر بخشی از تکامل اجتماعی بوده است پس از این که انسان از مرحله اقتصاد معیشتی عبور می‌کند و کنترل محیط را بیشتر در اختیار می‌گیرد برای ساختن شهر آمادگی پیدا می‌کنند، یعنی توانایی ساختن محیط اجتماعی پیچیده‌تری را به دست می‌آورد.

در هر صورت برای پیدایش شهر انسان باید از مرحله ابتدایی تنازع بقا عبور کند و وابستگی انسان به طبیعت بطور نسبتی کمتر شده ، وابستگی اجتماعی او بیشتر می‌شود.
همان طور که قبلا ذکر شد اولین شهرهای جهان حدود 3500 قبل از میلاد مسیح در بین النهرین در دره‌های حاصلخیز دجله و فرات بوجود می‌آیند. شهرهایی مانند کیش ، «اور» ، «لاگاش» ، «بابل» ، آشور ، سومر و نینوا. آنگاه در مصر باستان حدود 3100 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند «تبس» و «ممفیس» در کنار رودخانه نیل شکل می‌گیرند و در حدود 2500 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند «موهنجودارو» و «هاراپا» در کنار رودخانه سند بوجود می‌آیند. در حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی در دره زرد ساخته می‌شوند. شهرهای یونان و روم جدیدتر هستند و به 300 تا 400 سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردند. در نیم کره غربی در قاره آمریکا بین 300 سال قبل از میلاد مسیح تا 300 سال بعد از میلاد در تمدن ما یا شهرهایی بوجود می‌آیند که به دلایل نامعلوم از بین می‌روند.

وجه تمایز سکونت گاه شهری از نظر گوردون چایلد

  • پیدایش تمایز متحصصین تمام وقت مانند روسا ، روحانیون ، نویسندگان و کارکنان حمل و نقل. این متخصصین خدمات خود را در مقابل مواد غذایی که کشاورزان تولید می‌کردند ارائه می‌دادند. در شهرهای باستانی جذب بین النهرین روحانیون غذا ، مسکن و پوشش خود را از طریق خراج تامین می‌کردند. این خراج یا نوعی مالیات توسط مدیران معابد از کشاوران و روستائیان تامین می‌شد. شهرهای اولیه جمعیت کمی ‌را در خود جای می‌دادند چون تکنولوژی کشاورزی هنوز نمی‌توانست تولید مازاد زیادی داشته باشد . عده کمی از تولید مواد غذایی رها شده بودند.
  • خصلت دیگری که چایلد به آن اشاره می‌کند تراکم بیشتر جمعیت در مناطق شهری است که نسبت به جمعیت دهات نوسنگی به مراتب بیشتر است. چون افراد شهرنشین برای تولید مواد غذایی به زمین‌های وسیع نیاز ندارند. جمعیت شهرهای سومر در حدود 7000 تا 20000 نفر بوده است و اروک جمعیتی در حدود 50000 نفر داشته است و مساحت آن در حدود 1100 ایکر بوده است.
  • منوط به شکل جالب توجهی در شهرهای اولیه توسط هنرمندان که تخصصی کار می‌کردند خلق شده است، پیدایش خط و مفهوم اعداد در اولین شهرهای جهان پدید می‌آید. در ابتدا کارکرد اصلی خط و اعداد ثبت میزان مواد غذایی ذخیره شده ، احشام یا نقل و انتقال زمین بوده است. بناها عظیم و با شکوه که نمایشگر تولید مازاد جامعه بودند در شهرها ساخته می‌شوند.
  • اشکال ابتدایی ریاضیات و نجوم توسط بخشی از جمعیت که با سواد بوده‌اند بوجود می‌آید. محاسبه زمان با استفاده نجوم شکل می‌گیرد و حتی سومری‌ها از این طریق زمان آبیاری مزارع خود را تعیین می‌کردند. معابد سومری با معماری جالب توجه آن ، بدون دانش ریاضی نمی‌توانسته ساخته شود.
  • تجارت خارجی به علت وجود تولید مازاد پدید می‌آید و حتی در شهرهای اولیه هم وجود داشته و با اهمیت بوده است، که نمایشگر وابستگی متقابل جوامع به یکدیگر ، فراتر از روابط محلی می‌باشد. مثلا چوب و سنگ در سومر کمیاب بوده و اغلب از طریق تجارت تامین می‌شده است.
  • جامعه‌ای با ساخت طبقاتی در اثر توزیع نا برابر منابع و فعالیت‌های تخصصی پدید می‌آید. برگزیدگان کارکردهای مهمی‌ را در جامعه عهده‌دار بودند، اغلب دینی ، سیاسی و نظامی. شیوه زندگی آنها تفاوت آشکاری با روستائیان کشاورز داشت. جواهرات ، اشیا خانگی ، آلات موسیقی و دیگر اشیایی که در مقبره‌های سلطنتی اور کشف شده نمایشگر سطح بالای زیباشناسی و تکنیکی این فرهنگ است، و نیز نمایشگر زندگی مرفه برگزیدگان است.

اولین تشکل شهری

اولین شهرهای جهان دیوار نداشتند. بنایی که شاید بتوان آن را دژ یا قلعه گفت محل سکونت حاکم یا پادشاه بود که معمولا نوعی معبد هم در کنار آن دیده می‌شود. این حاکم اولیه مقم روحانی نیز داشته است. در این حاکم اولیه شکلی از قدرت معنوی و مقدس در کنار نیروی بدنی قوی با یکدیگر آمیخته شده بود؛ کسی که می‌توانست بر محدودیت‌های طبیعی غلبه کند. بنابراین در اولین شهرهای جهان نخستین شکل حکومت و سیاست نیز در غالب یک چنین شخصیتی ظاهر می‌شود. دژ اولیه به تدریج مجلل‌تر می‌شود، بطوری نمایشگر قدرت سمبولیک حاکم است و در اطراف این مجموعه دژ و معبد دیواری کشیده می‌شود و شهرها در اطراف این هسته اصلی ساخته می‌شوند.

اولین شهرهای جهان در مناطقی ساخته می‌شوند که نه تنها از حاصلحخیز و پر آب هستند بلکه از نظر جغرافیایی حاصلخیز و پرآب هستند بلکه از نظر تردد و حمل نقل نیز در موقعیت خوبی قرار دارند. شهر برخلاف روستا متشکل از اقوام گوناگون است؛ مکانی است که تبادل فرهنگی گوناگون ممکن می‌گردد و یکپارچگی ذهنی ضعیف می‌شود. و به تدریج شخصیت‌های متفاوت در شهر شکل می‌گیرند. برخورد فرهنگها نقش عمده‌ای در توسعه و پیشرفت تکنولوژی و دانش و توسعه تمدن بشر داشته است.

 

 

مهاجرت

مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.

اگرچه مهاجرت بشر برای مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد، «مهاجرت» در مفهوم مدرن به حرکت و کوچ افراد از یک ملیت- کشور به کشور دیگر ، که در آنجا شهروند نیستند ، محسوب می‌شود. مهاجرت بطور ضمنی به اقامت درازمدت با مهاجرت اطلاق می‌شود توریستها و بازدید کنندگان موقتی و کوتاه مدت به عنوان مهاجرت شناخته نمی‌شوند. اما با وجود این، مهاجرت فصلی کارگران و نیروی کار (بطور نمونه برای مدت کمتر از یک سال) اغلب به عنوان شکلی از مهاجرت بحساب می‌آیند. میزان جانی مهاجرت ، درشرایط کامل بالا ولی در شرایط مرتبط پایین است.بر طبق آمار تخمینی سازمان ملل متحد در حدود ۱۹۰ میلیون مهاجر بین المللی در سال ۲۰۰۵ وجود داشته‌است، که ۳٪ از کل جمعیت دنیا را شامل می‌شود. ۹۷٪ بقیه جمعیت دنیا در کشورها و محلهایی زندگی می‌کنند که به دنیا آمده‌اند یا به‌طور خانوادگی زندگی کرده‌اند.

عقاید جدید در مورد مهاجرت به توسعه و پیشرفت مربوط می‌شود، مخصوصا در قرن نوزدهم میلادی به ملیت‌ها و کشورهایی با معیارهای مشخص شهروندی پاسپورت وکنترل دائم و مسمتر مرزها وحدود و قانون ملیت وجود داشته‌است.شهروندی و تابعیت یک کشور- ملیت به یک نفر خارجی و بیگانه حق اقامت در آن کشور و منطقه می‌داد ، ولی اقامت بخاطر مهاجرت منوط به شرایط بود که توسط قانون مهاجرت تعیین می‌شود. مهاجرت بدون تایید رسمی می‌تواند طبق این قوانین یک خلاف تلقی بشود، و حتی اگر آن به عنوان خلاف تعریف نشود ، دولتها معمولا برای مهاجرت غیر قانونی بازداشت و حبس تعیین می‌کنند. این ملیت ها- کشورها همچنین مهاجرت را یک مورد سیاسی ، با تعریف وطن و تابعیت اصلی یک ملت را که به عنتوان میراث شراکتی نژادی و یا فرهنگی اصلی بشمار می‌آید ، در بیشتر موارد مهاجرت شرایط نژادی و فرهنگی مختلفی پیدا می‌کند. این مسئله باعث تنش‌های اجتماعی ترس و واهمه از خارجی و برخورد و مقابله با هویت ملی وبومی ، در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به حساب می‌آید.

کشورهای مهاجرپذیر نیز از نیروی کار مهاجران نفع می‌برند. بسیاری از کشورهای صنعتی برای گردش اقتصاد خود به نیروی کار ارزان مهاجرین نیاز دارند. مهاجران به ویژه در بخش‌های کشاورزی، ساختمان، رستوران‌داری و هتل‌داری، مراقبت از سالمندان، نظافت و خدمتکاری منازل مشغول به کار هستند. حتی در درون اتحادیه اروپا نیز انجام کار محدودیت‌های اقامتی برای بعضی از کشورها دارد و این امر رسماً به مهاجرت و کار غیرقانونی دامن می‌زند. در واقع در بحث‌های مربوط به مهاجرت غالباً چنین جلوه داده می‌شود که مهاجرین خود را به زور به جوامع مرفه‌تر تحمیل می‌کنند. در این میان نه تنها به علل مهاجرت، که ریشهٔ بسیاری از آنان، مناسبات اقتصادی جهانی است، اشاره نمی‌شود، بلکه در مورد منافع سرشاری که از راه مهاجرت قانونی و غیرقانونی نصیب سوداگران می‌گردد نیز سکوت می‌شود.

آمارهای جهانی مهاجرت

آمارهای مهاجرت به افرادی اشاره می‌کند که از یک کشور به به کشور دیگری ، برای مثال ، مهاجران نسل اول، مهاجرت کرده‌اند. در موارد غیر رسمی ، اصطلاحاتی مانند ، «مهاجر»، یا «خارجی» اغلب برای نشان دادن ویژگیهای نژادی و قومی اقلیتهای مهاجران، بدون توجه به محل تولد یا شهروندی آنها استفاده می‌شود.

برطبق «گزارش منشیگری عمومی سازمان مهاجرت بین المللی و توسعه» بیشتر مهاجران بین المللی در کشورهای توسعه یافته دارای درآمد بالا یعنی در حدود ۹۱ میلیون در سال ۲۰۰۵ می‌باشند. کشورهایی که درآمد کم یا کمتر از حد متوسط را دارند ، دارای ۵۱ میلیون مهاجر بین المللی می‌باشند. تعداد کل مهاجران بین المللی در ایالات متحده امریکا در بیشترین حد آن ، یعنی ۳۹ میلیون نفر است . بالاترین درصد مهاجران در نیروی کار و کارگران در کشورهای حوزه خلیج فارس محاسبه شده که ۹۰٪ در امارات متحده عربی، ۸۶٪ در قطر، ۸۲٪ در کویت، ۶۴٪ در عمان که این جریان مهاجرت فقط از کشورهای فقیر به کشورهای ثروتمند نمی‌باشد: در حدود یک سوم مهاجران بین المللی از یک کشور توسعه یافته به کشور دیگری مهاجرت می‌کنند. در اروپا ، فقط لوکزامبورگاین میزان را با ۴۵٪ نیروی کار خارجی دارد. در کشور سویس، ۲۲٪ از نیروی کار از خارجیان تشکیل می‌شود ، اما در کشورهای دیگر اروپایی ، کمتر از ۱۰٪ خارجی هستند (کلمه خارجی معادل کلمه مهاجر نیست). در ۴۱ کشور ، بیش از یک پنجم جمعیت از مهاجران خارجی تشکیل شده‌است.

انواع مهاجرت

مهاجرت خارجی، بین کشورها صورت می‌گیرد و مهاجران از کشوری به کشور دیگر مهاجرت می‌کنند در حالی که مهاجرت داخلی جابه‌جایی بین نواحی داخلی یک کشور است. حرکت روزانه مردم از حومه‌ها و شهرک‌های اطراف به داخل شهرهای بزرگ به منظور رفتن به محل کار یا استفاده از خدمات داخل شهرها، نوعی مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت روزانه گفته می‌شود.در این نوع مهاجرت مردم در شب به محل سکونت خود بازمی‌گردند. حرکت کوچ‌نشینان و جابه‌جایی کارگران از شهرها به روستاها در فصل میوه‌چینی، نوع دیگری از مهاجرت داخلی است که به آن مهاجرت فصلی می‌گویند.

پناهندگی نوعی از مهاجرت خارجی است که عوامل دافعه در مبدا؛مردم را مجبور به نقل مکان می‌کند. به عنوان نمونه،تشکیل دولت اسرائیل زمینه ساز پناهندگی بسیاری از فلسطینی‌ها به اردن، مصر، سوریه و لبنان شد. حمله شوروی به افغانستان و جنگ‌های داخلی در آن کشور، باعث پناهندگی افغانها به ایران و پاکستان گردید. خشک‌سالی، قحطی و جنگ‌های داخلی باعث پناهندگی سکنه اتیوپی به کشورهای مجاور شد.

برخی مهاجرت‌های خارجی با هدف دستیابی به منابع طبیعی و ثروت و یا دستمزد و رفاه بیشتر انجام می‌پذیرد که به آن مهاجرت اختیاری گفته می‌شود.در این گونه مهاجرت‌ها کشور مبدا دچار مشکلات اقتصادی است. به عنوان نمونه مهاجرت اروپاییان به آمریکا، استرالیا، کانادا و آفریقا در قرن نوزدهم یک مهاجرت اختیاری است. مهاجرت کارگران ترکیه به آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم، و مهاجرت مردم اتریش، مجارستان،یوگسلاویبه آلمان پس از سال ۱۹۸۹ نیز مهاجرت‌های اختیاری هستند.

آثار مهاجرت

طبق برآورد سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سالانه بین ۶۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار انسان توسط قاچاقچیان از مرزها عبور داده شده و به فروش می‌رسند که ۸۰ درصد از این افراد دختران و زنان هستند. بسیاری از این افراد به کارهای سیاه و غیرقانونی واداشته می‌شوند، و مورد استثمار و بدرفتاری قرار می‌گیرند.

در وضع قوانین مربوط به مهاجرین، به جای پذیرفتن آنان به عنوان شهروندان جامعه، کنترل آنان به عنوان حاشیه‌نشینان جامعه مد نظر قرار می‌گیرد. به این ترتیب مهاجرین آخرین حلقه‌های زنجیر سلطهٔ قدرتمندان را با هستی خود تنیده می‌بینند و زنان مهاجر رنگ جنسیتی را در شمایل این زنجیر باز می‌شناسند.

مهاجرت و زنان

اگرچه زنان نیز مانند مردان، به دلایل مختلفی از جمله دلایل سیاسی، وجود جنگ و یا فرار از فقر و گرسنگی مهاجرت می‌کنند، اما تعداد زیادی از زنان مهاجر هم از نظر اقتصادی به مردان وابسته هستند، و هم قوانین مهاجرت، اقامت آنان را به زندگی با مردان منوط می‌سازد. زنانی که به عنوان همسر، به مردی که ساکن یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا است ملحق می‌شود، اجازهٔ اقامت‌اش در صورت جدایی از شوهر لغو می‌شود. به این ترتیب خطر استثمار جنسی و اقتصادی زنان مهاجر به طرز چشمگیری وجود دارد و این زنان در معرض انواع و اقسام تعرضات قرار دارند.

طبق آمار رسمی تعداد زنان مهاجر که در درون مرزهای کشورهای اتحادیه اروپا به کارهای غیرقانونی اشتغال دارند، ۴۴ درصد و آمار زنان بیکار ۱۹ درصد کل زنان مهاجر در این کشورها است. به این ترتیب زنان مهاجر در درون خانواده به علت وابستگی اقامتی به مرد استثمار میشوند، در محیط کار از کمی دستمزد و شرایط دشوار کاری در رنج‌اند، و در جامعه به عنوان زن مهاجر در مقابل سیاست‌ها و اعمال خشونت‌آمیز نژادپرستانه قرار دارند.

علل مهاجرت

تئوریهای سنتی مهاجرت بین موارد «عوامل رانده شدن» و عوامل جذب وکشش«تفاوت و تمایز قائل می‌شوند که عوامل راندن و رانده شدن در وهله اول به تحریک و انگیزش افراد برای مهاجرت از کشور مبدا باعث می‌شود. این موارد مانند مهاجرت اقتصادی یا کاری (معمولا مهاجرت نیروی کار)، تفاوتهایی در میزان و سطح دستمزدها عوامل مهم و تعیین کننده هستند. افراد فقیر از کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال رشد»می توانند" استانداردهای بالای زندگی در کشورهای توسعه یافته بیش از کشور اصلی خود داشته باشند.فرار از فقر و نداری یک عامل سنتی رانده شدن، فراهم وموجود بودن استخدام |شغل به عامل جذب کنندگی و کشش مربوط می‌شود. مهاجران می‌خواهند که مبالغی به افراد خانواده و فامبل خود بفرستند. بلایای طبیعی می‌تواند جریان مهاجرت ناشی از فقر ونداری را شدت بخشد. این نوع از مهاجرت ممکن است در کشور مقصد مهاجرت غیرقانونیباشد (مهاجرت از این نوع می‌تواند در بعضی از کشورها غیرقانونی تلقی شود ولی یک مورد خلاف نمی‌باشد).

مهاجرت و مهاجرت به کشورهای دیگر بعضی وقتها در شکل کنترات و قرارداد استخدام می‌باشد: کارمندان اتحادیه‌های چند ملیتی ، بین المللی تشکیلات غیر دولتی و سرویسهای دیپلماتیک می‌توانند در مناطق و کشورهای فرادریایی کار کنند. آنها اغلب به عنوان «افراد مقیم خارج» ملاحضه می‌شوند و شرایط آنها برای استخدام همانند یا بهتر از افراد بومی است که در کشور میزبان برای کار(برای کار مشابه) درخواست می‌کنند.

برای بعضی از مهاجران، آموزش یک عامل جذب و کشش اولیه (توجه کنید که دانشجویان با ویزای محدود اغلب به عنوان مهاجر ان تعریف نمی‌شوند.مهاجران)بازنشستهاز کشورهای ثروتمند به کشورهای با هزینه‌های پایین با آب وهوایبهتر ومناسب تر ، نیز نوع جدیدی از مهاجرت بین المللی است. یک مثال از مهاجرت به شهروندان بازنشسته بریتانیایی انگلیسی به اسپانیا است. بعضی از مهاجران علائق خود را به اقامت در کشوری با دلایل مربوط به فرهنگ یا بهداشت تعیین می‌کنند ، که افراد جوان از کشورهای توسعه یافته و پیشرفته برای ابراز علایق و عقاید خود و بیان آنها در مقابل موسسات یا بخاطر احتیاجات و نیازهای خود مستقیما به محیط‌های فرهنگی دیگر مهاجرت می‌کنند.

عوامل راندن غیر اقتصادی شاملتعقیب (مسائل مذهبی یا موارد دیگر)، گاهی سوء استفاده،زورگویی و ارعاب،تصفیه نژادی و حتی قتل عام بخاطرافرادگرایی و رادیکالیسم و در خطر بودن افراد غیر نظامی در حین جنگ، حرکتهای سیاسی که بطور سنتی هجوم پناهندگان رابرای فرار از دیکتاتوریسم برای مثال می‌باشند.

بعضی مهاجرت‌ها بخاطر دلایل شخصی هست ، براساس روابط بین اشخاص روابط فیمابین(برای مثال بودن با خانواده یا رسیدن به شخص مورد علاقه). در موارد کمی ، یک نفر به کشور جدیدی در فرم انتقال وطن پرستی دوری و فرار از دادگاه کیفری(برای مثال اجتناب از بازداشت که یک مورد منفی) برای حرکت و اقدام شخصی است.

موانع مهاجرت

موانع مهاجرت فقط مسائل قانونی نیستند بلکه موارد طبیعی هم خیلی نیرومند هستند. مهاجران هنگام ترک کشورشان باید خیلی چیزهای مورد علاقه را از قبیل : خانواده، دوستان، شبکه حمایتی، و فرهنگ خود راهم ترک گویند.آنها همچنین باید دارایی‌های خود را به مقدار زیاد به پول نقد تبدیل کنند که خرج مسافرت ومهاجرت خود را تامین کنند. وقتی که آنها به کشور جدید می‌رسند با خیلی چیزهای غیرمطمئن و پیش بینی نشده مانند پیدا کردن کار، محلی برای زندگی کردن، قوانین جدید، الگوهای فرهنگی جدید ، مسائل مربوط به لهجه زبانی، احتمالا راشیسم و نژادگرایی و سایر رفتارهای مخالف خود و خانواده خود مواجه می‌شوند. این موانع مهاجرت بین المللی را محدود می‌کنند ، سناریوهایی در مورد مهاجرت جمعیت به «به صورت انبوه» به قاره‌های دیگر ، ایجاد و افزایش مشکلات جمعیت انبوه ، و مشکلاتی ایجاد شده توسط آنها برای سرویس‌ها و ساختار داخلی جامعه جدید و این محدودیتهای اسکان و ناتورالیسم موانعی در سر راه مهاجرت بیشتر می‌باشند.

معلم

دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.

در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمه الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...

مفهوم علم

ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود.

1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه  « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» «آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.» (زمر/ 9)از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضیات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه  Knowledge در انگليسي و Connaissance  در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرار مي گيرند و همه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند.

ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.

تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش  درآمد. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.در اين مسير مقدس ، بزرگاني همچون علامه شهيد استاد مرتضي مطهري گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد . شهيد مرتضي مطهري  يكي از آن معلمان راستين است كه با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و   تمامی تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه را روز معلم ناميدند .

 

امام خميني (ره) در رابطه با نقش معلم می فرمایند:

نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

حضرت امام جعفر صادق (ع)  در رابطه با مقام ومنزلت معلم می فرمایند:

«هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان  و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.

 

معلم در کلام استاد مطهري:

معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.

 

 معنای عالم با توجه به دو تعريف از علم

ـ در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط خداوند دستور «قال يا آدم اننبئهم باسمائهم» (اي آدم ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم عليه السلام داده شده اين بدان جهت است كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و معرفت پيوند ناگستني دارد در بيان رسا و جامع سيد شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي  روشن است  كه: «ما خلق العباد الا ليعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند كرد. ـ در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه معرفتي است كه انسان بواسطه آن به عبادت  مي رسد «هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب  و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» (اوست خدايي كه پيامبر بزرگوار از ميان شان  برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي  را بياموزد كه پيش از اين همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند (جمعه/2) در اين آيه همه علوم از جمله بيان، اخلاق،‌ تعليم كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي  و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط پيامبر (ص) معرفي شده است. ـ در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي معرفت است. معلم اول ارسطو است چرا  كه «وي نخستين واضع علم منطق بود ... و راه دليل و برهان منطقي را باز نمود و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است  بخاطر آنكه او اول بار كتب  حكمت يوناني را  كه  ارسطو و غيره تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد و تعليم داد....

ارزش و مقام معلم

شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در  وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا  تمامی تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و  با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد. خداوند را مي خوانيم كه او  رابا سالار و سرور شهيدان امام حسين (ع) محشور سازد.

 

 

 

استرس

استرس

تـَنیدگی یا اِستـِرس یا فشار عصبی در روان‌شناسی به معنی فشار و نیرو است و هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند، استرس زا یا عامل تنیدگی نامیده می‌شود.

تنش ایجاد شده در بدن و واکنش بدن را تنیدگی می‌گوییم به عبارتی هر عاملی موجب تنش روح و جسم و از دست دادن تعادل فرد شود، تنیدگی‌زا است. هنگام وارد شدن استرس بدن واکنش‌هایی از خود نشان می‌‌دهد تا تعادل از دست رفته را باز گرداند که این عمل استرس است.

تنیدگی واکنشی است که در فرد در اثر حضور عامل دیگری به وجود می‌آید و قوای فرد را برای روبه‌رو شدن با آن بسیج می‌کند و ارگانیزم (یا موجود زنده) حالت آماده‌باش پیدا می‌کند.

تغییر شغل، نقل مکان به یک شهر جدید، ازدواج، مرگ نزدیکان، و وجود یک بیماری بااهمیت در خانواده از جمله عوامل بیرونی رهاسازی فشارعصبی هستند. جالب آنکه حوادث شادی‌آور نیز می‌توانند به همان اندازه وقایع غم‌بار برای انسان فشارزا باشند. از عوامل درونی می‌توان به ناراحتی‌های جسمانی و یا روانی اشاره کرد. برخی از ویژگی‌های شخصیتی، مانند نیاز به‌دست آوردن رضایت دیگران نیز می‌توانند فشارزا باشند.

مراحل تنیدگی

استرس سه مرحله مشخص دارد:

  • واکنش اخطار: از نظر فیزیولوژیک خبر ناگوار پس از شنیده شدن، به صورت اعلام خطر در مغز ثبت می‌شود، هیپوتالاموس احساسات و عواطف این خبر را تفسیر می‌کند. هیپوتالاموس اخطار الکتروشیمیایی به غدد هیپوفیز در مرکز جمجمه می‌‌فرستد، غدد هیپوفیز آغاز به ترشح هورمونی برای محرک قشر غدد فوق کلیوی می‌کند، غدد آدرنال فعال می‌شود و کورتیکوئید ترشح کرده در جریان خون می‌‌ریزد و این پیام‌هایی به سایر غدد در سراسر بدن می‌‌برد، در نتیجه، طحال برای عمل بسیج شده، گلبول‌های قرمز اضافی وارد جریان خون می‌شوند، اکسیژن و غذای اضافی وارد سلول‌های بدن می‌شود، قدرت لخته شدن خون ازدیاد می‌‌یابد، کبد، مواد قندی و ‌ویتامینها را رها می‌‌سازد، ضربان قلب بیشتر می‌شود، تنفس تغییر می‌کند. خون از پوست و احشا به ماهیچه‌ها و مغز جاری می‌شود، دست‌ها و پاها سردتر می‌شوند و کل سازواره (ارگانیزم) به صورت آماده برای حمله و تهاجم یا فرار در می‌آید. با این حالت سرپرست کارگاه برای بررسی و حل کردن مشکل و احیاناً پاسخگو بودن به مدیر مافوق با حالتی مضطرب و نگران وارد کارگاه می‌شود.
  • گام مقاومت: طی این مرحله که ممکن است از چند ساعت تا چند روز به طول انجامد، بدن عملاً برای مبارزه با عامل فشار بسیج است که اگر برای مدتی طولانی همچنان بسیج بماند، ذخایرش به تدریج تخلیه می‌شود. مانند کشوری که در حال جنگ است و توان خود را صرف می‌کند و ذخایرش به تدریج تمام می‌شود.

گام فرسودگی: بدین معنی است که انرژی بدن تمام و تا حد زیادی در برابر بیماری‌ها و بد کار کردن اعضایش آسیب‌پذیر شده است. این همان جایی است که بیماری‌ها آغاز به تظاهر می‌کنند و ممکن است از اضطراب, افسردگی, خستگی, عصبانيت, وسواس, پيری زودرس و سرماخوردگی, کم اشتهايی, اختلال در هضم, سردرد, فشار خون بالا, سکته ِ قلبی, روماتيسم, ميگرن و آنفلوآنزا ... آغاز به تظاهر کند.

 

چند نکته در رابطه با تنیدگی

۱ـ بدن انسان در مقابله با تنیدگی از الگوی مشخصی پیروی و فرایند عصبی شیمیایی، معینی را طی می‌کند، رویدادهای هیجان آور خوشایند همان اندازه واکنش در بدن به وجود می‌‌آورند که رویدادهای ناخوشایند می‌توانند ایجاد کنند، یک خبر بسیار هیجان آور، همان اندازه استرس ایجاد می‌کند که یک خبر بد ایجاد می‌کند. ۲ـ تنیدگی‌های شدید و طولانی در همه حال باعث از پا درآمدن فرد نمی‌شوند و افراد در بعضی موارد می‌توانند با عوامل استرس زا سازگار شوند نمونه آن خو گرفتن افراد در شرایط سخت و طاقت فرسا مثل دوران اسارت یا خو گرفتن به کاری سخت و طاقت فرسا مثل شغل آتشکاری در ذوب آهن است.     ۳ـ این افراد با وجود سازگاری با شرایط استرس زا نمی‌توانند از آثار زیان بار آن صد در صد مصون بمانند و دچار مشکلات جسمانی، روانی، عاطفی و اجتماعی می‌شوند. مثلاً فردی که مدت زیادی در اسارت است یا فردی که تحت شرایط بدی در معدن تاریک و دورافتاده‌ای کار می‌کند، بعد از مدتی دچار ناراحتی‌های روحی ـ عاطفی و پیری زودرس می‌شود. ۴ـ بدن ما وقتی چیزی را تنیدگی تلقی کرده و به آن واکنش نشان می‌‌دهد که ذهن ما به آن مارک استرس زده و در واقع پیشتر آن را شناخته باشد. ۵ـ نوع پاسخ افراد به استرس نیز به ویژگیهای شخصیتی، مسائل فرهنگی، شرایط زندگی و تجربه‌های افراد بر می‌گردد.

 

نشانه‌های تنیدگی

کم حوصلگی، سردرد، تغییر ضربان قلب، خستگی جسمی، خشم و پرخاشگری، بی خوابی، فشار در سینه، اختلال گوارشی، سوزش معده، عرق کردن، خشکی دهان، بی‌اشتهایی، داغ شدن و یا سرد شدن بدن، غمگینی، لرزش بدن، میل به سیگار، از دست دادن تمرکز، احساس سرگیجه، تغییر تنفس، تکرر ادرار، کم شدن حافظه، دردهای بدنی پراکنده، آه کشیدن، تمایل به تنهایی، آشفتگی، التهاب، سرخ شدن پوست صورت و...

بیماری‌های تنیدگی

بیماری‌ها و اختلالاتی که استرس ایجاد می‌کند یا آن را تشدید می‌‌نماید، بسیارند فی المثال: دهانی مثل زخم دهان، تورم گلو، سرماخوردگی، آنفلوآنزا و... گوارشی مثل تهوع، اسهال، کم شدن اشتها، اختلال هضم، سوزش معده، ورم معده، زخم معده، اختلال روده، یبوست و... عضلانی و مفاصل مثل درد عضلات پشت و شانه، کتف و کمر، مفاصل، سردرد، ضایعات مفصلی، روماتیسم و... قلبی، عروقی مثل درد ناحیه قلب، بالا رفتن ضربان، فشار خون بالا و سختی رگها، سکته قلبی... ریوی مثل آسم، سرفه و... پوستی مثل خارش و اگزما، ریزش مو، تاسی، کچلی موضعی، اختلالات پوستی و... تناسلی مثل تکرر ادرار، اختلال قاعدگی، ناتوانی جنسی و... اختلالات روانی مثل انواع اختلالات سوماتوفرم، روان‌تنی، اضطراب، افسردگی، وسواس، سوء ظن و بدگمانی و... غددی و متابولیسمی مثل پرکاری و کم کاری تیروئید، مسمومیت تیروئید، بیماری قند، رسوب چربی و حتی بیماریهای دشواردرمانی مانند سرطان می‌تواند در اثر زمینه سازیهای استرس و فشار روحی باشد.

علل و عوامل تنیدگی

علل و عوامل تنیدگی را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد: عوامل فردی: هر یک از ما نقشهایی ایفا می‌‌کنیم، مثل نقش پدر، همسر، رئیس، مرئوس، همکار، شهروند و... ایفای هر نقشی رفتارهای خاص خود را می‌‌طلبد و انتظاراتی را پدید می‌‌آورد، گاهی بین این نقشها تضادهایی وجود دارد که ما را متحمل می‌کند. گاهی مشخص نبودن نقش باعث فشار می‌شود، مثلاً کاری که باید انجام دهیم، مشخص نیست و رئیس به دلیل انجام نگرفتن کار از ما عصبانی است. گاهی تعداد نقشهایی که باید ایفا کنیم، زیاد و از توان ما خارج است. مسؤولیت زیاد نیز خودش فشارزا است. یکی دیگر از عوامل فردی سن فرد است. افراد مسن به دلیل تجربه بیشتر فشار کمتری متحمل می‌شوند. عامل دیگر جنسیت است. خانمها نسبت به آقایان از صبر و شکیبایی بیشتری برخوردارند و تحمل بیشتری در برابر فشار دارند. رژیم غذایی نیز در تحمل ما نسبت به استرس تأثیر دارد. بعضی از غذاها به آرامش ما و در نتیجه به تحمل ما در برابر استرس کمک خواهند کرد.

[ویرایش] عوامل گروهی

اولین عامل گروهی وجود یا عدم وجود نیازهای مشترک است. هرچقدر نیازهای یک گروه مشترک و با هم نزدیک تر باشد، فشار کمتری متحمل می‌شود. عامل دوم انسجام در گروه است، اختلاف در داخل گروه و بین افراد با یکدیگر فشار زیادی بر افراد وارد می‌‌آورد. مشخص نبودن و خوب تعریف نشدن نقشها در داخل گروه عامل دیگری است که هرچقدر نقشها در داخل گروه نامشخص تر باشد، فشار بیشتری بر فرد وارد خواهد آمد.

[ویرایش] عوامل سازمانی

نوع کار، نقشی که افراد باید ایفا کنند، خواسته‌های همکاران، ساختار سازمانی، مدیریت یا رهبری در میزان فشار وارده بر فرد دخیل اند. جو حاکم بر سازمان و فرهنگ سازمان نیز با استرس رابطه دارد، اگر جو حاکم بر سازمانی مثبت باشد، افراد پرتلاش، کاری و مسؤولیت‌پذیر و خلاق فشار کمتری احساس می‌کنند. عامل دیگر نحوه تقسیم وظایف و شرح وظایف در سطح سازمان است که وظایف باید شفاف و مشخص بوده و قوانین دست و پاگیر نباشد، همچنان که اگر سبک مدیر با سلیقه کارکنان مطابقت نداشته باشد، کارمندان استرس بیشتری را متحمل می‌شوند. حجم کم کار، حجم زیاد کار، شیفت کاری، حوادث محیط کار، شرایط نامساعد محیط کار (مثل سر و صدا، حرارت، گرد و غبار، مواد شیمیایی،...) احساس عدم امنیت شغلی، عدم توزیع عادلانه امکانات، اختلاف همکاران، کار در شرایط تنهایی، به چالش نگرفتن استعدادهای فرد، ارتقای بی ضابطه، تصاحب پستها توسط افراد بیرون سازمان همه فشارزا هستند.

[ویرایش] عوامل فراسازمانی

بعضی از عوامل فشار به خانواده و اجتماعی که در آن زندگی می‌‌کنیم، بر می‌گردد: نامطمئن بودن وضع اقتصادی، نامطمئن بودن وضع سیاسی، بی ثباتی و ناکارآمدی قوانین، نامطمئن بودن تکنولوژی، مشکلات مالی واقتصادی، مشکلات خانوادگی، تحصیل فرزندان، محل سکونت همه می‌تواند در میزان فشاری که تحمل می‌‌کنیم، نقش داشته باشد. حمایتهای خانوادگی وفامیلی نیز درتحمل افراد در برابر فشارها نقش دارند. مسائل سیاسی اقتصادی نیز باعث ایجاد فشار می‌شود. رکودهای کوتاه مدت هم موجب افزایش تنش می‌شود، هنگامی که سیستم‌های اقتصادی به قهقرا می‌‌روند، سازمانها از نیروی کار خود می‌‌کاهند، اضافه کاری کاهش می‌‌یابد، تعدادی از کارکنان منتظر خدمات می‌‌مانند، حقوقها کاهش می‌‌یابد، هفته‌های کاری کوتاه می‌گردد واز این قبیل مسائل که فشار زا هستند.

[ویرایش] راهکارهای مقابله با تنیدگی

  • یکی از راه‌های مقابله با عوامل فشار، شهامت برخورد با واقعیت است: باید هر رویدادی را که اتفاق می‌‌افتد بپذیریم و پس از پذیرش درآن پدیده به دنبال حکمت ومصلحتی باشیم و روی موضوع بدین صورت بنگریم که چگونه از آن اتفاق به صورت مثبت بهره برداری کنیم، یعنی همه چیز می‌تواند به یک فرصت تبدیل شده و قابل استفاده باشد. اگر انسان نتواند واقعیت‌ها را بپذیرد و از آن درجهت مثبت استفاده کند دچار حالتی می‌شود که اصطلاحاً به آن تحلیل‌رفتگی یا به اصطلاح عامه بریده می‌گویند. علائم تحلیل رفتگی عبارت‌اند از احساس از دست دادن کنترل کارها، عدم علاقه، نداشتن احساس خوبی از کار و شغل خود، بها ندادن به کار، احساس عدم کفایت، احساس قصور و کوتاهی داشتن، تمایل به بی اعتبار کردن کار، احساس نامؤثر بودن، کج‌خُلق شدن، آداب و معاشرت را رها کردن. در حالت شدید تحلیل رفتگی نیز، احساس قدر ناشناسی از جانب دیگران، احساس اینکه فرد می‌‌خواهد همه چیز را رها کند و سر به بیابان بگذارد، بروز می‌‌یابد.
  • یکی از راهکارها حمایت اجتماعی است و اینکه دوستانی داشته باشیم که با وجود کاستی‌های موجود در کارمان ما را تأیید کنند.
  • یکی دیگر از راهکارها حمایت اطلاعاتی است دوستانی داشته باشیم که به ما اطلاعات بدهند و یا تجربیات خود را در اختیار ما قرار دهند.
  • حمایت‌های مالی نیز در برخی موارد می‌تواند بر شدت فشار بکاهد.
  • یکی دیگر از راه‌های مقابله با فشار به وجود آوردن انطباق است. با ایجاد نگرش مثبت در خود نیز می‌توانیم خیلی از رویدادها را انگ فشار نزنیم.

 

آیت ‏اللّه گلپایگانی

آیت ‏اللّه گلپایگانی

ولادت

در هشتمین روز ذیقعده 1316 ق در بخش «گُوگِدْ» گلپایگان، کودکی پا به عرصه وجود گذاشت که به مناسبت تقارن ولادتش با سالروز ولادت امام هشتم شیعیان، نامش را «محمدرضا» و کنیه‏اش را «ابوالحسن» و لقبش را «هبة اللّه» نهادند. پدرش آقا سیدمحمدباقر امام، عالمی خوش‏نام و پرآوازده بود که هم‏اینک مزارش مورد احترام و زیارت مردم آن شهر و دیار است. محمدرضا گلپایگانی در سه‏سالگی مادر، و در نه سالگی پدر بزرگوارش را از دست داد و دوران کودکی را با مشکلات و سختی‏های فراوان روزگار و درد و رنج یتیمی سپری کرد و تحصیلات ابتدایی را در مکتب‏خانه به پایان رساند.

 

مشتاق دانش دینی

حضرت آیت اللّه گلپایگانی هنوز نوجوانی بیش نبود که عشق و علاقه به تحصیل علوم دینی او را مشتاق عالمان دین و فرزانگان حوزه گردانید. وی ابتدا ادبیات عرب را نزد آیت اللّه محمدتقی گوگدی فرا گرفت و آن‏گاه نزد آیت اللّه سیدمحمدحسن خوانساری زانوی ادب بر زمین زد و ادبیات و بخشی از سطوح را نزد وی آموخت. هنوز بیش از نوزده بهار از عمر پربرکتش نگذشته بود که به سوی اراک رهسپار شد و در مدرسه آقا سیدضیاءالدین به تکمیل سطوح عالی پرداخت. در سال 1337 ق در درس خارج فقه و اصول آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی راه پیدا کرد و تا سال 1340 ق از آن مرجع عالی‏مقام جهان تشیع استفاده علمی و معنوی نمود. در 24 سالگی در پی مهاجرت استادش آیت‏اللّه حائری به شهر مقدس قم و تأسیس حوزه علمیه، به قم آمد و در مدرسه فیضیه سکونت گزید و به فراگیری دانش و معارف دینی پرداخت.

 

بر مسند تدریس

آیت‏اللّه گلپایگانی پس از وفات استادش آیت اللّه حائری تدریس خارج فقه و اصول را شروع

 نمود. ایشان در طول بیش از هفتاد سال تعلیم دانش اهل بیت علیهم‏السلام صدها تن از ستارگان درخشان آسمان علم را به جامعه اسلامی تحویل داده است.

 

برخی از زبده‏ترین شاگردان ایشان عبارتند از: حضرات آیات، مرتضی حائری یزدی، مرتضی مطهری، محمدعلی قاضی طباطبایی، سیداسداللّه مدنی، محمد مفتح، سید محمد حسینی بهشتی، ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، لطف‏اللّه صافی گلپایگانی و حسن حسن‏زاده آملی؛ بزرگ‏مردانی که هریک منشأ خیر بوده و خدمات ارزنده‏ای به اسلام و مسلمین تقدیم داشته‏اند.

 

میراث ماندگار

آیت‏اللّه گلپایگانی در کنار اشتغالات گوناگون، هیچ‏گاه تألیف و تحقیق را فراموش نکرد. این فقیه گران‏مایه همواره در کنار تدریس، به تلاش‏های علمی و قلمی نیز اهتمام داشت. آثار قلمی آن مرجع وارسته عبارتند از: 1. حاشیه بر عروة الوثقی؛ 2. حاشیه بر وسیلة النجاة؛ 3. رساله صلاة الجمعة؛ 4. رساله فی المحرمات بالنسب؛ 5. مسائل الحج؛ 6. افاضة العوائد، تعلیقه بر دُرَر الاصول مرحوم حائری؛ 7. رساله در عدم تحریف قرآن؛ 8. کتاب الطهارة؛ 9. کتاب الحج؛ 10. کتاب الحدود؛ 11. حواشی بر ملحقات عروة‏الوثقی. این آثار نفیس و بازمانده از آن فقیه فرزانه نشانه روشن توان علمی و فقهی آن فقیه اهل‏بیت علیهم‏السلام است.

 

مبارزه علیه نظام شاه

آیت‏اللّه گلپایگانی از بدو حرکت شجاعانه روحانیت به رهبری بزرگ‏مرد جهان معاصر حضرت امام خمینی رحمه‏الله به مبارزات پی‏گیر و بی‏امان خویش با دیو استبداد پرداخت و نخستین اعلامیه اعتراض به لایحه ننگین «انجمن‏های ایالتی و ولایتی» در مهرماه 1341 ش از سوی ایشان صادر شد و به دنبال آن بود که پیام‏ها و بیانیه‏های ایشان تا سقوط نظام پهلوی ادامه یافت. برخی از اقدامات این فقیه شجاع و متعهد در برابر نظام شاه عبارتند از: سرباز زدن از ملاقات با شاه و نخست‏وزیران و فرستادگان دربار، اعتراض شدید و پیام کوبنده علیه تغییر تاریخ هجری به تاریخ شاهنشاهی، و مخالفت صریح با حزب رستاخیز و تحریم شرکت مسلمانان در آن. این اقدامات باعث شد که مزدوران نظام برای لطمه زدن به ساحت ایشان از هیچ کاری فروگذار نکنند.

 

تقویت نظام و رهبری

آیت‏اللّه گلپایگانی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی همواره در تأیید کامل مواضع حضرت امام و فراخواندن مردم به پیروی کامل از آن فرزانه تاریخ، تلاش کرد. از دیگر فعالیت‏های ایشان می‏توان به حمایت مادی و معنوی از رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلی و اجازه مصرف بخشی از سهم امام را برای جبهه‏ها نام برد. ایشان هم‏چنین با صدور پیام‏های گوناگون مبنی بر شرکت مردم در انتخابات، تقویت دولت اسلامی را لازم، و مخالفت با دستورها و مقررات دولت را حرام می‏شمرد.

 

توجه به معنویات و تلاوت قرآن

آیت‏اللّه العظمی گلپایگانی مجتهدی بود که به معنویات بسیار اهمیت می‏داد و به ساحت مقدس ائمه اطهار علیهم‏السلام عشق می‏ورزید. این فقیه گران‏مایه به حفظ و قرائت قرآن بسیار اهتمام داشت به طوری که در هر شبانه‏روز با وجود تمام گرفتاری‏ها دو نوبت قرآن تلاوت می‏فرمود.

 

خدمات آیت‏اللّه گلپایگانی

مرجع بزرگ حضرت آیت‏اللّه گلپایگانی علاوه بر تدریس و تربیت عالمان دین و تألیف آثار و رهبری و روشنگری جامعه، به بنیان نهادن ده‏ها مؤسسه فرهنگی و دینی در گوشه و کنار جهان و آبادانی صدها مسجد و مدررسه در سراسر کشور دست یازید که از برخی از آنها نام می‏بریم: دارالقرآن الکریم اولین مؤسسه قرآنی کشور است که در سال 1352 پا گرفت و به کار چاپ و نشر قرآن مجید، ترجمه دقیق قرآن، تشکیل موزه قرآن، تشکیل کتابخانه تخصصی قرآن و گردآوری نسخه‏های خطی و چاپی قرآن پرداخته است. هم‏چنین کتابخانه آیت‏اللّه گلپایگانی با داشتن حدود یکصد هزار جلد کتاب چاپی و دوازده هزار جلد کتاب خطی یکی از غنی‏ترین کتابخانه‏های کشور به شمار می‏رود. همین‏طور مجمع جهانی اسلامی در لندن، مرکز معجم المسائل الفقهیه، مدرسه علمیه در گلپایگان، مدرسه امام مهدی علیه‏السلام در قم و مؤسسه خیریه حضرت ولی‏عصر(عج) از دیگر نهادهایی است که با هدایت و کمک مستقیم این مرجع عالی‏قدر تشیع تأسیس شده‏است.

 

تأسیس بیمارستان

مرجع بلندآوازه حضرت آیت‏اللّه گلپایگانی از بزرگ‏مردان تاریخ اسلام است. ایشان در عمر پربرکت خویش خدمات عمرانی زیادی انجام داده است که تأسیس بیمارستان یکی از آنهاست. بیمارستان آیت‏اللّه گلپایگانی که با بخش‏های قلب، جراحی، زایمان، اورژانس، داخلی، اطفال، اعصاب و رادیولوژی از بزرگ‏ترین بیمارستان‏های کشور به شمار می‏رود، از بدو تأسیس تا کنون منشأ خدمات بسیار به و مردم و رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلی بوده‏است.

 

فضایل اخلاقی آیت‏اللّه گلپایگانی

مرجع بزرگ شیعه حضرت آیت‏اللّه گلپایگانی دارای فضایل اخلاقی فراوانی بود. ویژگی‏های بارز ایشان عبارتند از: زهد و بی‏اعتنایی به جلوه‏های دنیا، تواضع، بهره‏وری از فرصت‏ها، تجلیل از مقام فقها و مراجع معاصر، تشویق عالمان و نویسندگان، اهتمام بسیار به حفظ و قرائت قرآن و عشق به ساحت ائمه معصومین علیهم‏السلام . آری، عشق آن عزیز به ائمه دین و پیشوایان معصوم علیهم‏السلام به حدی بود که حتی پس از مرجعیت بر فراز منبر اخبار آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را به گوش مردمان می‏رساندند و روزهای عاشورا روضه می‏خواندند و در عزای امامان، به‏ویژه سرور شهیدان کربلا، حضرت امام حسین علیه‏السلام ، به شدت می‏گریستند.

 

غروب غم انگیز

آیت‏اللّه گلپایگانی، این بنده صالح خدا، سرانجام پس از عمری سرشار از توفیق و پربار از خدمات دینی و علمی و پس از طی بیماری کوتاه‏مدت، در 96 سالگی در شامگاه روز پنجشنبه 18 آذر 1372 ندای حق را لبیک گفت و فقدانش قلب تمام مسلمین جهان را در هم فشرد. مردم در سوگ آن مرجع بزرگ از صمیم قلب به سوگواری پرداختند و از سوی دولت هفت روز عزای عمومی و یک روز تعطیل اعلام گردید و مجالس بزرگداشت مقام علمی ایشان درگوشه و کنار جهان و همه‏جای کشور اسلامی‏مان تا مدت‏ها ادامه یافت. پیکر پاک آن مرجع بزرگ روز جمعه نخست در تهران با حضور صدها هزار نفر و با شرکت رهبر معظم انقلاب تشییع شد و پس از پنج ساعت راهپیمایی به قم انتقال یافت و سپس در روز شنبه 20 آذر با حضور خیل عظیم و پرشکوه مردم قم تشییع و آن‏گاه در مسجد بالاسر مرقدمطهر حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپرده شد.

 

آیت‏اللّه گلپایگانی در نگاه رهبر معظم انقلاب

مقام معظم رهبری درباره آیت‏اللّه گلپایگانی فرمودند: «این شخصیت والای کهن‏سال، درمیان مراجع عظام تقلید، یکی از موفق‏ترین و سعادت‏مندترین‏ها بودند. 32 سال مرجع تقلید، حدود 70 سال مدرّس حوزه علمیه قم و حدود 85 سال سرگرم فرا گرفتن و آموختن فقه آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بودند. اولین مدرسه علوم دینی به سبک جدید را ایشان در قم تأسیس نمودند. اولین مؤسسه بزرگ قرآن را ایشان در قم بنیان نهادند. اولین فهرست بزرگ فقهی و حدیثی با استفاده از دانش و اختراعات جدید بشری را ایشان پدید آوردند. صدها مسجد و مدرسه و مؤسسه تبلیغ دین در سراسر کشور و در کشورهای دیگر بنیاد کردند و هزاران شاگرد را از فقه پخته و عمیق خود بهره‏مند ساختند ... و بالاتر از همه با منش و رفتار پرهیزکارانه و با طهارت و تقوایی که می‏توانست برای علما و فقها، الگویی زنده و ملموس باشد، عمری پربرکت را به نزاهت کامل گذرانیدند».

نقش آیت‏اللّه گلپایگانی در انقلاب اسلامی

فقیه بزرگوار و مرجع تقلید بیدار حضرت آیت‏اللّه گلپایگانی در شکل‏گیری و پیروزی نهضت نقش مؤثر و اساسی داشت. به همین دلیل، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‏اللّه خامنه‏ای درباره وی فرمودند: «آن بزرگوار یکی از استوانه‏های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می‏آید. در دوران اختناق و در مقابله با حوادث سهمگینِ سال‏های تبعید امام خمینی رحمه‏الله ، مواردی پیش آمد که صدای این مرد بزرگ تنها صدای تهدید کننده‏ای بود که از حوزه علمیه قم برخاست و به نهضت شور و توان بخشید».

فقه داغدار شد

تو رفتی و چشمان آینه هنوز به حیرت باز مانده است. تو رفتی و صبا بر خراب‏آباد دل، نفسی نمی‏وزد. تو رفتی و جویبار کلامت بر عطشناکی سینه عاشقان خنده نمی‏زند. ای مهربانی سبز، ای سبز سایه‏افکن، ای روح مسیحیایی بهار و ای وارث انبیا! وقتی تو رفتی، فقه داغ‏دار شد، اینک چشم‏ها در جست‏وجوی توست و قلب‏ها، تو را می‏جوید. چشمانت، تلاوتگر آیه‏های خدایی و کلامت، زبان گویای حق بود که بر دل می‏نشست. اینک نام تو ـ ای مرجع بیدار ما ـ بر پیشانی آسمان تشیّع نقش بسته‏است.

مجتهد جلیل

سلام بر تو ای مجتهد جلیل، ای اندیشمند سترگ، ای فقیه صبور. ای مهربان که در میدان پاسداری از دین، با بدی‏ها و پلشتی‏ها و باهرچه رنگ و بوی هوس داشت، جنگیدی و در یاری امام رحمه‏الله لحظه‏ی درنگ نکردی و هرگز نهراسیدی. سلام بر تو ای مقاوم هوشیار، ای مرجع بیدار، ای زعیم حوزه‏های علمیه. سلام بر تو که جز حق نگفتی و جز در پیشگاه خدا، خاضع نگشتی.

ای سیّد پاک! هنوز نشان بوسه‏هایت بر ضریح پاک و مبارک حضرت معصومه علیهاالسلام باقی مانده است. نامت جاودانه روزگاران باد.

آب و هوا در 4 فصل

بهار

بهار: بهار فصل باراني در بسياري از نقاط كانادا است. دماي هوا در طول روز به تدريج بالا مي رود ولي شب ها خنك است. ميانگين دماي هوا در ماههاي مارس، آوريل و اوايل مي در حدود 12 درجه سانتي گراد بالاي صفر است

شکوفه‌های درخت آلبالو در بهار

بهار اولین فصل از فصل‌های مناطق معتدل است. در نیمکرهٔ شمالی زمین، این فصل منطبق با سه ماه فروردین، اردیبهشت و خرداد (براساس تقویم خورشیدی جلالی) است.

بسیاری از مردم فصل بهار را آغاز زندگی دوبارهٔ طبیعت می‌دانند. در فصل بهار حیواناتی که دارای خواب زمستانی هستند، و همچنین، درختان از خواب زمستانی بیدار شده و زندگی را دوباره آغاز می‌کنند. حیوانات نیز در این فصل شروع به تولید مثل می‌کنند.

بهار واژه‌ای فارسی است، که در فارسی میانه و فارسی نوین به همین شکل بوده است.

در برخی از کشورها، مثل ایران و افغانستان، به این فصل بسیار اهمیت می‌دهند، به طوری که، حتی، سال نو آن‌ها در این فصل و با رسیدن خورشید به نقطهٔ اعتدال بهاری (اول فروردین، مطابق با ۲۰ مارس) شروع می‌شود. آن‌ها شروع این سال را با مراسمی به نام نوروز جشن می‌گیرند که سیزده روز طول می‌کشد.

تابستان

تابستان: تابستان رسماً از 21 ژوئن آغاز مي شود. ولي براي اغلب كانادايي ها  ماه هاي جولاي و آگوست تابستان محصوب مي شود. در قسمت هاي جنوبي كانادا دماي هوا به طور معمول بالاي 20 درجه سانتي گراد است و گاهي اوقات به بالاي 30 درجه نيز مي رسد

تابستان فصل دوم از چهار فصل سال در گاهشماری خورشیدی است و به موسم گرما گفته می‌شود.

بیماریهای رایج فصل تابستان  

با فرا رسیدن تابستان و افزایش دمای هوا، میزان مراجعه بیماران به کلینیک ‌ها و مراکز درمانی برای درمان گرمازدگی نیز افزایش می ‌یابد، در حالی که متخصصان تغذیه بر این باورند که می ‌توان با رعایت نکاتی در فصل گرما، خود را از بیماری گرمازدگی رها کرد. براساس بررسیهای انجام شده، فعالیت بدنی شدید و طولانی ‌مدت و آب و هوای گرم باعث ایجاد بیماریهای مربوط به گرما می ‌شوند.

پاییز

پائيز: فصل پائيز از ماه سپتامبر آغاز مي شود. هوا خنك مي شود و برگهاي درختان زرد مي شوند و مي ريزند. معمولاً در اين موقع  از سال باران زيادي مي بارد. در برخي مناطق كانادا بخصوص در مناطق شمالي و يا كوهستاني اين كشور بارش برف از نيمه دوم اكتبر آغاز مي شود. ميانگين دماي هوا در طول روز درحدود 10 تا 12 درجه سانتي گراد مي باشد. ماههاي پائيز عبارتند از سپتامبر، اكتبر و نوامبر. 

در پاییز رنگ برگ درختان تغییر می‌کند

پاییز یا خَزان نام یکی از چهار فصل سال است.

پاییز از نظر ستاره‌شناختی بین دو نقطهٔ اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی است. از نظر گاهشماری هجری خورشیدی، در روز یکم مهر آغاز می‌شود و تا پایان آذر ادامه می‌یابد.

بر پایه تقویم میلادی فصل پاییز در اصل در نیمکره شمالی جهان در حدود ۲۳ سپتامبر (۱ مهر) و در نیمکره جنوبی پیرامون ۲۱ مارس (۱ فروردین) آغاز می‌شود. زمان پایان آن در نیمکره شمالی ۲۱ دسامبر (۳۰ آذر) و در نیمکره جنوبی ۲۱ ژوئن (۳۱ خرداد) است.

هرچند بخاطر مسائل عملی آغاز پاییز را در تقویم‌ها اول سپتامبر در نیمکره شمالی و اول مارس در نیمکره جنوبی قرار داده‌اند. پایان آن را نیز به ترتیب اول دسامبر و اول ژوئن مقرر کرده‌اند.

به هنگام پاییز بسیاری از انواع گیاهان برگ‌های خود را از دست می‌دهند و به اصطلاح خزان می‌کنند. دمای هوا نیز در فصل پاییز تا اندازه زیادی پایین‌تر از تابستان است. در پاییز، روزها کوتاه تر و شب ها طولانی تر می شوند. در بخش هایی از جهان در این فصل میزان بارش زیاد تر می شود.

کلمه انگلیسی autumn (پاییز) از کلمه فرانسوی "automne" گرفته شده است و استفاده از آن برای نام این فصل از قرن شانزدهم میلادی رایج شد. نام fall هم که در آمریکای شمالی برای این فصل استفاده می شود احتمالاً از عبارت fall of the leaves (برگ ریزان) گرفته و خلاصه شده است.

روز اعتدال پاییزی را در ایران از دیرباز جشن می‌گرفته‌اند. این جشن که در روز مهر از ماه مهر برگزار می‌شود جشن مهرگان نام دارد.

زمستان

زمستان: در طول ماههاي زمستان (دسامبر، ژانويه و فوريه) دماي هوا در بيشتر نقاط كشور در طول روز و شب زير صفر است. دماي برخي مناطق گاهاً به 25- درجه زير صفر مي رسد و اين در حالي است كه سواحل غربي كانادا به ندرت دماي زير صفر را تجربه مي كنند. در بيشتر مناطق كانادا از اواسط دسامبر تا اواسط ماه مارس برف بر روي زمين ديده مي شود. هر چه قدر كه ارتفاع منطقه بيشتر باشد و يا به شمال كانادا نزديكتر باشد زمستان هاي سختتري نيز در آنجا وجود دارد. 

نكته: اگر در زمستان قصد سفر به كانادا را داريد لباس گرم مانند چكمه هاي زد آب، اوركت، شال گردن، كلاهي كه روي گوشهاي شما را بپوشاند و دستكش احتياج داريد. آماده خريد لباس هاي زمستاني باشيد و توجه داشته باشيد كه لباس هاي زمستاني به مراتب از لباس هاي تابستاني گرانتر هستند. 

زمستان چهارمین فصل از فصلهای سال تقویم جلالی و اولین فصل تقویم گریگوری است. این فصل سردترین فصل سال است. زمستان در نیم کره شمالی بر اساس تقویم جلالی ماههای دی، بهمن و اسفند می باشد این در حالیست که در نیم کره جنوبی ماههای تیر، مرداد و شهریور زمستان می باشد. زمستان معمولا سردترین فصل سال است و در بعضی نواحی درجه هوا به زیر ۰ درجه سانتیگراد هم میرسد، در روسیه حتی تا -۵۰ هم میرسد. در زمستان بعضی حیوانات به خواب زمستانی میروند و در فصل بهار دوباره زندگی را از سر میگیرند.

تابستان در هر منطقه ای آب وهوای مخصوص به خود را دارد مثلا در مصر ، آریزونا ، نوادا و دیگر مناطق کویری مردم برای صحبت درباره آب وهوا در تابستان از جملاتی مانند زیر استفاده می کنند

در سیاتل تابستان بهترین فصل است

ولی در بیشتر مناطق ، بهار و پاییز از فصل های مطلوب و دوست داشتنی از نظر آ ب وهوایی هستند 

ايران بدليل گستردگي و تنوع بومشناختي و بلنديهاي متنوع داراي شرايط آب و هوائي بسيار متفاوت است.  در زمستان( در فواصل ماههاي دسامبر تا فوريه) اکثر مناطق کشور بشدت سرد است در حالي که در تابستان (جون تا آگوست) گرماي هوا به چهل درجه بالاي سانتيگراد مي رسد. ميانگين سالانهء دما در ايران از شمال غربي به شمال شرقي تغيير مي کند و از منهاي ده درجه سانتيگراد در آذربايجان تا به 25 - 30 درجه سانتيگراد در جنوب و جنوب شرقي ميرسد. نواحي ساحلي جنوب و شمال ايران در مقايسه با مناطق مرکزي و کوهستاني الگوي هواشناختي بسيار متنوعي دارد. 

ميانگين سالانه دماي بندر عباس در اوايل زمستان 18.5 سانتيگراد ميباشد. ميزان بارش سالانه مناطق مختلف کشور نيز بسيار متفاوت است. 

ايران داراي آب و هواي متناوبي است که در برخي مناطق کشور گرماي تابستان و سرماي زمستان مشابه ميباشند. به همين دليل آب و هواي ايران در هر منطقه بايد بصورت جداگانه مورد توجه قرار گيرد.   

 

ویژگیهای اقیانوسها

ویژگیهای اقیانوسها (تفاوت اقیانوس و دریا):

1) اقیانوسها سطح وسیعی دارند.

2) ارتباط اقیانوسها با هم بسیار گسترده و نامحدود است که این ارتباط هم سطحی و هم عمقی است (با توجه به این نکته اقیانوس منجمد شمالی را نمی توان یک اقیانوس به حساب آورد زیرا فاقد ارتباط نامحدود است).

3) سواحل و حاشیه ها (کناره های) اقیانوسها از توده های خشکی دور از هم تشکیل شده است و همواره به قاره های مختلف تعلق دارند (مثلا اقیانوس اطلس به قاره آفریقا ،آمریکا و اروپا اتصال دارد که از هم بسیار مسافت دارند) پس در واقع قاره ها، اقیانوسها را احاطه کرده اند. بعبارت بسیار ساده تر اقیانوسها محدود به چند قاره می باشند.

4) اقیانوسها داری عمق متوسط زیاد (4 تا 5 هزار متر) در مقایسه با دریاها هستند (اقیانوس منجمد جنوبی چون عمق متوسطی در حد دریاها دارد جزء اقیانوس بحساب نمی آید).

این 4 ویژگی را هر سیستمی که دارا باشد اقیانوس است و آنهایی که این ویژگیها را ندارند یا خلیج هستند یا دریا می باشند.

توجه: در برخی منابع اقیانوس منجمد جنوبی را بعلت خشک بودن آن (چون دائم از برف و یخ پوشیده شده است) و برخی دیگر بعلت اینکه آن ادامه اقیانوسهایی مانند هند، آرام و اطلس است جزء اقیانوس بحساب نمی آورند.

نکته: خود اقیانوسها بر اساس موارد زیر از همدیگر مورد تفکیک قرار میگیرند:

1) شکل کناره قاره ها یا جزیره ها

2) علائم بستر اقیانوسها (دشتها، آتشفشانها و کوهها)

3) درجه استقلال جریانهای دریایی و سیستمهای جزر و مدی

4) درجه استقلال جریانهای جوی

5) انتشار عمودی و افقی درجه حرارت و شوری

نکته: از عوامل و اندیکاتورهای بیولوژیک مانند ماهیها، پلانکتونها و بنتوزها .... در تفکیک اقیانوسها استفاده نمی شود زیرا در عمقهای یکسان ( در عمقهای بیش از 2000 متر در عرضهای جغرافیایی مختلف) بدلیل یکسان شدن اثرات شوری و حرارت، ترکیب گونه ای نیز یکسان می شود پس نمی توان تفاوتی قائل شد و از تفاوتها به یک طبقه بندی رسید.

نکته: در نیمکره شمالی بیشترین پراکنش آب در عرضهای جغرافیایی 80 تا 90 درجه و کمترین پراکنش در عرضهای جغرافیایی 65 درجه قرار میگیرد و در نیمکره جنوبی بیشترین پراکنش آب در عرضهای جغرافیایی 50 تا 60 درجه و کمترین پراکنش آب در عرضهای جغرافیایی 60 تا 80 درجه قرار دارد.

نکته: بیشتر آبهای کره زمین در نیمکره جنوبی پراکنش دارد و روی همین اصل میانگین تغییر دمای اقیانوسها در نیمکره جنوبی کمتر از نیمکره شمالی میباشد.

نکته: دمای آب در قسمتهای عمقی اقیانوس آرام کمتر از عمقهای مشابه در اقیانوس اطلس است زیرا آبهای عمیق اقیانوس آرام کم تحرک تر است.

آشنایی

آب تنها جسم طبیعی است که در شرایط معمولی به سه شکل جامد ، مایع و بخار پیدا می‌شود، فراوان‌ترین نوع آن به شکل مایع می‌باشد که ویژگیهای شایان توجهی دارد. گرم شدن و سرد شدن آن خیلی تدریجی صورت می‌گیرد و از این رو نقش اقیانوسها و دریاها در تعدیل و تنظیم حرارت سطح زمین فوق‌العاده مهم است. نقطه انجماد آب دریاها تابع درجه شوری است، به این سبب نقطه انجماد آب دریا از از نقطه انجماد آب خالص پایین‌تر است. در نتیجه ، آب دریا به هنگام یخ بستن به قدری سنگین می‌شود که به اعماق فرو می‌رود. این پدیده در پیدایش جریانهای اقیانوسی نقش مهمی دارد. قابلیت فشرده شدن (تراکم) آب زیاد نیست، ولی اگر این قابلیت را نداشت، سطح اقیانوسها حدود سی متر بالاتر از حد فعلی بود.

نمکهای محلول در آب دریا

آب دریا به قدری شور است که قابل خوردن و زراعت نیست. علت این شوری ، وجود نمکهای مختلف به خصوص نمک طعام می‌باشد. اقیانوس شاید تنها جایی باشد که بتوان تمام عناصر را در آنجا یکجا پیدا کرد. از عناصر ساده بیش از شصت نوع آن در آب اقیانوس شناخته شده و احتمال وجود بقیه چندان بعید به نظر نمی‌رسد. مقدار بعضی از عناصر در آب دریا ، به قدری ناچیز است که بطور مستقیم تشخیص داده نمی‌شود، ولی وجود آنها در اندام جانوران دریا ثابت شده است. وزن کل املاح موجود در آب اقیانوسها را حدود تن برآورد کرده‌اند. این املاح می‌تواند تمام سطح کره زمین را به ضخامت 45 متر بپوشاند و اگر فقط روی قاره‌ها قرار گیرد، ضخامت آن به 153 متر خواهد رسید.

کلرور سدیم به تنهایی 77 درصد املاح آب اقیانوس را تشکیل می‌دهد. بنابراین اقیانوسها را می‌توان مخازن عظیم نمک به حساب آورد. مهمترین ویژگی آب اقیانوس داشتن ترکیب ثابت است. یعنی با وجود اینکه درجه شوری برحسب زمان و مکان تغییر می‌کند، مقدار نسبی عناصر اصلی تقریبا ثابت می‌ماند. املاح و عناصر دیگری در آب اقیانوس وجود دارد که مقدار نسبی آنها در آب ثابت نیست. مهمترین آنها فسفاتها ، نیتراتها ، نیتریتها ، سیلیکاتها ، مس ، آهن، روی و منگنز است. این املاح را که به مصرف تغذیه پلانکتونها می‌رسد، املاح تغذیه‌ای می‌گویند.

درجه شوری آب اقیانوسها

منظور از درجه شوری ، وزن تمام نمکهای موجود در یک لیتر آب اقیانوس در هر نقطه می‌باشد. برای تعیین درجه شوری ، روشهای غیرمستقیم مختلفی وجود دارد. با استفاده از جدول مخصوص می‌توان از وزن مخصوص آب دریا و یا از مقدار کلر استفاده کرد. قابلیت هدایت الکتریکی آب و میزان شکست نور در آن با میزان درجه شوری نسبت مستقیم دارد. از این دو ویژگی نیز می توان برای محاسبه درجه شوری آب دریا استفاده کرد.

گازهای محلول در آب دریا

در آب دریا گازهای مختلفی به صورت محلول وجود دارد که مهمترین آنها اکسیژن است. حیوانات دریا برای تنفس از اکسیژن محلول در آب استفاده می‌کنند. به جز اعماق چند دریا وجود جانوران در تمام نقاط مشاهده شده، لذا اکسیژن نیز در تمام قسمتهای دنیای اقیانوس وجود دارد، ولی مقدار آن در همه جا به یک اندازه نیست. آب اکسیژن را از هوا دریافت می‌کند. در قسمت سطحی به علت اختلاط با هوای مجاور میزان اکسیژن همیشه زیاد است. عللاوه بر آن ، اکسیژنی که گیاهان دریا ضمن فتوسنتز دفع می‌کنند، در آب حل می‌شود.

گیاهان در آبهای کم‌عمق تا جایی که نور خورشید نفوذ دارد، زندگی می‌کنند و امواج حداکثر تا عمق دویست متری می‌توانند آب را به هم بزنند. بنابراین اکسیژن اعماق زیاد از طریق دیگر تامین می‌شود. روش معلوم برای اعماق متوسط ، جریانهای عمقی است که آب اشباع شده از اکسیژن را به آنجا می‌رساند. علاوه بر اکسیژن ، گازهای دیگری از قبیل ازت ، گاز کربنیک و آرگون نیز در آب دریاها وجود دارد. بعضی از دریاها از یک عمق معین به پایین فاقد اکسیژن هستند. مثلا در دریای سیاه از عمق 180 _ 200 متر به پایین تنها گاز ازت و هیدروژن سولفوره در آب وجود دارد.

وزن مخصوص آب دریا

وزن یک سانتیمتر مکعب آب خالص در 4،08 درجه حرارت برابر یک گرم است که آن را وزن مخصوص آب می‌گویند. وزن مخصوص آب دریا به سبب وجود املاح ، همیشه از وزن مخصوص آب خالص بیشتر است. بطور کلی ، وزن مخصوص آب دریا تابع حرارت و درجه شوری است. آب دریا هر قدر سردتر شود، وزن مخصوص آن افزایش می‌یابد. همین طور افزایش درجه شوری نیز سبب افزایش وزن مخصوص می‌گردد. وزن مخصوص متوسط آبهای سطحی دریا در حدود 1،025 است. در دریاهای کناری و داخلی بسته به موقعیت جغرافیایی و شرایط محلی ، وزن مخصوص متفاوت است. مثلا در دریای سرخ وزن مخصوص آب بین 25 الی 28 می‌باشد، ولی در دریای بالتیک بیش از 04 نیست. (معمولا برای نشان دادن وزن مخصوص آب دریا دو رقم سمت راست را می‌نویسند).

رنگ و شفافیت آب دریا

رنگ طبیعی دریا آبی است، ولی به سبب وجود عناصر آلی و مواد معدنی از نواحی مختلف به رنگهای سبز ، زرد و سرخ نیز دیده می‌شود. رنگ آب دریا در عرضهای بلند متمایل به سبز است. این رنگ به علت وجود پلانکتونهای نوع دیاتومه می‌باشد. رنگ زرد در اثر وجود مواد تخریبی است که معمولا در دهانه رودهای بزرگ دیده می‌شود. در دریای سرخ و خلیج کالیفرنیا وجود نوعی آلگ رنگ آب را مایل به سرخ نشان می‌دهد، به موازات این عوامل انعکاس رنگ آسمان هم ، رنگ آب دریا را تغییر می‌دهد.

شفافیت آب دریا به مقدار نفوذ اشعه خورشید در آب بستگی دارد. آزمایشها نشان می دهند که در یک متر عمق ، نصف اشعه جذب می‌شود. تاثیر طیف سبز تا 500 متر و طیف بنفش تا 1500 متر است. شفافیت آب دریا در نزدیکی سواحل به خصوص در نزدیکی مصب رودخانه‌ها به مقدار قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد.

حرارت آب دریا

حرارت آب اقیانوسها یک ویژگی فیزیکی است که در نتیجه تبادل با محیط مجاور حاصل می‌شود. در آب نیز مثل سایر اجسام چگونگی تبادل حرارت به گرمای ویژه و قابلیت هدایت آن بستگی دارد. گرمای ویژه آب اقیانوس زیاد است، بدان سبب گرم شدن و سرد شدن آن به کندی صورت می‌گیرد و از این رو اختلاف درجه حرارت روزانه و سالانه آب اقیانوسها نسبت به قاره‌ها خیلی کمتر است. اختلاف درجه حرارت متوسط روزانه در اقیانوس بیش از یک درجه نیست.

اختلاف سالانه نیز بین 5 تا 10 درجه می‌باشد، ولی در دریاهای داخلی و خلیج‌ها بطور استثنایی حد تغییرات بیشتر است. قسمتی از حرارت جذب شده به وسیله تبخیر به اتمسفر منتقل می‌شود. در فصل تابستان با وجود سرد بودن آب اقیانوس نسبت به هوای مجاور اختلاف درجه حرارت بین این دو محیط چندان زیاد نیست. ولی در زمستان آب گرمتر از هوا بوده و اختلاف نیز بیشتر است. این اختلاف به خصوص در دریاهای کناری و داخلی به 20 الی 28 درجه و آبهای قطبی به 35 درجه می‌رسد.

یخ در اقیانوسها

در مناطق قطبی و عرضهای بالا دو نوع یخ در آب اقیانوسها دیده می‌شود. یکی منشا قاره‌ای داشته و به کوه یخ (آمیبرگ) معروف است و دیگری صفحات یخی می‌باشد که از انجماد آب سطح اقیانوسها بوجود آمده است. به این یخهای دریا بانکیز Banquise گفته می‌شود.

ويژگي اقيانوسها ودريا ها


پراکندگي آبها آبها در روي زمين چگونه است؟
29 درصد سطح زمين را خشكي ها و بقيه را آب هاي اقيانوس ها و درياها پوشانيده اند. اقيانوس آرام بزرگترين پهنه ي آب اقيانوس است كه مساحت آن به تنهايي بيش از مساحت تمام قاره هاي جهان است.


آيا آب اقيانوس ها و درياها شيرين است؟
وقتي رودها از خشكي ها به سوي اقيانوس ها و درياها حركت مي كنند، در مسير خود نمك هاي موجود در خاك هاي بسترشان را در خود حمل مي کنند. گاه در بعضي اقيانوس ها، كوه هاي آتش فشاني فوران مي كنند و به اين ترتيب موادي از درون زمين وارد آب اقيانوس ها مي شود، به همين دليل در آب اقيانوسها ، نمك ها و گازهاي محلولي وجود دارد كه مهم ترين آنها نمك طعام و گاز اكسيژن است. اين دو ماده در زندگي جانوران و گياهان اهميت بسياري دارد. در بعضي از كشورهاي مجاور دريا كه براي مردم براي مصارف مختلف، به مقدار كافي آب شيرين در اختيار ندارند. آب شور دريا را با روش هاي مختلف سنتي يا با استفاده از فناوريهاي جديد، شيرين و قابل مصرف مي كنند. انسان قرنهاست كه از نمك هاي موجود در آب اقيانوسها و درياها و نيز از منابع زير بستر دريا ، به ويژه نفت و گاز استفاده مي كند.


حركات آب درياها و اقيانوسها:
الف – جزر و مد : بالا آمدن آب اقيانوس و دريا را مد و پائين آمدن آن را جزر مي گويند. نيوتن در قرن هيجدهم اين نكته را كشف كرد كه جزر و مد در اثر نيروي جاذبه ي ماه اتفاق مي افتد. هنگام مد، آب به طرف ساحل به پيش مي رود و هنگام جزر، به طرف دريا عقب نشيني مي كند.
شايد اين سؤال براي شما پيش بيايد كه چرا خورشيد تأثير چنداني بر جزر و مد ندارد؟ در پاسخ بايد گفت كه خورشيد كره بسيار بزرگي است و تأثير زيادي از نظر نور و گرما بر سطح زمين دارد، اما به دليل آن كه بيشتر از ماه، از زمين فاصله دارد بر جزر و مد تأثير بسيار كمي مي گذارد. وقتي ماه بالاي اقيانوس يا دريايي قرار مي گيرد. حالت مد اتفاق مي افتد و آب در ساحل به جلو مي آيد. هنگام غروب ماه در افق جزر رخ مي دهد. بطور متوالي در هر شبانه روز و هر بار چرخش زمين به دور خود، دو مرتبه مد دو مرتبه جزر اتفاق مي افتد.
شدت جزر و مد در تمامي روزهاي ماه يكسان نيست. در اوايل ماه قمري كه ماه، خورشيد در يك امتداد قرار مي گيرند، نيروي كشش آنها در سطح اقيانوس ها و درياها مدهاي قويتري ايجاد مي كند.
ب – جريان هاي دريايي :
شايد براي شما جالب باشد كه در اقيانوس ها هم مانند خشكي ها ، رودهايي جريان دارند كه به آن ها جريان هاي دريايي (اقيانوسي) مي گويند. اين جريان ها كه مستمر و دائمي نيز هستند، پيوسته از نواحي گرم استوايي به سمت قطب در حركتند. در مقابل اين جريان آب گرم، جريان هاي آب سرد نيز از نواحي قطبي به سوي آب هاي گرم استوايي حركت مي كنند.


جريان هاي دريايي چگونه بوجود مي آيند؟
بيشتر جريان هاي دريايي بر اثر وزش و حركت باد بوجود مي آيند، مثلاً در منطقه استوايي، وزش بادهاي منظم موجب شكل گيري جريان هاي دريايي و حركت آن ها به طرف قطب شما ل و قطب جنوب مي شود.
پ – امواج : آب درياها و اقيانوس ها بي حركت و ساكن نيست بلكه هميشه در تلاطم و جابجايي است. يكي از انواع مهم حركت درياها و اقيانوس ها موج است كه در سواحل بيشتر از ساير نواحي به چشم مي خورد. آب درياها و اقيانوس ها، بر اثر اختلاف فشار هوا و وزش باد به شكل موج به جنبش درمي آيد.
در كنار سواحل، باد پيوسته آب را به جلو مي راند و قله ي موج به سمت ساحل منحرف مي شود ولي در وسط دريا، هر نقطه از آب فقط درجاي خود بالا و پائين مي رود. البته هنگامي كه وزش باد شدت مي گيرد حجم عظيمي از آب به شكل امواج سهمگين به اطراف هجوم مي آورند كه اين امر براي كشتي هاي كوچك، بسيار خطرناك است . ضربات امواج در تخريب و فرسايش سواحل نقش بسياري دارند.


شکل ناهمواريهاي كف اقيانوس ها چگونه است؟
نتايج تحقيقات اقيانوس شناسان نشان مي دهد كه در بستر كف اقيانوس ها اشكال گوناگوني از ناهمواريها وجود دارد.


ايوان خشكي (دشتاب ) :
كم عمق ترين بخش اقيانوس است و با شيبي ملايم از نزديكي ساحل اقيانوس تا عمق 200 متري ادامه مي يابد. پهناي قدرت قاره در جاهاي مختلف‌، متفاوت است، براي مثال، در سواحلي كه شيب بستر اقيانوس ملايم است. فلات قاره وسعت بيشتر دارد. اين بخش از نظر ماهي گيري و وجود منابع سرشار نفت و گاز و نيز جزاير اهمي زيادي دارد.
قسمت شيبداري كه بعد از فلات قاره قرار گرفته است و تاعمق حدود 2000 تا 5000 ادامه مي يابد، شيب قاره نام دارد در بخش بسيار عميق بستر اقيانوس كه كف اقيانوس ناميده مي شود، ناهمواري هاي گوناگوني وجود دارد،‌در اين بخش ، كوههاي فراواني ديده مي شود كه بعضي از آن ها آتش فشاني اند. اين کوه ها در بعضي جاها سر از آب درآورده و جزايري را تشكيل داده اند : ‌مانند جزاير فيليپين.
رشته كوههاي ميان اقيانوسي از رشته كوههايي كه در خشكي ها هستند بسيار وسيع ترند. براي مثال، رشته كوه مياني اقيانوس اطلس در سراسر قسمت مياني اين اقيانوس كشيده شده است.
در كف اقيانوس ها دره ها و شكاف هاي طولاني و باريكي به نام گودال وجوددارد كه ژرفاي آن ها بسيار زياد است.

 

 

وورد

نرم افزار ورد امكان فرمول نويسي را در شروع نصب Word دراختيار شما قرار مي دهد تا در صورت نياز آن را فعال كنيد
در صورتي كه هنگام نصب فعال نشده باشد مي توانيد از منوي Tools گزينه Customize را انتخاب و از قسمت ‍Categoris مورد Insert را پيدا كرده و در قسمت مقابل پنجره Command آيكون Equation Editor ( شكل راديكال آلفا ) را با موس گرفته و به نوار بالاي Word هر جا كه مايل بودديد بكشيد و ماوس را رها كنيد .
از اين به بعد شما قادر خواهيد بود كه بصورت آبجكت در Word اقدام به فرمول نويسي كنيد .

 

با بکار بستن ترفندهاي زير در کار خود با نرم افزار WORD سرعت بخشيد :

1- با فشردن کليد SHIFT + F5 مي‌توانيد به قسمتي از متن که بتازگي تغييري در آن ايجاد کرده ايد برويد. فشردن مجدد اين کليدها شما را به قسمت‌هاي تغيير يافته قبلي متن مي‌برد.


2- اگر فرمت قسمتي از متن را تغيير داده ايد، مثلا رنگ يا نوع فونت آن را عوض کرده ايد و حالا مي‌خواهيد به همان وضعيت پيش فرض WORD برگردانيد، مي‌توانيد آن بخش از متن را انتخاب و کليدهاي CTRL + SPACEBAR را فشار دهيد.

3- وقتي مي‌خواهيد بخشي از متن را انتخاب نمائيد، مي‌توانيد کلمه ALT را پائين نگه داريد و با ماوس DRAG کنيد. اين کار باعث مي شود عمل انتخاب به صورت مستطيل شکل انجام شود و سرعت شما به طرز چشمگيري افزايش يابد.

4-وقتي در حال تايپ کردن يک متن انگليسي هستيد و به دنبال مترادف يک کلمه خاص مي گرديد، کافيست نشانگر را در کنار و يا در زير کلمه مربوطه ببريد و کليدهاي SHIFT + F7 را فشار دهيد. با اين کار فهرستي از کلمات مترادف آن کلمه خاص نمايش داده مي‌شود.

5- در پنجره PRINT PREVIEW شما مي‌توانيد پيش از پرينت گرفتن ، پيش نمايشي از فايل خود را ببينيد. براي انجام تغييرات در همين صفحه، کافيست روي آيکون MAGNIFIER کليک نمائيد تا اجازه تصحيح در متن به شما داده شود.

6- اگر مي‌خواهيد همزمان دو بخش مختلف از يک DOCUMENT را ببينيد، مي‌توانيد فايل مربوطه را در نرم افزار WORD باز کرده، ماوس را بالاي فلش موجود در بالاي نوار لغزان نگه داريد تا نشانگر ماوس به شکل دو خط موازي با دو فلش در بالا و پائين آن درآيد. آنگاه کليک کرده و بدون رها کردن ماوس آن را به سمت پائين بکشيد. حال صفحه به دو قسمت تقسيم مي‌شود که در هر دو بخش همان فايل نمايش داده مي‌شود و همزمان مي‌توانيد دو بخش مختلف فايل را ببينيد و ويرايش کنيد.

7-فرض کنيد يک فايل طولاني داريد و پيدا کردن مطالب برايتان دشوار، کافيست گزينه DOCUMENT MAP را از منوي VIEW انتخاب کنيد تا فهرستي از عناوين DOCUMENT شما را نشان دهد. حال با کليک بر هر عنوان به آن قسمت از فايل خود پرش مي‌کنيد.

 

 

تا آنجايي كه من مي دانم بعد از طراحي ويندوز مايكروسافت به فكر طراحي نرم افزارهاي اداري جهت تايپ نامه و طراحي جداول و رسم نمودار افتاد كه قبلا در انحصار چند شركت كوچك بود و بسته آفيس را تهيه نمود كه بخاطر سازگاري بايكديگر بسيار مورد استقبال قرار گرفت.

 

 

مایکروسافت ورد یا مایکروسافت آفیس ورد، از بهترین و پر استفاده ترین نرم افزار‌های واژه پرداز است. در ۱۹۸۳ اولین انتشار ورد تحت نام Multi - Tool برای سیستم‌های Xenix بود. آخرین نسخه‌های نوشته شده بعداً برای چندین سکو دیگر که شامل کامپیوترهای شخصی IBM برای اجرا در (DOS (۱۹۸۳، اپل مکینتاش (۱۹۸۴)، SCO UNIX، OS/۲ و (Microsoft Windows (۱۹۸۹ بودند. و جزئی از مجموعهٔ Microsoft Office شد.

 

 

 

ایجاد حاشیه در برنامه Word با فونت

اگر با نرم افزارWord آشنایی داشته باشید می دانید كه یكی از قسمتهای این نرم افزار تهیه حاشیه برای متن نوشته است كه از این طریق می توانید این كار را انجام دهید: ابتدا به منویFormat رفته و سپس گزینهborders and shading را انتخاب نمایید و سپس در منوی باز شده قسمتpage border را انتخاب كرده و نوع حاشیه ها را از قسمتArt در زیر آن پیدا كنید.
علاوه بر حاشیه هایی كه در آن قسمت وجود دارد شما میتوانید توسط یكی از فونت های نصب شده در سیستم خود سه نوع حاشیه یا كادر بسیار زیبا برای نوشته های خود تهیه نمایید . مراحل انجام كار بدین صورت است :

1- صفحه نرم افزارWord خود را باز نموده جهت تایپ خود را برای نوشتن متن انگلیسی چپ چین قرار دهید .
2- از قسمت فونتها فونتAGA Arabesque Desktop را انتخاب نمایید .
3- سایز فونت خود را كمی بزرگ نمایید حد اقل 40

4- و اینك شروع به تایپ نمایید .
5- طریق تایپ بدین صورت است كه برای كادر نوع اول حروفات Q,W,Eرا پشت سر هم تایپ نمایید .با تایپ اینسه حرف قسمت بالای كادر شما درست می شود . ( همانند تصویر زیر ) و كلید اینتر رافشار داده و به سطر بعدی بروید .

6- در سطر بعدی حرف Aرا تایپ كرده و بعد از آن كلید Spaceرا بزنید و سپس حرف Dرا تایپ نمایید با اینكار قسمت میانی كادر شما درستمی گردد. ( همانند شكل زیر ) برای ادامه كار كلید اینتر را فشار دهید .

7-در سطر سوم حروفات Z, X, Cرا به ترتیب تایپ كنید تاقسمت تحتانی كادرتان نیز تشكیل شود .
 خوب همانطور كه می بینیدیك كادر كوچك درستشده است

برای اینكه كادر اندازه صفحه گردد:
الف ) قسمتمیانی ردیف اول را Copyو بلافاصله چندین بار Pasteنمایید تا عرض كادر با عرض صفحههماهنگ شود .

ب ) در قسمت زیر هم بخش خالی را نیز بوسیله كلید Spaceجلو ببرید تا با قسمت بالای كادر هم اندازه شود .

ج ) در قسمت زیر نیز قسمت میانی را copyنموده وبلافاصلهpasteنمایید تا با قسمتهای میانی و بالا هم اندازه شود .

د ) برای ارتفاع دادن به كادر خود قسمت میانی را copyكرده و پس از زدن كلید enterبلافاصله pasteنمایید تا ارتفاع دلخواه برای كادر خودایجاد نمایید .

ه ) برای نوشتن مطلب در داخل كادر ازText Box استفاده نمایید .

دو كادر بعدی نیز از تركیب كلیدهای زیر اجاد می شود :
حاشیه نوع دوم : حروفاتR,T,Y برای قسمت بالا حروفاتF, H برای قسمت میانی و حروفاتV,B,N برای قسمت میانی كاربرد دارد .
 محل عكس cadr2.jpg

حاشیه نوع سوم : حروفات U,I,Oبرای قسمت بالایی ،حروفات J,lبرای بخش میانی و حروفات M,<,>برای قسمت پایینی آن بكار می رود .در این كادر ها برای بزرگ كردن اندازه كادر همانند مورد اولی اقدام نمایید .

برگرفته از سایت اصغرزاده

 

مایکروسافت همزمان با عرضه ویندوز ویستا ، آفیس 2007 خود را عرضه کرد. در این بسته نرم افزار ، Microsoft Word 2007 نیز با تغییرات فراوان و قابلیتهای جدید نیز منتشر شد. همچنین بسیاری از کاربران ویندوز XP نیز Word 2007 را بر روی سیستم های خود نصب کرده اند. طبعأ با عرضه هر نرم افزار جدید ، ترفندهای جدیدی نیز به آن افزوده میشود. در این ترفند قصد داریم به معرفی یک ترفند جدید و در عین حال جالب و بامزه که به شکل مخفی در نرم افزار Microsoft Word 2007 گنجانده شده است بپردازیم. لازم به ذکر است این ترفند برای اولین بار توسط وب سایت ترفندستان در میان سایت های پارسی و همچنین جزء معدود سایتهای اینترنتی است که این ترفند را بازگو میکند!

 

نیما یوشیج

علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴  خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸  خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.

نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.

تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.

زندگی

کودکی

نیما در سال ۱۲۷۴ هجری شمسی درروستای یوش از توابع بخش بلده شهرستان نور به دنیا آمد. پدرش ابراهیم‌خان اعظام‌السلطنه متعلق به خانواده‌ای قدیمی مازندران بود و به کشاورزی و گله‌داری مشغول بود. پدر نیما زندگی روستایی، تیراندازی و اسب‌سواری را به وی آموخت. نیما تا سن دوازده سالگی درزادگاهش روستای یوش و در دل طبیعت زندگی کرد.

نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را شکنجه می‌داد و در کوچه باغ‌ها دنبال نیما می‌کرد.

اقامت در تهران

دوازده ساله بود که به همراه خانواده تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچه‌ها کناره‌گیری می‌کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می‌کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلم‌هایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.

پس از پایان تحصیلات در مدرسه سن‌لویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد. بیکاری وی باعث شد تا افکار گوناگون به ذهنش هجوم آورد از جمله تصمیم گرفت به میرزا کوچک خان جنگلی بپیوندد و همراه با او بجنگد تا کشته شود. در همین زمان (سال ۱۳۰۵) با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد.

درست یک ماه پس از ازدواج، پدرش ابراهیم نوری درگذشت. در همین زمان چند شعر از او در کتابی با عنوان خانواده سرباز چاپ شد. وی که در این زمان به دلیل بی‌کاری خانه‌نشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی می‌اندیشید اما چیزی منتشر نمی‌کرد.

ترک تهران

به سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار عالیه جهانگیر همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه در این‌جا مدیر مدرسه بود و نیما را سرزنش می‌کرد که چرا درآمدی ندارد. او مدتی نیز در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا واقع در مرز شوروی سابق به امر تدریس مشغول بود.

تغییر نام

علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما نام یکی از اسپهبدان تبرستان بود و به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا می‌کرد. در نخستین سال‌های صدور شناس‌نامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.

آغاز شاعری

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.

شعر نیمایی

نوشتار اصلی: شعر نیمایی

 

آثار نیما

منظومه قصه رنگ پریده در حقیقت نخستین اثر منظوم نیمایی است که در قالب مثنوی (بحر هزج مسدس) سروده شده است. شاعر در این اثر زندگی خود را روایت کرده است و از خلال آن به مفاسد اجتماعی پرداخته است. بخش نخست این کار در قرن بیستم چاپ شده بود. سپس افسانه را سرود که در آن روحی رمانتیک حاکم است و به عشق نیز نیما نگاهی دیگرگونه دارد و عشق عارفانه را رد می‌کند. چنان که خطاب به حافظ می‌گوید:

 

حافظا این چه کید و دروغ است            کز زبان می و جام ساقی است

نالی ار تا ابد باورم نیست                   که بر آن عشق بازی که باقی است

                                    ‎

 (افسانه)

 

نیما در این آثار و اشعاری نظیر خروس و روباه، چشمه و بز ملاحسن مسأله‌گو افکاری اجتماعی را بیان می‌کند اما قالب اشعار قدیمی است. مشخص است که وی مشق شاعری می‌کند و هنوز راه خود را پیدا نکرده است. با این حال انتشار افسانه دنیای ادبیات آن زمان را برآشفت. ای شب نیز در هفته‌نامه نوبهار محمدتقی بهار چاپ شد و جنجالی برانگیخت.

زندگی شخصی

نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند. پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و می‌خواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت. نیما صفورا را هنگام آب‌تنی در رودخانه دیده بود. این منظره شاعرانه و شکست عشق پیشین الهام‌بخش او در سرودن افسانه بود.

سرانجام نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی ازدواج کرد . همسر وی عالیه جهانگیر فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و خواهرزاده نویسنده نامدار میرزا جهانگیر صوراسرافیل بود. حاصل این ازدواج که تا پایان عمر دوام یافت فرزند پسری بود به نام شراگیم که اکنون در امریکا زندگی می‌کند . شراگیم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به دنیا آمد.

خانه نیما

خانه پدری نیما یوشیج واقع در یوش، بنایی است که قدمت آن به دوره قاجار می‎رسد. این بنا به شماره ۱۸۰۲ از سوی سازمان میراث‎فرهنگی به عنوان اثر ملی ثبت شده است و حفاظت می‎شود. بازدید از خانه نیما برای عموم آزاد است.

 

مرگ

 

خانه نیما در دهکده یوش مازندران اردیبهشت ۱۳۸۶ ، آرامگاه او و سیروس طاهباز در وسط حیاط قرار دارد

 

 

نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش ، بهجت‎الزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است.

کتاب‌شناسی

اشعار

  • قصه رنگ پریده
  • منظومه نیما
  • خانواده سرباز
  • ای شب
  • افسانه
  • مانلی
  • افسانه و رباعیات
  • ماخ اولا
  • شعر من
  • شهر شب و شهر صبح
  • ناقوس قلم انداز
  • فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ
  • آب در خوابگه مورچگان
  • مانلی و خانه سریویلی
  • مرقد آقا (داستان)
  • کندوهای شکسته (داستان)
  • آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان)
  • توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها

  • دونامه
  • ارزش احساسات
  • تعریف و تبصره و یاددااشت های دیگر
  • دنیا خانه من است
  • نامه های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر
  • حرف های همسایه
  • کشتی توفان
  • مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز)

نواحی آب و هوایی

نواحی آب و هوایی:

تمام نواحی روی کره زمین دارای ویژگیهای آب و هوایی خاص در طول سال هستند. این ساختار آب و هوایی تأثیرات مهمی روی حیوانات و حیات گیاهی دارد. آب و هوای یک منطقه از عوامل زیادی مانند فاصله از دریا، بادها وفاصله آنها ار خط استوا، تأثیر می پذیرد. فاصله هر نقطه از خط استوا را عرض جغرافیایی می نامند.

 
آب و هوای قطبی

قطبها توسط هوای سرد و نسبتا" خشکی پوشیده شده اند. در نزدیکی قطبها، میزان بارش برف سنگین کم است، اما برفهایی که روی زمینهای یخ زده جمع می شوند، تشکیل یخچالهای بزرگی به نام کوه یخی می دهند. در طول تابستان تمام 24 ساعت شبانه روز آفتاب می تابد و در طول زمستان تاریکی مطلق و همیشگی بر این نواحی حکمفرما است. هوای زمستانی قطب جنوب ممکن است تا 85 درجه سانتیگراد(121 درجه فارنهایت) زیر صفرسرد شود که این ناحیه را سردترین نقطه روی زمین می کند. زمینهای سنگلاخی در اطراف قطب شمال در طول 9 ماه از سال یخ زده هستند

 

آب و هوای استوایی

 

در مناطق نزدیک خط استوا غالباَ آب و هوا در طول سال گرم و مرطوب است . در جاهایی که باد دریایی به دامنه کوهها می وزد ، بارش باران می تواند بی نهایت باشد . در ناحیه توتونند و واقع در دامنه کلمبیایی کوههای آند ، در طول سال بیش از 5/11 متر (38 پا) باران می بارد و همین مسئله این منطقه را جزو مرطوبترین مناطق دنیا کرده است . بعضی از نقاط استوایی دارای دو فصل مجزای مرطوب و خشک هستند . این مناطق عبارتند از : آمریکای جنوبی و غرب و شرق آفریقا.

 

 

آب و هوای نیمه استوایی


در نواحی نیمه استوایی خورشید غالبا" در طول تابستان،مستقیما" بالای سر قرار دارد و در زمستان دمای هوا به ندرت به زیر صفر می رسد. بعضی از مناطق در طول سال دارای هوای گرم و خشک بوده و مقدار کمی باران دارد. بیشتر کویرهای اصلی جهان در این نواحی قرار دارند و جزو گرمترین نقاط روی زمین هستند. در نواحی دیگر مناطق نیمه استوایی در طول سال ریزش باران وجود دارد و همین امر باعث ایجاد یک پوشش گیاهی انبوه در این نواحی می گردد.

 

آب و هوای معتدل


در نواحی معتدل دنیا، آب و هوا بوسیله اقیانوسها که گرمای خط استوا را منتقل می کنند، شدیدا"تحت تأثیر قرار می گیرد. در نواحی مرتفع مناطق معتدل، بسیاری از قسمتهای سواحل رو به غرب، آب و هوای دریایی(بحری) به همراه زمستانهای نه خیلی سرد و تابستانهای نسبتا" خنک دارند. در ارتفاعات پایین تر مناطقی مثل کالیفرنیای جنوبی، با آنکه به دریا خیلی نزدیک هستند تابستانهای گرم و خشک دارند. مناطقی که از اقیانوسها فاصله دارند، آب و هوای قاره ای (بری) با تابستانهای گرم و زمستانهای بسیار سرد، دارند.

 

 

آب و هوای بیشه زارهای استرالیا

 

 


بوته زارهای استرالیا در تمام طول سال گرم هستند گرچه در تابستان (بین ماههای آبان تا فروردین) گرمترند و در زمستان (بین ماههای اردیبهشت تا مهر) معتدل ترند . دمای متوسط به هنگام روز 36 درجه سانتیگراد (97 درجه فارنهایت) در وسط تابستان و 19 درجه سانتیگراد (67 درجه فارنهایت) در وسط زمستان است . شبها بسیار سردترند . معمولاَ در تابستان سالانه حدود 25 سانتیمتر (10 اینچ) باران می بارد.

 

 

آب و هوای جنگلهای بارانی آمازون

جنلگهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می باشند . متوسط درجه حرارت ، در مرکز آمازون ، در حدود 30 درجه سانتیگراد (86 درجه فارنهایت) غربی ترین بخش این منطقه ، در حدود 25 درجه سانتیگراد (76 درجه فارنهایت) می باشد . تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می بارد.

 

آب و هوای جنگلهای برگریز انگلیس

جنگلهای برگریز بریتانیا در آب و هوای معتدل و مرطوب رشد می کنند و درختان آنها تاثیرات متفاوتی بر میزان نوری که به زمین می رسد دارند . در مقایسه ، جنگلهای کاج اغلب در نواحی سرد رشد می کنند و برگهای همیشه سبزشان سایه ای سالانه به روی زمین جنگل می گسترانند.

آب و هوای دریاچه آمریکای شمالی


آب و هوای دریاچه آب شیرین ، از عوامل مختلفی تاثیر می پذیرد. مهمترین عامل ، موقعیت جغرافیایی دریاچه و عمق آن می باشد . در آمریکای شمالی ، زمستانها معمولاَ سخت و سرد است و بیشتر رودخانه ها یخ می زنند که این یخ زدن چندین ماه طول می کشد.

آب و هوای ساوانا در شرق آفریقا

ناحیه آفریقایی ساوانا در طول سال گرم می باشد و معمولاَ در بین مهر و اسفند گرمتر می شود . این دوران ، در فصل مرطوب منطقه است و در طول آن 61 تا 70 سانتیمتر (24 تا28 اینچ) باران می بارد . در طول فصل خشک ، از فروردین تا شهریور ،مقدار خیلی کمی باران می بارد و کمبود آب پیدا می شود و پوشش گیاهی از بین می رود .

آب و هوای سواحل سنگی اسکاتلند

دمای آب دریا بیش از 35 درجه سانتیگراد (95 درجه فارنهایت) در نواحی استوایی تا حدود 1- درجه سانتیگراد (30 درجه فارنهایت) در آبهای قطبی متفاوت است . در اقیانوس اطلس شمالی ، درجه حرارت آب بوسیله جریان اطلس شمالی که آبهای گرم را از مناطق استوایی به سمت شمال حمل می کند ، همیشه بالا می ماند.

آب و هوای صخره های مرجانی



مرجانهاییکه صخره های مرجانی را تشکیل می دهند تنها در شرایط خاصی پرورش می یابند . آنها در آب گرم ، شور وتمیز زندگی می کنند . رشته صخره های عظیم آبی در طول سال با درجه حرارتی بیش از 21 درجه سانتیگراد (70 درجه فارنهایت) گرم باقی می مانند . مرجانها همچنین تنها در آبهای کم عمقی که نور خورشید بتواند به آنها برسد زندگی می کنند.

آب و هوای قطب شمال و سنگلاخهای کانادا

در طول تابستان کوتاه شمالی ، نواحی سنگلاخی کانادا خیلی سریع در 24 ساعت روشنی روز گرم می شود . در این عرضهای جغرافیایی ، هوای سرد تقریباَ هیچ رطوبتی را دارا نمی باشد . بدلیل اینکه هوا بسیار خشک می باشد ، سرزمینهای سنگلاخی قطب بعضی مواقع به صحراهای سرد توصیف می شوند.

آب و هوای کوههای راکی

در ناحیه راکی آب و هوا به شدت تغییر می کندو این ارتفاع بستگی دارد ، همچنین موقعیت جغرافیایی و زمان روز در آن موثر است . دره های کم ارتفاع ، گرم و معتدل می باشند ، در حالیکه قله کوهها خنک است . در دامنه غربی این کوهها ، باران بیشتری می بارد . میانگین بارش سالانه در طول مرز بین آمریکا و کانادا 3/2 متر (7پا و 6 اینچ) می باشد.


آب و هوای کویرهای آمریکای شمالی

کویرهای آمریکایی شمالی ، کویرهای آمریکای شمالی در تابستان گرم هستند ، اما در طول زمستان سرد هستند . در مناطق جنوبی دمای تابستان می تواند تا 35 درجه سانتیگراد(95 درجه فارنهایت) افزایش پیدا کند ، اما در مناطق جنوبی تر در طول زمستان گاهی برف می بارد . در بیشتر اوقات سال ، مقدار کمی باران می بارد ، اما در اواخر تابستان ، طوفانهای ناگهانی و سیلابهای غافلگیر کننده رخ می دهد.

 

 

 

 

آب و هوا عبارت از آثار و شرایط و عوارض طبیعی در یک جو (هوا کره یا اتمسفر) معین و در یک دوره زمانی ثابت است.این اصطلاح معمولاً در مورد فعالیت شرایط و اوضاع عوارض طبیعی در یک دوره کوتاه مدت (چند ساعت یا چند روز) به کار می‌رود.هرچند این واژه در موارد کلی‌تری نظیر آب و هوای زمین نیز به کار می‌رود.

تغییرات آب و هوایی چیست؟

برای تعیین آب و هوای هر منطقه، تغییرات دمای هوا و مقدار باران و برف را در طول سال اندازه گیری می‌کنند اما برای این که آب و هوای جاهای گوناگون را بشناسیم، باید این مقادیر را چندین سال پشت سرهم اندازه گیری کنیم. در حال حاضر شرایط آب و هوایی جاهای مختلف در اثر گرم شدن کره زمین در حال تغییر است. مثلا شهری مثل تهران، تهران در نزدیکی رشته کوه البرز قرار دارد. بنا به تعریف آب و هوا، تهران باید هوای سرد بارانی یا برفی داشته باشد، اما می‌بینید که به علت تغییر آب و هوا، از هوای سرد بارانی یا برفی چندان خبری نیست!

 

تنوع آب وهوا و اقليم در ايران به دليل ويژتگيهاي متنوعي است كه از آن ميان مي توان به گستردگي عرض جغرافيايي امتداد كوهستان‌ها تغييرات چشم‌گير ارتفاعات و بالاخره موقعيت سرزمين نسبت به دريا ها و گستره‌هاي آبي مجاور يا دور اشاره كرد. ايران جزو مناطق خشك و نيمه خشك جهان محسوب مي شود كه از نظر شرايط اقليمي و آب و هوا به دو گره عمده خشك و مرطوب قابل تقسيم بندي است و هر كدام از اين دو گره از چند اقليم فرعي تشكيل شده‌اند.
اقليم خشك
ميزان تبخير در اين اقليم بيش از بارندگي است و حدود كشور را در بر مي‌گيرد اقليم خشك به دو اقليم فرعي بري و استپي تقسيم شده است اقليم فرعي بري اقليم عرفي بري در دو بخش سواحل جنوب غربي و داخل كشور (بخش هاي مركزي) ديده ميشود. گرماي شديد و بارندگي كم از ويژگي‌هاي ناحيه نخست است. در ناحيه دوم يا مناطق داخل درجه حرارت روزانه و سالانه آن دگرگون‌هاي زيادي داشته و كحمي بارندگي از مشخصات آن به شمار مي‌رود بخش هايي از متطق پست شرقي و جنوب شرقي ايران از اين نوع آب و هوا برخورددار است. اقليم فرعي استپي؛ اين اقليم حد فاصل آب و هواي بري و آب وهواي مرطوب تر است. حدود پانصد هزار كيلومتر مربع از ايران را اين اقليم در بر مي گيرد. اين نوع آب و هوا معمولا در ارتفاعات 1000 تا 1500 متر وجود دراد و كوهپايه‌هاي خوزستان را نيز شامل مي‌شود.
اقليم معتدل
حدود چهارصد هزار كيلومتر مربع از سطح كشور را اقليم معتدل در بر گرفته است. نواحي پرجمعيت ايران مانند آذربايجان كردستان، كرمانشاه و ارتفاعات زاگرس هم چنين دشت‌هاي ساحلي درياي خزر از اين نوع آب وهوا برخوردارند اين اقليم به سه اقليم فرعي معتدل كوهستان، خزري و نقاط نسبتا مرتفع تقسيم مي‌شود: اقليم فرعي معتدل همراه با تمركز بارندگي از مشخصات آن به شمار مي رود مانند استان فارس. اقليم فرعي خزري اين اب و هوا خاص كرانه‌هاي خزر و مناطق كوهستاني مسف به اين درياست. دماي معتدل با نوسان‌هاي كم شبانه‌روزي رطوبت زياد وزش نسيم دريايي و بادهاي محل و بالاخره بارندگي زياد از ويژگيهاي اين اقليم است. اقليم فرعي نسبتا مرتفع در اين مناطق، دماي هوا در سردترين ماه سال كم تر از صفر درجه و گرم ترين ماه از ده درجه سانتي گراد كم تر نمي شود. مناطق نسبتا مرتفعي از ايران كه حدود 40 هزار كيلومتر مربع است از اين گونه آب و هوا برخوردار است.
شايان توجه است كه مناطق خيلي مرتفع مانند ارتفاعات البرز، زاگرس و همچنين كوه‌هاي سهند و سبلان كه دماي آنها در گرم‌ترين ماه سال از ده درجه سانتي‌گراد تجاوز نمي‌كند داراي آب و هواي كوهستاني هستند (جعفري، 1379 الف، ص16) اين آب و هوا چهل هزار كيلومتر مربع از مساحت كشور را شامل مي‌شود كه در ارتفاعات و قله‌هاي بلند پوشيده از برف دائمي قرار دارند.
انواع آب و هواي ايران به شكل ديگري نيز دسته بندي مي‌شود. بر اساس نوعي تقسيمم بندي اقليمي، آب و هواي ايران به سه بخش كلي بياباني و نيمه بياباني، كوهستاني (سرد و معتدل) و خزري نيز تقسيم ميشود (افشار، 1372 ص 52) در مجموع ايران داراي آب و هوايي متنوع است. تغييرات آب و هوا درمناطق مختلف معلول عوارض و پديده‌هاي طبيعي آن نواحي بوده و نسبت مستقيم با پستي و بلندي‌هاي اين مناطق دارد.

 

 

 

 

آب و هوا

ايران بدليل گستردگي و تنوع بومشناختي و بلنديهاي متنوع داراي شرايط آب و هوائي بسيار متفاوت است.  در زمستان( در فواصل ماههاي دسامبر تا فوريه) اکثر مناطق کشور بشدت سرد است در حالي که در تابستان (جون تا آگوست) گرماي هوا به چهل درجه بالاي سانتيگراد مي رسد. ميانگين سالانهء دما در ايران از شمال غربي به شمال شرقي تغيير مي کند و از منهاي ده درجه سانتيگراد در آذربايجان تا به 25 - 30 درجه سانتيگراد در جنوب و جنوب شرقي ميرسد. نواحي ساحلي جنوب و شمال ايران در مقايسه با مناطق مرکزي و کوهستاني الگوي هواشناختي بسيار متنوعي دارد. 

 



 

ميانگين سالانه دماي بندر عباس در اوايل زمستان 18.5 سانتيگراد ميباشد. ميزان بارش سالانه مناطق مختلف کشور نيز بسيار متفاوت است. 

ايران داراي آب و هواي متناوبي است که در برخي مناطق کشور گرماي تابستان و سرماي زمستان مشابه ميباشند. به همين دليل آب و هواي ايران در هر منطقه بايد بصورت جداگانه مورد توجه قرار گيرد.  

 

 در ژانويه و فوريه (آذر و دي) سه نوع منطقه آب و هوائي در ايران وجود دارد: سواحل درياي خزر داراي آب و هواي معتدل سرد، مناطق مرکزي داراي آب و هواي سرد زمستاني، و مناطق کناري داراي آب و هواي متوسط و ملايم ميباشد. ولي در مناطق جنوبي هوا بسيار گرم است و در تابستان تحمل آب و هواي مناطق مرکزي بسيار مشکل ميباشد.

                                      

شهرهاي شيراز، اصفهان، تهران، مشهد و تبريز که مهمترين مراکز جلب جهانگردند آب و هواي بسيار متنوعي دارند.  شيراز با 4 ماه هواي گرم در صدر اين فهرست قرار مي گيرد و تبريز با يکماه هواي گرم در رديف آخر. 

جهانگردهائي که در فصل زمستان به سواحل جنوبي ايران مي روند با آب و هوائي بسيار مطبوع روبرو مي شوند، در حالي که در همان زمان مردم استانهاي فارس و اصفهان آب و هوائي باراني يا برفي دارند.  در فصل تابستان آب و هواي همه مناطق کشور تا حد قابل تحملي گرم مي شود.  بهترين زمان براي بازديد از مناطق مختلف ايران دو فصل بهار و پائيز و بويژه ايام نوروز ميباشد.

 

منظومه شمسی

منظومه شمسی

 منظومه شمسی ما حدود 6/4 ميليارد سال پيش، از ابر در حال چرخش بسيار بزرگي متولد شد. اين ابر عظيم كه نبولا ناميده مي شود از گاز و گرد و غبارتشكيل شده بود. بر طبق "نظريه نبولا" شايد يك موج شوك آور كه از يك سوپرنوای (نواختر یا نوا، ستاره در حال انفجار) نزديك اين ابر ناشي شده بود ونيز نيروهاي جاذبه اي باعث شدند كه ابرنبولا به هم فشرده شود. در نتيجه ذرات داخل ابر نبولا به هم برخورد كردند. ابر نبولا سريع تر و سريع تر چرخيد و مثل يك ديسك, فشرده و صاف و تخت شد. ذرات كوچك به هم فشرده شدند و اشياء بزرگ تري را به وجود آوردند و به تدريج منظومه شمسي ما كه شامل يك ستاره، سیارات و ساير اجسام است درست شد.

چگونه ستاره خورشيد متولد شد؟

 

 

ميليون ها سال پس از آن كه ابر نبولا شروع به فشرده شدن كرد و به ديسك در حال چرخش عظيمي تبديل شد، مركز ديسك تبديل به توده متراكمي شد. چون بيشتر مواد ابر نبولا به طرف مركز ديسك كشيده مي شدند. همين طور كه اين توده مركزي بزرگ مي شد دمايش هم افزايش می یافت. اتم ها در اين منطقه مركزي به هم نزديك تر مي شدند و همچنان ديسك به چرخشش ادامه مي داد وسريع تر و سريع تر مي چرخيد. در نهايت هسته ديسك به نقطه بحراني رسيد و شروع به سوختن كرد. همجوشي هسته اي شروع شد وستاره اي به نام خورشید متولد شد.

 

در واقع وقتي دما به حدود 27 ميليون درجه فارنهايت رسيد، همجوشي هسته اي در هسته خورشيد شروع شد. اين واكنش هسته اي باعث شد كه اتم هاي هيدروژن به اتم هاي هليوم به اضافه انرژي تبديل شوند. توليد اين انرژي مانع ازانقباض وبه هم فشردگي بيشتر خورشيد مي شود.

 

در نهايت خورشيد ثبات پيدا كرد و به يك كوتوله زرد تبديل شد كه قرار بود ده ميليارد سال به همين شكل باقي بماند. بعد از اين ده ميليارد سال سوخت هيدروژن خورشيد كم كم كاهش پيدا مي كند و خورشيد به طرف مرگ پيش مي رود. تا کنون پنج میلیارد سال از عمر خورشید سپری شده است.

 

 سياره ها چگونه تشكيل شدند؟ 

چنان كه گفتيم تراكم مواد در ميانه ديسك از همه جا بيشتر بود. در نتيجه گرد و غبار و اشيائي به ابعاد سنگ ريزه در همين منطقه ميانه ديسك با هم برخورد كردند و به توده هاي بزرگ تر و بزرگ تري تبديل شدند. در نهايت اين توده ها سياره هاي خاكي يعني عطارد، مریخ، زمین و ناهید را به وجود آوردند. 

اما دورتراز خورشيد آنقدر سرد بود كه آب يخ مي زد. در اين جا قطعات ريز يخ به هم برخورد كردند. گاز و گرد وخاك را هم به داخل خود جارو كردند و تبديل شدند به غول هاي گازي يعني مشتری، زحل، اورانوس و نپتون. اورانوس و نپتون كه از مركز متراكم ديسك دورتر بودند كوچك تر از دو غول گازي دیگر شدند.

 

 شبه سياره ها چه هستند؟

بيشتر گاز و گرد وغبار در وسط ديسك در حال چرخش جمع شده بود. نظريه نبولا مي گويد كه ابتدا خورشيد در وسط اين ديسك تشكيل شد. بعد از تشكيل خورشيد باقي مانده گرد و خاك و گازهايي كه به داخل خورشيد مكيده نشده بودند به چرخششان ادامه دادند. ذرات باقي مانده داخل ديسك به هم برخورد كردند و به هم گير كردند و چسبيدند واشيائي به اندازه سيارك ها را تشكيل دادند. اين اشياء شبه سياره ناميده مي شوند.

 

بعضي از اين شبه سياره ها با هم تركيب شدند و به نه سياره بزرگ تبديل شدند. بقيه شبه سياره ها، ماه ها، سیارک ها و شهاب سنگ ها را درست كردند كه همگي در همان مسير اوليه حرکت (مسیر موقعي كه در داخل ديسك بودند) و كم وبيش در همان سطح صاف و هموار دور خورشيد مي گردند. دليلش هم اين است كه آنها اصولاً از يك ديسك صاف و تخت به وجود آمده اند.

 

برخي ازموادي كه در داخل ديسك به هم برخورد كردند, ساختمان ذراتي را تشكيل مي دهند كه ما امروزه روي كره زمين داريم. اين مواد شامل مواد معدني، آب و مولكول هاي آلي مثل متان هستند.

 

مکانیک

انژکتور

يکي از مهترين مسايلي که هميشه مورد توجه بوده کاهش مصرف سوخت و کم کردن آلايندگي موتورها و استفاده بهينه بوده و به همين خاطر طراحان خودروها چه در طراحي موتور و چه در طراحي بدنه هميشه اين مسائله را در نظر دارند.
در همين راستا يکي از دستاوردها مهم خودروسازان در دهه 90 ميلادي طراحي و توليد موتورهاي EGI بود که اين موتورها در کشورهاي پيشرفته به سرعت جاي موترهاي کاربراتوري را گرفت .( در ايران هم چند سالي است که خودرو سازان يا همان مونتاژ کاران ! از اين نوع موترهاي استفاده مي کنند. ا اونجا که من يادمه البته دقيق نيست ولي فکر کنم از سال 80 بود که توليد خودروهاي انژکتوري در ايران آغاز شد و با توليد وانت نيسان با موتور انژکتوري که همين چند وقت پيش صورت گرفت نسل موترهاي کاربراتوري براي هميشه در ايران منقرض شد ) جالب است بدانيد
که در بسياری از کشورهای پيشرفته استفاده از انژکتور در همان سالهای اول ساخت آن اجباری شد.

موتور EGI يا انژکتوري
کلمه EGI مخفف Electronic Gasoline Injection به معناي تزريق الکترونيکي سوخت است .طرز کار اصلي اين سيستم استفاده از مخلوط بهينه سوخت و هوا در شرايط کارکرد مختلف موتور و بستگي به شرايط است که علاوه بر کاهش مصرف سوخت باعث افزايش قدرت و کاهش قابل توجه گازهاي آلاينده هوا نيز مي گردد .
به طور مثال يک موتور 1600 سي سي معمولي در شرايط مطلوب داراي قدرتي در حدود 70 تا 80 اسب بخار با مصرف 10 تا 12 ليتر در 100 کيلومتر هست ( البته منظور از موتور 1600 موتور پيکان نيست! موتور پيکان خودشو بکشه تا نهايت 70 اسب نيرو توليد ميکنه و گاهي با مصرفي در حدود 15 ليتر! ) اما يک موتور انژکتوري با گنجايش 1600 سي سي داراي قدرتي در حدود 90 تا 95 اسب بخار هست و مصرفي در حدود 7.5 تا 8 ليتر در 100 کيلومتر هست . به علاوه ميزان آلايندگي اين موتر از يک موتر کاربراتوري 1100 سي سي هم کمتر هست . :-( چنين اختلاف فاحشي در قدرت و مقدار مصرف به اين علت است که بازده موتر بستگي کاملي به نسبت هوا و سوخت دارد . در يک موتور کاربراتوري در شرايط مختلف رانندگي نسبت سوخت و هوا ثابت است و تنها با دستکاري مکانيکي مي توان آن را تغيير داد اما تفاوت اصلي موتور انژکتوري در همين جاست که با توجه به شرايط مختلف بار زياد استارت سرد شتاب مثبت يا منفي نسبت سوخت و هوا همواره در بهترين شرايط قرار دارد.

نحوه عملکرد انژکتور

 

 

 

انژکتور به سه قسمت اصلي تقسيم مي شود.
1 سيستم مربوط به هواي ورودي به موتر
2
سيستم سوخت رساني
3
سيستم کنترل که شامل يک کامپيوتر مرکزي که به اختصار PCM يا ECU ناميده ميشود و تعدادي سنسور براي مشخص کردن وضعيت موتر .
سيستم هواي ورودي :
هواي ورودي ابتدا از مجرايي گذشته و وارد محفظه فيلتر مي شود و سپس از محفظه کنترل جرم هواي ورودي گذشته در اين محفظه دريچه متحرک در مسير هواي مکيده شده قرار دارد که با ميزان تغيير حجم هواي ورودي زاويه آن تغيير پيدا مي کند. يک سنسور به اين دريچه متصل است که با توجه به ميزان باز و بسته بودن اين دريچه سيگنالهاي را به ECU ارسال مي کند.اين محفظه به گونه اي طراحي شده که درون آن مقداري هواي ذخيره شده وجود دارد که از يک مجراي جانبي تامين مي شود ( By Pass ) از اين هواي اضافه براي شتاب گيري ناگهاني استفاده ميشود که علاوه بر کارکرد بهتر موتر در شرايط شتاب ناگهاني و افزايش شتاب موجب کاهش گاز سمي منو اکسيد کربن در گازهاي خروجي مي شود. در همين مرحله يک سنسور دماي هواي ورودي را به ECU ارسال مي کند تا کامپيوتر مرکزي با توجه به دما و حجم به دست آمده جرم هواي ورودي به موتر را اندازه گيري کند.
عملکرد پمپ بنزين هم در اين محفظه و به وسيله علائم ارسالي از دريچه متحرک کنترل مي گردد. بعد از اين مرحله هواي ورودي از دريچه گاز مي گذرد که به پدال گاز متصل است در اينجا نيز سنسور کنترل شتاب خودرو به دريچه گاز متصل است و مقدار فشرده شدن پدال گاز را به ECU گزارش مي کند. همچنين در هنگام استارت سرد يک شير هوا و کمکي بر اساس دماي موتر فعال شده و عملکرد آن توسط ECU کنترل مي گردد .
هوا پس از عبور از دريچه گاز وارد محفظه تنظيم مي شود در اين محفظه نوسان فشار هوا از بين رفته و هوا در اختيار سيلندري که در حال مکش است قرار مي گيرد . به اين ترتيب که هوا وارد منيفولد سيلندر در حال مکش شده و درست قبل از ورود به درون سيلندر مقدار سوخت مورد نياز که توسط ECU کنترل مي شود از سوزن انژکتور با فشار تزريق مي شود سوخت در اين حالت به صورت پودر در مي آيد.
و سپس مخلوط سوخت و هوا وارد سيلندر مي شود. طراحي مسيرهاي جريان هوا به گونه اي صورت گرفته که کمترين ميزان فشار و نوسان و يا مقاومت را در برابر جريان هوا داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

سيستم سوخت رساني :
سيستم سوخت رساني عمليات تامين سوخت مورد نياز براي مخلوط شدن با هوا با نسبت و فشار مشخص انجام مي دهد كامپيوتر مركزي براساس اطلاعات به دست آمده از سنسورها مقدار سوخت بهينه را محاسبه مي كند و سيگنالهاي فعال كننده را به انژكتورهاي ارسال مي كند. ( توجه داشته باشيد كه مقدار سوخت با كم و زياد كردن زمان كار كرد سوزن انژكتور انجام مي شود نه كم و زياد شدن فشار سوخت يا افزايش باز شدن دهانه سوزن ) در اولين مرحله تامين سوخت پمپ بنزين به وسيله سيگنال ارسالي از كامپيوتر مركزي (ECU) فعال مي شود .
پمپ بنزين معمولا در كنار باك و يا در بعضي از مدلها براي كاهش صدا در داخل باك كار گذاشته مي شود . ( در بيشتر خودروهای ان‍ژكتوري هنگامي كه سوئيچ را روشن مي كنيد صداي پمپ به وضوح قابل شنيدن است كه در صورتي كه بعد از مدت كوتاهي موتور را روشن نكنيد با تامين فشار مورد نياز بنزين در پشت انژكتورها پمپ خاموش مي شود
بنزين مكيده شده ابتدا از يك فيلتر ذرات درشت كه در باك نصب شده عبور مي كند و فشار آن توسط شيرهاي فشار شكن و همچنين يك شير متعادل كننده فشار كنترل مي گردد .
سپس بنزين با عبور از فيلتر بسيار ظريف به سمت انژكتورها هدايت مي شود كه قبل از ورود به مرحله تزريق مجددا توسط يك رگلاتور فشار آن مجددا تنظيم مي شود .
در موتورهاي ان‍ژكتوري اوليه ETI ) يا( GFI فقط يك سوزن انژكتور بر روي ورودي منيفولد نصب شده بود است .در اين موتورها و نيز در موتورهاي كاربراتوري اولا اينكه مخلوط هوا و سوخت فاصله زيادي در مجراي منيفولد طي مي كند و ضمنا طول مجراي منيفولد براي سيلندرهاي 1 و 4 بيشتر از سيلندرهاي 2 و 3 هست اين مسئله باعث مي شود مقداري از مخلوط هوا و سوخت به علت طول بيشتر مسير تلف شده و بازدهي كاهش يابد چرا كه مقداري از مخلوط هوا و سوخت پشت سوپاپ جا مي ماند و در ضمن مقداري از از سوخت به دليل گرماي مجرا در همان جا به صورت ناقص مي سوزد . در ضمن موتورهاي انژكتوري فوق فاقد واحد ECU هستند. اما در موتورهاي انژكتوري جديد به علت وجود انژكتور به تعداد سيلندرها اين مشكلات وجود ندارد در اين موتورها عمل پاشش سوخت دقيقا در آخرين مرحله يعني ورود هوا به سيلندر صورت ميگيرد .
عمل تزريق سوخت توسط انژكتورها به صورت الكترومغناطيسي و به وسيله سيگنال ارسال شده توسط ECU به سيم پيچ داخل انژكتور صورت ميگيرد كه بعد رسيدن سيگنال به سيم پيچ باعث مغناطيسي شدن آن و باز شدن دهانه نازل و تزريق بنزين مي شود . توجه داشته باشيد كه مقدار باز شدن دهانه نازل هميشه ثابت است و مقدار سوخت به وسيله مدت زمان باز بودن دريچه نازل صورت مي گيرد اين زمان توسط ECU كنترل مي شود و دقيقا مطابق با دور موتور است .
در بعضي از موتورهاي انژكتوري يك انژكتور اضافي براي مواقع استارت سرد نصب شده تا موتور در شرايط سرد هم به خوبي كار كند.

 

تفاوت موتورهاي بنزيني كاربراتوري با انژكتوري  علاوه بر وجود انژكتور بجاي كاربراتور دارا بودن واحد مديريت موتور يا به اختصار ECU ‌مي باشد. در موتورهاي كاربراتوري سيستم هاي مختلفي كه بايد فعاليت مي كردند تا يك موتور بتواند روشن شود و به كار خود ادامه دهد نظير سيستم جرقه زني سوخترساني خنك كننده و...مستقل عمل مي كردند ولي در موتورهاي انژكتوري با كنترل الكتريكي تمام سيستم هاي يك موتور زير نظر واحد مديريت موتورECU‌ عمل مي كنند. واحد مديريت موتور با دريافت اطلاعات مورد نياز خود با سرعت   1000 بار در ثانيه توسط حسگرها از ابزارها واجزاي مختلف ومحيط و پردازش آنها اقدام به تعيين شرايط پاشش سوخت و زمان جرقه زني مي كند. واحد بودن مركز تصميم گيري در يك موتور( كه يك هدف را با وجود دارا بودن اجزاء مختلف دنبال مي كنند) اين مزيت را دارد كه تمام موتور هماهنگ تر عمل كند.

 

چگونه یک سیستم سوخت رسانی انژکتوری کار میکند :

سیستم سوخت رسانی که در ماشینهای مدرن استفاده میشود خیلی سالها پیش تغییر کرده است .
در سال 1990 سوبارو جاستی ( Subaru Jasty ) تنها اتومبیل کاربراتوری بود که در آمریکا فروخته شد . در مدل سال بعد جاستی سیستم سوخت رسانی انژکتوری داشت . اما سیستم سوخت رسانی انژکتوری حدودا از سال 1950 وجود داشته و سیستم سوخت رسانی انژکتوری الکترونیکی در ماشینهای اروپایی از سال 1980 شروع شده است .
امروزه تمامی اتومبیلهای فروخته شده در آمریکا مجهز به سیستم سوخت رسانی انژکتوری هستند .
در این مقاله ما یاد خواهیم گرفت که چگونه سوخت به داخل سیلندرهای موتور میرود و دوره هایی مثل " multi point fuel injection" و " Throttle body fuel injection system " به چه معنی هستند . همچنین یاد خواهیم گرفت که چگونه عمل chip ها میتونه نیروی بیشتری به موتورشما بده .

ساقط شدن کاربراتور :

در اکثر موتورهای احتراق درونی ، کاربراتور دستگاهی بوده است که سوخت موتور را تامین میکند . دربسیاری از ماشینهای دیگه مثل Lawnmowers و Chainsaws هنوز هم کاربراتور وجود دارد . اما چون اتومبیل پیشرفته کرده ، کاربراتور بیشتر از پیش برای مدیریت نیازهای موتور پیچیده شده است .
برای مثال برای اداره کردن تعدادی ازعملکردها کاربراتور 5 مدار مختلف داشت :

مدار اصلی ( main circuit ) که سوخت کافی را برای حرکت کم مصرف تهیه میکند .
مدار Idle : که سوخت کافی برای درجا کار کردن موتور تهیه میکند
پمپ شتابدهنده ( Accelerator pupm ( : که زمانیکه پدال گاز برای نخستین بار فشار داده میشود یک انفجار اضافی سوخت ایجاد میکند که باعث کم شدن مکث قبل از سرعت گرفتن موتور میشود .
مدار power enrichment circuit : برای زمانی که ماشین در سربالایی میرود یا چیزی را بکسل میکند ، سوخت بیشتری ایجاد میکند .
ساسات ( choke ) : برای زمانی که موتور سرد است سوخت بیشتری ایجاد میکند تا موتورر بکار بیافتد .

به منظور مدیریت درخواست ارسال دقیق سوخت catalytic enverters ( فیلتر شیمیایی که به لوله اگزوز وصل است و دود ماشین را برای کاهش آلودگی هوا پالایش میکند ) معرفی شد .
کنترل خیلی دقیق نسبت هوا به سوخت برای ثمر بخشی فیلتر هوا واجب شد .
سنسورهای اکسیژن هشدار میدهند که مقدار اکسیژن در حال تمام شدن است و واحد کنترل موتور از این اطلاعات استفاده میکند تا نسبت هوا به سوخت را در زمان واقعی تنظیم کند که این عمل closed loop conrtrol نامیده میشود .
امکان اینکه این کنترل با کاربراتورها انجام شود وجود نداشت .
برای یک دوره کوتاه ، کاربراتورهای کنترل الکترونیکی قبل ازاینکه سیستم سوخت رسانی انژکتوری این وظیفه را به عهده بگیرد وجود داشت .
اما این کاربراتورهای الکترونیکی خیلی پیچیده تر از مدلهای مکانیکی بودند .
ابتدائا کاربراتورها با throttle body fuel injection system (که همچنین به نامهای single point یا سیستم های انژکتوری مرکزی شناخته میشدند ) جانشین گردیدند که بصورت یک کنترل شونده برقی یکپارچه جریان سوخت تزریقی را به داخل throttle body تنظیم میکند .
....

تدریجا موتورهای جدید طراحی شدند و throttle body fuel injcetcion system به multi point fuel injection ( که همچنین به نام port , multi-point , یا sequential شناخته میشود ) تبدیل شد . این سیستمها یک سوخت رسانی انژکتوری برای هر سیلندر دارند . معمولاجایگیری آنها طوری است که به صورت مستقیم به دهانه سوپاپ پاشیده میشوند . این سیستمها میزان سوخت را به طور دقیقتری میسنجند و عکس العمل سریعتری اعمال میکنند .


زمانی که شما به گاز فشار وارد میکنید :

پدال گاز در ماشین شما به throttle volve ( دریچه کنترل هوا ) وصل میشود . این دریچه تنظیم میکند که چه مقدار هوا به داخل موتور وارد بشود ، در نتیجه و در واقع پدال گاز ، پدال هواست .
زمانی که شما روی پدال گاز فشار وارد میکنید ، throttle volve برای ممانعت از ورود هوای زیادتر ، بیشتر باز میشود . واحد کنترل موتور ( ECU ) ( کامپیوتری که همه اجزاء الکترونیکی موتور شما را کنترل میکند ) مراقب است که دریچه کنترل هوا آزاد باشه و میزان سوخت را قبل از اینکه هوای بیشتری به داخل موتور برود افزایش دهد .
افزایش میزان سوخت در لحظه بازشدن دریچه کنترل هوا با اهمیت است ، چرا که ممکن است یک مکث ایچاد بشود طوری که مقداری هوا روی سیلندرها اثر کند بدون اینکه سوخت کافی در اونها باشه .
سنسورها توده هوای وارد شده به موتور همچنین میزان اکسیژن در اگزوز را تنظیم میکنند .
ECU
از این اطلاعات برای تعدیل و تنظیم کردن سوخت رسانی استفاده میکند به طوریکه نسبت هوا به سوخت صحیح باشد .

انژکتور:
تزریق کننده سوخت چیزی نیست جز یک دریچه کنترل شونده الکترونیکی که با تحت فشار قرارگرفتن سوخت بوسیله یک پمپ سوخت در ماشین شما آماده میشود و امکان بازشدن و بسته شدن در مرتبه های زیاد در هر ثانیه رو دارد .

زمانی که به انژکتور ( تزریق کننده ) انرژی داده میشود یک electromagnet ( آهنربای برقی ) به سمت یک پیسوتی که دریچه رو باز میکنه حرکت میکند ، در نتیجه سوخت فشار داده شده به خارج از یک لوله پاشیده میشود .
لوله برای پخش کردن سوخت تا بهترین حد ممکن طراحی شده بطوریکه سوخت میتونه به راحتی شعله ور بشه .

مقدار سوخت تهیه شده بوسیله میزان لحظه ای که انژکتور سوخت باز میمونه تعیین میشه که این pulse width نامیده شده و بوسیله ECU کنترل میشود .
انژکتورها روی یک شیر چند راهه داخلی سوار میشوند بطوریکه آنها سوخت را مستقیما به دریچه های داخلی میپاشند . یک لوله که fuel rail نامیده میشود ، فشار سوخت به تمام انژکتورها را فراهم میکند .
برای اینکه میزان صحیح سوخت فراهم بشود ، واحد کنترل موتور به مجموعه کاملی از تعداد زیادی سنسور تجهیز میشود ....

سنسورهای موتور :
برای اینکه مقدار مناسب سوخت برای هر oprating condition فراهم بشه ، واحد کنترل موتور ( ECU ) باید دسته بزرگ سنسورهای درونی رو تنظیم کنه .
تعدادی از این سنسورها به شرح زیر هستند :
mass airflow sensor :
اي سي يو ( ECU ) بر توه هوای وارد شده بر موتور اثر میکند.

Oxygen sensor(s) :
میزان اکسیژن در اگزوز را کنترل و تظیم میکند بطوری که ECU میتواند تعیین بکند که چه مقدار مخلوط سوخت پر نیرو یا کم نیرو بوده و در نتیجه آن را نتظیم میکند .
Throttle position sensor :
مکان و موقعیت دریچه هوا را تنظیم میکند ( مقدار هوایی که به داخل موتور میرسد را محاسبه میکند )
بنابراین ECU میتواند سریعا برای تغییرات عکس العمل نشان داده و به مقدار مورد نیاز میزان سوخت را افزایش یا کاهش دهد .
coolant temperature sensor :
به ECU این امکان را میدهد که لحظه ای که موتور به دمای موثرش رسیده را تعیین کند .
voltage sensor :
سیستم ولتاژ ماشین را تنظیم میکند بطوریکه ECU میتواند سرعت در جا کارکردن موتور را زمانی که ولتاژ افت کرده ، زیاد کند .
Manifoled absolute pressure sensor :
فشار هوا را در دهانه لوله چند منظوره تنظیم میکند .
میزان هوا که در داخل موتور شروع به کم شدن میکند ، نشانه خوبی است از اینکه چه مقدار نیرو تولید میشود ، و بیشتر هوایی که به داخل موتور میرود ، کمتر از میزان فشار لوله چند منظوره است ، بطوریکه این میزان برای اندازه گیری مقدار نیروی تولید شده استفاده میشود .
Engine speed sensor :
سرعت موتور را نتظیم میکند ، که یکی از فاکتورهایی است که برای محاسبه دامنه تپ زدن موتور ( pulse width ) استفاده میشود.

دو نوع کنترل اصلی برای سیستمهای multi - port وجود دارند :

1-
انژکتورهای سوخت همه میتوانند در یک زمان باز بشوند ، 2 - هرکدام میتواند تنها قبل ازباز شدن دریچه درونی برای سیلندرهایش ، باز بشود . اسم این عمل sequential multi-port fuel injection است .
فایده ناشی از سوخت رسانی تزریقی این است که اگر راننده باعث ایجاد یکسری تغییرات ناگهانی بشود سیستم میتواند عکس العمل سریعتری نشان بدهد ....

 

انواع حس گرهاي اندازه گيري

انواع حس گرهاي اندازه گيري
براي اندازه گيري دم انواع مختلفي از حس گرها وجود دارد. برخي از حس گرها نوع قديمي تر عبارتند از ترموكوپلها
RTDها و ترميستورها .

آموزشی: انواع حس گرهاي اندازه گيري:
براي اندازه گيري دم انواع مختلفي از حس گرها وجود دارد. برخي از حس گرها نوع قديمي تر عبارتند از ترموكوپلها
RTDها و ترميستورها . اين حس گرها به دليل محاسن و كارايي زياد ه طور گسترده به كار ميروند نسل جديد حس گرها مانند حس گرهاي مدار مجتمع و ابزار هاي سنجش دما به روش تابش تنها براي تعداد محدودي از كاربردها شناخته شده است و مورد استفاده قرار ميگيرد.


انواع حس گرهاي اندازه گيري:
براي اندازه گيري دم انواع مختلفي از حس گرها وجود دارد. برخي از حس گرها نوع قديمي تر عبارتند از ترموكوپلها
RTDها و ترميستورها . اين حس گرها به دليل محاسن و كارايي زياد ه طور گسترده به كار ميروند نسل جديد حس گرها مانند حس گرهاي مدار مجتمع و ابزار هاي سنجش دما به روش تابش تنها براي تعداد محدودي از كاربردها شناخته شده است و مورد استفاده قرار ميگيرد.
انتخاب نوع حس گر بستگي به ميزان دقت محدوده دمايي سرعت پاسخ اتصال حرارتي محيط( از نظر شيميايي الكتريكي و يا فيزيكي بودن) و همچنين قيمت دارد .
همينطور كه در جدول زير ملاحظه ميكنيد براي اندازه گيري دماهاي پايين و بسيار بالا مناسبتري انتخاب ترموكوپلها ميباشند . محدوده اندازه گيري معمول ترموكوپلها بين 270 - تا 2600+است. ترموكوپل ارزان و بسيار مقاوم است و ميتوان از انها در بسياري از محيطهاي فيزيكي و شيميايي استفاده كرد . براي عملكرد انها نياز به تغذيه خارجي و جود ندارد و دقت انها معمولا مثبت منفي يك درجه است .
RTDها در محدوده دماهاي مياني از 200-تا600+سانتيگراد بكار ميروند. اين حس گرها دقت بالا معمولا در محدود مثبت منفي 2 درجه سانتيگراد را دارا ميباشند . RTDها همچنين ميتوانند در بيشتر محيطهاي فيزيكي و شيميايي استفاده شوند ولي به اندازه ترموكوپلها مقاوم نيستند.
ترميستورها در كاربردهاي دمايي پايين تا مياني در محدوده 50-تا 200+ بكار ميروند اين حس گرها به اندازه ترموكوپلها و
RTDها مقاوم نيستند و نميتوان از انها به راحتي در محيطهاي شيميايي استفاده كرد. ترميستورها ارزانقيمت هستند.
حس گرهاي نيمه هادي در كاربردهايي با دماي پايين و در محدوده 40-تا125+ بكار ميروند اتصال انها با محيط كامل نيست . قيمت ارزاني دارند و در بعضي از مدلها مستقيم و بدون نياز به مبل
A/Dبه كامپيوتر وصل ميشوند.

خطاهاي اندازه گيري:
منابع مختلفي ميتواند براي ايجاد خطا در حين اندازه گيري دما وجود داشته باشد كه برخي از خطاهاي مهم توضيح داده ميشود.

خطاها ي تنظيم:
خطاهاي تنظيم در اثر خطاهاي انحراف و خطاي خطي پديد ميايد .اين خطاها در اثر چرخه هاي طولاني حرارتي ايجاد ميشود و معمولا سازندگان توصيه ميكنند كه ابزار اندازه گيري را هر چند وقت يك بار تنظيم كنيد. در زمان تعويض حس گر از همان نوع حتما بايد عمل تنظيم مجددا صورت پذيرد.
RTD ها دقيقترين و پايدار ترين حس گر ها هستند.

ايجاد حرارت در اثر عمل حس گر:
RTDها ترميستورها و حس گرهاي نيمه هادي براي خواندن خارجي نياز به منبع تغذيه خارجي دارند . اين منبع ميتواند سبب گرم شدن حس گر و در عمل خواندن خطا ايجاد كند.

اغتشاش الكتريكي:
اغتشاش الكتريكي(
noise) سبب ايجاد خطا در اندازه گيري ميشود . ترموكوپلها ولتاژ بسيار پاييني توليد ميكنند و به همين دليل اغتشاش ميتواند به راحتي بر اندازه گيري انها اثر بگذارد . با استفاده از فيلترهاي پايين گذر دور نگه داشتن حس گرها و سيمها از ابزار هاي الكتريكي ميتوان اين مقدار را به حداقل رساند.

فشار مكانيكي:
برخي حس گرها مثل
RTDها به فشار مكانيكي حساس هستند و وقتي در معرض فشار قرار ميگيرند خروجيهاي نادرست ايجاد ميكنند . با اجتناب از تغير فرم حس گر استفاده نكردن از مواد چسبنده براي اتصال ثابت حس گر و استفاده از ترموكوپل كه حساسيت كمتري نسبت به فشار مكانيكي دارند ميتوانند راه گشاي باشد .

عملگرهاي

عملگرهاي سيستم کلاچ

عملگر کلاچ بايد به نحوه اي عمل کند که نيروي اندکي را که توسط پاي راننده به پدال وارد مي شود به نيروي بزرگتري تبديل نمايد تا بتواند سبب جابجايي صفحه فشارنده و در نتيجه صفحه کلاچ گردد. انواع مختلف اين عملگرهاي مورد استفاده در کلاچها شامل اهرم بندي مکانيکي، الکترومغناطيس، هيدروليک، الکترونيک و نيوماتيک (خلاء) مي باشند.

 اهرم بندي مکانيکي

در اين نوع از عملگرها بين پدال و انگشتيهاي محرک صفحه فشارنده يک اهرم بندي مکانيکي قرار مي گيرد که عامل انتقال نيرو از پاي راننده به صفحه کلاچ مي باشد. اين نوع ميله بنديها معمولاً نيروي وارده توسط راننده را 10-12 برابر مي کند. نيروي حاصل از کلاچ گيري بلافاصله پس از فشردن کلاچ توسط لنتها احساس نمي شوند، زيرا در آنها حدود 25 ميليمتر خلاصي در نظر گرفته مي شود.

 

 

 

 

 

 

در بسياري از خودروها که از سيستمهاي مکانيکي بعنوان عملگر استفاده مي کنند، بجاي سيستم ميله بندي اهرمي از سيم استفاده مي کنند. از نظر سازندگان، استفاده از ميله بندي سيمي راحت تر از استفاده از ميله بندي اهرمي است. اکثر ميله بنديهاي سيمي بايد بوسيله دست تنظيم شود، اما ميله بندي سيمي خود تنظيم نيز وجود دارد که در اين نوع به تنظيم مرتب کلاچ نيازي نيست.

اهرم بندي مکانيکي بعنوان عملگر کلاچ

 

 

 

عملگر سيمی کلاچ

 عملگر الکترومغناطيسي

 اين نوع عملگرها در برخي از اتومبيلها مورد استفاده قرار گرفته است. نمايي از اين نوع عملگر را در شکل 1-17 ملاحظه مي کنيد. A چرخ لنگر و B سيم پيچي است که درون چرخ لنگر قرار گرفته است. C صفحه کلاچ و D صفحه فشارنده است. سيم پيچ B نيز بوسيله جريان باتري تغذيه مي شود. وقتي که سيم پيچ تغذيه مي شود، صفحه فشارنده را به طرف خود جذب مي کند و بدين ترتيب کلاچ درگير مي شود. عمل خلاصي کلاچ جهت تعويض دنده نيز توسط سوييچي که در کنار دسته دنده جاي دارد، صورت     مي گيرد؛ بدين ترتيب که راننده با قطع آن   مي تواند جريان ورودي به سيم پيچ را قطع و صفحه کلاچ را از فلايويل جدا کند تا عمل تعويض دنده صورت پذيرد.

کلاچ با عملگر مغناطيسي  

اين نوع عملگرها از لحاظ مکانيزمي به مراتب سيستم ساده تري دارند. براي راننده نيز استفاده از آن بسيار ساده تر است چرا که ديگر به پدال نيازي ندارد. يکي ديگر از مهمترين مزاياي اين نوع از عملگرها استفاده از آنها در اتومبيلهايي است که فاصله کابين راننده از  کلاچ زياد است. از مهمترين معايب آنها نيز مشکل توليد حرارت زياد در سيم پيچ است که در نتيجه انتقال چنين حجمي از حرارت مشکل خواهد بود. از طرفي علاوه بر هزينه سيم پيچ، بعلت نوع خاص اين نوع کلاچها بايد تغييراتي روي فلايويل آنها ايجاد شود که خود مستلزم هزينه بالاتري مي شود.

عملگر هيدروليکي

 اين نوع از عملگرها هنگامي بکار مي روند که کلاچ در جايي نصب شده باشد که رساندن ميله يا سيم به آن دشوار باشد و يا هنگاميکه استفاده از عملگرهاي مکانيکي نتواند نيروي لازم براي جابجايي صفحه کلاچ را فراهم آورد مانند سيستم کلاچ اتومبيلهاي پرقدرت. زيرا در اين حالت فنرهاي مجموعه صفحه فشارنده بسيار قوي هستند و فشار دادن پدال کلاچ مستلزم وارد آوردن نيروي زياد است.

عملگر هيدروليکي مورد استفاده در کلاچ 

در اين نوع عملگر هنگاميکه راننده پدال را فشار مي دهد، در نتيجه اين کار پمپ هيدروليک مخصوصي که پشت پدال قرار دارد عمل مي کند و در نتيجه سيال تحت فشار از اين پمپ و از طريق يک لوله وارد پمپي که پشت صفحه فشارنده قرار دارد مي شود. اين پمپ فشار هيدروليکي را به حرکت مکانيکي تبديل مي کند. (شکل1-18) اين سيستم را مي توان بگونه اي طراحي نمود که با وارد شدن نيروي کمي به پدال کلاچ نيروي زيادي به صفحه فشارنده وارد شود، اين امر با استفاده از پيستون کوچکي در داخل پمپ پشت پدال و به نسبت استفاده از پيستون بزرگتر در پمپ دوم مي تواند صورت گيرد. اين نوع کلاچها تلفات اصطکاکي پدالهاي مکانيکي را ندارند و براي استفاده در خودروهايي که فاصله زيادي بين کابين راننده و کلاچ دارند مناسب مي باشد. بزرگترين مزيت آن نيز همانطور که گفته شد امکان ايجاد نيروهاي بزرگتر مي باشد.

 عملگر الکترونيکي

اين نوع عملگر در واقع عملگر هيدروليکي است که به شيوه الکترونيکي کنترل مي شود. اين نوع کلاچ به پدال نياز ندارد. حسگرها اطلاعات لازم درباره دريچه گاز ، موتور ، کلاچ و جعبه دنده را به يک مدول کنترل الکترونيکي مي فرستند. وقتي راننده دنده را جابجا مي کند، مدول کنترل الکترونيکي به دستکاه محرک هيدروليکي سيگنال مي فرستد. اين دستگاه فشار سيال را در سيلندر هيدروليکي کنترل مي کند تا کلاچ را درگير يا خلاص کند. کلاچ به سرعت خلاص مي شود و در حالت خلاص   مي ماند تا راننده دسته دنده را رها کند.

کلاچ خودکار انواع ديگري هم دارد. همه اين کلاچها هنگامي خلاص مي شوندکه واحد کنترل سيگنال مقتضي را به يک کارانداز برقي، هيدروليکي، بادي يا خلاء بفرستد.

 

 

 

پردازش گر ECU

ECU مخفف Electronic Control Unit یا واحد کنترل الکترونیک می باشد و نقشهدایت و کنترل یک خودروی انژکتوری را بر عهده دارد. همانطور که می دانیدخودروهای انژکتوری بدلیل عملکرد بهتر و توانایی پاس کردن استانداردهایآلودگی، بطور کامل در تمام دنیا جایگزین خودروهای کاربراتوری شده اند ومغز این سیستم ECU می باشد. ECU با توجه به سنسورهایی که به موتور متصلاست وضعیت و شرایط خودرو را تحلیل کرده و پاسخهای لازم را به خروجیها کهعبارتند از: انژکتورها، جرقه زنها و ... اعمال می کند. سنسورهای کیت هایانژکتوری مختلف هستند که هر چه تعداد آنها بیشتر باشد ECU بهتر می تواندشرایط موتور را درک کند. سنسورهای مهم خودروهای انژکتوری عبارتند از: سنسور دور یا RPM، سنسور فشار داخل مانیفولد یا MAP، سنسور دریچه گاز یا TPS، سنسور دمای آب یا CTS، سنسور دمای هوا ATS، سنسور اکسیژن یا لاندا،سنسور ضربه و ...
سازندگان معروف ECU چه شرکتهایی هستند؟
۱) شرکت Bosch آلمان: این شرکت بهترین و معروفترین سازنده ECU و کیتانژکتوری در دنیا می باشد و در اغلب خودروهای پیشرفته جهان نشانی از آن رامی توان یافت. چند مدل از زانتیا موجود در ایران دارای کیت انژکتوری Bosch می باشد.
۲) شرکت Delco آمریکا: این شرکت یکی از قدیمی ترین شرکتهای سازنده ECU می باشد و ECU آن در اغلب خودروهای آمریکایی بخصوص خودروهای شرکت GM یا جنرال موتورز بکار رفته است مانند کادیلاک، پونتیاک و... همچنین درخودروهای دوو کره مانند دوو ESPERO.
۳) شرکت Ford آمریکا: این شرکت سازنده خودرو، سازنده ECU البته برایخودروهای فورد می باشد و اولین بار ایده کنترل تطبیقی یا خود-یادگیر درخودروهای این شرکت عملا پیاده سازی شد.
۴) شرکت Siemens آلمان: فعالیت این شرکت گرچه به اندازه رقیب آلمانیآن یعنی Bosch نیست اما ECU های خوبی می سازد. ECU پراید انژکتوری موجوددر ایران طراحی این شرکت است.
۵) شرکت Magneti Marelli ایتالیا: این شرکت در اروپا محبوبیت زیادیداشته و بر روی اغلب خودروهای اروپایی کیت آن نصب است. به عنوان مثالخودروهای فیات مدل PUNTO و فولکس واگن مدل GOLF IV، مزدا ۳۲۳.
۶) شرکت Sagem فرانسه: بر روی اغلب ماشینهای فرانسوی ECU این شرکتنصب است. بنابراین پژو ۲۰۶، مدلهایی از زانتیا؛ همچنین خودروهای ایرانیمانند سمند و پیکان انژکتوری.
۷) شرکت Nippon Denso ژاپن: این شرکت توسط شرکت تویوتا تاسیس شده وبخش عمده سهام آن را دارا می باشد البته ۶ درصد سهام آن متعلق به شرکت Bosch است. ECU اغلب خودروهای تویوتا (مانند تویوتا لندکروز ) و برخیخودروهای ژاپنی مانند نیسان، هوندا، سوزوکی و ... متعلق به این شرکت میباشد.
شرکتهای دیگری هم هستند مانند HITACHI، MATSUHITA، LOTUS و ...
● UNICHIP
یا فن آوری تنظیم ECU
امروزه موتورهای انژکتوری نقشی بسیار اساسی در موفقیت صنایع خودروسازیایفاء می‌نمایند و کیفیت و قابلیتهای آن، درصد کارایی خودرو را نشانمی‌دهد. همانطور که می‌دانیم کنترل کننده موتورهای انژکتوری، بردیالکترونیکی به نام ECU می‌باشد و در واقع کارایی این بخش تعیین کنندهکیفیت یک موتور و در ابعادی دیگر کیفیت خودرو خواهد بود؛ بدین معنی کههرچقدر ECU یک موتور بهتر طراحی شده باشد، آن موتور کیفیت بهتری خواهدداشت.
ECU
بر اساس سنسورهایی که بدان متصل است شرایط کار موتور را درک کردهو فرامین مناسب را به انژکتورها و شمعها صادر می‌کند. از آنجا که دینامیکخودرو بسیار پیچیده و غیر خطی می‌باشد، طراحان ECU برای سهولت کار، جداولیرا به نام map داخل حافظه ECU می‌ریزند که در آن مقدار پاشش سوخت و زاویهآوانس در هر دور و بار موتور مشخص شده است. هر چه دقت این جداول بیشترباشد، دقت عملکرد ECU بیشتر خواهد بود.
نکته‌ای که باید توجه کرد اینست که مقادیر این جدولها وابستگیمستقیمی به پارامترهای جغرافیایی موتور، نظیر فشار و دمای هوا دارد. شرکتهای خودروسازی، ECU را برای یک آب و هوای خاص طراحی نمی‌کنند بلکهمقادیر map را بگونه‌ای تنظیم می‌کنند که برای انواع شرایط جغرافیاییجوابی بهینه و معقول بدهد. بنابراین map، در این حالت برای تمام خودروهایاز یک مدل بهینه است نه هر خودروی خاص؛ زیرا هیچ دو خودرویی، حتی از یکمدل کاملاً مانند یکدیگر نیستند.
اگر سیستمی بتواند این نقیصه را از ECUها برطرف کند، آنگاه می‌توانبه طور اختصاصی map هر خودرو را کالیبره کرده و توان آن را افزایش داد.
امروزه تیونینگ ECU خودروها، بحث جا افتاده ای است و شرکتهای بسیاریدر این زمینه فعالیت می کنند بطور کلی دو روش برای تیونینگ خودروهایانژکتوری وجود دارد. روش اول خواندن دیتاهای (map) ECU و دادن دیتاهایجدید که شرکتهای بسیاری در این زمینه فعالند از جمله: Eurochip، Chip Tuning، Tech TV، Autospeed و ...یکی از اشکالات این روش اینست که بشدتوابسته به ساختار ECU است و با پیچیده شدن سخت افزار ECU امکان خواندن وتغییر دیتاهای آن مشکل و گاهی غیرممکن می شود مگر آنکه شرکت سازنده ECU خود نحوه دسترسی به اطلاعات را در اختیار شرکتهای تیونینگ بگذارد. روش دوماضافه کردن یک سخت افزار جانبی به ECU جهت تغییر پارامترهای ECU است. اینروش گرچه گرانتر تمام می شود اما وابسته به نوع ECU نیست. یکی از شرکتهاییکه در این زمینه فعال است، شرکت Dastek است. شرکتی که در آفریقای جنوبی قرار دارد و باپرسنلی در حدود ۳۰ نفر توانسته موفقِِِِت چشمگیری داشته باشد.جالب استبدانید که این شرکت بظاهر کوچک توانسته است محصول خود را به کشورهای مختلفدنیا صادر کند و بیش از ۳۰۰ نمایندگی فروش در سرتاسر دنیا دارد که فقط ۱۰۰تا از آنها در ایالات متحده آمریکاهستند. نام این محصول UNICHIP است.
اصول عملکرد UNICHIP بدین صورت که سنسورهای اصلی در یک موتورانژکتوری (MAP, RPM) را خوانده و سپس با توجه به نقطه کار موتور، مقادیریمجازی از این دو سنسور را به ECU اعمال می‌کند؛ بگونه‌ای که رفتار ECU نسبت به حالت قبل بهبود پیدا می‌کند.
آمارها نشان می‌دهد که موفقیت UNICHIP در این زمینه بسیار بالا بودهاست:از هر ۴۰۰ خودرو، فقط یک خودرو ممکن است با UNICHIP بهینه نگردد، ۸۰%خودروهایی که در آفریقای جنوبی استفاده می‌شوند، UNICHIP را در خودروهایخود نصب کرده‌اند، UNICHIP بر روی بیش از ۳۲۰ مدل موتور از خودروسازانبزرگ دنیا پیاده شده است.

طرح کلاچ الکترونيکي در خودرو 

این قطعه كه یك میكرو كامپیوتر كوچك است میتواند به كمك اطلاعاتی كه به صورت زنده و همزمان از سنسور های وابسته میگیرد باتعیین شرایط لحظه ای موتور به یك سری عمل كننده یا فرمان برهای نصب شده بر روی موتور فرمان دهد تا از این طریق زمان و مدت پاشش سوخت و زمان جرقه و فراهم سازی شرایط مناسب برای ایجاد بهترین احتراق را در داخل سیلندر تامین میكندمحل قرار  گیری ECU در داخل اتاق موتور است این كامپیوتر نیز مانند دیگر همنوعان خود دارای CPU -حافظه و برنامه ریزی است در داخل ECU دونوع حافظه موجود است
الف )‌ حافظ هی موقت كه مانند حافظه ی RAM كامپیوتر های PC است و با قطه برق از بین می رود اما مجددا قابل استحصال است . به روش برگرداندن حافظه ، روش تجدید حافظه و یا initialize  می گویند . حافظه ی موقت شناسایی استپ موتور ،‌دنده ها و حالات عملی خودرو و محاسبات لحظه ای را به عهده دارد و محلی برای نگهداشت معایب موقت و دائم سیستم انژكتور است .
ب )‌حافظه ی دائم كه مانند سیستم عامل و Set up  كامپیوتر های pc  است با قطع برق از بین نمی رود اما در صورت خراب شدن دیگر قابل برگشت نبوده و می توان گفت كه ECU  سوخته است . حافظه دائم شامل جدول بزرگی به نام Look up table  است .كه در این جدول به مانند جدول ضرب ردیف ها و ستون ها و خانه هایی وجود دارد با این تفاوت كه تعداد ردیف ها و ستون های این جدول از دو عدد بیشتر بوده و تعداد آن برابر تعداد سنسور های موجود در سیستم می باشد . EDU در هر حال پس از باز كردن سویچ در حال اسكن كردن سنسور ها و گرفتن اطلاعات آنها به صورت لحظه ای و تجزیه و تحلیل آنها ست. با هر دور اسكن ،‌اطلاعات سنسورها را دریافت داشته و از طریق این جدول و با استفاده از ردیف ها و ستون های این جدول یك خانه از جدول را هدف یابی می كند . در این خانه از جدول كه طی آزمایشات متعدد در شركت های سازنده برنامه ریزی شده سه چیز تعیین می گردد تا در این شرایط موتوری و محیطی :
1-
مدت پاشش سوخت چقدر باید باشد .
2-
زمان پاشش سوخت توسط انژكتور چقدر باید باشد
3-
زمان ایجاد جرقه یا آوانس باید به چه میزان اعمال شود .
یك ویژگی مهم ازECU انژكتور یا انجام عملیات cut off.وجود سیستم الكترونیك در خودرو كار كنترل سیستم و یا انجام عملیات های خود كنترلی را ساده تر میكند یكی از این موارد كنترل دور موتور توسطECU  است اگر دور موتور به دلیل فشار بیش از حد بر پدال گاز خودرو تمایل به بالا رفتن از حد مجاز را داشته باشد ECU به طور اتوماتیك برق انژكتور را قطع كرده و خودرو در این حالت خاموش میشود و پس از پایین آمدن دور موتور ECU مجددا فرمان پاشش را صادر میكند و موتور روشن میشود این عمل برای این است كه از ریسك یاتاقان زدن موتور جلوگیری به عمل آید.
انواع ECU های موجو در خودرو های پژو پارس و 405 و سمند
1-
پژو پرشیا       MM8p
2-
پیكان آردی 405 پارس سمند      sl96
3- 405
پارس سمند نوع       s2000-10         L3
4-405 `
سمند پارس (موتور زانتیا             BOSCH  MP7.3
البته باید عرض كنم كامپیوتر ها در انواع موتور ها فرق میكنند ولی به جز پارس elx خودرو های سمند و پارس معمولی و پژو 405 از یك موتور استفاده كرده فقط بنا به زمان تغییراتی جزئی در خود موتور انجام داده شده كه با نام های L3و L4ارائه می شوند .

 

فیزیک

هدف:

در معرفي علم فيزيك دكتر پروين استاد فيزيك دانشگاه اميركبير مي‌گويد: «فيزيك علم زندگي و اصلا علم حيات است» . و يا دكتر منيژه رهبر استاد فيزيك دانشگاه تهران معتقد است هر چيزي كه در اطراف خويش مي‌بينيم به فيزيك ربط پيدا مي‌كند. همچنين پاسخ به بسياري از سوالهايي را كه هميشه ذهن بشر به آن مشغول بوده است به وسيله علم فيزيك مي‌توان داد. مثل اين كه دنيا چگونه بوجود آمده است؟ از چه تشكيل شده و كوچكترين جزء آن چيست؟ در كل مي‌توان گفت كه جهان در بزرگترين مقياس تا ريزترين مقياس در ارتباط با علم فيزيك مي‌باشد. يكي ديگر از استادان دانشگاه نيز فيزيك را دانش كشف و استفاده عملي از قوانين و روابط حاكم بر پديده‌هاي طبيعي مي‌نامد كه مبناي اين دانش بر تجربه و آزمايش استوار است.

ماهيت:

رشته فيزيك در حد ليسانس عبارت است از فيزيك دبيرستاني به اضافه فيزيك قرن بيستم . از سوي ديگر مي‌توان گفت كه فيزيك در حد ليسانس مفاهيم فيزيكي دبيرستاني را عميق‌تر كرده و طرز برخورد با مسائل فيزيكي را آموزش مي‌دهد». دكتر پروين نيز مي‌گويد: «فيزيك دانشگاهي بر پايه كتاب فيزيك هاليدي و برخي كتب ديگر كه به زمينه‌هاي فيزيك مدرن مي‌پردازد، قرار گرفته است يعني به نظر من اگر كسي مطالبي را كه در فيزيك هاليدي نوشته شده است به درستي بفهمد بايد به او ليسانس فيزيكش را بدهند».

گرايش هاي مقطع ليسانس:

رشته فيزيك در دوره كارشناسي داراي 5 گرايش اتمي مولكولي، هسته‌اي ، حالت جامد، هواشناسي و نجوم است (البته فيزيك داراي گرايش دبيري نيز هست كه ما در اينجا به بررسي آن نمي‌پردازيم چرا كه گرايش دبيري به عنوان يك گرايش تخصصي در علم فيزيك مطرح نمي‌باشد) كه تعداد واحدهاي تخصصي هر يك از اين گرايش‌ها در دوره كارشناسي بسيار محدود است و به همين دليل گرايش‌هاي فوق در اين دوره تفاوت محسوسي با يكديگر ندارند. براي اطلاع هرچه بيشتر به معرفي اجمالي هر يك از گرايشهاي اين دوره مي‌پردازيم.

گرايش اتمي - مولكولي:

فيزيك اتمي- مولكولي كه مربوط به فيزيك جديد است از زماني متولد شد كه دانشمندان متوجه شدند كوچكترين جزء در طبيعت اتم نيست بلكه اتم از اجزاي كوچكتري به نام الكترون‌ها و هسته تشكيل شده است. يعني اتم از هسته‌اي تشكيل شده است كه الكترون‌هايي در اطراف آن مي‌گردند. دكتر منيژه رهبر استاد فيزيك دانشگاه تهران در ادامه سخنان خويش مي‌گويد: «در اين ميان فيزيك اتمي به بررسي نقل و انتقال‌هاي الكترون‌هاي اطراف هسته مي‌پردازد و خواص آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد. يعني ما در فيزيك اتمي كاري به اين نداريم كه هسته از چه تشكيل شده است بلكه هسته برايمان مركزي با بار مثبت است و بيشتر توجه ما جلب الكترون‌هاي اطراف هسته مي‌شود». دكتر هوشنگ روحاني‌زاده استاد فيزيك دانشگاه تهران نيز در معرفي فيزيك اتمي مي‌گويد: «اگر ما بپذيريم كه در كل، علم فيزيك به دو بخش دنياي بزرگ و دنياي كوچك تقسيم مي‌شود. دنياي بزرگ فيزيك ، مربوط به دنياي روزمره است و در آن حركت اتومبيل‌ها، موشك، ماهواره و در كل تمام حركاتي كه مي‌بينيم مورد بررسي قرار مي‌گيرد، فيزيك اتمي به دنياي بي‌نهايت كوچك‌ها برمي‌گردد چرا كه ما در فيزيك‌اتمي به بررسي ساختار ذره‌اي به نام اتم مي‌پردازيم و اين كه اتم چگونه تشكيل شده و چه ويژگي‌هايي دارد؟»

گرايش فيزيك هسته‌اي:

دكتر رهبر در معرفي فيزيك هسته‌اي مي‌گويد: «در فيزيك هسته‌اي، خود هسته، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد يعني متخصصان و دانشمندان بررسي مي‌كنند كه هسته از چه تشكيل شده و چه نيروهايي بين اجزاي هسته حكمفرما است و در نتيجه واكنش‌هاي انجام شده،‌ چقدر انرژي آزاد مي‌گردد؟» دكتر دويلو نيز در معرفي اين گرايش مي‌گويد: «انرژي هسته‌اي و راديوايزوتوپ‌ها مسائلي هستندكه در فيزيك هسته‌اي مورد بررسي قرار مي‌گيرد».

فيزيك حالت جامد:

گرايش حالت جامد مربوط به سيستم‌هاي بس ذره‌اي مخصوصا جامدات است. سامان مقيمي عراقي در ادامه مي‌گويد: «ابتدايي‌ترين كار در اين گرايش بررسي بلورهاي جامدات و خواص اپتيكي ، مكانيكي، الكتريكي و صوتي امواجي است كه در آن منتشر مي‌شود كه اين بررسي منجر به پديده‌هاي مختلفي مثل ابر رسانايي، نيم رسانايي و يا پخش و انتقال گرما مي‌گردد.» دكتر پروين نيز مي‌گويد: «مطالعه دانش مربوط به كريستال‌ها و ويژگي‌هاي فيزيكي آنها به گرايش حالت جامد بر مي‌گردد.»

گرايش هواشناسي:

دو گرايش نجوم و هواشناسي بسيار محدودتر از سه گرايش اتمي – مولكولي، هسته‌اي و حالت جامد ارائه مي‌شود. براي مثال در سال تحصيل 79-78 گرايش هواشناسي تنها در دانشگاه هرمزگان ارائه شده و گرايش نجوم اصلا ارائه نشده است. اما در معرفي اين گرايش سامان مقيمي عراقي مي‌گويد: «گرايش هواشناسي ، اطلاعات پايه‌اي و متنوعي درباره انواع پديده‌هاي جوي و برخورد علمي با آنها ارائه مي‌دهد و همچنين با مطالعه ديناميك وضعيت هوا مي‌توان بررسي كرد كه شرايط هوا چگونه تغيير كرده و چه پارامترهايي براي ايجاد اين تغيير لازم است؟»

گرايش نجوم:

سه بخش اصلي اين گرايش را نجوم رصدي، اخترشناسي و كيهان‌شناسي تشكيل مي‌دهد. سامان مقيمي عراقي در ادامه مي‌گويد: «در بخش نجوم كه جنبه مشاهداتي دارد، پديده‌هاي مختلف نجومي را رصد و ثبت كرده و سپس از آنها عكس گرفته و طيف آنها را مي‌سنجد. در اخترشناسي كه جنبه نظري دارد وضعيت ستارگان مورد مطالعه قرار مي‌گيرد يعني بررسي مي‌شود كه هر ستاره در چه مرحله‌اي قرار دارد و چه اتفاقاتي برايش رخ مي‌دهد؟ بخش كيهان‌شناسي نيز با اين كه زياد جنبه نجومي ندارد اما به هرحال پيشرفتش را مديون علم نجوم است. به اين معني كه مدل‌هاي مختلف كيهان‌شناسي بايد با داده‌هاي رصدي مطابقت كند.»‌ گفتني است كه اين كيهان‌شناسي به صورت كلاسيك به چگونگي ايجاد جهان و تشكيل ساختارهاي كهكشاني مانند خوشه‌ها و ابر خوشه‌ها مي‌پردازد.

آينده شغلي، بازار كار، درآمد:

امروزه اگر كشوري بخواهد پيشرفت كند بايد پژوهش كند و چيزهاي جديدي بسازد. اگر بخواهد پژوهش كند بايد به آزمايشگاهها برود و اگر بخواهد در آزمايشگاهها كار كند،‌ احتياج به تيم علمي دارد و در يك تيم علمي نيز هميشه متخصصان شاخه‌هاي مختلف فيزيك حضور دارند چون هر كاري كه بخواهيم انجام بدهيم بايد بنيان فيزيكي داشته باشد. دكتر پروين در ادامه مي گويد: «براي مثال اگر بخواهيم يك دستگاه الكتريكي بسازيم اول بايد بدانيم چه قوانين فيزيكي بر آن حاكم است و بعد از شناخت آن قوانين، مي‌توان دستگاه مورد نظر را با استفاده از فن و هنر ساخت.» «اگر كسي فيزيك را خوب خوانده باشد در سازمانهاي مختلف كشور از قبيل صداوسيما، برنامه و بودجه، مخابرات و همچنين در صنايع مختلف مفيد واقع شده و موفق مي‌گردد. چون دانشجويان فيزيك مطلب مختلفي از قبيل الكتريسيته و مكانيك مي‌خوانند و در زمينه‌هاي مختلف ديد وسيعي پيدا مي‌كنند.» آقاي صحبت‌زاده دانشجوي دكتري فيزيك دانشگاه شهيد بهشتي در مورد موقعيت‌هاي شغلي فارغ‌التحصيلان فيزيك مي‌گويد: «فارغ‌التحصيلان اين رشته در حد كارشناسي مي‌توانند در صنعت مخابرات و ارتباطات ، نيروگاههاي هسته‌اي، مراكز توليد قطعات غيرهادي و سلول‌هاي خورشيدي، صنايع توليد و نگهداري ليزر در صنعت، پزشكي و نظامي و سازمان انرژي اتمي فعاليت كنند.» داريوش شيرازي فارغ‌التحصيل اين رشته نيز مي‌گويد: «اگر كسي به اميد به دست آوردن يك موقعيت شغلي مناسب، واردرشته فيزيك بشود، بايد بداند كه در انتها فقط يك مدرك ليسانس به دست خواهد آورد. براي اين كه رشته‌هاي علوم پايه و از جمله فيزيك در جامعه ما موقعيت كاري مناسبي ندارند و در نهايت اگر شانس داشته باشند جذب كلاسهاي تقويتي و خصوصي مي‌شوند.» البته اين در مورد دانشجوياني صدق مي‌كند كه رشته فيزيك انتخاب چهل يا سي به بعد آنها بوده است و در واقع به اميد اين كه فقط در دانشگاه پذيرفته شوند اين رشته را انتخاب كرده‌اند و گرنه دانشجوياني كه با علاقه و دقت و تامل بسيار اين رشته را انتخاب كرده‌اند حتي به صورت خصوصي نيز در اين رشته فعاليت مي‌كند. براي مثال يكي از فارغ‌التحصيلان اين رشته كارگاهي براي ساخت وسايل اپتيكي داير كرده است و يا تعدادي از فارغ‌التحصيلان با شركت ايران خودرو براي بعضي از پروژه‌هاي اين شركت قرارداد بسته‌اند چون دانشجويان اين رشته ياد مي‌گيرند با مسائلي كه در پيش رويشان قرار مي‌گيرد براحتي برخورد كرده و مدل‌ ساده‌اي براي حل مسائل ارائه بدهند.

توانايي هاي مورد نياز و قابل توصيه:

اسماعيليان دانشجوي دكتري فيزيك هسته‌اي دانشگاه شهيد بهشتي مي‌گويد: «فيزيك منهاي رياضي يعني صفر به همين دليل دانشجويان اين رشته بايد از نظر رياضيات در سطح بسيار بالايي باشند.» سامان مقيمي عراقي نيز معتقد است كه دانشجوي اين رشته بايد به فيزيك علاقه‌مند باشد به اين معني كه از آنچه ياد گرفته است بتواند در زندگي روزمره خويش استفاده كند. براي مثال با توجه به معلومات فيزيك دبيرستاني خود بررسي كند كه آبي كه از شير آب مي‌ريزد چرا به تدريج باريك مي‌شود و سطح مقطع آن در اين هنگام به چه حدي مي‌رسد؟ بي‌شك عواملي كه باعث شد نيوتن با افتادن سيب پي به قانون جاذبه ببرد، كنجكاوي مفرط، صبر و بردباري، مطالعه و آزمايش‌هاي مستمر و قدرت تحليلي همراه با تفكر فراوان بود كه با مشاهده پديده‌هاي تكراري و عادي زندگي روزمره قوانيني را كشف كرد. دكتر منيژه رهبر در اين باره مي‌گويد: «برخلاف رشته‌هاي مهندسي كه با اتفاقات علمي كار دارند در رشته‌هاي علوم پايه از جمله فيزيك به چگونگي پيش‌آمدهاي علمي توجه مي‌كنند و در واقع به دنبال يافتن دلايل و چرايي هر پديده يا اتفاق هستند و به همين دليل بچه‌هايي كه مستعد،‌ باهوش و كنجكاو هستند، مي‌توانند در اين رشته موفق گردند. اما متاسفانه چون در دبيرستان فيزيك بخوبي آموزش داده نمي‌شود و دانش‌آموزان تنها به حفظ فرمول‌ها مي‌پردازند، نمي‌توانند بين آنچه خوانده‌اند و آنچه در دنياي خارج وجود دارد، ارتباط برقرار كنند و در نتيجه كنجكاوي آنها تحريك نمي‌شود و تعداد اندكي از دانش‌آموزان با استعداد به رشته فيزيك علاقه‌مند شده و اين رشته را انتخاب مي‌كنند.» مهم اين است كه دانشجوي فيزيك از آنچه در اطرافش اتفاق مي‌افتد به راحتي نگذرد

وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:

امروزه اگر ما به فكر پيشرفت و ساخت وسايل صنايع مختلف كشورمان از نظامي گرفته تا پزشكي نباشيم بايد اين صنايع را به صورت آماده از كشورهاي ديگر بخريم كه اين كار احتياج به سرمايه‌اي گزاف دارد و باعث وابستگي كشور ما به كشورهاي صنعتي مي‌گردد دكتر رهبر نيز در همين زمينه مي‌گويد: «ما در ايران صنايع چنداني نداريم و صنايع موجود نيز بيشتر مونتاژ بوده و ابتكاري نيست اما اگر روزي بخواهيم صنايع پيشرفته‌اي داشته باشيم بايد خواص مواد را بدانيم تا متوجه شويم كه چطور مي‌توان از آنها استفاده بهتري بكنيم و وضعيت آن را بهبود ببخشيم و چنين پيشرفتي تنها با توسعه و پيشرفت علم فيزيك امكان‌پذير است چرا كه متخصصان فيزيك مي‌توانند موجب بهبود كيفيت محصولات گشته و يا وسايل جديد طراحي بكند. يعني ما به جاي اين كه مواد خام خود را خيلي ارزان صادر كنيم به ياري دانش فيزيك آنها را به محصولات ساخته تبديل بكنيم چرا كه اين محصولات ارزش افزوده بسيار زيادي دارد. كار ي كشور پيشرفته‌اي مثل ژاپن انجام داد. چون اين كشور به ياري صنايع نيمه‌رسانا، ترانزيستور و الكترونيك پيشرفت كرده است،‌صنايعي كه علم زيربنايي آنها فيزيك مي‌باشد.»

نكات تكميلي:

دكتر هادي دويلو استاد مهندسي هسته‌اي دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي اميركبير مي‌گويد: «بيشتر واحدهاي درسي دانشجويان گرايش‌هاي مختلف رشته فيزيك، در دوره ليسانس مشترك چرا كه دانشجويان فيزيك تنها در سال آخر تحصيلي اقدام به انتخاب گرايش خود مي‌كنند و هر گرايش نيز تنها 9 واحد تخصصي يعني سه درس تدريس مي‌شود و به همين دليل نمي‌توان بين يك ليسانس گرايش فيزيك حالت جامد يا هسته‌اي و يا ساير گرايشهاي تفاوتي قائل شد يعني يك ليسانس فيزيك در هيچ‌يك از گرايشها متخصص نمي‌شود». دكتر عراقي استاد فيزيك دانشگاه صنعتي اميركبير با تاكيد بر همين امر مي‌گويد: «هر دانشجوي فيزيك در دوره كارشناسي بايد 130 واحد بگذراند كه دروس تخصصي هر يك از گرايشها فقط 9 واحد از اين 130 واحد است و بدون شك 9 واحد نمي‌تواند تغييري در ديدگاه دانشجويان ايجاد كند و هر دانشجو فقط شناختي جزئي نسبت به گرايش مورد نظر خود پيدا مي‌كند. تازه، گاه همين 9 واحد نيز به گونه‌اي مشترك اما در دروسي مختلف در هر يك از گرايشها تدريس مي‌شود يعني كتابها يا واحدهاي درسي هر گرايش، متفاوت است اما در كل همه به اطلاعات يكساني دست پيدا مي‌كنند. در نتيجه يك ليسانسه فيزيك، يك كارشناس فيزيك به معناي عام آن است و كارشناس يا متخصص در يكي از گرايشهاي فوق به شمار نمي‌آيد.»

ساختار اتم

از مدتها قبل ،انسان مي داند كه تمام مواد از ذرات بنيادي يا عناصر شيميايي ساخته شده اند. از ميان اين مواد،مثلاً مي توان از اكسيژن ،گوگرد ،و آهن نام برد .كوچكترين ذره آهن ،يك اتم آهن و كوچكترين ذره گوگرد ،يك اتم گوگرد ناميده مي شود . آهن خالص فقط داراي اتمهاي آهن است و گوگرد خالصل نيز فقط اتمهاي گوگرد دارد . اتمها جرمهاي گوناگوني دارند .سبكترين آنها اتم هيدوژن است .

 اتمهاي آهن بسيار سنگينتر از هيدروژن و اتمهاي "اورانيم" از اتمهاي آهن سنگينترند ،يعني جرمشان بيشتر ايت .واژه اتم ،از بان يوناني گرفته شده و معناي آن در واقع "ناكسستني" يا "تقسيم ناپذير" است .

امروزه ما مي دانيم كه امها را هم مي توان به اجزاء كوچكتر تقسيم كرد.ولي به هر حال ،اگر مثلاً يك اتم آهن را درهم بشكنيم ،اجزاء شكسته شده ،و ديگر آهن نسيتند و خصوصيات آهن را ندارند به اين دليل است كه در بسياري از كتابهاي شيمي تعريف زير در باره واژه "اتم" آورده شده است :

"يك اتم كوچكترين سنگ بناي يك عنصرشيميايي است كه كليه خصوصيات ويژه آن عنصر را دارا بوده و در صورت تقسيم آن به اجزاء كوچكتر ،اين خصوصيات را از دست خواهد داد ".

 اتمها در مقايسه با كليه چيزهايي كه ما در زندگي معمولي خود با آنها برخورد مي كنيم ،خيلي خيلي كوچك هستند .

قطر يك اتم تقريباً سانتيمتر يا 8 - 10×1 سانتيمتراست . با ذكر يك مثال مي توان پي برد كه اتمها چقدر كوچك هستند : برروي كره زمين تقريباً 5 ميليارد نفر زندگي مي كنند. اگر هر نفر را يك اتم حساب كنيم و با اين اتمها يك زنجير بسازيم طول اين زنجير به زحمت 50 سانتيمتر خواهد شد .

 مولكول چيست؟ اتمها مي توانند براي ايجاد ذرات بزرگنر با يكديگر پيوند پيدا كنند و به اصطلاح "مولكولها " را تشكيل دهند.به عنوان مثال ،دو اتم اكسيژن با يكديگر تشكيل يك مولكول اكسيژن را مي دهند. در طبيعت اغلب اوقات اتفاق مي افتد كه امهاي عناصر مختلف به صورت مولكول با يكديگر اتحاد مي يابند .

 يكي از معروفترين اين اتحادها مولكول آب است . كه ازيك اتم اكسيژن و دو اتم هيدوژن تشكيل شده است . يك مولكول آمونياك ،يك اتم نيتروژن وسه اتم هيدوژن دارد .

 آب و آمونياك برخلاف اكسيژن و كربن عناصر شيميايي نيستند بلكه تركيبات شيميايي از عناصر متقاوت هستند .كوچكترين ذره چنين تركيبي مولكول ناميده مي شود .چنانچه يك مولكول آب را تجزيه كنيم خصوصيات آب از دست مي رود و فقط ذرات تشكيل دهنده آن يعني هيدروژن و اكسيژن باقي مي مانند كه خصوصياتي كاملاً متفاوت با آب دراند .

 مولكولهانيز مثل اتمها به طرز غيرقابل تصوري كوچك هستند دريك ليوان ـآب معمولي تقريباً 6000000000000000000000000 يا 24 10×6 مولكول آب وجود دارد . اگر اين لوان آب را به ميزان مساوي بر روي تمام اقيانوسها و درياهاي كره زمين پخش كنيم درهر ليتر از آب درياها ،چندين هزار مولكول از آب ليوان وجود خواهد داشت .

ساختار اتم چيست ؟ تقريباً 75سال پيش "ارنست رادر فورد " در انگلستان مطلبي را كشف كرد كه فيزيك اتمي جديد را نبيان گذارد . اما اكنون به اين مطلب مي پردازيم .اين فيزيكدان بريتانيايي يك ورق نازك طلايي را مورد اصابت ذرات آلفا قرار داد تا در ون اتمها را شناسايي كند .

اگر مواد در يك چنين ورق فلزي بطور متناسب و يكنواخت پخش بودند ذرات آلفا درهمان مسير پرواز خود به حركت ادامه مي دادند،اگر چه در اين حالت كمي از سرعت ذرات آلفا كاسته مي شد. تمام "ذرات آلفا" تقريباً به همين شكل رفتار كردند .البته تعداد كمي نيز كاملاً از مسير خود منحرف شدند درست مثل اينكه به يك گلوله كوچك اما خيلي سنگين برخورد كرده باشند "رادرفورد " از اين آزمايش چنين نتيجه گيري كرد كه تقريبا تمام جرم اتم طلا در يك هسته بسيار كوچك وناچيز تمركز يافته است .

 هسته اتم كشف شده بود.امروز ه ما دقيقاً مي دانيم ساختار اتم چيست ."اتم ماننديك منظومه شمسي كوچك است ". در مركز اتم يك هسته بسيار كوچك قرار دارد كه از نظر الكتريكي داراي با ر مثبت است و تقريباً تمام جرم اتم را تشكيل مي دهد به دور اين هسته ذرات كوچك و بسيار سبكي كه داراي بار الكتريكي منفي هستند يعني الكترونها در حركت هستند.

 اتمها ي سنگين تر ين فلزات در وقاع داراي "ساختماني اسفنجي " هستند و تقريبا فقط از فضاي خالي تشكيل شده اند اگر هسته اتم را به برزگي يك گيلاس فرض كنيم ،ساختمان اتم با مدارهاي اكتروني خود تقريبا به بزرگي "كليساي دم " در شهر كلن خواهد بود .

 قطر هستهه اتم تقريبا برابر سانتيمتر يا 12- 10سانتيمتر مي باشد به عبارت ديگر 100ميليارد هسته اتم دركنار هم زنجيري به طول يك ميليمترخواهند ساخت .

 ساده ترين اتم هيدروژن است . دراين اتم فقط يك الكترون به دور هسته بسيار كوچكي مي گردد . در شرايط عادي اين اكترون فقط پنج ميليارددم سانتيمتر يا 9- 10×5 سانتيمتر از هسته فاصله دارد .اما اين الكترون مي تواند روي مدارهاي دور تري نسيت به هسته نيز قرار گيرد و در اينجاست كه متاسفانه و جه تشابه بين اتم و منظومه شمسي از بين مي رود .

 حركت الكترون فقط روي مدارهاي ويژه و معين يا به عبارت ديگر"تراز انرژي " مشخصي امكان پذير مي بادش در حالي كه سياره ها در هر فاصله دلخواهي از خورشيد مي توانند حركت كنند مثلا اگريك الكترون از يك مدار داخلي يا به عبارت ديگراز يكتراز پر انرژي تر به يك مدارداخلي يا يك تراز كم انرژي تر منتقل شود مقدار انرژي به شكل يك ذره يا "كوانت نوري " يا "فوتون" رها مي وشد چون فقط مدارها يا ترازهاي انرژي كاملاً معيني وجود دارد در نتيجه فقط ذره هاي نوري يا انرژي كاملاً معيني نيز منتشر خواهند شد و به عبارت ديگردرنمودار موجي طول موجهاي كاملا معيني پديدار مي شوند كه انسان ار روي آنها مي تواند درتمام كيهان يك انم هيدروژن را باز شناسايي كند.

 اين مطلب براي ساير عناصر شيميايي نيزصادق است زير بناي علم "طيف نگاري و طيف شناسي " مي باشد كه به كمك آن مثلا مي توان تشخيص داد چه نوع اتمهايي در آتمسفر خورشيد وجود دارند .

كشفيات وابسته به فيزيك

اعراب:

 مصريان و ديگران نظام عدد نويسي كنوني - هندسه مقدماتي و رياضيات مقدماتي را ابداع مي كنند.

 قبل از ميلاد :

 525 فيثاغورث : با ابداع آميزه اي از رياضيات و عرفان از افسانه رويگردان شده به اعداد كه آنها را منبع حقيقت مي داند روي مي آورد.

 340 ارسطو : مجادله مي كند كه زمين به جاي يك فلات مسطح يك كره گرد است.

 295 اقليدس : كتاب خود عناصر را منتشر و دانش هندسه را منظم و مرتب مي كند.

 260 اريستار كوس ساموسي : اصل گردش زمين به گرد خورشيد و عالمي بسيار پهناور را پيش مي كشد.

 240 : ارشميدس : مكانيك كلاسيك و دانش فيزيك مقدماتي را پي ريزي و مدون مي كند.

 200 اراتوستنس : روش اندازه گيري محيط زمين را به دست مي دهد.

 100 كلاديوس پتالومي ( بطلميوس) : مدل پيچيده زمين مركزي جهان را مي سازد كه تا 1400 سال بعد اساس دانش نجوم باقي مي ماند.

 بعد از ميلاد :

1515 لئوناردو داوينچي : در زمينه هاي مكانيك - هيدروليك و آيرو ديناميك مشاهدات و برداشت هاي مهمي مي كند.

 1543 نيكلاس كپرنيك : كتاب ( درباره گردش سيارات) را منتشر و اصل خورشيد مركزي جهان را مطرح مي كند

. 1572 تيكوبراهه : يك نوا (ستاره جديد = Nova ) مشاهده مي كند كه گواهي بر متغير بودن جهان مي شود.

 1610 گاليلئو گاليله : براي نخستين بار آسمان شب را از درون يك دوربين نجومي تلسكوپ مي بيند و كشفياتي را اعلام ميكند كه مويد صحت نظريه كيهاني كپرنيك است.

 1619 يوهان كپلر : ثابت مي كند كه مسير حركت سيارات به گرد خورشيد بيضي شكل است و قوانين حركت آن ها را بدست مي آورد.

 1687 آيزاك نيوتن : با انتشار كتاب پرنسيپاي خود نشان مي دهد كه نيروي جاذبه ثقل كه از قانون تناسب معكوس با مجذور فاصله پيروي مي كند. عامل حركت سقوطي اجسام به طرف زمين و حركت مداري كره ماه به زمين - هر دو - يكي است.

 1799 پي ير سيمون دو لاپلاس : براي فرضيه جاذبه عمومي نيوتن شالوده اي رياضي بنا و نظريه احتمالات را نيز پي ريزي مي كند. لاپلاس به پايه گذاري دستگاه آحاد اندازه گيري متريك هم كمك مي كند.

 1824 كارل فردريش گاوس : اصول هندسه غير اقليدسي را پي ريزي مي كند.

 1824 كريستين دوپلر : كشف مي كند كه فركانس امواج نوري و صوتي يك منبع در حال حركت به چشم و گوش يك ناظر ايستاده كمتر مي آيد اگر منبع در حال دور شدن از او و بيشتر مي آيد. اگر منبع در حال نزديك شدن به او باشد.

 1831 مايكل فارادي : پديده القاي الكترومغناطيسي را كشف مي كند.

 1848 ويليام كولن : دماي صفر مطلق را تعيين مي كند.

 1848 ژان لئو فوكو : روش هايي براي اندازه گيري سرعت نور در هوا ابداع و ثابت مي كند كه سرعت سير نور در آب و ساير محيط هاي شفاف به نسبت عكس ضريب هاي شكست نوري آن محيط كاهش مي يابد.

 1860 رابرت بنزن و گوستاو كيرشهف : تجزيه طيفي را پي ريزي و مقايسه مواد آزمايشگاهي با مواد سازنده خورشيد و ستارگان ديگر را كه در عمل به معناي امكان تعيين جنس مواد سازنده آن كرات از روي زمين است ممكن مي كند.

 1864 جان كلارك ماكسول : در گفتار درباره الكتريسيته و مغناطيس- را كه امكان فهم پديده هاي مربوط به اين حوزه دانش را بسيار بيشتر مي كند منتشر مي سازد.

 1879 آلبرت مايكلسن : با استفاده از اصول فوكو سرعت سير نور را اندازه مي گيرد.

 1887 آلبرت مايكلسن و ادوارد مورلي : آزمايش هاي دقيقي انجام و به كمك آن ها نشان مي دهند كه فضا از چيزي به نام اتر كه وجود آن براي انتشار نور لازم دانسته مي شد نمي تواند پر باشد.

 1894 هاينريش هرتز : عملا نشان مي دهد كه امواج الكترومغناطيسي با سرعت نور سير مي كنند و مانند آن مي توانند بازتابش و شكست داشته باشند و قطبي يا پلاريزه هم بشوند.

 1895 ويليام رونتگن : اشعه ايكس را كشف و نخستين برنده جايزه نوبل در فيزيك مي شوند.

 1898 ماري و پير كوري : عناصر راديو اكتيو راديوم و پولونيوم را شناسايي مي كنند.

 1900 ماكس پلانك : نظريه كوانتومي تابش (تشعشع) را بصورت يك اصل بيان كرد و با آن فيزيك كوانتومي را پايه ريزي كرد.

 1904 ارنست رادرفورد : نشان مي دهد كه عمر زمين را مي توان با محاسبه مقدار گاز هليومي كه از سنگ معدن مواد راديواكتيو خارج مي شود اندازه گرفت.

 1905 آلبرت انيشتين : مقالاتي درباره نظريه نسبيت خاص - پديده فوتو الكتريك و حرارت براوني منتشر مي كند كه نظريه نسبيت وي اندازه كيري زمان و مكان در سرعت هاي زياد را ناهنجار و جرم و انرژي را معادل يكديگر مي داند.

 1906 جي جي تامسون : وجود ذره الكترون را عملا تثبيت مي كند.

 1911 ارنست رادرفورد : نشان مي دهد كه بخش اعظم جرمي اتم در هسته بسيار كوچك آن جاي دارد.

 1913 نيلز بوهر : نظريه ساختار اتم را فرمول بندي مي كند.

 1916 آلبرت انيشتين : نظريه نسبيت عام خود را كه نظريه بنيادي درباره فضا - زمان و جاذبه ثقل است منتشر مي كند و جاذبه ثقل را پديده اي ناشي از فضاي خميده ميداند.

 1924 شاهزاده لويي دوبروي : اصل علمي را مطرح مي كند كه به موجب آن ماده حتي شيئي مانند الكترون كه در حالت عادي ذره شناخته مي شود در عين حال رفتار موجي هم دارد.

 1925 ولفگانگ پاولي : اصل منع (exclusion principal) خود را كه در شناخت خطوط طيفي نور ستارگان و سحابي ها كارايي دارد بيان مي كند.

 1926 اروين شرودينگر : معادله موج خود را كه شارح چگونگي حركت امواج دوبروي از مكاني به مكان ديگر است. و اينك معادله مركزي مكانيك كوانتومي دانسته مي شود تدوين و تثبيت مي كند.

 1927 يان اورت : ثابت مي كند كه كهكشان راه شيري در چرخش است و چندي بعد با استفاده از تلسكوپ راديويي نقشه هايي از بازوي مارپيچي اين كهكشان تهيه مي كند.

 1928 پي . ا. ام ديراك : با محاسبه وجود ذرات ضد ماده را پيش بيني مي كند كه اينها ذراتي هستند مانند ذرات ماده معمولي ولي بار الكتريكي مختلف العلامه با بار آنها ( يكي از آنها پزيترون است كه ضد الكترون است)

 1929 ادوين هابل : با استفاده از تجزيه و تحليل طيفي نشان مي دهد كه جهان واقعا آنگونه كه انيشتين با محاسبه پيش بيني كرده است در حال انبساط است.

 1931 ولفگانگ پاولي : وجود ذره نوترينو را با محاسبه پيش بيني مي كند.

 1932 جيمز چادويك : ذره نوترون را كشف و جايزه نوبل 1935 در فيزيك را نصيب خود مي كند.

 1938 ليزه و اوتو هاهن : پديده شكافت هسته اتم را كشف مي كند و هاهن به پاس آن كشف جايزه نوبل دريافت مي كند ( همكار او ميتز پيش از كامل شدن كار مجبور به فرار از آلمان نازي مي شود ولي آگاهان نقش آن خانم را در آن تلاش محفوظ مي دانند.)

 1939 لئوزيلارد : به مفهوم واكنش زنجيره اي در فيزيك اتمي دست مي يابد و يكي از چند نويسنده نامه اي به امضاي انيشتين به رئيس جمهور روزولت مي شود. نامه درباره توانايي هاي بمب اتمي و علمي بودن ساخت آن با استفاده از پديده شكافت هسته اورانيوم است.

 1942 انريكو فرمي : سرپرستي برنامه ساخت و راه اندازي نخستين راكتور اتمي جهان را كه بخشي از پروژه منهتن است به عهده مي گيرد.

 1945 جي رابرت اوپنهايمر : برنامه ساختن نخستين بمب اتمي را كه بخشي از پروژه منهتن است رهبري مي كند.

 1946 ژرژ گاموف : پيش بيني مي كند كه انفجار بزرگ آغازگر جهان بايد تشعشعات كيهاني پشت صحنه اي بار آورده باشد.

 1960 آلن سنديج و توماس ماتيوس : كوازار ها را كه دورترين كهكشانها ( دورترين تا زمين) هستند كشف مي كنند.

 1961 مري گل مان ويووال نعمان : مستقل از يكديگر طرح طبقه بندي ذرات درون اتمي را كه گل مان طرح هشت لايگي مي نامند مي ريزند

 1963 ئي . ان . لورنتز : نخستين مقاله درباره نظريه درهم ريختگي را منتشر مي كند.

1964 مري گل مان و جرج زوويك : مستقل از يكديگر نظريه تشكيل يافتن پروتون و نوترون و هادرون ديگر از ذرات جديد كوچكتري به نام كوارك را پيش مي شكد كه نام كوارك و گل مان انتخاب مي كنند.

 1965 ريچار فاينمن : مشتركا با توموناكو و شوينگر جايزه نوبل در فيزيك را بپاس ابداع نظريه الكتروديناميك كوانتومي برنده مي شوند. نظريه اي كه ابداع آن در طريق جستجو براي درك طبيعت گام مهمي به جلو تلقي مي شود.

 1965 رابرت ويلسون و آرنونپنرياس : وجود تشعشعات يا تابش هايي را در اعماق فضا كشف و صحت نظريه انفجار بزرگ را تاييد آزمايش مي رسانند.

 1968 آزمايش هاي انجام شده در مركز شتاب دهنده خطي دانشگاه استنفورد صحت نظريه كوارك ها را تاييد ميكنند.

 1981 آلن گوت : اين اصل را كه عالم كيهاني اوليه از يك دوره انبساط قابل نمايش با يك تابع رياضي نمايي گذر كرده است ثابت مي كند.

 1995 دانشمندان شاغل در آزمايشگاه دستگاه شتاب دهنده ملي فرمي - نشانه هاي وجود كوارك (رو) آخرين عضو پيدا نشده خانواده ذرات تشكيل دهنده سنگ بناي كل ماده موجود در عالم را پيدا مي كند.

 

 

نظريه نسبيت عام

همه ما براي يك‌بار هم كه شده گذرمان به ساعت‌فروشي افتاده است و ساعتهاي بزرگ و كوچك را ديده ايم كه روي ساعت ده و ده دقيقه قرار دارند. ولي هيچگاه از خودمان نپرسيده ايم چرا؟مقاله اي كه در پيش رو داريد به بحث درباره نظريه نسبيت عام مي پردازد و در آخر پاسخ سؤال بالا را مطـرح مـي كند. انيشتين در نظريه نسبيت خاص با حركت شتابدار و يا با گرانش كاري نداشت.

اولين موضوعات را در نظريه نسبيت عام خود كه در 1915 انتشار يافت مورد بحث قرار داد.نظريه نسبيت عام ديد گرانشي را بكلي تغيير داد و در اين نظريه جديد نيروي گرانش را مانند خاصيتي از فضا در نظر گرفت نه مانند نيرويي بين اجرام ، يعني برخلاف آنچه كه نيوتن گفته بود !در نظريه او فضا در مجاورت ماده كمي انحنا پيدا مي‌كرد. در نتيجه حضور ماده اجرام ، مسير يا به اصطلاح كمترين مقاومت را در ميان منحنيها اختيار مي‌كردند. با اين كه فكر انيشتين عجيب به نظر مي‌رسيد مي‌توانست چيزي را جواب دهد كه قانون ثقل نيوتن از جواب دادن آن عاجز مي ماند.سياره اورانوس در سال 1781 ميلادي كشف شده بود و مدارش به دور خورشيد اندكي ناجور به نظر مي‌رسيد و يا به عبارتي كج بود ! نيم قرن مطالعه اين موضوع را خدشه ناپذير كرده بود.بنابر قوانين نيوتن مي بايست جاذبه اي برآن وارد شود. يعني بايد سياره اي بزرگ در آن طرف اورانوس وجود داشته باشد تا از طرف آن نيرويي بر اورانوس وارد شود.در سال 1846 ميلادي اختر شناس آلماني دوربين نجومي خودش را متوجه نقطه اي كرد كه « لووريه» گفته بود و بي هيچ ترديد سياره جديدي را در آنجا ديد كه از آن پس نپتون نام گرفت.نزديك ترين نقطه مدار سياره عطارد به خورشيد در هر دور حركت ساليانه سياره تغيير ميكرد و هيچ گاه دوبار پشت سر هم اين تغيير در يك نقطه خاص اتفاق نمي‌افتاد.

اختر شناسان بيشتر اين بي نظمي ها را به حساب اختلال ناشي از كشش سياره هاي مجاور عطارد مي دانستند !مقدار اين انحراف برابر 43 ثانيه قوس بود. اين حركت در سال 1845 به وسيله « لووريه» كشف شد بالاخره با ارائه نظريه نسبيت عام جواب فراهم شد اين فرضيه با اتكايي كه بر هندسه نااقليدسي داشت نشان داد كه حضيض هر جسم دوران كننده حركتي دارد علاوه برآنچه نيوتن گفته بود.وقتي كه فرمولهاي انيشتين را در مورد سياره عطارد به كار بردند، ديدند كه با تغيير مكان حضيض اين سياره سازگاري كامل دارد. سياره هايي كه فاصله شان از خورشيد بيشتر از فاصله تير تا آن است تغيير مكان حضيضي دارند كه به طور تصاعدي كوچك مي شوند.اثر بخش‌تر از اينها دو پديده تازه بود كه فقط نظريه انيشتين آن‌را پيشگويي كرده بود.

 نخست آنكه انيشتين معتقد بود كه ميدان گرانشي شديد موجب كند شدن ارتعاش اتمها مي شود و گواه بر اين كند شدن تغيير جاي خطوط طيف است به طرف رنگ سرخ! يعني اينكه اگر ستاره اي بسيار داغ باشد و به طوري كه محاسبه مي كنيم بگوييم كه نور آن بايد آبي درخشان باشد در عمل سرخ رنگ به نظر مي‌رسد كجا برويم تا اين مقدار قواي گرانشي و حرارتي بالا را داشته باشيم، پاسخ مربوط به كوتوله هاي سفيد است.دانشمندان به بررسي طيف كوتوله هاي سفيد پرداختند و در حقيقت تغيير مكان پيش بيني شده را با چشم ديدند! اسم اين را تغيير مكان انيشتيني گذاشتند. انيشتين مي گفت كه ميدان گرانشي شعاع هاي نور را منحرف مي‌كند چگونه ممكن بود اين مطلب را امتحان كرد.اگر ستاره اي در آسمان آن سوي خورشيد درست در امتداد سطح آن واقع باشد و در زمان كسوف خورشيد قابل رؤيت باشد اگر وضع آنها را با زماني كه فرض كنيم خورشيدي در كار نباشد مقايسه كنيم خم شدن نور آنها مسلم است. درست مثل موقعي كه انگشت دستتان را جلوي چشمتان در فاصله 8 سانتيمتري قرار دهيد و يكبار فقط با چشم چپ و بار ديگر فقط با چشم راست به آن نگاه كنيد به نظر مي رسد كه انگشت دستتان در مقابل زمينه پشت آن تغيير جا مي‌دهد ولي واقعاً انگشت شما كه جابجا نشده است!دانشمندان در موقع كسوف در جزيره پرنسيپ پرتغال واقع در آفريقاي غربي ديدند كه نور ستاره ها به جاي آنكه به خط راست حركت كنند در مجاورت خورشيد و در اثر نيروي گرانشي آن خم مي شوند و به صورت منحني در مي آيند. يعني ما وضع ستاره ها را كمي بالاتر از محل واقعيش مي‌بينيم.

ماهيت تمام پيروزيهاي نظريه نسبيت عام انيشتين نجومي بود ولي دانشمندان حسرت مي كشيدند كه اي كاش راهي براي امتحان آن در آزمايشگاه داشتند.ـ نظريه انيشتين به ماده به صورت بسته متراكمي از انرژي نگاه مي كرد به همين خاطر مي گفت كه اين دو به هم تبديل پذيرند يعني ماده به انرژي و انرژي به ماده تبديل مي شود. E = mc²دانشمندان به ناگاه جواب بسياري از سؤالها را يافتند. پديده راديواكتيوي به راحتي توسط اين معادله توجيه شد. كم كم دانشمندان متوجه شدند كه هر ذره مادي يك پادماده مساوي خود دارد و در اينجا بود كه ماده و انرژي غير قابل تفكيك شدند.تا اينكه انيشتين طي نامه اي به رئيس جمهور آمريكا نوشت كه مي توان ماده را به انرژي تبديل كنيم و يك بمب اتمي درست كنيم و آمريكا دستور تأسيس سازمان عظيمي را داد تا به بمب اتمي دست پيدا كند. براي شكافت هسته اتم اورانيوم 235 انتخاب شد.

 اورانيوم عنصري است كه در پوسته زمين بسيار زياد است. تقريباً 2 گرم در هر تن سنگ! يعني از طلا چهارصد مرتبه فراوانتر است اما خيلي پراكنده.در سال 1945 مقدار كافي براي ساخت بمب جمـع شـده بود و ايـن كار يعني ساختن بمب در آزمايشگاهــي در « لوس آلاموس » به سرپرستي فيزيكدان آمريكايي « رابرت اوپنهايمر » صورت گرفت. آزمودن چنين وسيله اي در مقياس كوچك ناممكن بود. بمب يا بايد بالاي اندازه بحراني باشد يا اصلاً نباشد و در نتيجه اولين بمب براي آزمايش منفجر شد. در ساعت 5/5 صبح روز 16 ژوئيه 1945 برابر با 25 تيرماه 1324 و نيروي انفجاري برابر 20 هزار تنT.N.T آزاد كرده دو بمب ديگر هم تهيه شد. يكي بمب اورانيوم بنام پسرك با سه متر و 60 سانتيمتر طول و به وزن 5/4 تن و ديگري مرد چاق كه پلوتونيم هم داشت. اولي روي هيروشيما و دومي روي ناكازاكي در ژاپن انداخته شد. صبح روز 16 اوت 1945 در ساعت 10 و ده دقيقه صبح شهر هيروشيما با يك انفجار اتمي به خاك و خون كشيده شد. با بمباران هيروشيما جهان ناگهان به خود آمد، 160000 كشته در يك روز وجدان خفته فيزيكدانها بيدارر شد! « اوپنهايمر» مسئول پروژه بمب و ديگران از شدت عذاب وجدان لب به اعتراض گشودند و به زندان افتادند.انيشتين اعلام كردكه اگر روزي بخواهم دوباره به دنيا بيايم دوست دارم يك لوله كش بشوم نه يك دانشمند!

يزيك انرژي بالا


رشد صنعت و كيفيت زندگي جوامع در تمام ادوار تاريخ ، با چگونگي مصرف و توليد انرژي رابطه مستقيمي ‌داشته است. از طرفي منابع انرژي همچون نفت ، زغال ‌سنگ و منابع انرژيهاي فسيلي تجديد ناپذير هستند و سرانجام روزي به پايان خواهند رسيد. از طرف ديگر ، زندگي بشر با توليد انرژي نسبت مستقيم دارد. بنابراين ادامه حيات در روي زمين ايجاب مي‌كند كه بايد به فكر منابع جديد و قابل تجديد انرژي بود. نحوه توليد و استفاده از اين منابع جديد انرژي علم و دانش خاص خود را مي‌طلبد و چون اغلب فرايندهاي مربوط به اين منابع جديد انرژي ، در علم فيزيك مورد مطالعه قرار مي‌گيرند، لذا در علم فيزيك شاخه‌اي تحت عنوان فيزيك انرژي‌هاي بالا ايجاد شده است كه بطور مفصل ، مسائل مربوط به اين منابع جديد را مورد بحث قرار مي‌دهد.

منابع جديد انرژي و كشورهاي در حال توسعه

منابع جديد انرژي كه قابل تجديد مي‌باشند، تقريبا بسيار متنوع و زياد هستند. انرژي باد ، بيوانرژي ، انرژي امواج ، انرژي گراديان حرارتي درياها ، ژئوترمال ، انرژي فيوژن و انرژي آب چند نمونه از اين منابع جديد انرژي هستند. البته لازم به ذكر است كه تمام اين منابع انرژي از زمانهاي قبل نيز وجود داشتند، ولي رشد و توسعه علم و تكنولوژي بشر را قادر به مهار كردن اين انرژيها نموده است. در ميان منابع فوق انرژي فيوژن و انرژي خورشيد جزو منابع غني انرژي هستند كه بشر در مهار كردن آنها با مشكلاتي مواجه است.

البته شكي نيست كه به خاطر جوان بودن رشته فيزيك انرژي‌هاي بالا ، مشكلات تكنولوژي زيادي وجود دارند كه بايد بر آنها غالب شد. در حال حاضر تقريبا چند كشور از ممالك در حال توسعه داراي تكنولوژي استفاده از اين منابع هستند. جدا از تكنولوژي فيوژن ، بهره‌گيري از منابع جديد و قابل تجديد انرژي احتياج به يك دقت نظر و برنامه‌ريزي دقيق دارد كه بايد از طرف متوليان امر انرژي در اين كشورها اعمال شود.

غير متمركز بودن جمعيت در كشورهاي در حال توسعه يكي از مزاياي اين كشورها در استفاده از منابع جديد و قابل تجديد انرژي است. چون قسمت اعظم جمعيت اين كشورها در روستاها و مناطق دور افتاده زندگي مي‌كنند، جايي كه شبكه برق ‌رساني و حمل و نقل يا هنوز به آنها نرسيده و يا به صورت محدود و ابتدايي در اين مناطق توسعه يافته است. همچنين اين كشورها در مراحل مختلف توسعه هستند و لذا وقت كافي براي تشكيل نمونه مصرفي ، كه با منابع جديد و قابل تجديد انرژي هماهنگ باشد، را دارا هستند.
مراحل استفاده از سيستمهاي خورشيدي

    * مرحله اول در استفاده از سيستمهاي خورشيدي ، مسائل تكنولوژيكي و علمي ‌است كه از مسائل اصلي و ضروري هستند كه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرند. در اين مرحله ، بر حسب نوع آب و هوا و نوع ساختمان و شرايط محيطي راه حلهاي مختلفي ارائه مي‌گردد.

    * مرحله دوم تلفيق و هماهنگي اين سيستمها با سيستمهاي موجود است كه اين امر از جمله مسائلي است كه بايد در شهرها مورد توجه قرار گيرد. معمولا يك طرح خورشيدي بهينه بايد حدود 60 تا 80 درصد از انرژي مصرفي خود را توسط خورشيد تامين كند و بقيه را توسط يك سيستم كمكي بدست آورد.

      طراحي يك سيستم خورشيدي براي تامين صد درصد انرژي تقريبا غير اقتصادي و شايد غير عملي باشد. بنابراين ، استفاده از يك سيستم كمكي كه معمولا از شبكه‌هاي برق و گاز تامين خواهد شد، غيرقابل اجتناب است. اين مسئله باعث بروز مشكلاتي در تنظيم و كنترل بار شبكه خواهد شد. بنابراين استفاده انبوه از اين سيستمها در شهرها ، موضوعي است كه بايد به دقت بررسي شود.

ارتباط فيزيك انرژي بالا با ساير علوم

اصول رشته فيزيك انرژي بالا بر اساس چندين رشته مختلف از علوم مانند فيزيك ، شيمي ، رياضيات ، اقتصاد ، مهندسي مكانيك ، مهندسي الكترونيك و مهندسي شيمي ‌بنا نهاده شده است. بنابراين ، براي اشراف كامل يافتن بر موضوع نياز به آگاهيهاي وسيعي از موضوعات مختلف وجود دارد. تنوع و گستردگي موضوع از يك طرف و تازه و جوان و نوپا بودن علم فيزيك انرژي‌هاي بالا سبب شده است كه تعداد افراد متخصص در اين رشته در مقايسه با ساير رشته‌ها كمتر باشد.

همچنين چون انرژي هسته‌اي و فرايندهاي هسته‌اي به صورت گسترده و وسيع در فيزيك هسته‌اي مورد بحث قرار مي‌گيرند، لذا اين علم با فيزيك هسته‌اي ارتباطي تنگاتنگ دارد. البته شاخه‌هاي مختلف علم فيزيك مانند ترموديناميك ، فيزيك راكتور ، فيزيك فضا و ساير شاخه‌هاي فيزيك نيز با اين علم مرتبط هستند.

چند نمونه از مصارف انرژي خورشيدي در جامعه

آبگرمكن خورشيدي

مساعدترين بخش براي كاربرد انرژي خورشيدي ، بخش خانگي است. قسمت اعظم آب گرم مصرفي در اين بخش مي‌تواند توسط انرژي خورشيدي تأمين شود، اما در پاره‌اي از موارد استفاده از انرژي براي تامين آب گرم مصرفي مناسب نخواهد بود. از جمله اين موارد آپارتمانهاي بلند ، مناطق جنگلي ، خانه‌هايي كه در جهت نامناسب قرار دارند و مناطق با تشعشعات خورشيدي كم است. در هر حال ، مي‌توان بيشتر از 60 درصد آب گرم خانگي را از طريق خورشيدي تامين نمود. امروزه تكنولوژي آبگرمكن‌هاي خورشيدي كاملا توسعه پيدا كرده و به درجه بالايي از رشد و پيشرفت رسيده است.

گرم كردن فضا

گرم كردن فضا خصوصا در مناطق سرد احتياج به انرژي قابل ملاحظه‌اي دارد و شايد يكي از اقلام مهمي‌ باشد كه مي‌تواند با تكنولوژي موجود توسط انرژي خورشيدي تامين شود. البته اين كار چندان ساده نيست و اكثر ساختمانهاي موجود براي اين كار مساعد نيستند. برخلاف سيستم آب گرم خانگي ، در اين زمينه طرحهاي مختلفي وجود دارد كه به عنوان مثال مي‌توان به سيستمهاي هوا ، سيستمهاي آبي ، سيستمهاي پسيو و غيره اشاره كرد.

توليد بخار صنعتي

معمولا بخار در محدوده 300 _ 500 درجه فارنهايت در بيشتر صنايع مورد استفاده قرار مي‌گيرد. متمركز كننده‌ها مي‌توانند چنين درجه حرارتي را تامين كنند. روشهاي مختلفي در اين زمينه وجود دارد، ولي معلوم نيست كه كدام روش بهترين است. ذخيره انرژي يكي از مسائل اصلي اين سيستمهاست. هيچگونه سيستم ارزان قيمت و ساده‌اي براي ذخيره حرارت در اين محدوده وجود ندارد.

توليد الكتريسته توسط سلولهاي خورشيدي

سلول خورشيدي وسيله‌اي است كه مي‌تواند با استفاده از انرژي خورشيدي جريان الكتريسيته توليد كند. اين سلولها مي‌توانند در يك ماهواره مصنوعي خارج از جو زمين ، در محلي كه بيشتر اوقات خارج از سايه زمين قرار دارد، نصب شوند. انرژي حاصل از خورشيد توسط اين سلولها به امواج ماكروويو تبديل شده و به زمين ارسال مي‌گردد. سپس طي فرايندهايي امواج ماكروويو به انرژي الكتريسيته تبديل مي‌گردند.

توليد الكتريسيته توسط تبديل حرارتي

بخار ايجاد شده توسط انرژي خورشيدي مي‌تواند يك توربين مولد الكتريسته را به حركت در آورد و جريان الكتريسته ايجاد نمايد. البته اين كار مي‌تواند به روشهاي مختلف صورت گيرد.

توليد هيدروژن در راكتور هسته‌اي

مشكل ذخيره انرژي يكي از مشكلات اساسي بر سر راه توسعه و كاربرد انرژي خورشيدي در درجه حرارت بالا است. هدف نهايي تجزيه آب توسط انرژي خورشيدي و توليد هيدروژن است. اين كار مي‌تواند با استفاده از كاتاليزورها در راكتورها و در درجه حرارت بالا و يا بوسيله عمل الكتروليز انجام شود. هيدروژن توليد شده مي‌تواند براي مدت طولاني ذخيره شده و يا بوسيله لوله انتقال پيدا كند. سلولهاي سوختي مي‌توانند با بازده بالايي هيدروژن را به الكتريسيته تبديل كنند.

 

كاربرد رايانه در فيزيك

امروزه كامپيوتر تقريبا در تمام علوم براي خود جاي پايي ايجاد كرده است. و اغرق آميز نيست، اگر بگوييم كه در آينده كامپيوتر يكي از لوازم ضروري زندگي بشر خواهد بود. يعني همانطور كه امروزه در هر خانه‌اي تلويزيون وجود دارد و تقريبا كمتر خانه‌اي است كه در آن تلويزيون وجود نداشته باشد، لذا در آينده نيز كامپيوتر تقريبا در هر خانه‌اي وجود خواهد داشت. اما نقش كامپيوتر در علوم مهندسي و علومي كه با محاسبات پيچيده سرو كار دارند، بسيار پررنگ‌تر است. بر اين اساس در علم فيزيك مباحثي تحت عنوان كاربرد كامپيوتر در فيزيك مطرح مي‌شود.

محاسبات عددي

تعداد مسائلي كه در دنياي فيزيك با استفاده از روشهاي تحليلي حل مي‌شوند، كم است. بر اين اساس در حل مسائل از روشهاي ديگري استفاده مي‌كنند. يك روش كه به جوابهاي كاملا دقيق منجر نمي‌شود، روش تقريبي است. نظريه اختلال در مكانيك كوانتومي از جمله اين روشهاي تقريبي مي‌باشند. طريقه دوم در حل مسائل استفاده از روشهاي عددي است. در اين روشهاي برنامه‌هاي كامپيوتري مناسب با مسئله مورد نظر نوشته مي‌شود، سپس داده‌هاي مربوط به مسئله به كامپيوتر داده شده و نتيجه آن به صورت خروجي بدست مي‌آيد.

حل معادلات جبري

منظور از حل يك معادله جبري بدست آوردن ريشه‌هاي حقيقي آن معادله است. البته براي اين كار روش‌هاي مختلفي وجود دارد كه هر روش بر اساس ميزان خطا و دقت از روشهاي ديگر متمايز مي‌گردد. از جمله اين روش‌ها مي‌توان به روش تنصيف ، روش ناجابجايي و روش تكرار اشاره نمود.

حل معادلات ديفرانسيل

دستگاههاي با تعداد مجهولات كم به آساني توسط روشهاي عددي حل مي‌شوند، اما در حل معادلات با تعداد مجهولات بيشتر با شكل مواجه مي‌شويم. بنابراين در اين حالت به روشهاي عددي متوسل مي‌شويم. از روشهايي كه در اين حالت از آنها استفاده مي‌كنيم، روش حذفي گوسي و روش تكرار است. ميزان دقت روش تكرار بيشتر از روش گوسي است.

حل انتگرالهاي نامعين

در حل عددي انتگرالها از روشهاي ذوزنقه ، روش سيمسون و روش گوس استفاده مي‌گردد. البته لازم به ذكر است كه در هر مسئله تناسب با نوع مسئله از روش خاصي استفاده مي‌شود. اغما يك روشي كه تداد خطاي آن خيلي كمتر است و علاوه بر آن در مورد انواع انتگرالها قابل اعمال است، روش مونت كارلو مي‌باشد. با استفاده از اين روش مي‌توان انتگرالهاي n گانه را با دقت خوب حل كرد.

هر كدام از اين روش‌ها يك سري محاسن و با معايبي دارند. به عنوان مثال حسن روش گاوسي در سرعت عمل حل مسائل با دقت خوب است. در صورتي كه دقت روش ذوزنقه در مقايسه با اين روش كم است. ولي عيب آن در حل انتگرالهاي چندگانه است. كه براي رفع اين عيب روش مونت كارلو ابداع شده است.

برنامه نويسي كامپيوتري

براي استفاده از كامپيوتر جهت محاسبات عددي ، بايد بتوانيم معلومات مسئله و الگوريتم (مراحل مختلف در روش مورد استفاده) متناسب با روش بكار رفته را به زبان ماشين ترجمه كنيم. براي اين كار بايد به زبان برنامه نويسي آشنا باشيم. زبان مورد استفاده جهت حل مسئله نيز بايد متناسب با مسئله مورد نظر انتخاب گردد. بعد از نوشتن برنامه ، داده‌ها يا معلومات مسئله را به كامپيوتر مي‌دهند و خروجي يا نتيجه را در روي صفحه كامپيوتر مشاهده مي‌كنند.

 

 

 

 

هفت شگفتي عظيم در جهان فيزيك

ترجمه: سيد ايمان ضيابري

ما به جايي رسيده‌ايم كه كه بدون حل كردن برخي از مشكلات و مسايل فيزيك، نمي‌توانيم در مورد حقايق و پديده‌هاي جالب و شگفت‌انگيز ديگر فيزيكي، اطلاعات بيشتري كسب كنيم. براي درك مفاهيمي مثل خاستگاه و بنياد جهان هستي، سرنوشت نهايي سياهچاله‌هاي فضايي يا امكان سفر در زمان، نياز داريم كه بدانيم جهان هستي چگونه ادامه‌ي حيات مي‌دهد.

 

۱) جهان هستي چگونه برپاست؟


 ما به جايي رسيده‌ايم كه كه بدون حل كردن برخي از مشكلات و مسايل فيزيك، نمي‌توانيم در مورد حقايق و پديده‌هاي جالب و شگفت‌انگيز ديگر فيزيكي، اطلاعات بيشتري كسب كنيم. براي درك مفاهيمي مثل خاستگاه و بنياد جهان هستي، سرنوشت نهايي سياهچاله‌هاي فضايي يا امكان سفر در زمان، نياز داريم كه بدانيم جهان هستي چگونه ادامه‌ي حيات مي‌دهد.
 هم‌اكنون يك ايده‌ي خوب در ذهن ما هست كه مي‌تواند منتج به كشف حقيقت و بنياد هستي شود. علم فيزيك در قرن بيستم بر پايه‌ي انقلابهاي دوگانه‌ي مكانيك كوانتومي (تئوري ماهيت جسم) و نظريه‌ي معروف اينشتين در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبيت، بنا شده است. اما وقتي شما به دو تعريف نهايي از واقعيت دست پيدا مي‌كنيد زماني كه تنها يك واقعيت را موجود مي‌بينيد، اين راضي‌كننده نيست.
 تلاش براي يگانه‌سازي اين دو تئوري، موانع تكنيكي فني و مفهومي وحشتناكي را بر سر راه بهترين نظريه‌پردازان فيزيك در طول دهه‌هاي گذشته قرار داده و آنان را به چالش كشيده است. براي مثال از آنجايي كه جاذبه، خودش را به عنوان يك عامل ايجاد انحراف در فضاي چهاربعدي زمان-مكان معرفي مي‌كند، پذيرش نظريه‌ي كوانتومي در مورد جاذبه ايجاد مشكل مي‌كند. از يك جهت، اين به معناي پذيرش شك و ترديد هايزن‌برگ در مورد فرضيات موجود راجع به زمان – مكان به شكل في‌نفسه است كه قطعاً مشكل‌ساز خواهد بود.
 اما ممكن است اين ترديدها، يك معناي ديگر هم داشته باشند و آن به معناي وجود يك مشكل در رابطه با گرايش و رويكرد ما نسبت به قضيه است. شايد ما نبايد مفهوم جاذبه را به تنهايي بررسي كنيم. اكثر تلاشهايي كه براي يكسان‌سازي نظريات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به اين گشتند كه تعريف كيفيت و كميت جاذبه، وارد يك بحث و ميدان جديد شود كه به ناچار همه‌ي نيروهاي طبيعت مانند همه‌ي اجزاي زيراتمي را به يك چارچوب تئوريك محدود مي‌كند. اين ايده‌يي است كه برخي از فيزيك‌دانها آن را "تئوري همه‌چيز" مي‌خوانند.
 نظريه‌ي جديدي كه در حال حاضر مطرح مي‌شود، نظريه‌ي "فرا-رشته‌يي" است كه به وجود حلقه‌هاي كوچك و ريز رشته‌يي اتمي به عنوان سازنده‌ي همه‌ي مواد حكم مي‌دهد. فرضيه‌ي ديگري كه وجود دارد و به تئوري ام مشهور است هنوز كمي پيچيده و مبهم به نظر مي‌رسد و مي‌تواند به عنوان لايه‌يي كه در ابعاد وسيعتر فضايي حركت دارد، تصوير شد. اما مرحله و روند پيشرفت در اين نظريه‌ها در بهترين حالت، اينگونه جمع‌بندي مي‌شود كه هيچ كس دقيقاً به ياد نمي‌آورد وجود حرف "M” در نظريه‌ي ام، دقيقاً به چه دليلي است و چه واژه‌يي را تداعي مي‌كند. راه درازي در پيش است...


 ۲) آيا "ضدجاذبه‌"ي اينشتين واقعاً يك اشتباه بود؟


 اينشتين، ضدجاذبه را بزرگترين اشتباه خود مي‌شمارد. اما به نظر مي‌رسد كه او با اضافه كردن يك نظريه‌ي ضدجاذبه به فرضيه‌ي نسبيت خود كه آن را شرط فلسفه‌ي انتظام گيتي مي‌خوانند، كار درستي انجام داده است.
 اين شرط اضافه در فرضيه‌ي نسبيت، به فضا يك خاصيت تدافعي نسبت مي‌دهد به اين معنا كه فضا خودش را دفع مي‌كند، گسترده‌تر مي‌شود و هرچه سريعتر اين روند افزايش گستردگي ادامه مي‌يابد. اينشتين اين عامل به ظاهر بي‌ارزش را اضافه كرد چرا كه تصور مي‌شد جهان هستي ثابت است و بي‌حركت. در نتيجه نياز بود تا نيرويي وجود داشته باشد و قدرت كشش جاذبه‌يي زمين را بالانس و دچار تعادل كند كه مواد موجود بر روي زمين، كوچك و كوچكتر نشوند.
 اما در دهه‌ي ۱۹۲۰، ادوين هابل كشف كرد كه جهان هستي خود به خود در حال گسترش و افزايش است. در نتيجه اينشتين نيز نظريه‌ي "تعادل انتظامي گيتي" را به دليل ترس، پس گرفت!
 اما به نظر مي‌رسد اين ايده نبايد محو شود. نظريه‌ي كوانتومي ميدانها، ثابت مي‌كند كه حتي فضاهاي خالي نيز با انرژي زياد در حال طغيان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثير جاذبه‌يي g=۱۰ كه نظريه‌ي ضدجاذبه‌ي اينشتين را توصيف مي‌كند. اين نظريه در مورد قدرت دافعه‌ (كه در مقابل جاذبه مطرح مي‌شود) مقداري گنگ و مبهم است اما به آن يك ارزش تخميني مي‌دهد.
 تقريباً 10 سال پيش، فضانوردان متوجه شدند كه سرعت گسترش ابعاد جهان هستي در حال افزايش است و در نتيجه نظريات آزمايش خود در مورد نيروي ضدجاذبه را مطرح كردند. در عين ناباوري و سرگرداني فيزيكدانها هم اين فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل ۱۲۰ نيرو دانستند كه ۱۰ بار از مقدار پيش‌بيني‌شده‌ي قبلي كوچكتر است.
 اين نتيجه، بسيار گمراه‌كننده و عجيب است. اگر تعادل برقرار شده ميان جاذبه و دافعه، مقداري برابر با صفر بود، در نتيجه يكي از قوانين عميق و مهم طبيعي در موردش صدق مي‌كرد اما يك عدد غيرصفر كه تازه با تئوري ابتدايي نيز غيرقابل مقايسه شناخته شده را نمي‌شود تعبير كرد.
 براي وخيم‌تر كردن شرايط، كيهان‌شناسان به ايده‌يي علاقه‌مند شدند كه نيروي دافعه‌ي بسيار قوي و بزرگي در اولين مرحله‌ي تفكيك پس از انفجار بزرگ يا Big Bang را مطرح مي‌كند چرا كه اين نظريه، سناريوي جذاب و محبوب مربوط به زمين غيرمسطح و در حال افزايش حجم را تاييد مي‌كند. با توجه به اين تئوري، جهان هستي پس از تولد و شكل‌گيري، با سرعتي غيرقابل باور توسط يك عامل قدرتمند و عظيم، تغيير حجم داد و اين نيرو را قدرت ضدجاذبه يا دافعه ايجاد نمود.

در نتيجه اگر بخواهيم دليل و برهاني بر اين افزايش حجم سريع و روزافزون بيابيم، به نظريه‌يي نياز داريم كه توضيح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسيار قوي و شديد بود، سپس با شتاب و سرعت كاهش مقدار پيدا كرد و سپس به مقداري در حوالي صفر رسيد. به عبارت ديگر، ما مي‌خواهيم بدانيم كه چرا نيروي ضدجاذبه، تقريباً در اولين فازهاي شكل‌گيري جهان هستي حذف و محو شد اما به طور كلي از بين نرفت؟
 يك احتمال اين است كه نيرو بر اثر گذشت زمان، محو مي‌شود. احتمال ديگر مي‌تواند اين باشد كه نيرو در فضا تغيير مي‌كند و در نتيجه ممكن است از وراي دوربين تلسكوپهاي ما، همه چيز بسيار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اينگونه است، در نتيجه هر جسمي در آن منطقه، با سرعت در كهكشانها و ستاره‌هاي ديگر پخش و متلاشي مي‌شد و در نتيجه اصلاً هيچ ناظري نمي‌توانست حضور داشته باشد تا نيرو را اندازه بگيرد.
 آنچه كه ما نياز داريم، يك تئوري است كه قدرت نيروي دافعه يا ضدجاذبه را به اندازه‌ي بخشي از قدرت همه‌ي نيروهاي موجود در طبيعت براي ما تعريف كند. متاسفانه به نظر نمي‌رسد كه تئوريهاي موجود مثل تئوري فرارشته‌يي يا تئوري "ام"، اين ميزان خاص را مشخص كنند و مقدار كمي كه باقي مي‌ماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآميز خواهد بود. در نتيجه بايد دوباره به سوال يك رجوع كنيم!


 ۳) چرا ما در سه بعد زندگي مي‌كنيم؟


 آيا اينكه زمين ما سه بعد دارد، اتفاقي است يا بايد برايش دنبال يك تعبير عميقتر گشت؟ بعضي از تئوريسين‌ها معتقدند كه فضاي به وجودآمده بر اثر انفجار بزرگ، تنها به صورت اتفاقي از سه بعد تشكيل گشت و ممكن است قسمتهاي ديگري از جهان هستي وجود داشته باشند كه ابعادشان متفاوت باشد.
 مثلاً هيچ دليل منطقي نمي‌توان يافت براي پاسخ به اين سوال كه چرا مثلاً جهان هستي فقط دو بعد ندارد. چندصد سال پيش، ادوين آبوت اثري به نام "زمين مسطح" نوشت كه در آن جهاني دوبعدي را تصوير كرد. جهاني كه در آن اجسام و موجودات حيات خود را تنها بر روي "سطح" ادامه مي‌دادند. اما فيزيك جهان دوبعدي با فيزيك جهان ما بسيار متفاوت خواهد بود. براي مثال در فضاي دو بعدي، امواج به شفافيت انتشار در فضاي سه بعدي، پخش نمي‌شوند و باعث ايجاد انواع مشكلات در سيگنال‌رساني و انتقال اطلاعات مي‌گردند. و نيز از آنجايي كه زندگي آگاهانه، به فرآيند انتقال درست و صحيح اطلاعات بستگي دارد، در نتيجه اين تفاوتها كافي خواهند بود براي اينكه مشاهدات ما را تنها در حد مناطقي ناشناخته محدود نگاه دارند.
 تصور كردن فراتر از سه بعد نيز مشكلات مختلفي به همراه خواهد داشت. در چنين حالتي، سيستمهاي نجومي و سياره‌يي غيرممكن مي‌شوند چرا كه عكس قانون جاذبه يعني قانون قدرتهاي افزايشي به وجود خواهد آمد. در نتيجه به نظر مي‌رسد كه جهان سه بعدي تنها جهاني است كه وجود دارد و فيزيكدانها مي‌توانند درباره‌اش بنويسند. اما نكات ريزي وجود دارد كه باعث مي‌شود اين فرضيه با شك و ترديد همراه باشد.
 شايد فضا سه بعدي نيست و تنها اينگونه براي ما نشان داده مي‌شود. شايد فضا ۹ يا ۱۰ بعد دارد و حتي ابعاد بيشتر! برخي از تئوريهايي كه قصد يكپارچه‌سازي نيروهاي طبيعت را دارند مانند فرضيه‌ي فرا-رشته‌يي، امكان وجود تعداد ابعاد بيشتري نسبت به آنچه كه ما مي‌بينيم را رد نمي‌كنند.
 دليلشان نيز اين است كه بسياري از معادلاتي كه براي توصيف وضعيت موجود به كار مي‌روند، با در نظر گرفتن تعداد بيشتر ابعاد، نتايج بهتري مي‌دهند! در نتيجه نمي‌توان آن را كاملاً بي‌معني دانست. ابعاد اضافي فضا، سابقه‌ي حل بسياري از مشكلات و مسايل حل‌ناشدني فيزيك را دارند. براي مثال اينشتين براي توصيف كردن جاذبه، به يك بعد اضافي نياز داشت و آن، زمان بود. و تئودور كالوتزا نيز يك بعد به سه بعد اثبات شده اضافه كرد چرا كه مي‌خواست نظريات جاذبه را با فرضيات ماكس‌ول در مورد الكترومغناطيس، همگون سازد.
 مطمئناً ما نمي‌توانيم بعد چهارم را ببينيم اما اين هم احتمالاً يك دليل دارد. اين بعدهاي اضافه، مي‌توانند بسيار كوچك و فشرده شوند. يك لوله‌ي پليمري آب را از دور در نظر بگيريد. مانند يك خط دراز و معوج به نظر مي‌رسد. از يك بعد نزديكتر آن را نگاه كنيد. به شكل تيوب يا لوله ديده مي‌شود. اما آنچه كه در حقيقت اين لوله را مي‌سازد، يك سطح دايره‌يي شكل كوچك است كه دور محيط لوله چرخيده است. به طور مشابه، بعد چهارم نيز مي‌تواند چنين لوله‌يي باشد كه دور فضاي سه‌بعدي مي‌چرخد اما آنقدر كوچك است كه ديده نمي‌شود.
 در نتيجه تصور كردن ابعاد بسيار زيادتري كه اينگونه در فضا پنهان‌ شده‌اند، به راحتي ممكن است. اما متاسفانه نظريه‌ي فرا-رشته‌يي هنوز دقيقاً سه بعد گشوده‌شده را تاييد نمي‌كند در نتيجه براي تصور ما نسبت به جهان هستي هم تعريف درستي نمي‌توان ارايه داد.
 اما براي تصور كردن يك بعد جديد، راههاي ديگري هم هست. فرض كنيد نيروهاي فيزيكي بتوانند نور و جسم را به يك صفحه‌ي سه‌بعدي مسطح يا ورقي‌شكل تقليل دهند و محدود كنند در حالي كه به برخي پديده‌هاي ديگر فيزيكي اجازه مي‌دهند تا وارد بعد چهارم شوند. ساكن شدن سطوح دو بعدي به جاي اجسام سه‌بعدي در فضاهاي مشخص باعث مي‌شود تا هر جسم و پديده‌يي به شكل طرح و نقشه‌اش نشان داده شود. مثلاً ما يك توپ كره‌يي شكل را به صورت دايره ببينيم! به طريق مشابه، ممكن است ادعا شود كه ما در حال حاضر تنها تصويري سه بعدي از اجسام و مفاهيمي را مي‌بينيم كه در واقع چهاربعدي هستند.
 اما فضاي "سه لايه‌يي" ما مي‌تواند تنها در چهار بعد نيز محدود نشود. لايه‌هاي قابل كشف ديگري نيز مي‌توانند وجود داشته باشند كه در فضاي چهاربعدي حضور دارند. اثبات اين فرضيه، انجام آزمايشهايي تازه را مي‌طلبد كه وجود بعد چهارم را نيز به ما نشان دهد. اما اين نظريه وجود دارد كه برخورد لايه‌هاي چندبعدي در مقياسهاي اين‌چنيني مي‌تواند به تكرار شدن "انفجار بزرگ" منجر گردد در نتيجه حضور ما بر روي كره‌ي زمين شايد اصلاً مويد همين مطلب باشد كه فضا واقعاً سه‌بعدي نيست!


 ۴) آيا سفر در زمان امكانپذير است؟


 شايد سوال يك نيز بازگويي همين سوال باشد. ماهيت جسم و جاذبه‌ي كوانتومي را فراموش كنيد. شايد اين سوال را هر كسي دوست دارد كه پاسخ دهد. سفر در زمان به يك موضوع علمي – تخيلي مورد علاقه و جذاب براي مردم تبديل شد پس از اينكه اچ.جي. ولز، رمان نوگرايانه و جالب خود با نام "ماشين زمان" را نوشت. اما هرآنچه كه اينجا مطرح شده، لزوماً علمي – تخيلي نيست. براي مثال سفر در زمان به سوي آينده، يك واقعيت علمي پذيرفته شده است. تئوري نسبيت اينشتين تاييد مي‌كند كه يك جسم ناظر و مشاهده‌گر در برابر زمين، مي‌تواند به سمت آينده‌ي زمين جهش كند. اين تاثير را ساعتهاي اتمي ثابت كرده‌اند.
 اما اينگونه درگير شدن با تار و پودهاي زمان، به سرعتي مشابه سرعت نور نياز دارد كه شايد در تئوري قابل اثبات و ممكن باشد اما به يك شاهكار بزرگ مهندسي نياز دارد، حتي اگر به بودجه و هزينه‌هايش فكر نكنيم. اما سفر در زمان به سمت عقب، مشكلات بزرگتري خواهد داشت. نسبيت، اين فرضيه را تاييد نمي‌كند كه يك جسم ناظر بتواند در دو بعد زمان-مكان سفر كند و به عقب هم برگردد. اما در همه‌ي داستانها و سناريوها، چنين شرايط خارق‌العاده‌يي نيز در نظر گرفته شده است.
 يكي از راههاي سفر به عقب در زمان، استفاده از يك "لانه‌ي مار" فضايي خواهد بود. تئوريسين‌ها معتقدند چنين تونل يا دروازه‌ي ستاره‌يي كه دو نقطه را در ابعاد زمان – مكان به يكديگر متصل كند، وجود دارد. اگر يكي‌شان را پيدا كنيد و داخلش بپريد، چند لحظه‌ي بعد از نقطه‌يي ديگر در جهان هستي سردر خواهيد آورد. آنها معتقدند اگر چنين چاله‌يي وجود داشته باشد، مي‌توان آن را با ماشين زمان نيز مطابق و هماهنگ كرد. مي‌توانيد از طريق آن سفر كنيد و نه تنها از يك مكان ديگر سر دربياوريد، كه وارد يك زمان ديگر نيز بشويد. اين "زمان" مي‌تواند در گذشته يا آينده باشد.
 اگر امكان سفر به گذشته وجود داشته باشد، انواع پارادوكس‌ها و تضادها نيز اتفاق خواهند افتاد. مانند معماي يك مسافر زمان كه به سالهاي گذشته مي‌رود و مادرش را وقتي يك كودك است، به قتل مي‌رساند. از اين تضادها مي‌توان گريخت اگر اصرار بورزيم و بدانيم كه هيچ چيز نمي‌تواند قانون علت و معلول و كنش و واكنش را از بين ببرد. اما سفري دوطرفه در مسير زمان، هنوز پيچيده و غيرقابل هضم است.
 براي بسياري از فيزيكدانها، اين مساله بسيار غيرعقلاني است. استفان هاوكينگز نظريه‌ي "تخمين محافظت از تسلسل وقايع" را مطرح مي‌كند و معتقد است كه يك نيرو يا عامل خاص باعث مي‌شود تا اجسام فيزيكي يا نيروها نتوانند به گذشته برگردند. اين مساله شايد به دليل موانع و سدهاي فيزيكي اساسي بر سر راه ساخت ماشين زمان اتفاق مي‌افتد. براي مثال انرژي خلاء كوانتومي در صورتي كه هيچ محدوديتي براي ورود به حفره‌هاي ماري فضا نداشته باشد، طغيان خواهند كرد و دفع خواهند شد.
 اين مساله همچنان لاينحل باقي مانده اما موضوعي است كه بسياري از مردم، وقت و تلاش خود را صرف آن مي‌كنند. همانطور كه هاوكينگز اشاره كرده، صرف هزينه براي تحقيق در مورد سفر به زمان بسيار سخت است. در نتيجه به نظر مي‌رسد برهان يا تكذيبيه‌يي براي حل اين مساله، خود به مشكلات عمومي ديگر منجر شود. مانند طرح يك نظريه‌ي رام‌شدني و قابل دسترسي در مورد جاذبه‌ي كوانتومي.


 ۵) آيا ما در يك صافي كهكشاني زندگي مي‌كنيم؟


 سياهچاله‌هاي آشناي كهكشاني همچنان مي‌توانند باعث ايجاد بهت و حيرت براي فيزيكدانهاي تئوريست شوند. يك سياهچاله‌ي فضايي مي‌تواند زماني كه يك ستاره‌ي بزرگ آتش مي‌گيرد و محو مي‌شود، تشكيل گردد. هسته‌ي آن بر اثر جاذبه‌ي دروني فراوان، به دو نيم تقسيم مي‌شود. اگر جسم به لحاظ شكلي، كروي باشد، آنگاه همه‌ي مواد تجزيه‌شده از ريشه با نسبتهاي مساوي به سمت مركز هندسي هسته، ريزش مي‌كنند در نتيجه مقدار ميدان چگالنده و ميدان جاذبه به بي‌نهايت ميل خواهد كرد. تا زماني كه جاذبه، خود را به عنوان تاروپودي از هندسه‌ي مكان – زمان معرفي مي‌كند، ميزان خميدگي و پيچش اين دو بعد يعني زمان و مكان، به بي‌نهايت ميل خواهد كرد و براي زمان – مكان يا هر دوي آنها، يك خط مرز و محدوده خواهد ساخت. رياضيدانها، اين پديده را تكين يا فرديت مي‌نامند.
 هيچ كس نمي‌داند كه از اين فرديت‌ها، چه چيزي حاصل مي‌شود. آيا فضا-زمان، همانجا به پايان خواهد رسيد يا اين فرديتها به از كارافتادگي نظريات ما منجر مي‌شوند؟ اگر زمان – مكان مرز و حدودي داشته باشد، آنگاه پيش‌بيني كردن حاصل آن نيز غيرممكن خواهد بود. از آنجايي كه پيش بيني و فلسفه‌ي جبر و تقدير، پايه‌ي همه‌ي تصاوير علمي و منطقي از جهان حاضر را تشكيل مي‌دهد، فرديتها مي‌توانند پا را از مرزهايي فراتر بگذارند كه علم نمي‌تواند.
 وقتي يك سياهچاله‌ي فضايي، حاصل يك تفرد را در بربگيرد، آن ديگر پوشيده و مستور مي‌شود و ديگر تهديدآميز نيست. در ۱۹۶۷، راجر پنروز، فرضيه‌ي "سانسور فضايي" را مطرح كرد. در اين فرضيه، اعتقاد بر اين بود كه همه‌ي تفردهاي ايجادشده بر اساس كاهش جاذبه، قاعدتاً توسط سياهچاله‌هاي فضايي پوشيده مي‌شوند و در نتيجه براي ما غيرقابل مشاهده هستند. راه چاره نيز غيرقابل دسترسي بود يعني وجود تفردهاي ناپوشيده كه مي‌توانند باعث اتفاقاتي بدون توجيه و دليل منطقي و عقلاني شوند.
 سپس چند سال بعد، استفان هاوكينگز، يك پيچيدگي ديگر در مورد اين مساله را نيز مطرح كرد. او متوجه شد كه سياهچاله‌ها، امواج گرمايي از خود منتشر مي‌كنند و به آرامي تجزيه مي‌شوند. تئوريسين‌هاي فيزيكي، آنچه كه ممكن بود در پايان اتفاق بيفتد را اينگونه تصور كردند: آيا اين تبخير و تبديل در نهايت، تفردهاي موجود در دل سياهچاله‌ها را نمايان و بي‌پرده خواهد كرد؟
 اين مساله در مباحث مربوط به تئوري اطلاعات نيز به شكلي ديگر مطرح شد. وقتي ستاره‌يي از يك سياهچاله برمي‌خيزد، محتواي اطلاعات جزيي ستاره (مانند تعداد اجزا و ذره‌هايي كه از آن تشكيل شده است و از هر نوع ذره و قسمت، چند تكه عضو در ستاره به كار رفته) براي يك ناظر بيروني، غيرقابل مشاهده خواهد بود.
 در نتيجه زماني كه يك سياهچاله‌ي فضايي از بين مي‌رود، آيا اطلاعات بر اثر نوعي از تابش كه هاوكينگز مطرح كرد، دوباره برمي‌گردند؟ اين سياهچاله‌ها به نظر مي‌رسد به وضوح در همه‌جاي جهان هستي وجود دارند و حاضر هستند. اگر پيچ‌ و تابهاي موجود در حفره‌هاي ماري (حفره‌هاي تكيني) باعث آشكار شدن يك چاله‌ي جديد در بعد فضا – زمان مي‌شوند، پس مي‌توان نتيجه گرفت كه جهان هستي مثل يك كف‌گير يا صافي فضايي در حال نشست كردن است؟ اگر اينگونه است، پس محتوياتش به كجا مي‌روند؟
 

۶) جهان هستي از چه چيز ساخته شده است؟


 دريغ و افسوس كه اين سردرگمي همچنان ادامه دارد. فيزيكدانها دقيقاً نمي‌دانند و مطمئن نيستند كه آنجا چه چيزهايي هست. در نجوم اينگونه مطرح مي‌شود كه آنچه شما مي‌بينيد، دقيقاً آنچه نيست كه وجود دارد. ستاره‌ها، سياره‌ها و توده‌هاي غبار موجود در فضا از اتم‌هاي معمولي تشكيل شده‌اند. اما براي هر گرم از اجرام معمولي در جهان هستي، چندين گرم اجرام ناديده و ناشناخته وجود دارد.
 ما اين را از نوع حركت ستاره‌ها مي‌دانيم. كهكشان راه شيري بيش از حد تند مي‌چرخد و اين براي نيروي جاذبه ايجاد مشكل مي‌كند كه همه‌ي اجسام و اجرام قابل مشاهده‌ي بر روي آن را نگاه دارد. ستاره‌هاي اطراف نيز اگر مقدار زيادي از اجرام و اجسام فضايي در اطرافشان در حال كشيده شدن نبودند، حتماً سقوط مي‌كردند. كهكشانهاي ديگر نيز همين‌گونه اند. حجم زيادي از مواد و اجرام ناديده و ناشناس در بين كهكشانها وجود دارند كه آنها را به دسته‌هاي در حال جنب و جوش و آسياب كردن تبديل مي‌كنند.
 اگر جهان هستي را يك كل در نظر بگيريم، آنگونه كه گسترش پيدا مي‌كند و پس‌زمينه‌ي كهكشاني در حال ساطع كردن امواج گرمازا (پس‌فروزشهاي در حال محو شدن پس از انفجار بزرگ) يعني همه‌ي اجزاي ظاهري و قابل رويت جهان هستي، به وجود يك اصل فراگير و نافذ اشاره مي‌كنند، يعني جهان پنهان هستي.
 تئوريهاي اين‌چنيني در مورد ماهيت ماده يا "جرم تاريك" باز هم وجود دارند. از دسته‌هاي بزرگ سياهچاله‌هاي فضايي گرفته تا ذرات ريز تجزيه شده‌ بر اثر انفجار بزرگ. اساساً در اين مورد، سه ايده‌ي اصلي وجود دارد. نخستين ايده، نظريه‌ي "انرژي تاريك" است كه مانند اجرام محو و پنهان درون فضا به شكل يكسان و يكنواخت پراكنده شده‌اند، رفتار مي‌كند. مشاهدات به ما نشان مي‌دهد كه اين اجرام مي‌توانند بيش از دو سوم كل مواد جهان هستي را تشكيل دهند. نظريه‌ي دوم، نظريه‌ي "اشياي نوراني فشرده و حجيم" معروف به MACHO است. اشيايي مانند كوتوله‌هاي قهوه‌يي فضايي! فضانوردان، برخي از آنها را كشف كرده‌اند اما براي تشكيل دادن باقي‌مانده‌ي جهان هستي، اين اشيا بسيار ناچيز هستند.
 در نهايت، اجزا و ذرات ريز زيراتمي مانند نوترونها را داريم. اين اجرام روان و سيال به سختي با ديگر اجرام و مواد تعامل مي‌كنند و بسيار گنگ و نامعلوم به نظر مي‌رسد كه آيا آنها به كره‌ي زمين هم وارد مي‌شوند يا نه. تعداد بسيار زيادي از آنها وجود دارند كه شايد هر گروه يك ميليارد نوتروني از آنها، فقط به اندازه‌ي يك نوترون در برابر تمام مقادير موجود در گيتي به حساب بيايد اما احتمالاً اين ذرات جرم بسيار كمي دارند و بخش كوچك و ناچيزي از مواد و اجرام موجود در جهان را تشكيل مي‌دهند.
 تئوريسين‌ها معتقد به وجود نوع ديگري از ماده‌هاي پرنفوذ هستند كه جرم قابل توجه و فراواني دارند و به عنوان WIMP يا "ذرات حجيم كم‌تعامل" شناخته مي‌شوند و آزمايشها براي به دست آوردن و جمع‌آوري آنها در حال انجام است.
 ايده‌هاي عجيب و هيجان‌انگيز ديگري مانند مواد و اجرام پنهان شده در بعد چهارم يا وجود يك جهان ديگر در سايه‌ي كهكشهانهاي شناخته شده نيز مطرح شده‌اند. شايد ماهيت جهان تاريك، مركبي از بسياري چيزها باشد كه بسياري از آنها هنوز هم ناشناخته‌اند. آنچه كه واضح و مبرهن است اينكه به نظر مي‌رسد اتمهاي معمولي و رايجي كه ما و كره‌ي زمين از آنها ساخته شده‌ايم، تنها بخش كوچكي از كل جرم و ماده‌ي موجود در جهان هستي را شامل مي‌شود كه بخش عمده‌ي آن را ناشناخته‌ها تشكيل مي‌دهند.


 ۷) اين سوالهاي من از كجا مي‌آيند؟

 
 هوشمندي و آگاهي انسانها از كجا مي‌آيد؟ چرا برخي الگوها و صفحات سلولي الكتريكي مانند صفحات سلولي در مغز، داراي احساس و انديشه هستند در حالي كه برخي ديگر از اين صفحات مانند سلولهاي سراسري در دستگاه گوارش يا دستگاه تنفسي احتمالاً چنين احساساتي را ندارند؟ يا از سوي ديگر، چگونه مي‌شود كه مفاهيم انتزاعي و غيرجسماني مانند تفكرات يا آرزوها مي‌توانند الكترونها و يون‌ها را به سمت مغز حركت دهند و دستگاه حركت فيزيكي بدن را تحريك نمايند؟
 يا آيا اين سوالات فقط مغلطه‌ي بي‌معنا و بي‌مورد مفاهيم هستند؟ آيا فيزيكدانها اين سوالات را به راحتي پاسخ مي‌دهند؟ عده‌يي فكر مي‌كنند كه اين سوالها براي فيزيكدانها، به آساني پاسخ داده مي‌شوند. ارتباط دادن جهان مادي و جهان معنوي، چيزي است كه اكثر فيزيكدانها از آن اجتناب و دوري مي‌كنند. اما اگر فيزيك مدعي باشد كه يك علم جهان‌شمول و عمومي است، مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه آگاهي و معرفت علمي، تعريفي عام و تلفيقي از هر دوي اين مفاهيم است.
 مكانيك كوانتومي به عنوان يك كليد در اين زمينه شناخته شده است. بيشتر به اين دليل كه ناظر بيروني، نقشي اساسي در تعريف و تعبير سيستمهاي كوانتومي بازي مي‌كند. اما هنوز راه زيادي مانده تا اين موضوع روشن شود كه تاثيرات كوانتومي مي‌تواند به كل دستگاه و مجموعه‌ي نورونها و سلولهاي عصبي برسد يا نه.
 شايد كليد رسيدن به پاسخ، رجوع كردن به تعريف زندگي است. هيچ كس نمي‌داند كه دقيقاً چگونه، كجا و چه زماني، حيات شروع شد. شايد تلفيقي از مواد شيميايي بي‌جان، در ابتدا منجر به تشكيل شدن بدن يك موجود زنده شد. به نظر نمي‌رسد كه اين اتفاق به شكل آني و لحظه‌يي و در يك مرحله افتاده باشد و بي‌هيچ گفت‌وگويي، مي‌توان ادعا كرد كه يك فرآيند فيزيكي پيچيده و طولاني طي شده اما هنوز مشخص نيست كه اين سير تكامل حيات، از مشكلات و مسايلي است كه بايد در حوزه‌ي فيزيك بررسي شود يا نه.
 گاهي اوقات ادعا مي‌شود كه زندگي بر پايه‌ي قانونهاي فيزيكي نوشته شده است. البته اين مساله درست است كه اگر اين قوانين اندكي متفاوت بودند، زندگي به طور كلي دگرگون مي‌شد اما هيچ چيزي در اين قانونهاي شناخته شده وجود ندارد كه جسم يا مفهومي را به ساماندهي در زندگي مجبور كند. اگر قانون حيات نيز در طبيعت وجود داشته باشد، نمي‌توان در لابه‌لاي قانونهاي فيزيكي آن را يافت كه خاستگاهش، نظرياتي چون تئوري اطلاعات و... است. علاوه بر اينها، يك سلول زنده، نوعي از ماده‌ي ناشناخته و جادويي نيست كه يك سيستم و نظام بسيار پيچيده‌ي پردازش و تكرار اطلاعات است.
 قوانين حاكم بر تئوري اطلاعات يا تئوري پيچيدگي، همچنان مورد استفاده هستند. در سطح مشابه و از سوي ديگر، همانطور كه اروين شرودينگر در دهه‌ي ۱۹۲۰ ادعا كرده بود، مكانيك كوانتومي نيز نقش مهمي در تاريخچه‌ي حيات بازي مي‌كند.
 هرچند كه قوانين مربوط به پردازش كوانتومي اطلاعات، به شكل قابل ملاحظه‌يي با سيستمهاي كلاسيك بيولوژيك تفاوت دارند اما مي‌توانند كليدي براي حل اين مشكلات و پاسخ به اين سوالها باشند.

 

مقاله فیزیک

Sharper Jupiter Images From Next-Generation Adaptive Optics


A 2008 image of Jupiter obtained by the Very Large Telescope in Chile shows a shift in high-level atmospheric haze compared with a 2005 image taken by the Hubble Space Telescope. The brightest haze has shifted southward by about 6,000 kilometers, probably in response to a global upheaval that began two years ago. The false color, infrared VLT image combines a series of images taken over 20 minutes on Aug. 17 by a Multi- Conjugate Adaptive Optics Demonstrator (MAD) prototype mounted on the telescope. The image sharpening corresponds to seeing details about 300 kilometers wide on the surface of the planet.

Credit: ESO/F. Marchis, M. Wong, E. Marchetti, P. Amico, S. Tordo

A two-hour observation of Jupiter using an improved technique to remove atmospheric blur has produced the sharpest whole-planet picture ever taken from the ground, according to astronomers from the University of California, Berkeley, and the European Southern Observatory (ESO).

The series of 265 snapshots taken with the help of a prototype Multi-Conjugate Adaptive Optics (MCAO) instrument mounted on the ESO's Very Large Telescope (VLT) revealed changes over the past three years in Jupiter's smog-like haze, probably a response to a planet-wide upheaval more than a year ago.The images prove the value of multi-conjugate systems, which use two or more guide stars instead of one as references to sense the atmospheric turbulence in the instrument's field of view, and two or more deformable mirrors to correct for it. The multiple-star technique produces sharp images over a wider area of sky - an area about three times larger than that produced by single-star adaptive optics systems employed on large telescopes such as Keck II and Gemini North in Hawaii.

'This type of adaptive optics has a big advantage for looking at large objects, such as planets, star clusters or nebulae,' said lead researcher Franck Marchis, a research astronomer at UC Berkeley and the SETI Institute in Mountain View, Calif. 'While regular adaptive optics systems provide excellent correction in a small field of view, MCAO provides good correction over a larger area of sky.'

A full MCAO instrument is due to be installed on Gemini North by 2010 and is proposed for the VLT.

With conventional adaptive optics systems like those on Gemini and Keck, the sharpening degrades with distance between the target and a reference object, be it a star or a moon of a planet. Multi-conjugate adaptive optics maintains a steady sharpness over the whole sky area between the reference objects.

This allowed the researchers to observe Jupiter for almost two hours on Aug. 16 and 17, 2008, a record duration, according to the observing team. Conventional adaptive optics systems using a single reference moon cannot monitor Jupiter that long because the moon moves too far from the planet. The Hubble Space Telescope cannot observe Jupiter continuously for more than about 50 minutes, because it is regularly blocked by the Earth during Hubble's 96-minute orbit.

Using the MCAO Demonstrator (MAD) mounted on the Melipal 8.2-meter telescope of the VLT, ESO astronomer Paola Amico, MAD project manager Enrico Marchetti and MAD integration engineer Sebastien Tordo tracked two moons, Europa and Io, one on each side of Jupiter, to provide a good correction across the full disk of the planet.

'It has been the most challenging observation we performed with MAD because we had to track with high accuracy the two moons having different absolute velocities while simultaneously chasing Jupiter, which was moving with respect to them,' said Marchetti.

The VLT image had a resolution of 90 milliarcseconds, 'twice the resolution of the Hubble Space Telescope,' said Marchis. The improved resolution is due not only to MCAO but also the much larger aperture of the 8.2-meter VLT. 'Ground-based telescopes are getting comparable to or better than Hubble in the near-infrared, even for extended objects like Jupiter,' he said.

'We wanted to check if there is a link between South Equatorial Belt outbreaks and the Great Red Spot's turbulent wake,' explained team member Mike Wong, a UC Berkeley research astronomer. The belt is some 18,000 kilometers wide north-to-south, and it encircles Jupiter just above the track of the Great Red Spot.

Instead, the team found a major alteration in the brightness of the equatorial haze, which lies in a 16,000-kilometer wide belt over Jupiter's equator. They measured increased sunlight reflecting off upper atmospheric haze, which means either that the amount of haze has increased or that it has moved up to higher altitudes. The brightest portion had shifted south by more than 6,000 kilometers, Wong said.

This conclusion came from a comparison with images taken in 2005 by Wong and UC Berkeley astronomer Imke de Pater using the Hubble Space Telescope's Near Infrared Camera and Multi-Object Spectrometer (NICMOS) instrument. The Hubble images, taken at infrared wavelengths very close to those used for the VLT study, show more haze in the northern half of the bright Equatorial Zone, while the 2008 VLT images show a clear shift to the south.

The haze, which could be the nitrogen compound hydrazine - used on Earth as a rocket propellant - or possibly frozen crystals of ammonia, water or ammonium hydrosulfide from deeper in the gaseous planet, is very prominent in infrared images. Because visible light can penetrate to deeper levels than infrared light, optical telescopes see light reflected from deeper, thicker clouds lying beneath the haze.

The haze behaves somewhat like particles in the tops of thunderheads (known as cumulonimbus anvils) on Earth or in the ash plumes from large volcanic eruptions, which rise into the upper atmosphere and spread around the world, Wong said. On Jupiter, ammonia injected into the upper atmosphere interacts with sunlight to form hydrazine, which condenses into a mist of fine ice particles. The hydrazine chemistry in Jupiter's atmosphere is similar to that occurring in the Earth's atmosphere after a volcanic eruption, when sulfur dioxide is converted by solar ultraviolet light into sulfuric acid.

'The change we see in the haze could be related to big changes in cloud patterns associated with last year's upheaval, but we need to look at more data to narrow down precisely when the changes occurred,' Wong said.

 

 

 

 

New Material Mimics The Ability Of Gecko Feet To Grip Surfaces



Scanning electron microscope image of the vertically-aligned multi-walled carbon nanotubes grown for this research.

Image courtesy: GeorgiaTech

The race for the best “gecko foot” dry adhesive got a new competitor this week with a stronger and more practical material reported in the journal Science by a team of researchers from four U.S. institutions.

Scientists have long been interested in the ability of gecko lizards to scurry up walls and cling to ceilings by their toes. The creatures owe this amazing ability to microscopic branched elastic hairs in their toes that take advantage of atomic-scale attractive forces to grip surfaces and support surprisingly heavy loads. Several research groups have attempted to mimic those hairs with structures made of polymers or carbon nanotubes.

In a paper published in the October 10 issue of Science, researchers from the University of Dayton, the Georgia Institute of Technology, the Air Force Research Laboratory and the University of Akron describe an improved carbon nanotube-based material that for the first time creates directionally-varied (anisotropic) adhesive force. With a gripping ability nearly three times the previous record – and ten times better than a real gecko at resisting perpendicular shear forces – the new carbon nanotube array could give artificial gecko feet the ability to tightly grip vertical surfaces while being easily lifted off when desired.

Beyond the ability to walk on walls, the material could have many technological applications, including connecting electronic devices and substituting for conventional adhesives in the dry vacuum of space. The research has been sponsored by the National Science Foundation and the U.S. Air Force Research Laboratory at Wright-Patterson Air Force Base near Dayton, Ohio.

“The resistance to shear force keeps the nanotube adhesive attached very strongly to the vertical surface, but you can still remove it from the surface by pulling away from the surface in a normal direction,” explained Liming Dai, the Wright Brothers Institute Endowed Chair in the School of Engineering at the University of Dayton. “This directional difference in the adhesion force is a significant improvement that could help make this material useful as a transient adhesive.”

The key to the new material is the use of rationally-designed multi-walled carbon nanotubes formed into arrays with “curly entangled tops,” said Zhong Lin Wang, a Regents’ Professor in the Georgia Tech School of Materials Science and Engineering. The tops, which Wang compared to spaghetti or a jungle of vines, mimic the hierarchical structure of real gecko feet, which include branching hairs of different diameters.

When pressed onto a vertical surface, the tangled portion of the nanotubes becomes aligned in contact with the surface. That dramatically increases the amount of contact between the nanotubes and the surface, maximizing the van der Waals forces that occur at the atomic scale. When lifted off the surface in a direction parallel to the main body of the nanotubes, only the tips remain in contact, minimizing the attraction forces, Wang explained.

“The contact surface area matters a lot,” he noted. “When you have line contact along, you have van der Waals forces acting along the entire length of the nanotubes, but when you have a point contact, the van der Waals forces act only at the tip of the nanotubes. That allows us to truly mimic what the gecko does naturally.”

In tests done on a variety of surfaces – including glass, a polymer sheet, Teflon and even rough sandpaper – the researchers measured adhesive forces of up 100 Newtons per square centimeter in the shear direction. In the normal direction, the adhesive forces were 10 Newtons per square centimeter – about the same as a real gecko.

The resistance to shear increased with the length of the nanotubes, while the resistance to normal force was independent of tube length.

Though the material might seem most appropriate for use by Spider-Man, the real applications may be less glamorous. Because carbon nanotubes conduct heat and electrical current, the dry adhesive arrays could be used to connect electronic devices.

“Thermal management is a real problem today in electronics, and if you could use a nanotube dry adhesive, you could simply apply the devices and allow van der Waals forces to hold them together,” Wang noted. “That would eliminate the heat required for soldering.”

Another application might be for adhesives that work long-term in space. “In space, there is a vacuum and traditional kinds of adhesives dry out,” Dai noted. “But nanotube dry adhesives would not be bothered by the space environment.”

In addition those already mentioned, the research team also included Liangti Qu from the University of Dayton, Morley Stone from the Air Force Research Laboratory, and Zhenhai Xia from the University of Akron.

Qu, a research assistant in the laboratory of Liming Dai, grew the nanotube arrays with a low-pressure chemical vapor deposition process on a silicon wafer. During the pyrolytic growth of the vertically-aligned multi-walled nanotubes, the initial segments grew in random directions and formed a top layer of coiled and entangled nanotubes. This layer helped to increase the nanotube area available for contacting a surface.

Qu noted that sample purity was another key factor in ensuring strong adhesion for the carbon nanotube dry adhesive.

For the future, the researchers hope to learn more about the surface interactions so they can further increase the adhesive force. They also want to study the long-term durability of the adhesive, which in a small number of tests became stronger with each attachment.

And they may also determine how much adhesive might be necessary to support a human wearing tights and red mask.

“Because the surfaces may not be uniform, the adhesive force produced by a larger patch may not increase linearly with the size,” Dai said. “There is much we still need to learn about the contact between nanotubes and different surfaces.

 

 

 

لیلی و مجنون

لیلی و مجنون داستانی عربی است که حقیقت یا افسانه بودن آن جای بحث بسیار دارد. در ادبیات عرب شعرهای زیادی در وصف لیلی و عشق سوزناک او وجود دارد، که به مجنون یا قیس عامری نسبت می‌دهند، اما ظاهراً از شاعران مختلفی بوده‌است. داستان لیلی و مجنون در ادبیات فارسی نیز مشهور بوده‌است، تا این‌که در سال ۵۸۴ هجری قمری «حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف» معروف به نظامی گنجوی آن را به عنوان سومین گنج از پنج گنج خود به نظم می‌آورد. این داستان جز جانمایهٔ آن، که افسانه‌ای عربی است، بیشترش آفریدهٔ ذهن خلاق و طبع موزون استاد بزرگ شهر گنجه، (نظامی) است و آن‌چنان در ادبیات فارسی و کشورهای همسایه مورد توجه قرار گرفته‌است که پس از او ۳۸ شاعر فارسی زبان، ۱۳ شاعر ترک، و ۱ شاعر اردو به تقلید از نظامی، این داستان را به نظم آورده‌اند.

مثنوی لیلی و مجنون شامل ۴۵۰۰ بیت است، که به سال ۵۸۴ به نام شروانشاه ابوالمظفر اخستان سروده شده‌است در این مثنوی داستان پر سوز و گداز عشق مجنون (قیس عامری) از قبیله بنی عامر و لیلی دختر سعد به رشته نظم درآمده ‌که از داستانهای مشهور فولکلور تازی پیش از اسلام می‌باشد.

در روزگاراني دور در قبيله اي از ديار عرب به نام قبيله عامريان رييس قبيله كه مردي كريم و بخشنده و بزرگوار بود و به دستگيري بينوايان و مستمندان مشهور، به همراه همسر زيبا و مهربانش زندگي شاد و آرام و راحتي داشتند. اما چيزي مثل يك تندباد حادثه آرامش زندگي آنها را تهديد مي كرد. چيزي كه سبب طعنه حسودان و ريشخند نامردمان شده بود. رييس قبيله فرزندي نداشت. و براي عرب نداشتن فرزند پسر، حكم مرگ است و سرشكستگي... رييس قبيله هميشه دست طلب به درگاه خدا بر مي داشت و پس از حمد و سپاس نعمتهاي او، عاجزانه درخواست فرزندي مي كرد...دعاها و درخواستهاي اين زوج بدانجا رسيد كه خداوند آنها را صاحب فرزندي پسر كرديد. در سحرگاه يك روز زيباي بهاري صداي گريه نوزادي، اشك شوق را بر چشمان رييس قبيله – كه ديگر گرد ميانسالي بر چهره اش نشسته بود – جاري كرد:

ايزد به تضرعي كه شايد                                 دادش پسري چنانكه بايد

سيد عامري – رييس قبيله – به ميمنت چنين ميلادي در خزانه بخشش را باز كرد و جشني مفصل ترتيب داد.
نهايت دقت و وسواس در نگهداري كودك بعمل آمد، بهترين دايگان، مناسب ترين لباسها و خوراكها براي كودك دردانه فراهم گرديد. زيبايي صورت كودك هر بيننده اي را مسحور خويش مي كرد. نام كودك را؛ قيس؛ نهادند، قيس ابن عامري  روزها و ماهها گذشت و قيس در پناه تعليمات و توجهات پدر بزرگتر و رشيدتر مي شد. در سن ده سالگي به چنان كمال و جمالي رسيد كه يگانه قبايل اعراب لقب گرفت:

هر كس كه رخش ز دور ديدي                                          بادي ز دعا بر او دميدي
شد چشم پدر به روي او شاد                                                   از خانه به مكتبش فرستاد

در مكتبخانه گروهي از پسران و دختران، همدرس و همكلاس قيس بودند. در اين ميان دختري از قبيله مجاور هم در كلاس مشغول تحصيل بود. نورسيده دختري كه تا انتهاي داستان همراه او خواهيم بود:

آفت نرسيده دختري خوب                                            چون عقل به نام نيك منسوب
محجوبه بيت زندگانی                                                   شه بيت قصيده جوانی

دختري كه هوش و حواس از سر هر پسري مي ربود. دختري كه؛ قيس؛ نيز گه گداري از زير چشمان پرنفوذش نگاهي از هواخواهي به او مي انداخت و در همان سن كم شيفته زيبايي و مهربانيش شده بود. دختري به نام؛ ليلي؛

در هر دلي از هواش ميلي                                     گيسوش چو ليل و نام ليلی
از دلداريي كه قيس ديدش                                        دل داد و به مهر دل خريدش
او نيز هواي قيس مي جست                                     در سينه هر دو مهر مي رست

زان پس درس و مكتب بهانه اي بود براي ديدار، براي حضور و براي همنفسي. نو باوگان ديگر به نام درس و مدرسه فرياد سر مي دادند و خروش قيس و ليلي براي همديگر بود. هر روز ليلي با چهره اي آميخته به رنگ عشق و طنازي و قيس با قدمهايي مردانه و نيازمندانه فقط به آرزوي ديدار هم قدم به راه مكتب مي گذاشتند. تا جايي كه عليرغم مراقبتهاي اين دو، احوالات آنها بگونه اي نبود كه مانع افشاي سر نهانيشان شود:

عشق آمد و كرد خانه خالي                                              برداشته تيغ لاابالي
غم داد و دل از كنارشان برد                                          وز دلشدگي قرارشان برد
اين پرده دريده شد ز هر سوی                                          وان راز شنيده شد به هر كوي
كردند شكيب تا بكوشند                                                         وان عشق برهنه را بپوشند
در عشق شكيب كي كند سود                                            خورشيد به گل نشايد اندود

تصميم گرفتند زماني با عدم توجه ظاهري به هم آتش اين عشق را كه در زبان مردم افتاده بود خاموش كنند اما هر دو پس از مدتي كوتاه صبر و قرار از كف مي دادند، نگاههاي آندو كه به هم مي افتاد هر چه راز بود از پرده برون مي افتاد. بقول سعدي:

سخن عشق تو بي آنكه بر آيد بزبانم              رنگ رخساره خبر مي دهد از سر نهانم

اين ابراز عشق و علاقه اگر چه از طرف ليلي به سبب دختر بودنش با وسواس و مراقبت بيشتري اعلام مي شد اما قيس كسي نبود كه قادر به پرده پوشي باشد، كار بدانجا رسيد كه قيس را؛ مجنون؛ ناميدند:

يكباره دلش ز پا در افتاد                                         هم خيك دريد و هم خر افتاد
و آنان كه نيوفتاده بودند                                            مجنون لقبش نهاده بودند

اين آواي عاشقي چنان گسترده شد كه تصميم گرفتند اين دو را – كه جواناني بالغ شده بودند – از هم جدا كنند.افتراقي كه آتش عشق را در دل آنان شعله ورتر ساخت. ليلي در گوشه تنهايي خود اشك مي ريخت و مجنون آواره كوچه ها شده بود و اشكريزان سرود عاشقي مي خواند. كودكان به دنبال او راه مي افتادند؛ مجنون مجنون؛ مي كردند و گروهي سنگش مي زدند:

او مي شد و مي زدند هر كس                                    مجنون مجنون ز پيش و از پس

... در اين مدت مجنون به همراه چند تن از دوستانش که آنها هم غم عشق کشيده بودند هر شب به اطراف منزل ليلي مي رفت و در وصف او ناله ها مي کرد. روزها هم با اين دوستان در اطراف کوه نجد که نزديک شهر ليلي بود رفت و آمد مي کرد و از اينکه نزديک دلبند خويش است آرامش مي گرفت. در يکي از اين رفت و آمدها، دو دلداده پس از مدتي طولاني همديگر را ديدند ديداري که آتش عشق را در جان هر دو شعله ورتر ساخت، اشاره هاي چشم و ابروي ليلي، شانه کشيدنش به زلفان سياه و بيقراري و بي تابي مجنون و در رقص و سجود آمدنش زيباترين صحنه هاي عاشقانه را رقم زد:

ليلي سر زلف شانه مي کرد                                            مجنون در اشک دانه مي کرد
ليلي مي مشکبوي در دست                                              ليلي نه ز مي ز بوي مي مست
قانع شده اين از آن به بويي                                           وآن راضي از اين به جستجويی

شرح اين عاشقي و دلدادگي براي هر دو دردسر آفرين شد. ليلي را به کنج خانه نشاندند و جان مجنون را به تيغ نصيحت آزردند.  پدر قيس در پي چاره کار, بزرگان و ريش سپيدان قبيله را جمع کرد و به آنها گفت:
"در چاره کار فرزند بيچاره گشته ام. مرا ياري رسانيد که دردانه فرزندم آواره کوه و بيابان گشته بحدي که مي ترسم هديه نفيس خداوندي در بلاي عشق دختري عرب از کفم برود.

" پس از بحث و بررسي همه متفق القول اعلام کردند که تاخير بيش از اين فقط سبب بدنامي است بهتر است به خواستگاري ليلي برويم آنچه مي تواند آتش اين دلدادگي را فرو نهد يا مرگ است يا وصال. سيد عامري – پدر قيس – شهد نصيحت نوشيد, ساز و برگ سفر فراهم کرد و با گروهي از بزرگان به ديدار پدر ليلي شتافت. پدر ليلي که خود از بزرگان شهر مجاور بود هنگامي که خبر ورود سيد عامري را شنيد با رويي گشاده به استقبال آنان رفت:

رفتند برون به ميزباني                           از راه وفا و مهرباني
با سيد عامري به يکبار                         گفتند "چه حاجت است، پيش آر"

پدر قيس گفت:"از بهر امر خيري مزاحم شده ايم. فرزند دلبندت را براي تنها پسرم – نور چشمم – خواستارم. نوباوگان ما دلباخته همند. شرم و آزرم و خجالت محلي ندارد. من به اميدي به خانه ات آمدم باشد که نا اميد برنگردم"

خواهم به طريق مهر و پيوند                       فرزند تو را براي فرزند
کاين تشنه جگر که ريگ زاده است                بر چشمه تو نظر نهاده است
من دُر خرم و تو دُر فروشي                       بفروش متاع اگر بهوشی

پدر ليلي تاملي کرد. افسانه جنون "قيس" در تمامي قبايل اطراف پيچيده بود. براي پدر ليلي بعنوان يکي از بزرگان شهر, سپردن دختر به پسري مجنون و ديوانه, هر چند پسر رييس قبيله عامري, خفت و خواري و سرشکستگي بحساب مي آمد. آنچه او را بر اين عقيده استوارتر مي کرد خلق و خوي عيبجوي اعراب بود که زبان تند و تيز و کنايه آميزشان شهره تاريخ است. به آرامي جواب داد:

"فرزند تو گرچه هست پدرام                          فرخ نبود چو هست خودکام
ديوانگيي همي نمايد                              ديوانه, حريف ما نشايد
داني که عرب چه عيبجويند                     اينکار کنم مرا چه گويند؟!
با من بکن اين سخن فراموش                     ختم است برين و گشت خاموش

پدر قيس از شدت خجالت سرخ شده بود. تمام خستگي راه با همين چند جمله به تنشان ماند. عليرغم درخواست پدر ليلي براي شب ماندن, دستور بازگشت داد. در طول راه همه ساکت بودند و پدر مجنون بي نهايت مغموم. وقتي رسيدند همه به نصيحت قيس در آمدند که "هر دختري از شهر ها و قبايل اطراف بخواهي به عقدت در مي آوريم, بسيار دختران سيمتن زيباروي همينجا هست که آرزويشان پيوستن با خاندان بزرگ عامري است. از اين قصه نام و ننگ بگذر و صلاح کار خويش و قبيله را گير ..."

طعم تلخ اين نصيحت چنان در کام مجنون نشست که زانوانش را سست کرد. پيراهنش را دريد و از خانه بيرون رفت. چين و چروکي که به چهره پدرش افتاده بود اين روزها عميق تر و چهره خسته و درمانده مادرش تکيده تر از هميشه شده بود ... مجنون همچنان آواره کوه و دشت و بيابان بود و نجواي "ليلي ليل " ورد زبانش. آنچنان که گاه اين درد فراق بر جانش آتش مي افکند که تاب دوري نياورده و آرزوي مرگ کند و راستي! مگر مرگ چيست؟ دوري از محبوب بالاترين عذاب است و مرگ از اين زندگي شيرين تر!

... يک روز يکي از دوستان مجنون از سر دلسوزي و ترحم او را به کناري کشيد و گفت:
اي قيس! آخر اين چه بلائيست که بر خود آورده اي؟ نه از حال و روز خودت خبرت هست نه از حال و روز دوستان و خانواده ات. تو در بند عاشقي هستي و ما در بند نام و ننگ تو. هميشه از اين مي ترسيم که به جرم ديوانگي از شهر برانندت. هرشب با اين اضطراب به خواب مي رويم که فردا جنازه ات را برايمان بياورند ..."
و اما مجنون انگار گوشي براي شنيدن اين سخنان نداشت:

"آني را که شما به نام قيس مي شناختيد مدتهاست که مرده است. مدتهاست که شيشه عمر مرا به جور شکسته اند. نيازي به راندنم از شهر نيست که من خود رانده کوي يار هستم. شما هم مرا رها کنيد که نه من حرفهاي شما را مي فهمم نه شما سوز و آه من را"

اي بيخبران ز درد و آهم                                    خيزيد و رها کنيد راهم
من گمشده ام مرا مجوئيد                                   با گمشدگان سخن مگوئيد
بيرون مکنيد از اين ديارم                                     من خود به گريختن سوارم

و شروع کرد به شرح دلدادگي. چنان گفت و چنان خواند که از هوش رفت. عده اي که نظاره گر اين ماجرا بودند، غمزده و افسرده او را به خانه اش رساندند.

آري! عشق اگر عشق باشد هر روز بر آتشش افزوده مي شود و خلاص عاشق از عشق ناممکن!

مجنون هر روز ضعيف تر و خميده تر مي گشت و در عشق استوارتر و بي تاب تر. تمامي مساجد و خانه ها و اماکن مقدس توسط پدر و خانواده اش زيارت شدند و همه جا دخيل بسته شد. بس نذرها که براي سلامتش ساختند و بس صدقه ها که پرداختند. اما داستان همان بود و حکايت همان.

در نهايت يکي از نزديکان پيشنهاد داد که او را به سفر حج ببرند. تنها خانه مقدسي که باقي مانده است مقدس ترين آنها – کعبه – است .آنجا که حاجتگاه و محراب زمين و آسمان است و تمام جهانيان. پدر قيس کمي به فکر فرو رفت. چرا به فکر خودش نرسيده بود؟
"مي برمش مکه. شايد ديدار خالق، هوس مخلوق را از سرش بدر کند! . موسم حج هم نزديکه و اميد سلامت قيس رنج دوري و سختي سفر رو آسون مي کنه!" مجنون اما حاضر به دور شدن از کوي ليلي نبود. هر چند ديدار ليلي نصيبش نمي شد اما همين که مي توانست از دور خرگاه و خيمه او را تماشا کند، همين که هر چند روز يکبار مي توانست خبري از او بگيرد برايش دنيايي ارزش داشت. دوري از ليلي برايش حکم از دست دادن او را داشت. بعضي وقتها فکر مي کرد اصرار عجيب و غريب اين آدمها براي کشاندن او به سفري دور شايد نوعي فريب باشد براي جداي هميشگيش از ليلي. اما يک چيز به او قوت قلب مي داد: اين که پدرش هم از جمله اصرار کنندگان است و او اعتمادي بي پايان به پدر داشت.

 با هزار زحمت و خواهش راضيش کردند براي سفر حج. کارواني عظيم راه انداختند به سوي کعبه ... رايت کعبه که از دور پديدار شد پدر دست فرزند را گرفت و از شتر پياده شد. آهسته در گوشش خواند: "پسرم قيس! اينجا کعبه است. خانه خدا. جايي که آرزوي همه آزادمردان چنگ زدن بر حلقه هاي خانه اش است. از خدا بخواه که اين هوي و هوس بچه گانه را از سرت بيرون کند و راه رستگاري را نشانت دهد. به هوش باش! جماعتي چشم انتظارند که من برگردم با همان قيس جوان، شاداب، پر انرژي و سر براه"

گفت اي پسر اين نه جاي بازيست                  بشتاب که جاي چاره سازيست
گو يارب از اين گزاف کاري                       توفيق دهم به رستگاري
رحمت کن و در پناهم آور                            زين شيفتگي براهم آور

مجنون ابتدا گريست. خيلي سخت و مردانه. پس از آن لبخندي زد و مثل مار از جاي برجست. دستان پدر را رها کرد و سوي کعبه شتافت دست در حلقه کعبه زد و گفت: "من امروز مثل مثل اين حلقه، حلقه بگوش عشقم. به من مي گن از عشق بپرهيز و دوري کن. ولي آخه تمام قوت و توان من از عشقه. اگه عشق تو وجود من بميره من هم مي ميرم. اي خدا! تو را به کمال پادشاهي و نهايت خدائيت قسم! مرا به آنچنان عشقي رسان که اگر من نماندم عشقم بماند. از سرچشمه عشق نوري برايم فرست تا سرمه چشمانم کنم. هر چند مست و ديوانه عشقم، ولي از اين هم آشفته ترم کن، سيرابم کن

گرچه ز شراب عشق مستم                                 عاشق تر از اين کنم که هستم

خدايا! ميل ليلي را در دلم افزون کن! باقيمانده عمر مرا بگير و به عمر او اضافه کن، هر چند از تب و تاب عشقش مثل تار مويي شده ام ولي نمي خواهم سر مويي از وجودش کم بشه. خدايا! خودت محافظ و نگهدارش باش ..." مجنون مي گفت و مي خنديد و مي گريست. پدر گوشه اي ايستاده بود و با تعجب او را مي نگريست. کم کم براي او هم روشن شد که اين نه يک هوي و هوس زودگذر و از سر جواني و نابخردي است که عشقي است تمام و کمال. طلبي است مقدس و حيراني است عظيم. آهسته به سوي کاروان برگشت و ماجرا را براي همراهيان بازگو کرد: "خيال مي کردم به کعبه که برسد، لبيک اللهم لک لبيک که بگويد، قرآن که بخواند از رنج و محنت ليلي رهايي مي يابد، نمي دانستم دست در حلقه کعبه که مي زند حلقه بگوشيش بخاطرش مي آيد، نمي دانستم سياهي پرده کعبع او را به شبستان گيسوي ليلي رهنمون مي کند، نمي دانستم اينجا هم که بيايد نفرين خود مي گويد و حمد و ثناي او ..." برگشتند. سفر حج هم حاجتشان را برآورده نکرد. حتي باعث دردسر بيشتري هم شد. جماعتي منتظر نشسته بودند که صلاح کار قيس را پس از اين سفر ببينند. اما ماجرا که آشکار شد، حسودان و منکران، زبان به طعنه گشودند. عده اي از اوباش قبيله ليلي به شکايت پيش رييس شحنه ها رفتند و گفتند:
"جواني ديوانه آبروي قبيله مان را برده است.جواني که هم خوب شعر مي گويد، هم صدا و آواز خوبي دارد. او شعر مي خواند و کودکان و نوجوانان هم ياد مي گيرند و تکرار مي کنند. هر شعر و غزلي که مي سرايد خنجري است که بر پرده حرمت شهر فرو مي آيد. بايد او را ادب کنيم ..."
کيد اين حسودان کارگر افتاد. شحنه اي که به قلدري و خونريزي شهره بود مامور مهار و دستگيري و گوشمالي قيس شد. يکي از عامريان که از ماجرا خبردار شد سريع خودش را به پدر قيس رساند و ماجرا را بازگو کرد. پدر يکباره از جاي برخاست و از هر طرف گروهي مامور براي پيدا کردن قيس و باز آوردنش روانه کرد. چند روز و چند شب بي وقفه دنبالش گشتند اما گويي قطره اي آب شده بودو به زمين فرو رفته بود. عده اي مي گفتند قيس با آن حال زار و نزارش يا در کوه خوراک درندگان وحشي شده است يا در بيابانها از فرط ضعف و تشنگي جان سپرده است. شايد هم آن شحنه سنگدل او را کشته است و جنازه اش را سر به نيست کرده باشد. آنقدر گفتند و گفتند تا خانه مجنون تبديل شد به ماتمکده.

گروهي نشسته بودند به عزا و نوحه در مرگ او ... پس از گذشت هفته اي از اين ماجرا، مردي از قبيله بني سعد که از حوالي كوه نجد مي گذشت مردي ژوليده و ژنده پوش و رنجور را ديد که بيشتر به ارواح شباهت داشت تا انسان. اما در اعماق چشمهاي او بزرگي و نجابتش را توانست حدس بزند. کنارش نشست.

خواست غذا و آبي به او بدهد. اما او امتناع مي كرد. هر چه کرد با او همسخن گردد و کلامي و نشاني از او بيابد افاقه اي نکرد. اين بود که او را به حال خود گذاشت و به راهش ادامه داد. پس از اينکه به قبيله عامريان رسيد همه را سياهپوش و عزادار ديد. ماجرا را پرسيد و ناگاه به ياد شبحي افتاد که چند روز پيش در گوشه خرابه ديده بود. نشاني او را که گرفت شباهتي بين آن شبح و جوان درگذشته احساس کرد. سريع پدر قيس را خبر کرد که در فلان خرابه، شبحي نيمه جان که نشاني هايش با نشاني هاي فرزندت همخواني دارد رنجور و ضعيف و دردمند، چنان که چشمان بي نورش گود رفته و مغز استخوانش پديدار شده، در چنگال ضعف و مرگ اسير است ... پدر قيس به محض شنيدن خبر، از جا جست و سوار اسب تيزرويي شد. اصرار نزديکان که چند نفري همراه او بيايند فايده اي نداشت. دلش نمي خواست کسي غير از خودش قيس را در حالتي ببيند که مرد غريبه وصف کرده بود. چند روزي در کوهها و خرابه هاي سرزمين نجد وجب به وجب کوه و بيابان را دنبالش گشت تا اينکه پسر را يافت. غريب و محزون و مجروح ...

مجنون تا پدر را ديد به رعايت ادب بلند شد، زمين بوسيد و به پايش افتاد:

"اي تاج سر و افتخار من! عذرم بپذير که مجروح و ناتوانم. اصلا دلم نمي خواست مرا به چنين روزي و در چنين شرايطي ببيني ... مرا ببخش اما بدان که سر رشته کار از دست من نيز بيرون است"

پدر قيس که ابتدا براي دلداري فرزند صلابت خود را حفظ کرده بود ناگاه عنان صبر از کف داد و شروع به گريستن کرد و با مهرباني پدرانه شروع به صحبت کرد:

" اي پسر! تا کي مي خواي اين بيقراري و ناشکيبي رو ادامه بدي؟ نمي دونم کدوم چشم بد و نفرين کدوم رو سياه، تو رو به اين حال و روز انداخت! از اين همه غصه خوردن و طعنه اين و اون شنيدن خسته نشدي؟ هنوز نفهميدي که مشت کوبيدن به سندان آهني اثري نداره؟ از همه اينها گذشته، گيرم که عاشقي، گيرم که مجنوني، نبايد از پدر و مادر پير و رنجورت خبري بگيري؟ اصلا مي دوني يک هفته است مادرت در عزاي تو موهاي خودش را کنده و صورتش رو زخمي کرده؟

گيرم که نداري آن صبوري                         کز دوست کني به صبر دوري
آخر کم از آنکه گاهگاهي                              آيي و به ما کني نگاهي؟

اينطور که تو خودت رو آواره کوه و بيابون کردي که کاري از پيش نمي ره. درسته که پدر ليلي به خفت و خواري جواب رد بهمون داد ولي هنوز روزنه اميدي باقيه:

نوميد مشو ز چاره جستن                       کز دانه شگفت نيست رستن
کاري که نه زو اميد داری                     باشد سبب اميدواري
در نو ميدي بسي اميد است                     پايان شب سيه سپيد است

اصلا خبر داري که شحنه ها قصد جونت رو کرده اند؟ چون ادعا مي کنند داستان سوز و عشق و عاشقيت آبروي خاندان ليلي را برده است"
مجنون کمي مکث کرد. به احترام پدر سر به زير افکند و آرام و شمرده شروع به پاسخ کرد:
"اي پدر! اي سرور و بزرگتر قبيله عامريان! اي قبله گاه حاجاتم پس از خداي! الهي هميشه زنده باشي که تو ملجأ و اميد و پناهگاه مني. ممنون که بديدارم آمدي و تشکر از پند و نصيحت هاي مشفقانه ات که که مرهم جانم شد. ولي پدر من سياه روي و شرمنده به اختيار خودم اينجا نيامده ام. حل اين مشکل بدست من نيست وگرنه بسيار زودتر از اينها چاره مي کردم و اما در مورد شحنه ها. مرا در اين عشق بيم تيغ و خون و خونريزي نيست چرا که اين بديهي ترين رسم عاشقي است. سر بي ارزشترين کالايي است که من مي توانم در راه محبوب فدا کنم ..."
مجنون اين گفت و سر در گريبان خويش فرو برد. ساعتي به سکوت گذشت. پدر، گوشه اي آرام اشک مي ريخت و در گوشه اي ديگر مجنون، لخت و عريان، با خودش زمزمه مي کرد. هنگام غروب پدر رداي خويش بر دوش او افکند و با اصرار و مهرباني او را بر ترک اسب خويش نهاد و با هم به خانه برگشتند ...

واضح است که چه ولوله و شوق و اشتياقي در قبيله افتاد وقتي آندو را از دور ديدند. زندگي در قبيله به حالت عادي خود برگشت. مجنون چند صباحي با سختي و مشقت چون ديگر مردان قبيله رفتار مي کرد. به گله اسبها و شترها مي رسيد و گهگاهي با دوستانش به شکار مي رفت. اين زندگي برايش بسيار سخت بود اما بخاطر دل رنجديده پدر و مادر تحمل مي کرد اما هرگاه تنها مي شد هنگام طلوع و غروب خورشيد بر تپه اي مي نشست و چنان ناله اي مي کرد که دل سنگ هم آب مي شد.

مدت زيادي نگذشت که خلق و خوي انسانهاي عادي طاقتش را طاق کرد و دوباره راه کوه و بيابان گرفت. هر چند روز يکبار از بالاي کوه نجد به پايين مي آمد، در دامنه کوه مي ايستاد و از سوز دل و آتش درون غزلي مي خواند که دل هر شنونده اي را مي جنباند. مردم از از هر طرف براي شنيدن شعرها و آواز زيباي جوانکي مجنون جمع مي شدند و عده زيادي شعرهاي او را يادداشت مي کردند تا جاييکه ترجيع بند نامه هاي عاشقانه، غزليات مجنون بود.

و اما ليلی: هر روز که مي گذشت ليلي خوش قد و قامت تر، کشيده تر و زيباتر مي شد. چشمهاي درشت و اغواگرش، که معصوميتي عجيب در خود داشت، به سياهي شب مي ماند و قتلگاهي بود براي عاشقان دل خسته، مژه هاي بلند و برگشته اش و کمان ابرويش خدنگ غم به جان بينندگان مي انداخت.

چاه زنخدان چانه اش و گونه هاي برجسته و خوش آب و رنگش، به بوم نقاشي خارق العاده اي مي ماند که گويي يگانه روزگار با دقت و وسواسي عجيب تک تک اعضاي آن را در نهايت هنرمندي و چيره دستي به رنگ و لعاب عشق و طنازي تصوير کرده است. عليرغم اين همه زيبايي، وقار و متانت و و نجابتي مثال زدني در او بود که تمام آنهايي را که تنها دل به زيبايي ظاهري او سپرده بودند از ابراز علاقه پشيمان مي کرد. آنها جرأت ابراز وجود نداشتند و تنها با هر بار نظاره او آرزو مي کردند: "کاش ليلي از آن من بود"
با تمام اين اوصاف، ليلي در دلتنگي و بيقراري دست کمي از مجنون نداشت. فرق ميان اين دو در آن بود که مجنون از قيد و بند آزاد و رها بود، فارغ البال به بيان عشق و علاقه خود مي پرداخت و ليلي از اين نعمت محروم بود. شبها پس از آنکه همه به خواب مي رفتند آرام در بستر خود مي نشست و اشک مي ريخت. برخي شبها به بالاي پشت بام مي رفت و با ماه و ستاره رازهاي نهاني دلش را بازگو مي کرد.
پدرش اغلب به امر تجارت مشغول بود و تمام هم و غمش در محدوده خانواده پوشيده ماندن دختر بود از چشم نامحرمان. مادر هم آنقدر به رتق و فتق امور خدمتکاران و نديمگان سرگرم بود که از ظاهر فرزند نمي توانست به آتش درونيش پي ببرد. به اين تصور که ليلي کم کم قيس را از ياد مي برد، دلخوش بود.
هر چند روز يکبار، ليلي از پنجره اتاقش صداي کودکاني را مي شنيد که حين بازي اشعاري عاشقانه مي خواندند. اشعاري که هيچکس به اندازه ليلي نمي فهميد سروده کيست و در وصف کيست.

 آري! اشعار مجنون زبان به زبان و کوي به کوي مي گشت و از طريق کودکان بازيگوش به گوش ليلي مي رسيد. ليلي تمام آن اشعار را با هيجان زدگي يادداشت مي کرد و از آنجا که طبعي لطيف و دلي سوخته داشت به پاسخ هر بيتي، بيتي مي سرود در پاسخ مجنون. فصاحت و بلاغت مادرزادي به کمک دلش مي آمد تا زيباترين تصنيف هاي عاشقانه شکل بگيرد. هر چند روز يکبار اشعار مجنون و پاسخهاي خود را در ورق پاره هايي کوچک جمع مي کرد و شبانه از طريق پشت بام خانه در کوچه هاي اطراف پراکنده مي کرد. ليلي مطمئن بود که حرف دلش توسط قاصدي به گوش مجنون خواهد رسيد. خواه اين قاصد باد صحرا باشد يا کودکان بازيگوش. چه فرق مي کند؟

هر کس که گذشت زير بامش                      مي داد به بيتکي پيامش
ليلي که چنان ملاحتي داشت                       در نظم سخن فصاحتي داشت
آن را دگري جواب گفتي                              آتش بشنيدي آب گفتي
بر راهگذر فکندي از بام                            دادي به سمن ز سرو پيغام

و اين شايد عجيب ترين و مطمئن ترين سيستم پيام رساني دو دلداده در آن روزگاران بود. بدون استفاده از هيچ ابزار بخصوصي پيامها از کوه و بيابان نجد به خانه و اتاق ليلي مي رسيد و پاسخها بر مي گشت!
در يکي از روزهاي زيباي بهاري که بوي عطر گلها فضا را آکنده و رنگهاي متنوع گلهاي بهاري و درختان شکوفه کرده جلوه اي بديع به گلستان داده بود، صداي آواز بلبلان عاشق چنان داغ ليلي را تازه کرد که تصميم گرفت سري به بوستان اختصاصيشان بزند و همنوا با بلبل داغديده ناله سرايد.
مادر ليلي، بخيال اينکه دخترش پس از مدتها گوشه نشيني هوس تفرج و گشت و گذار کرده، بسيار خشنود شد. جمعي از کنيزکان سيمتن و زيبارو را فرا خواند و همراه ليلي روانه کرد. ليلي هر جند دوست داشت تنها بماند اما مصلحت ديد سکوت کرده و مقاومتي نکند.
در زير سايه سروهاي خوش اندام ساعتي نشستند به گفتن و شنودن و خواندن و رقصيدن. نديمان و مطربان چنان دستگاه رقص و آواز را کوک کرده بودند که گويي شادي عظيمي بر پاست. ليلي پس از ساعتي نشستن با ياران و هنگامي که ديد آنها چنان در رقص و پايکوبي آمده اند که چندان متوجه او نيستند کم کم از جمع کناره گرفت و به زير سايه تک درختي تنها خزيد و شروع به ناله کرد:
"اي مهربان يار وفادار! روزها بدين اميد سر از بالين بر مي دارم که تو در کنارم باشي و شبها با اين روياي شيرين به خواب مي روم که شب ديگر سر بروي شانه هاي تو مي گذارم. آخر اي دوست! گيرم که ديگر هواي ما در سرت نيست، چرا مدتي است خبري از خودت نمي فرستي تا دل رنجديده من را مرهمي باشد"

گيرم زمنت فراغ من نيست                            پرواي سراي و باغ من نيست
آخر به زبان نيکنامی                                    کم زانکه فرستيم پيامي؟

...در همين حال و هوا بود که از دور صداي آوازي شنيد. بدقت گوش داد. لحن اشعار برايش آشنا بود. آري! اين سخنان مجنون بود که در قالب اشعاري جانسوز از دهان مردي رهگذر بيرون مي آمد. اشعاري که حکايت از غريبي و دربدري مجنون داشت و بي خيال نشستن ليلي در باغ و بهار به دست افشاني.
حکايت از رميدن مجنون از غم فراق و آرميدن ليلي در بستر آرام خويش. اشعاري که آتش به جان ليلي زد:

مجنون جگري همي خراشد                         ليلي نمک از که مي تراشد؟
مجنون به خدنگ خار سفته است                    ليلي به کدام ناز خفته است؟
مجنون به هزار نوحه نالد                            ليلي چه نشاط مي سگالد
مجنون همه درد و داغ دارد                         ليلي چه بهار و باغ دارد
مجنون کمر نياز بندد                                   ليلي به رخ که باز خندد؟
مجنون به فراق دل رميده است                         ليلي به چه راحت آرميده است؟

ليلي با شنيدن اين پيام چگرش کباب شد. از يکسو غم و غصه دربدريهاي مجنون رنجورش کرده بود و از سوي ديگر اين تصور مجنون که او آرام و بي خيال و فارغ از مجنون به زندگي راحتش ادامه مي دهد جانش را آتش مي زد... مجنون نمي دانست که ليلي هميشه به زندگي آزاد او چه حسرتها خورده است. نمي دانست در وراي اين آسودگي و شادي ظاهري چه رنج و درد عميقي نهفته است. ليلي مي خواست فريادي بزند که تا آنسوي کوه نجد را بلرزه در آورد: "اي قيس! اي مجنون! اگر تو پاي بند جنوني من از تو ديوانه ترم در اين عشق، در اين طلب. خوشا بحال تو که فرصت ابراز اين جنون را از تو دريغ نکرده اند. من چه کنم که در اين قفس به ظاهر آباد مجال صحبت هم ندارم"

اما پنجه هاي بغض بي رحمانه گلويش را مي فشرد.
يکي از نديمگان که از طرف مادر ليلي مامور شده بود مخفيانه او را تحت نظر داشته باشد تمام ماجرا را از پشت بوته اي تماشا مي کرد. زمزمه هاي عاشقانه ليلي با محبوب، شنيدن غزلي عاشقانه و زار زدني سخت و غريب. در کوتاهترين زمان، خبر به مادر ليلي رسيد و او بدون هيچ ترديدي دانست که آتش عشق ليلي که او خيال مي کرد مدتي است فرو نشسته همچنان زبانه مي کشد. مادر ليلي هم بر سر يک دو راهي، کاسه چه کنم چه کنم بدست گرفته بود و نا اميدانه شاهد آب شدن دختر دلبندش بود. از طرفي نمي توانست سوختن فرزندش را ببيند و دم بر نياورد و از طرف ديگر مي دانست که نصيحت او هم اثري نخواهد داشت.

اما پديد آورندگان اين ماجرا به ليلي و مادرش و نديمگان و آن مرد رهگذر خلاصه نمي شدند در اين مقطع مردي وارد داستان مي شود که نقشي مهم در ادامه ماجرا بازي مي کند.

آنروز که ليلي، خرامان و مست به همراهي عده اي به سير باغ و گلشن مشغول بود، جواني نجيب زاده از خاندان بني اسد از آن حوالي عبور مي کرد. خستگي راه و ديدن آثار درختاني از دور، او را به اطراف باغ خانوادگي ليلي کشاند. در حال آب دادن به اسبش بود که صداي هلهله و شادي زيادي را از دور شنيد. به کنجکاوي برخاست و تعدادي دختران زيباروي را ديد که برقص و دست افشاني مشغولند. ليلي اما در آن ميانه چون ماه در ميان ستارگان مي درخشيد. از سر و وضع ظاهري و اينکه او را چون دُر در ميان گرفته بودند براي شخصي زيرک چون ابن سلام آسان بود که بانوي آن جماعت را از بقيه تميز دهد.

آري، اين جوان ابن سلام نام داشت . جواني خوش اندام، تاجر و يگانه قبيله بني اسد که در عين جواني کوهي از ثروت داشت و دنيايي تجربه. در کرم و بخشش زبانزد همگان و در شجاعت و مردانگي بي همتا بود. براي اين سلام پيدا کردن نام و نشان پدر ليلي کار سختي نبود. با همان ديدار کوتاه چنان محو جمال و زيبايي ليلي شده بود که هيچ چيز جز ازدواج با او آرامش نمي کرد . به محض رسيدن به شهر خود، يکي از ريش سپيدان را با کارواني شتر از هداياي نفيس و گرانبها از ياقوتهاي يمني گرفته تا فرشهاي ايراني بسوي منزل ليلي روانه کرد به نشان خواستگاري!

پدر ليلي با ديدن شکوه کاروان همراه قاصد از از شادي در پوست خود نمي گنجيد. با اينحال با متانتي که هر پدري در لحظه خواستگاري دخترش بروز مي دهد ضمن تشکر، هداياي آنها را برسم ادب پذيرفت و گفت:

"خواستگاران دختر من بسيارند. ابن سلام را سلام برسانيد و بگوييد پدر ليلي براي بررسي و تحقيق جهت انتخاب بهترين فرد و دادن پاسخ به اين خواستگاران از جمله ابن سلام مدتي زمان مي خواهد"

پير قاصد زمين بندگي بوسيد و خداحافظي کرد.

بعد از رفتن آنها، مادر ليلي به شوهرش گفت:

"هيچکدام از خواستگاران ليلي به خوبي ابن سلام نبوده اند. تو که بهتر مي داني او از لحاظ شهرت و ثروت و مردانگي قابل مقايسه با هيچکدام از آنها نيست. تو بيشتر به دنبال تجارتي و نمي داني که هنوز آتش عشق آن پسرك ديوانه – قيس – در دل دخترت هست. او را بايد هر چه سريعتر به خانه بخت بفرستيم تا بلاي سر خودش و آبروي ما نياورده. نبايد فرصت به اين خوبي را از دست مي دادي. ابن سلام انگشت روي هر دختري که بگذارد، پاسخ منفي نخواهد شنيد.

پدر ليلي پاسخ داد: "دختر من، هر دختري نيست. جواب مثبت در اولين ديدار و با اولين درخواست، صورت خوشايندي ندارد. او اگر واقعا طالب و خواستار ليلي باشد دوباره و چند باره بازخواهد گشت. اگر هم قرار است با يکبار جواب رد شنيدن پشيمان شود همان بهتر که ديگر نيايد اما من مطمئنم او برخواهد گشت"

و اما بشنويد از مجنون که بي خبر از ماجراها و وقايعي که در خانواده ليلي در حال وقوع بود همچنان آواره کوه و بيابان بود. در يکي از اين روزها دست تقدير مجنون و نوفل را بهم رسانيد.

نوفل، بزرگ عياران آن منطقه بود. کسي که جواني و زندگي خود را صرف امنيت و آرامش راهها، مقابله با راهزنان و حراميان و کمک و تنگدستي به ضعيفان و فقيران و در راه ماندگان کرده بود. از رشادت ها و مبارزات او در مقابل دزدان و تامين امنيت قافله هايي که در راه سفر اسير حمله آنها شده بودند داستانها و افسانه هاي بسياري نقل شده بود. نوفل با جمعي از دوستانش، بقصد شکار در حال گذر از اطراف کوه نجد بود که صداي ناله اي جانسوز شنيد. به جستجوي آن صدا به غاري در آمدند.

 مردي ژنده پوش با موها و محاسن بلند ديدند که از خلق و خوي انسانهاي معمولي بيگانه بود. يکي از همراهان که ماجراي مجنون را مي دانست داستان را براي نوفل تعريف کرد ... يکي از همراهان که ماجراي مجنون را مي دانست داستان را براي نوفل تعريف کرد:"مي گويند در عشق دختري ازيکي از شهرهاي اطراف ديوانه شده و سر بکوه و بيابان گذاشته. روز و شب در اين حوالي مي گردد و با وزش هر باد يا عبور هر ابري از جانب شهر، بياد معشوقه شعر مي سرايد آنهم چه اشعاري! زيبا و جانسوز. مي گويند هر دو عاشق و دلداده هم بوده اند. اما اين مرد از سر جواني هر شب به کوي دختر مي رفته و به آواز بلند شرح عاشقي مي داده . تا اينکه به بهانه جنون ، او را زده اند و از شهر رانده اند. مي گويند خانواده اي شايسته و بلند مرتبه هم دارد بيچاره!

" نوفل از شنيدن داستان متاثر گشت. از اسب به زير آمد. به آرامي کنار مجنون نشست و دست نوازش ير سرش کشيد و در گوشش زمزمه کرد:"پسرم! برخيز. من نوفل هستم. قهرمان داستانهاي عرب! نمي خواهي از ميهمانان تازه ات پذيرايي کني. نکند اينجا غريب نوازي رسم نيست!" مجنون نوفل را مي شناخت. يعني اسم و رسمش را شنيده بود. در بازيهاي نوجواني، او هميشه نقش نوفل را بازي مي کرد و مقابل ديدگان ليلي چه افتخارها که نمي نمود. برگشت. با احترام دست نوفل را بوسيد و از او پوزش خواست. شروع کرد براي نوفل شعر خواندن. از بي رحمي روزگار، از نجابت و کرامت ليلي و از قداست عشق بي پايانشان به هم.

نوفل مثل يک دوست قديمي به حرفهاي مجنون گوش داد. در انتها گفت: "خيالت راحت باشد که من ليلي را به تو باز مي گردانم. هيچ عاملي نمي تواند مقابل من مقاومت کند. من از حرفهاي تو نه تنها بوي جنون نمي شنوم بلکه کرامت و بزرگواري تو برمن ثابت شد. فقط يک شرط دارد و آن هم اينکه تو حرمت خويش نگاه داري و از اين بيابان گردي و غار نشيني دست برداري.

او را به زر و به زور و بازو                       گردانم با تو هم ترازو
گر مرغ شود هوا بگيرد                             هم چنگ منش قفا بگيرد

تا همسر تو نگردد آن ماه                          از وي نکنم کمند، کوتاه

مجنون پاسخ داد:

"اي نوفل! ممنون از محبتت اما اين که گفتي کاري بس سخت و دشوار است و من گمان نمي کنم حتي تو هم با وجود قدرت و بزرگيت بتواني مشکل مرا چاره کني. بزرگان بسياري در اين امر واسطه شدند و توفيق نيافته، نوميد گشتند و دست از من شستند. آنها دختري چون ماه را به مجنوني چون من نخواهند داد"

او را به چو من رميده خويی                          مادر ندهد به هيچ رويي
گل را نتوان به باد دادن                                مه زاده به ديوزاد دادن

او را سوي ما کجا طوافست؟                          ديوانه و ماه نو؟ گزافست!!

بيا و از اين حديث در گذر. من توقعي از تو ندارم. همين که محبتت را از من دريغ نکردي و دوستانه و برادرانه به حرفهايم گوش نمودي برايم دنيايي ارزش دارد"

ار چشمه اين سخن سرابست                     بگذار مرا تورا ثوابست

تا پيشه خويش پيش گيرم                         خيزم، پي کار خويش گيرم

اين سخنان مجنون، نوفل را در عقيده کمک به او و رساندن ليلي و مجنون به همديگر استوارتر کرد. دستان مجنون را در دستانش گرفت و سخت فشرد. به خداوندي خدا و رسالت رسول سوگند ياد کرد و با مجنون ميثاق بست که تا معشوقه را به دلداده نرساند از پاي ننشيند. شرطي را که در ابتدا گفته بود دومرتبه تکرار کرد.کمي صبر و قرار از طرف مجنون لازمه رسيدن به هدف است:

نه صبر بود نه خورد و خوابم                        تا آنچه طلب کنم بيابم
ليکن به توام توقعي هست                            کز شيفتگي رها کني دست
بنشيني و ساکني پذيري                               روزي دو سه، دل بدست گيری

مجنون که صحبتهاي مردانه و محکم نوفل را شنيد در قلبش روزنه اميدي يافت. رسيدن به ليلي خيلي بيشتر از چند روزي خون جگر خوردن، صبر کردن و دم بر نياوردن ارزش داشت. شرط نوفل را قبول کرد. بر ترک اسب او نشست و به سوي قرارگاه نوفل شتافتند.  نوفل از مجنون در خانه خود، پذيرايي مي کرد لباسهاي فاخر به او پوشانيد و او را هميشه در کنار خود مي نشاند. مجنون در مدت کوتاهي قدرت گذشته و چهره و اندام زيبا و متناسب خود را باز يافت. از آنجا که صاحب هوش و ذکاوتي خاص بود حسابهاي مالي نوفل را سر و ساماني داد و هر روز نزديک غروب به جوانان تعليم شمشيربازي و تيراندازي و به نوجوانان خواندن و نوشتن آموزش مي داد.

چون راحت پوشش و خورش يافت                          آراسته شد که پرورش يافت
شد چهره زردش ارغواني                                   بالاي خميده خيزراني
مجنون به سکونت و گراني                                 شد عاقل مجلس معانی

دو ماهي به همين ترتيب گذشت. نوفل بدون مشورت با مجنون، هيچ کاري انجام نمي داد. حضور او برايش خوش يمن و پر برکت بود. از اينکه خداوند مجنون را سر راه او قرار داده بود خشنود و شاکر بود.
يک روز که نوفل و ياران به شادي کنار هم نشسته بودند نوفل رو به مجنون کرد و گفت:
"عزيزم، قيس! چندي از آن اشعار روح افزايت را برايمان بخوان تا مجلسمان نشاطي صد چندان يابد"
مجنون تاملي کرد و في البداهه سرودي سرود در شکايت از نوفل و فراموش کردن عهدي که با او در گوشه آن غار بست. از اينکه نوفل ظاهر او را مي بيند و از دل نزارش خبري نمي گيرد سرخورده و مغموم بود:

اي فارغ از آه دودناکم                          بر باد فريب، داده خاکم
صد وعده مهر داده بيشي                       با نيم وفا نکرده خويشي
صد زخم زبان شنيدم از تو                      يک مرهم دل نديدم از تو
صبرم شد و عقل، رخت بر بست                 درياب وگرنه رفتم از دست

از جاي برخاست و ادامه داد:
"از کسي چون نوفل توقع و انتظار فراموش کردن عهد را نداشتم. تو با من شرطي بستي. از من چيزي خواستي و به من تعهدي دادي. من به قولم عمل کردم اما در اين مدت حتي يکبار از تو در مورد قول و قرارت چيزي نشنيدم! من همانند تشنه اي هستم که به اميد يافتن آب زندگاني همراه و همنفس شما گشته ام. اگر قصد کمک بدين تشنه کام را نداريد رهايش کنيد تا به درد خويش بميرد"آتش سخنان مجنون در جان نوفل نشست و او را شرمنده فراموشکاري خود کرد. سريع دستور داد لشکري از مردان جنگي مهياي سفر شوند.

مجنون را به محبت نواخت. از او پوزش خواست و قول داد فردا صبح قبل از طلوع سپيده دم حرکت کنند. حرکت به سمت شهر ليلي. غروب روز بعد به دروازه شهر رسيدند. نوفل دستور اطراق داد و سريع قاصدي فرستاد به سمت خانه ليلي و مقصود و خواسته خود را بيان کرد:"اينک نوفل و لشکري آماده نبرد بر دروازه هاي شهر منتظرند. يا ليلي را به او سپاريد تا او را بدانکه سزاوار اوست برساند و يا براي جنگ با شمشيرهاي عريان ما آماده شويد." باورش آسان نبود با اينحال جواب پدر ليلي روشن بود: "نه دختر من کالاست و نه خانه ام تجارتخانه که عده اي به هواي راهزني شبانه بر آن هجوم آورند. اگر خيال ديدن روزهاي ديگر را داريد از همان راهي که آمده ايد بازگرديد"

دادند جواب کاين نه راهست                  ليلي نه کليچه، قرص ماهست
کس را سوي ماه دسترس نيست              نه کار تو، کار هيچکس نيست

قاصد که برگشت پدر ليلي بزرگان شهر را جمع کرد. همه شگفت زده و حيران شده بودند:
"نوفل؟! از او جز خاطرات و سابقه اي روشن چيزي در ذهن ها نقش نبسته. چطور ممکن است؟"
يکي از نگهبانان جوان خانه ليلي از ميان برجست و گفت: "آنچه واضح است اينکه نوفل و سپاهيانش اينک بر دروازه شهر آماده هجومند. قاصدش را گروهي ديديد و پيامش را شنيديد. او هم انسان است و لابد هوي و هوس بر او غلبه کرده است. از کجا معلوم که داستان قيس بهانه اي نباشد تا او خود راهزن ناموسمان شود؟"
نتيجه اين شد که ليلي بعنوان نماد آبروي شهر مي بايد محافظت شود. تا صبح فردا فرصت اندکي بود تا تعدادي مبارز را براي دفاع از حرمت و آبروي شهر به پيشواز سپاه نوفل روانه کنند.
هنوز نشسته بودند كه قاصد نوفل براي بار دوم و اينبار براي اتمام حجت بازگشت. پاسخ اما همان بود.
نوفل كه از عدم تامين خواسته اش به شدت عصباني شده بود نقشه حمله فردا را در ذهن مرور مي كرد. از طرفي گروهي از فدائيان شهر قول دادند كه تا تجهيز سپاهي كامل، براي دفاع از شهر در مقابل حملات نوفل مقاومت كنند. با طلوع خورشيد فردا جنگ سختي بين دو طرف در گرفت. آرايش ميدان نبرد حاكي از هجوم نوفل و دفاع مدافعين شهر داشت. اما مجنون در اين ميانه نمي دانست چه كند. از طرفي به نوفل جهت رسيدن به خواسته اش دل بسته بود و از طرف ديگر، شمشير كشيدن بر خانواده و سپاه ليلي را جايز نمي دانست. از آنجا كه ليلي براي او عزيز بود تمام اطرافيان و وابستگان و مدافعان او هم برايش عزيز و گرامي بودند. اگر از نوفليان خجالت نمي كشيد در صف مدافعان شهر در مي آمد و با نوفل مي جنگيد.

هر گاه يكي از مدافعين شهر جراحتي بر مي داشت سريع خود را به بالين او مي رسانيد و به مداواي او مشغول مي شد. هر گاه شرايط نبرد به نفع مدافعين تغيير مي يافت شروع به تشويق و تحسين آنها مي كرد و اگر مي ديد يكي از سرداران نوفل بي محابا تيغ مي زند و پيش مي رود، بي درنگ خود را به او مي رساند و با خواهش و التماس از او مي خواست دست از پيشروي بردارد.
آنقدر اين حالت عجيب را ادامه داد كه بالاخره سرداري از نوفليان بي طاقت شد، از اسب به زير آمد، نگاهي خشمناك به او انداخت و گفت: “اي جوانمرد! اين همه رنج و تعبي كه مي كشيم از پي برآوردن مراد دل توست. چگونه است كه اينك دل بر سپاهيان دشمن بسته اي و اميد بر شكست ما؟!”
مجنون پاسخ داد: “كدام دشمن؟ كدام جنگ؟ اگر منظور شما، مراد دل من است كه او آنطرف ميدان است! من از آن سو فقط بوي محبت، بوي عشق، بوي يار مي شنوم. چگونه مي توانم بروي محبوب خويش شمشير بكشم“

ما از پي تو به جان سپاري                   با خصم ترا چراست ياري؟

گفتا كه چو، خصم، يار باشد                   با تيغ مرا چكار باشد

از معركه ها جراحت آيد                        اينجا همه بوي راحت آيد

ميل دل مهربانم آنجاست                         آنجا كه دلست جانم آنجاست...

نوفل همچنان مي غريد و مصاف مي كرد. چيزي نمانده بود به دروازه هاي شهر برسد كه غروب خورشيد مجالش نداد ...با تاریک شدن هوا دو سپاه از هم فاصله گرفتند و به قرارگاههای خویش بازگشتند. تلفات مدافعین شهر بسیار زیاد و از هر گوشه ای صدای ناله مجروحی به هوا بلند بود. با اینحال در طی روز بزرگان شهر بیکار ننشسته بودند و در پی رایزنیهای بسیار سپاهی بزرگ از تمام مردان شهر و قبایل اطراف تدارک دیده بودند. سپاهی که با ساز و برگ کامل، در نهایت آمادگی به آنان ملحق شده بود.
سپیده دم فردا نوفل، مغرور و سرمست از پیشروی نبرد روز گذشته، از خیمه اش بیرون آمد. در حالی که خمیازه بلندی می کشید رو بسوی شهر کرد. آه! باورش نمی شد. سرتاسر دشت پر بود از جنگجویانی آماده نبرد. تا چشم کار می کرد اسب بود و نیزه و شمشیر. نوفل کمی جا خورد. با اینحال به سمت سپاه خود رفت و آنها را برای نبرد تهییج کرد. فرمان حمله صادر شد و دو سپاه در هم آمیختند.

در چشم بر هم زدنی بارانی از تیر بر سپاهیان نوفل باریدن گرفت.شرایط جنگ بسیار پیچیده تر از دیروز بود. شاید برای اولین بار بود که نوفل امیدی به پیروزی خود نداشت. او هیچگاه خود را برای چنین جنگی تمام عیار، آماده نکرده بود. تصور می کرد لیلی را با همان مذاکرات اولیه به مجنون خواهد رسانید.
شرایط بگونه ای پیش رفت که نوفل چاره ای جز درخواست صلح ندید:
"ما آمده بودیم دو جوان را بهم برسانیم. از ابتدا هم قصد جنگ و خونریزی نداشتیم. باز هم درخواست خود را تکرار می کنیم. اگر پذیرفتید که نهایت لطف و مردانگی را به جای آورده اید. تمام ثروت نوفل که کوهی از جواهرات است تقدیم شما خواهد شد. اگر هم راضی به معامله نیستید بهتر است جنگ را متوقف کرده و به این قتال خاتمه دهیم"

از بهر پری زده جوانی                               خواهم ز شما پري نشاني
وز خاصه خويشتن در اينکار                        گنجينه فدا کنم به خروار
گر کردن اين عمل صوابست                        شيرينتر از اين سخن جواب است
ور زانکه شکر نمي فروشيد                           در دادن سرکه هم مکوشيد

با پيام صلح نوفل موافقت کردند و آتش جنگ بصورت موقت فرو نشست.
مجنون که اين شرايط را ديد سريع خود را به نوفل رسانيد و در شکوه باز کرد:
"اي برادر خوش قول! تمتم هم و غم و زور بازويت همين بود؟! آنچه مي گفتند شکست ناپذيري نوفل، کجاست؟! من در اين دو روز اثري از آن نديدم! تنها فايده اي که حضور تو براي من داشت اين بود که اگر روزنه اميدي باقي مانده بود ديگر بسته شد. من اينک دشمن خوني اين قبيله بشمار مي آيم و محال است به ليلي دسترسي يابم. خوش وعده کردي و خوش وفاي به عهد به جاي آوردي!"

اين بود بلندي کلاهت                     شمشير کشيدن سپاهت؟
اين بود حساب زورمنديت                وين بود فسون ديوبنديت؟
جولان زدن سمندت اين بود؟                  انداختن کمندت اين بود؟

نوفل که آتش خشم مجنون را ديد او را به مهرباني نواخت و پاسخ داد:
"پسرم قيس! من نه عهد خود را فراموش کرده ام و نه شکست را پذيرفته ام. شرايط بگونه اي پيش رفت که ادامه آن قطعا شکست من بود. سياست اينگونه ايجاب مي کرد که ديدي. پيش از آنکه کسي متوجه شود قاصداني روانه کرده ام تا تمام عياران و دوستانم را از شهرهاي مدينه تا بغداد بسيج کنند و همراه خود بدينجا آورند. مطمئن باش نوفل تو را به مرادت خواهد رسانيد" در فاصله چند روز سپاهي فراهم آمد که سرتاسر دشت را تا دامنه هاي کوه ابوقيس پوشانده بود. شيپور جنگ دوباره بصدا در آمد هر چند يک نيم روز کافي بود تا مدافعين بدانند که مقاومت بيهوده است.  اينبار ريش سپيدان قبيله به ديدار نوفل شتافتند:

"شهر اينک مامن زنان و کودکان و سالخوردگان است. از جوانمردي بدور است بر ناتوانان تاختن. ما همه تسليم امر توايم. از اشغال شهر در گذر"
نوفل پاسخ داد:"اين کاري بود که همان ابتدا مي بايست مي کرديد تا از صرف هزينه اي به اين گراني جلوگيري شود. اينک آن دختر پري زاده را آماده کنيد!"

گفتا که عروس بايدم زود                               تا گردم از اين قبيله خشنود

از آن ميانه پدر ليلي با چهره اي افروخته از شرم و سري افکنده برخاست ....
"تمام عرب به سرزنش و ريشخند من زبان گشوده اند تا بدانجا که بعضي مرا عجمي مي خوانند! اگر مي خواهي دخترم را بياورم تا آن را به کمترين غلام خود بدهي حرفي نيست! اگر مي خواهي پيش ديدگان من سر از تنش جدا کني يا در آتشش بسوزاني، اعتراضي ندارم و سر از فرمانت بر نتابم. اگر مي خواهي در قعر چاهي بيفکنيش يا با شمشير تکه تکه اش کني باز هم مجال اعتراضي نيست اما نخواه و مپسند که من دخترم را به دست ديوي بيابان گرد دهم که آبرويي از خود و ما بر جاي نگذاشته.

مخواه نوفل مخواه! که اگر چنين کني مرا تا انتهاي عمر با ننگ و ذلت همراه کرده اي.بخدا قسم که اگر اينگونه مي خواهي همين الان بر مي گردم و سر دخترم را گوش تا گوش مي برم و در پيش سگان ولگرد مي اندازم که حاضرم خوراک سگان شود تا اسير دست ديو!

از بندگي تو سر نتابم                              روي از سخن تو برنتابم
اما ندهم به ديو فرزند                              ديوانه به بند به که در بند
گر در کف او نهي زمامم                          با ننگ بود هميشه نامم
ورنه بخدا که باز گردم                               وز ناز تو بي نيازگردم
برٌم سر آن عروس چون ماه                      در پيش سگ افکنم در اين راه
فرزند مرا در اين تحکم                             سگ به که خورد که ديو مردم

نوفل ناگهان به خود لرزيد. چون کابوس ديده اي که تازه از خواب پريده باشد تکاني خورد و سر در گريبان تفکر فرو برد. پس از مدتي لب به سخن گشود:
"من اصلا راضي نيستم که بر خلاف ميل يکي از دو طرف عملي انجام پذيرد. هر چند قدرت آن را دارم که شما را به تمکين در برابر خواسته ام وادار کنم اما صحبت از عشق است و زندگي. هر طرف اين کميت که بلنگد رسيدن به مقصود محال است. حرفهاي تو درست است. مجنون راه و روشي ناصواب اتخاذ کرده!! تمايل او به شکست ما در جنگ را فراموش نکرده ام و اين يعني او از هوشمندي فاصله گرفته است. سخنت پذيرفتني است. ما از اين حديث و خواهش در گذشتيم!"
سريع و بدون هيچ تاملي دستور بازگشت سپاهيان نوفل صادر شد.
مجنون که خود را آماده ديدار ليلي کرده بود از شنيدن شيپور برگشت شوکه شد. خبرها به سرعت باد به او رسيد و او با همان سرعت خود را به نوفل رسانيد. با چهره اي بر افروخته و رگهايي بر آمده فرياد زد:
"کجا رفت آن قول و قرارت، آن وعده کمک و آن اميد دستگيريت، مرا تشنه لب تا فرات بردي و آنگاه خسته و تشنه در آتشم افکندي؟!" رو برگرداند و سريع از نوفل دور شد.
نوفل چون به قرارگاه خود رسيد دلش از بابت مجنون آرام نگرفت که خود را تا حدي در اين اميدوار کردن او گناهکار مي دانست. عده اي را گسيل کرد تا او را بيابند و به نزدش آورند اما مجنون چون قطره اي آب در بيابان گويي ناپديد شده بود ...
پدر ليلي پس از بازگشت نوفل سريع خود را به خانه رسانيد و رو به همسر و دخترش کرد و گفت:
"نمي دانيد چه حيله ها بستم و چه زبانها ريختم تا نوفل از قصد خويش پشيمان گشت و بازگشت. آن پسرک ديوانه - قيس - هم چون پشت خود را خالي ديد برگشت و چون باد گريخت! گمان نکنم ديگر جرات کند اين طرفها آفتابي شود!" ليلي آنقدر تحمل کرد و بروي خود نياورد تا پدر از خانه بيرون رفت. آنگاه غمگين و دلشکسته به گوشه اتاق تنهائيش خزيد و سخت گريست ... تنها گذشت چند روز کافي بود که اثرات جنگ و نبرد فراموش شود و زندگي به حالت عادي بازگردد. بازار خواستگاري ليلي دوباره گرم شده بود، ضمن اينکه شايع شده بود مجنون ديگر سراغ ليلي را نخواهد گرفت و به وادي نامعلومي گريخته است.
خبر که به ابن سلام رسيد سريع پيکي روانه کرد در بيان دوباره خواستگاري از ليلي:

آمد ز پي عروس خواهي                          با طاق و طرنب پادشاهي
آورد خزينه هاي بسيار                           عنبر به من و شکر به خروار
از بهر فريشهاي زيبا                             چندين شترش به زير ديبا
زان زر که به يک جوش ستيزند                 مي ريخت چنانکه ريگ ريزند

قاصد شيرين زبان آنقدر از ابن سلام گفت و گفت که پدر ليلي درمانده شد چه بگويد. همانجا رضايت خود را اعلام کرد و حتي قرار جشن عروسي را براي چند روز بعد مقرر کردند:

در دادن آن عمل رضا داد               مه را به دهان اژدها داد ...

ليلي را به ابن سلام دادند و خبر را بمجنون رساندند، مجنون شوريده تر گشت و ليلي درمانده تر. ابن سلام را خواهش وصال ليلي در گرفت و اما ابن سلام دانست كه ليلي سهم او نخواهد شد، مجنون با وحوش دمساز گشت و به سماع مشغول، پدر مجنون از كهولت سن و غم دوري فرزند بدرود حيات گفت، به فاصله اندكي بعد از او ابن سلام نيز، كه مهجور از وصال ليلي مانده بود.

مادر مجنون نيز همان راهي را رفت كه پدر، پيش از او رفته بود و ابن سلام. ليلي بيمار مي شود و در پس يك بيماري سخت او نيز وداع حيات مي گويد و مجنون مي ماند و جهاني پر از تنهايي و انتهاي داستاني كه حدس زدنش چندان مشكل نيست :مرگ بر مزار يار...

 

کار و گرما

كار و گرما

گرما نوعي انرژي است كه از اجسام گرم به اجسام سرد منتقل مي شود.

موتورهاي حاوي گاز داغ ...

ما بدون « موتورهاي گرمايي » نمي توانيم به نقاط دور دست مسافرت كنيم. در اين موتورها از سوخت براي ايجاد گازهاي داغ منبسط شده ودرنتيجه ايجاد حركت، استفاده مي شود. همچنين، اين موتورها توان اتومبيلها وقايقها وموشكها را تأمين مي كنند وژنراتورهاي برق را راه اندازي مي كنند.

 

توربينهاي بخار ...

در نيروگاهها به كمك توربينهاي بخار، گرماي توليد شده را به انرژي الكتريكي ( برق ) تبديل مي كنند. در مركز اين توربينها چرخي قرار دارد كه از يكسري پره تشكيل شده و به يك ميلة گردان وصل است. درون ديگ، آب تحت فشار زيادي جوشيده وبخاري با فشار بسيار زياد توليد مي كند. اين بخار با شدت به پره هاي توربين برخود كرده و موجب چرخش آنها مي شود. در يك توربين بخار كه با دقت طراحي وساخته شده باشد، تنها يك سوم انرژي بخار صرف چرخاندن پره ها مي شود.

 

موتورهاي بنزيني ...

در موتورها ي بنزيني، دراثر يك انفجار، گاز بسيار داغي ايجاد مي شود. اين گاز به جاي خروج از موتو، موجب حركت يك پيستون مي شود. در اين نوع موتورها، مخلوطي از قطرات بنزين وهوا به عنوان سوخت موتور مورد استفاده قرار مي گيرد. اين مخلوط در داخل سيلنر ( استوانه ) توسط جرقةئ شمع منفجر مي شود وگاز بسيار داغي توليد مي كند. اين گاز داغ، پيستون را به شدت به طرف پايين مي راند.

 

داخل يك موتور بنزيني معمولي چه اتفاقي مي افتد ؟ …

پيستون يك موتور بنزيني چهار ضربه اي به ترتيب، به طرف پايين، بالا، پايين وبالا حركت مي كند. حركت پيستون به طرف پايين وبالا يك ضربه نا ميده مي شود و هر ضربه اثر متفاوتي بر گازهاي داخل سيلندر دارد. اين ضربه ها به همين ترتيب و مدام تكرار مي شوند.

 

انبساط جامدات

 

چرا گرما جامدات را منبسط مي كند ؟…

 

وقتي يك جسم جامد گرم مي شود، مولكولهاي آن با انرژي بيشتري ارتعاش مي كنند وفاصلة مولكولها از يكديگر نيز بيشتر مي شود. در نتيجه، اين جسم جامد در تمام جهات، اندكي بزرگتر ( منبسط ) مي شود.

 

جريانهاي همرفتي ( جابجايي )

 

انبساط وهمرفتي گرمايي ...

 

همرفت ، انتقال انرژي گرمايي توسط جريانهاي مايع گرم ( يا گاز ) است.

 

هنگامي كه يك قطره از مايع گرم شود‌، منبسط شده وحجمش افزايش مي يابد. البته مقدار ماده ( جرم آن ) تغييري نمي كند و در حجم منبسط شده پخش مي شود. بنابراين چگالي يك مايع گرم كمتر از چگالي مايع سرد اطراف آن مي شود. پس در يك ظرف محتوي مايع گرم وسرد، مايع سرد به طرف ته ظرف پايين خواهد رفت ومايع گرم بالا خواهد آمد. اين مثال ساده، علت ايجاد جريان همرفتي را نشان مي دهد.

 

انبساط هوا

 

با گرم كردن هوا، انبساط آن وبا سرد كردن هوا، انقباض آن را خواهيد ديد.

 

وقتي يك بادكنك را در داخل ظرف آب جوش قرار دهيد، هواي داخل آن منبسط مي شود ( حجم بادكنك زياد مي شود ) و وقتي از ظرف خارج كنيد، سرد شده وهواي داخل آن منقبض مي شود ( حجم بادكنك كم مي شود ). اندازه گيري انبساط هوا ...

 

وقتي كه فشار گاز ثابت نگه داشته شود، حجم جرم معيني از گاز، متناسب با دماي كلوين آن است. به عبارت ديگر،

 

C مقدار ثابت = T دماي گاز بر حسب كلوين / حجم گاز V

 

رسانش گرما

 

قطعه اي از سيم مسي را بر روي شعلة چوب كبريت نگهداريد. گرما سريعأ در سيم مسي منتقل مي شود. با اينكه حركت گرما ديده نمي شود اما وقتي كه به انگشت شما مي رسد آن را احساس مي كنيد. به اين نوع انتقال انرژي گرمايي، رسانش يا هدايت گرمايي مي گويند.

 

آزمايش : آيا آب رساناي خوبي براي گرماست ؟

 

يك لولة آزمايش بلند را از آب سرد پر كنيد وآن را بهصورت كج بر روي شعلة ملايم چراغ نگه داريد. مقداري پودر رنگي را بالاي آب بريزيد و وسط لولة آزمايش را بهآرامي حرارت دهيد. بالا وپايين لوله را با دست لمس كنيد تا دماي اين دو نقطه را امتحان كنيد.

 

آيا هوا رساناي خوبي براي گرماست ؟

 

عايقهاي گرمايي خوب، نظير پرها، بلوز هاي پشمي و پلي استايرن داراي حفره هاي كوچك هوا هستند. اين حفره هاي كوچك، رساناي بدي براي گرما هستند، و عايقهاي بسيار مؤثري به شمار مي روند.در دما در صحبتهاي روزمره، اغلب مي گوييم كه « امروز هوا گرم است » يا « اين چاي سرد است ». اصطلاح علمي براي بيان ميزان گرم بودن اجسام را دما مي نامند.

 

اندازه گيري دما

 

دماسنـجها طوري مدرج مي شوند كه دمـا را بر حسب درجـة سيلسيوس نـشان بدهند. يخ هـميشه در دمـاي يكسانـي ذوب مـي شـود كـه آن را صفر درجه سيلسيوس مي نامند. بخار بالاي آب در حال جوش در فشار معمولي نيز هميشه دماي يكساني دارد كه آن را 100 درجة سيلسيوس مي نامند. اين دو دما را بر روي يك دماسنج مشخص مي كند وفاصلة بين آنها را به 100 قسمت تقسيم مي كنند و هر قسمت را يك درجة سيلسيوس مي گويند.

 

دماسنجهاي پزشكي ــ از دماسنجهاي پزشكي براي اندازه گيري دماي بدن انسان استفاده مي شود.

 

دماسنجهاي الكترونيكي ــ در دماسنجهاي الكترونيكي از يك شاخص ميله اي استفاده مي شود، اين شاخص، دما را به ولتاژ تبديل مي كند ودستگاه اكترونيكي، اين ولتاژ را به صورت يك عدد نشان مي دهد.

 گرما چيست؟

 تعريف:  گرما مقدار انرژي است كه به دليل اختلاف دما، بين يك جسم و جسم ديگري كه با آن در تماس است، مبادله مي شود.

مثلاً اگر جسم داغي را در داخل يك ظرف آب بياندازيم دماي آب بالا مي رود ولي دماي جسم كاهش مي يابد. در اينجا انرژي دروني آب  افزايش يافته ولي انرژي دروني جسم كاهش پيدا كرده است. يعني مقداري از انرژي جسم به آب منتقل شده است.

E تذكر: 1- در تماس دو جسم و انتقال گرمابين آنها، تغيير انرژي جسم ها يكي است. يعني همانقدر كه جسم اول انرژي مي دهد، جسم دوم به همان اندازه انرژي به دست مي آورد. اما در اين مورد تغيير دماي جسم ها لزوماً يكي نيست يعني مثلاً اگر دماي جسم گرم در حين تماس 50 كاهش يابد دماي جسم سرد ممكن است   10 افزايش پيدا بكند.

2- در انتقال گرما بين دو جسم اختلاف دما بين آن دو مهم است نه اختلاف بين انرژي هاي دروني آنها. يعني گرما مي تواند از جسمي كه دماي بيشتر اما انرژي دروني كمتري دارد به جسمي كه دماي كمتر ولي انرژي دروني بيشتري دارد منتقل شود. مثلاً اگر يك ميله داغ را وارد آب يك استخر بكنيم با آنكه انرژي دروني آب استخر به دليل جرم زياد آن خيلي بيشتر از انرژي دروني ميله است، اما گرما از ميله به آب استخر منتقل مي شود.

 رسانش گرما

 تعريف: اگر بين دو نقطه از يك جسم، اختلاف دمايي به وجود آيد، گرماي درون جسم از بخش با دماي بالاتر به بخش با دماي پايين تر شارش مي كند. اين نوع شارش يا انتقال گرما را رسانش مي گوييم.

مثلاً اگر يك سر ميله اي فلزي را بر روي شعله بگيريم، بزودي انرژي گرمايي از طريق مولكولهاي ميله به انتهاي ديگر آن نيز منتقل مي شود و آنرا گرم مي كند. رسانش گرما معمولاً در جامدات و به خصوص فلزات صورت مي گيرد.

گرما چيست؟

دانشمندان از حدود سه قرن پيش،‌مطالعه ي درباره گرما را آغاز كردند. در آن زمان، مردم معتقد بودند كه گرما يك ماده ي نامرئي است.اعتقاد بر آن بود كه وقتي يك ماده گرم در كنار يك ماده سرد قرار مي گيرد، ماده اي نامرئي به نام كالريك از ماده ي گرم خارج مي شود و به ماده سرد منتقل مي شود. به همين دليل ماده ي گرم سرد مي شود و ماده سرد،‌گرم مي شود.

امروزه مي دانيم كه گرما ماده است بلكه يكي از صوت هاي انرژي است. همانطور كه انرژي مكانيكي، الكتريكي و انرژي شيميايي نيز صورت هاي ديگري از انرژي هستند و مي توانند به هم تبديل شوند.

  انرژي دروني:

هر ماده از ذرات بي شماري ساخته شده است و هر ذره مقداري انرژي دارد. به مجموعه انرژيهاي ذرات سازنده هر ماده انرژي دروني آن ماده مي گويند. هر چه ذرات سازنده ماده بيشتر و انرژي هر ذره آن زيادتر باشد. انرژي دروني آن ماده بيشتر است .

انرژي دروني هر ماده ، هم به انرژي جنبشي ذرات آن ماده (يعني سرعت حركت آن ها) و هم به انرژي پتانسيل (ذخيره شده) ذرات سازنده ي آن ماده بستگي دارد. انرژي پتانسيل هر يك از ذرات سازنده هر ماده در اثر نيرويي كه از طرف ذرات اطراف به آن وارد مي شود، بوجود مي آيد.

هنگامي كه يك جسم گرم در كنار يك جسم سرد قرار مي گيرد ،‌مقداري انرژي از جسم گرم به جسم سرد منتقل مي شود. درواقع گرما، مقدار انرژي منتقل شده از جسم گرم به جسم سرد است. در اثر انتقال گرما از جسم گرم به جسم سرد، انرژي دروني جسم گرم كاهش و انرژي دروني جسم سرد افزايش مي يابد. 

 

  واحد اندازه گيري انرژي :

همان طور كه مي دانيد براي اندازه گيري هر كميتي مقياس يا واحدي لازم است به نام يكا. براي مثال يكاي طول متر و يكاي جرم كيلوگرم است. براي گرما و انرژيهاي ديگر نيز يكاي ژول را بكار مي برند. ژول نام فيزيكدان انگليسي است كه در زمينه مفهوم گرما تحقيقات فراواني به عمل آورده است. 

  دما :

گرما و دما دو كميت مرتبط به يكديگر هستند، اما اين به معناي آن نيست كه هر دو يك كميت و يك معنا هستند. دماي يك جسم در واقع نشان دهنده ي سرعت حركت ذرات تشكيل دهنده آن است. هر چه سرعت حركت ذرات يك ماده بيشتر باشد دماي آن جسم بالاتر است.

به همين دليل مي توان گفت كه افزايش دماي يك جسم به معني افزايش انرژي جنبشي ذرات آن جسم است. 

  گرماي نهان :

از آزمايش صفحه 54 كتاب نتيجه گرفته مي شود كه در تمام مدت ذوب يخ، دماي مخلوط آب و يخ ثابت مي ماند. بنابراين گرماي داده شده به مخلوط كجا رفته است؟ اين گرما صرف تغيير حالت يخ (از حالت جامد به مايع) مي شود. يعني در اين حالت، گرچه جسم گرما مي گيرد و انرژي دروني آن افزايش مي يابد اما دماي آن تغيير نمي كند. به اين انرژي گرماي نهان ذوب مي گوئيم.

گرماي نهان ذوب عبارت است از مقدار گرمايي كه بايد به ماده جامد در دماي نقطه ي ذوب آن بدهيم تا در همان دما از حالت جامد به مايع تبديل شود.در جدول زير گرماي نهان ذوب بعضي مواد براي جرم يك كيلوگرم آن ها آورده شده است.

 

ماده نقطه ذوب گرماي نهان ذوب

آلومينيم 659ºC 321 كيلوژول

سرب 327ºC 25 كيلوژول

پارافين 52/4ºC 220 كيلوژول

يخ 0ºC 333 كيلوژول

جيوه -39ºC 12 كيلوژول

آمونياك -75ºC 452 كيلوژول

 

 

 

 

کیسه صفرا

متن کل خبر : کار کيسه صفرا در انسان انباشتن و تغليظ صفرا است تا به هضم چربي کمک نمايد.

وقتي که چربي وارد اثني عشر مي شود باعث تحريک و ترشح هورمون Cholecystokinin توسط مخاط روده مي شود. هورمون مذکور از راه خون وارد کيسه صفرا شده و باعث انقباض آن مي شود که در نتيجه صفراي غليظ شده وارد مجراي کلدوک و بعد به روده کوچک وارد مي شود که وجود آن براي امو لسيفيکسا سيون ( ذره – ذره شدن) ( Emulsification ) چربي هاي مورد نياز است. قطع شدن جريان صفرا که بيماريهاي کيسه صفرا به وجود مي آيد مي تواند باعث اختلال هضم چربي ها شود .

در حدود 5 تا 10 درصد از افراد بالغ دچار بيماريهاي کيسه صفرا مي شوند التهاب و عفونت کيسه صفرا را کولسيستيت ( Cholecystitis ) و به وجود آمدن سنگ کيسه صفرا کوله ليتياز ( Cholelithiasis ) مي نامند تشکيل سنگ کيسه صفرا وقتي رخ مي دهد که کلسترول ، رنگ دانه هاي صفراوي ، املاح صفراوي، کلسيم و مواد ديگر در کيسه صفرا رسوب مي کنند. علت اصلي تشکيل سنگ کيسه صفرا نامعلوم است. رکود ، عفونت و اختلال متابوليک و يا تغييرات شيميايي به نظر مي رسد نقش داشته باشند. نشانه ها و علائم باليني ( Symptoms ) در بيماريهاي کيسه صفرا : درصد بالايي از ناراحتي هاي کيسه صفرا بدون علامت و ( Silent ) خاموش هستند.

در زماني که عفونت و يا مسدود شدن کيسه صفرا توسط سنگ در مجراي ( Cystic ) ( درد هاي کوليکي شديد در صورت انقباض کيسه صفرا پيش مي آيد- هضم و جذب غذاهاي چرب باعث ناراحت شدن Discomfort ) بيمار و اختلال در هضم و جذب Imgaired Digestion چربي ها به علت مختل شدن ترشح صفروي به وجود مي آيد.

در بعضي از بيماران به دلائل نامعلوم تحملشان نسبت به بعضي از سبزيجات ( Legumes ) – خربزه و ميوه هايي مانند توت ( Berries ) کم مي شود.

در کليه سيستيت هاي حاد – شکم درد – نفخ شکم، حالت تهوع، استفراغ و تب نيز مي تواند از علائم باشد.
براي رژيم غذايي بيماران کيسه صفرا اصل اين است که ناراحتي بيمار را با دادن غذاهاي کم چرب به حداقل برسانيم. از لحاظ کالري اکثر بيماران کيسه صفراوي وزن بالاتر از طبيعي داشته و رژيم کم کالري توصيه مي شود.

Serles et al در سال 1970 ثابت کردند بيماراني که کالري بالا از هر نوع غذا بگيرند باعث زياد شدن ترشح کلسترول در صفرا و تشکيل بيشتر سنگ صفراوي مي شوند. با کم کردن غذاهاي کم چرب و Carbohydrates مي توان بيماران را تا اندازه اي راحت نگه داشت .

رژيم غذاهاي کم چربي براي بيماران کيسه صفراوي
1- غذاهايي که مي توان از آن استفاده کرد، عبارتند از:
شير کم چربي- قهوه و چاي و آب ميوه و نان – Cereals ، Cornflakes ( برشتوک ) پنير کم چرب- تخم مرغ هفته اي سه عدد چربي هاي گياهي و انواع ميوه جاتي که بيمار بتواند آنها را تحمل کند. گوشت ها اعم از گوسفند و گوساله و مرغ ويا ماهي ها سرخ شده نباشد و به صورت آب پز يا کباب و يا بريان شده مي توان مورد استفاده قرار داد.
سوپ هاي صاف شده و ادويه جات از قبيل نمک، فلفل، ادويه به حد اعتدال شيريني جات همه رقم از قبيل مربا- ژله- مارمالات و شکر آزاد است.
سبزيجات از قبيل هويج – سيب زميني – کلم و غيره همه نوع در صورت تحمل موقعي که بدون اضافه کردن کره و يا خامه آب پز شده باشند.
ميوه جات همه نوع در صورت تحمل بيمار مي تواند مصرف شود.
2- غذاهايي که ميبايد پرهيز شود.

شير چرب -بستني که از شير پر چربي درست شده باشد- کيک ها و شيريني هايي که خامه و چربي داشته باشند.
تخم مرغ نيم رو و چربي هاي حيواني و چربي هايي مانند خامه و سس سالاد .
از گوشت هايي که به صورت کنسرو شده پرچربي و يا گوشت هاي چرب – سوسيس- کالباس مي بايد پرهيز شود.
سوپ هايي که با خامه و شير چرب درست شده اند، شيريني هايي از قبيل شکلات ها و غيره همچنين در صورتي که بيماران نتوانند ادويه جات را تحمل نمايند بهتر است پرهيز گردد از ميوه جات اوکادو( Avocado ) – سيب کال و ميوه هاي توتي (Berries ) را ممکن است بيماران تحمل ننمايند به طور کلي بايد از غذاهاي سرخ شده: آجيل – زيتون- شورها ( از قبيل خيار شور) ذرت بوداده و چاشني ها ( Relishes ) پرهيز به عمل آورد .
ناگفته نماند که ممکن است به بعضي ها غذاهايي از قبيل شير- سوسيس- کالباس و غيره حساسيت داشته و هضم اين غذاهاي برايشان مشکل باشد در اين صورت بهتر است از خوردن غذاهايي را که نمي توانند تحمل نمايند پرهيز نمايند.

 

 

 

 

کمرویی و روش های درمان آن

کمرویی و روش های درمان آن

 

پیش از این اشاره شد که کمرویی یک پدیده ی پیچیده و مرکب ذهنی – روانی و روانی – اجتماعی است که به دلایل عدیده در طول دوران رشد به تدریج پدیدار می شود. لذا در بحث درمان نیز باید اذعان داشت که برای کمرویی، یک درمان فوری وجود ندارد.

کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده ها (مولتی ویتامین ها) تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی و آموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

 

اساس درمان کمرویی تغییر در حوزه ی شناختی (شناخت درمانی) و تحول در رویه ی زندگی و حیات اجتماعی فرد است، تغییر در شیوه ی تفکر، یافتن نگرش تازه نسبت به خود و محیط اطراف، برخورداری از قدرت انجام واکنش های نو در برابر اطرافیان و تعامل بین فردی، تغییر در باورها و نظام ارزش هایی که کمرویی را تقویت می کند و سرانجام دستیابی به کانون اصلی اضطراب، کاهش اضطراب در فرد کمرو، تقویت انگیزه و افزایش مهارت های اجتماعی و توانایی های تحصیلی، شغلی و حرفه ای، اصلی ترین روش درمان کمرویی است.

 

در اینجا سعی می شود که به مؤثرترین روش های کاربردی درمان کمرویی اشاره شود.

 

تقویت خودپنداری مثبت و خودباوری دوباره

از مهمترین روش های درمان کمرویی،توجه دادن فرد کمرو به قدرت تفکر، نحوه ی نگرش و بازخورد وی نسبت به پدیده های مختلف و ایجاد آمادگی لازم درونی برای ایجاد تغییرات مثبت در حوزه ی شناختی اش است. هرگونه تغییر در نگرش ها و بازخوردهای فرد کمرو نسبت به خود و محیط اطراف، مقدمه ی لازمی برای خود پنداری و تغییر رفتار خواهد بود. کمرویی یک رفتار است، نامطلوب است. هر رفتاری قابل تغییر است، اما باید توجه داشت که هر روشی، به توسط هر کسی و در هر شرایطی ممکن است مؤثر واقع نشود.

 

خانواده و تربیت اجتماعی

توجه خاص اولیاء و مربیان به مبانی تربیت اجتماعی و تقویت مهارت های ارتباطی، از اساسی ترین مسائل در پیشگیری و درمان کمرویی کودکان و نوجوانان است. همه ی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان باید به نقش فردی، وظیفه ی خانوادگی و رسالت اجتماعی خویش در موقعیت های مختلف کاملاً واقف و در ایفای مسئولیت ها پیشگام باشند.

 

در تربیت اجتماعی و پرورش مهارت های ارتباطی کودکان و نوجوانان، پیشگیری از معلولیت اجتماعی ایشان و درمان کمرویی،بیشترین مسئولیت ها بر عهده الگوهای رفتاری بزرگسال است. بنابراین پدران و مادران و نزدیکان کودکان و نوجوانان، به مثابه محبوبترین و مؤثرترین الگوهای رفتاری در تعلیم و تقویت مهارت های اجتماعی و یا پدیدآیی کمرویی در ایشان به طور جدی سهیم هستند؛ چرا که بچه ها به طور مستقیم و غیرمستقیم از الگوهای رفتاری بزرگسال در موقعیت های مختلف خانوادگی و نقش آفرینی های اجتماعی یاد می گیرند و با ایشان همانندسازی می کنند.

 

لذا تردیدی نیست که در درمان کمرویی نوجوانان ، قبل از همه و بیشتر از اطرافیان و درمانگران، مسئولیت اصلی بر عهده ی مادران و پدران است. بدیهی است هر کس که بخواهد کمرویی دیگران را برطرف سازد، می بایست ابتدا خود درمانگری کند، یعنی مطمئن شود که خودش از آدم های کمرو به شمار نمی آید و از کفایت های اجتماعی و مهارت های مؤثر ارتباطی برخوردار است. اجتناب از غالب ساختن تکروی، عصبانیت ، پرخاشگری و دیکتاتور منشی در کانون خانواده، این ارزشمندترین حلقه ی زنجیره ی اجتماع انسان ها، و تلاش در غنی کردن پیوندهای عاطفی، کلامی و ارتباطی میان اعضای خانواده و تقویت رغبت ها و انگیزه های معاشرت اجتماعی در بین کودکان خواهد بود، بلکه اصلی ترین گام در جهت درمان کمرویی و مؤثرترین روش پیشگیری از اختلالات رایج عاطفی و رفتاری آنان نیز همین است.

کمرویی با دارو برطرف نمی شود و اقدامات پزشکی و استفاده از داروهای آرام بخش و تقویت کننده ها تأثیر مستقیمی بر کمرویی فرد ندارد. کمرویی اساساً رفتاری است اکتسابی و آموخته شده، و برای درمان و برطرف کردن آن باید یاد زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر شود.

بر همه ی پدران و مادران، به خصوص کسانی که فرزند کمرویی در خانه دارند فرض است که به رغم همه ی اشتغالات فکری و شغلی، کوشش کنند که در شبانه روز، ساعت و ساعاتی را صرفاً به گفت و گوهای صمیمی با کودکان و نوجوانان گوش جان سپردن به سخنان زیبا و دوست داشتنی ایشان اختصاص دهند. باید مواظب بود که مبادا تنوع برنامه های تلویزیونی و گذراندن اوقات فراغت در خانه به صورت کاملاً انفعالی وایستا، زمینه ساز کمرویی ها و کژروی ها در کودکان و نوجوانانی که تشنه ی کلام شیرین و نگاه های محبت آمیز اولیای خود هستند، نشود. (درصد قابل توجهی از کوکان و نوجوانانی که دچار مشکلات گوناگون عاطفی و اختلالات رفتاری نظیر: کمرویی، حساسیت فوق العاده، گوشه گیری، لجبازی و پرخاشگری می باشند، متعلق به خانواده هایی هستند که به دلایل مختلف، به خصوص عادت به تماشای برنامه های تلویزیونی، ویدئویی و استفاده از برنامه های ماهواره ای، فرصت برقراری ارتباط کلامی و عاطفی با یکدیگر را ندارند و بعضاً میانگین زمان گفت و گوهای والدین با فرزندانشان به یک دقیقه در شبانه روز هم نمی رسد!)

 

توجه ویژه به فرزندان خانواده و تکریم شخصیت ایشان در گفت و شنودها، اظهار نظرها و تصمیم گیری های خانوادگی بسیار حائز اهمیت است. خانواده هایی که از نعمت وجودی فقط یک فرزند برخوردارند نیز باید توجه داشته باشند که فرزند ایشان علاوه بر این که نیاز دارد با اولیای خود مصاحبت دلنشینی داشته باشد، لازم است از معاشرت و مصاحبت با کودکان و نوجوانان همسال خود نیز برخوردار شود و بر تجارب خوشایند اجتماعی خویش بیفزاید.

مسلماً فراهم کردن چنین تجارب ارزشمندی با نظارت، هدایت و حمایت روانی والدین فوق العاده مؤثر و مفید است و در تربیت اجتماعی این قبیل کودکان و درمان کمرویی احتمالی ایشان کاملاً مؤثر و مفید خواهد بود.

 

هنر درمانی

مشاهده ی بعضی از برنامه های نمایشی (برنامه های سینمایی و تلویزیونی، تئاتر، نمایش عروسکی و ...) که در آن کودک یا نوجوان کمرو نقش اصلی را عهده دار است و با تغییر نگرش، برانگیختگی روانی و تقویت اراده و خودباروی، به تدریج در گروه ها و عرصه های مختلف اجتماعی مشارکتی فعال پیدا می کند و بعضاً رهبری گروه را نیز عهده دار می شود، می تواند در ذهن کودکان تماشاگر کمرو بسیار مؤثر واقع شود و در درمان کمرویی شان مفید باشد؛ چرا که کودکان کمرو با قهرمان نمایش همانند سازی می کنند و تلاش می کنند که مثل او باشند.

همچنین تشویق کودک یا نوجوان کمرو برای شرکت در برنامه های نمایشی (در مراکز پیش دبستانی و مدارس) و ایفای نقش های مؤثر به گونه ای که فشار روانی چندانی متوجه او نباشد، روش مناسبی برای کاهش اضطراب اجتماعی و درمان کمرویی خواهد بود.

 

فعالیت های اجتماعی و بازی های گروهی

ترغیب کودکان و نوجوانان کمرو برای مشارکت در فعالیت های مختلف دسته جمعی و بازی های گروهی می تواند تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب و افزایش مهارت اجتماعی ایشان داشته باشد. واضح است که ترغیب و تشویق کودکان کمرو برای شرکت فعال در برنامه های گروهی نظیر: تهیه ی کاردستی مشترک، آماده کردن پوستر یا روزنامه ی دیواری، مطالعه و مسابقه ی علمی، قصه گویی و داستان سرایی، اجرای برنامه ی نمایشی، شرکت در گروه سرود، ورزش ها و بازی های چند نفره، فعالیت های عمرانی، فرهنگی و بسیجی و ... توجه به نقطه ی قوت و ویژگی مثبت و قابل تأیید و تشویق کودک و سوق دادن وی به طرف فعالیت های جمعی، به خصوص در مراحل اول در جمع های آشنا و صمیمی و بعضاً کم سن و سال تر از طریق همان نقطه ی مثبت و قابل عرضه ی وی صورت می گیرد. به نحوی که کودک یا نوجوان قادر می شود در اولین تجارب گروهی خود از ویژگی مثبت و مهارت برتر خود بهره بگیرد و با تأثیر توفیق نسبی در گروه و جلب تأیید ایشان، احساس خودپنداری و خود ارزشمندی اش تقویت گردد.

صحبت کردن، شعر خواندن، خاطره گفتن و نقل مطالب کتاب دلخواه، تعریف موضوع و محتوای یک فیلم سینمایی، اظهار نظر درباره ی مسائل خانوادگی و اجتماعی، قصه گویی و داستان سرایی، توضیح یک مسئله و یا تدریس یک موضوع درسی مورد علاقه توسط نوجوان یا بزرگسال کمرو به مخاطبان مختلف، به ترتیب اهمیت و اقتدار ایشان از نظر فرد کمرو، از مخاطبان خردسال آشنا و صمیمی نظیر خواهرزاده ها، برادرزاده ها و فرزندان کوچک خانه و بستگان گرفته تا مخاطبان خردسال آشنا، اما غیرصمیمی و غیر فامیل؛ از مخاطبین خردسال غریبه تا مخاطبان همسال آشنا و صمیمی؛ از مخاطبین همسال آشنا، اما غیرصمیمی تا مخاطبان همسال غریبه؛ از مخاطبین بزرگسال آشنا و صمیمی تا مخاطبان بزرگسال آشنا، اما غیر فامیل و غیر صمیمی؛ و سرانجام از مخاطبین بزرگسال مقتدر و متنفذ، اما غیر نقاد گرفته تا مخاطبان مقتدر، متنفذ و نقاد و برقراری و حفظ ارتباط بصری طبیعی با ایشان، با چهره ای گشاده و متبسم، صدایی محکم و مطمئن، با آرامش روان، اطمینان خاطر، اعتماد به نفس کامل و احساس خود ارزشمندی؛ مؤثرترین روش اصولی و تدریجی اضطراب زدایی و افزایش مهارت اجتماعی و درمان کمرویی است.

 

افزایش خودآگاهی، تقویت خودپنداری مثبت و کاهش کمرویی

به راستی شما چقدر کمرو هستید؟ کمرویی خودتان را چگونه ارزیابی می کنید؟ در چه مواقعی، چگونه و به چه میزان دچار کمرویی می شوید و علتش را چه چیز می دانید؟ وقتی دچار کمرویی می شوید چه احساسی پیدا می کنید؟ در برخورد با چه کسانی کمتر دچار کمرویی می شوید؟ در کدام موقعیت ها و در حضور چه افرادی بیشتر دچار کمرویی می شوید و چرا؟ در مقایسه با دوستان و اطرافیان، خودتان را چگونه ارزیابی می کنید؟ چه برداشتی از کمرویی خود دارید؟ آیا وقتی تنها هستید باز هم احساس کمرویی دارید؟ چه احساسی پیدا می کنید؟

اندیشه ی شما برای یافتن پاسخ های صریح و جامعه به این قبیل سؤالات، گام مهمی است برای درک بهتر خود و شناخت ویژگی ها، توانمندی ها و نقاط قوتی که در خویش سراغ دارید.

بدون شک شما می توانید خودتان را تغییر دهید، به شرط آن که بر این باور باشید که توان انجام این کار را دارید. شما باید تصور و برداشت مثبتی از خود داشته باشید و ماهیت کمرویی خودتان را مورد ارزیابی و تحلیل و تفسیر قرار دهید و با تقویت خودپنداری مثبت، احساس خود ارزشمندی و توسعه ی مهارت های خاص و موفقیت آمیز اجتماعی نه تنها خودتان را تغییر دهید و کمرویی تان را برطرف کنید، بلکه در درمان کمرویی افراد دیگر نیز نقش مهمی را عهده دار شوید و به آنها کمک کنید که خودشان را تغییر دهند و بر پدیده ی نامیمون کمرویی غالب شوند.

برای این که در درک بهتر و کشف وجود گرانقدر خود و برخورداری از خود پنداری تازه حرکت حدی داشته باشید، دستورالعمل های زیر را با دقت انجام دهید.

 

الف) تصویر خودتان را بکشید، (هر طور که می توانید) و سپس: به عکس خود نگاه کنید. آیا تصویر شما تصویر کاملی است؟ آیا در قسمت یا نقطه ای از عکستان نقصی را مشاهده می کنید؟ آیا در تصویر خود حالت هیجانی می بینید؟ آیا وقتی که به خودتان خوب می نگرید، خود را آدمی فعال می یابید یا فردی کاملاً منفعل و تحت فرمان دیگران؟

 

ب) به آیینه نگاه کنید و تصویر وجود ارزشمندتان را در آن ارزیابی نمایید. دوباره به خودتان خوب نگاه کنید.

با کدام حالت و چه قیافه ای می توانید تأثیر بیشتری روی دیگران بگذارید؟

 

ج) چنانچه برای شما یا خانواده تان مقدور است فیلمی از زندگی 24 ساعته ی خودتان تهیه کنید و یا برنامه ی زندگی 24 ساعت گذشته ی خود را بر روی کاغذ بنویسید و در ذهنتان مرور کنید. در شرایط و موقعیت های گوناگون چه کرده اید؟ چگونه؟ چرا؟ آیا می توانستید رفتار بهتری و مؤثرتری داشته باشید؟ شما فردا و فرداها را پیش رو دارید، پس با ارزیابی مجدد از شخصیت و توانمندی های خود آمادگی تان را بیشتر کنید. برای امنیت شخصی خود احترام و ارزش خاص قائل شوید، آن را حفظ کنید.

 

د) برای زندگی روزانه ی خود برنامه ریزی کنید. مطابق برنامه ی تعیین شده، روز خودتان را آغاز کنید و بر همان اساس گام بردارید، سخن بگویید، بپرسید، تلفن کنید، به محل، شخص یا اشخاصی که در نظر دارید مراجعه کنید و کاملاً فعال باشید.

 

ه) احساسات و خاطرات خود را درباره ی تجارب ناخوشایند ناشی از کمرویی تان بنویسید.

 

و) برداشت و نگرشتان را نسبت به خانواده ی خود بنویسید.

 

ز) برای خودتان نامه بنویسید. بدون رودربایستی و با صراحت احساسات خویش را بر روی کاغذ آورید، گله ها را بیان کنید و انتظارات خود را یادآور شوید!

 

ح) اگر خودتان بر این باور باشید یا به شما بگویند که فقط یک ماه دیگر از حیات شما باقی است، عمر یک ماهه ی خودتان را چگونه خواهید گذراند؟ چه می کنید؟ به کجاها می روید؟ چه می گویید؟ روی سخنتان بیشتر با چه کسانی خواهد بود؟ آخرین کلامتان چه خواهد بود؟ آیا باز هم کمرو باقی خواهید ماند؟

 

 

قيام ميرزا كوچك خان جنگلي

قيام ميرزا كوچك خان جنگلي

در تاريخچه مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران‌، قيام ميرزا كوچك خان جنگلي از جمله نهضتهايي است كه با انديشه اسلامي و ضداستعماري شكل گرفت، امّا با نيرنگ و خيانت كمونيستها به انحراف، تجزيه و نفاق داخلي دچار گشت ونهايتاً همسويي اعلام نشده روس‌هاي بلشويك با رژيم استبدادي قاجار وسپس نظاميگري سركوبگرانه رضاخان آن را به شكست كشاند.

ميرزا كوچك خان كه بود؟
ميرزا يونس معروف به «ميرزا كوچك‌» در 1298 هـ در رشت متولد شد. در نوجواني براي تحصيل علوم ديني قدم به مدارس مذهبي گذاشت و مدارج علمي را طي كرد. در 1326 هـ در گيلان به صفوف آزاديخواهان پيوست و براي مقابله با محمدعلي شاه روانه تهران شد. در ماجراي اولتيماتوم روسيه كه منجر به تعطيلي مجلس شد (17ارديبهشت 1290) ميرزا در شمار مخالفان پذيرش اولتيماتوم بود و مدتي نيز بازداشت شد. در جريان جنگ جهاني اول و در هنگامي كه دسته‌اي از نمايندگان و رجال سياسي به خاطر وضع بحراني كشور و حضور نيروهاي بيگانه دست به مهاجرت زدند، كوچك خان با گرويدن به انديشه «اتحاد اسلام‌» درصدد برآمد تا با راه انداختن تشكيلات نظامي به مبارزه عليه استبداد رضاخاني و سرسپردگي‌ها، پيمانهاي ننگين و تحميلي بيگانگان و مداخلات آنان در امور داخلي كشور بپردازد. ميرزا درتهران انديشه خود را با رجال دين و سياست در ميان نهاد وبه نظرخواهي از آنان پرداخت‌. گروهي به ضرورت مبارزه مسالمت‌آميز تأكيد مي‌كردند ومبارزه مسلحانه را نادرست مي‌خواندند و گروهي ديگر نظر ميرزا كوچك خان راتأييد مي‌كردند. سرانجام پس از يك سلسله بحث و گفتگو قرار شد تا در گوشه‌اي از ايران كانوني ثابت‌، براي مبارزه ايجاد شود. ميرزا كوچك خان پس از اين توافق عازم گيلان شد وشروع به تهيه مقدمات قيام كرد. اما چون روسها قبلاً او را از منطقه تبعيد كرده بودند، مجبور بود مخفيانه به فعاليت بپردازد. بااين حال ميرزا در اندك مدتي توانست همفكراني در كنار خود جمع كند وقيام را علني سازد. او درسالهاي قبل از به قدرت رسيدن رضاخان، موفق شد هسته‌هاي تشكيل نهضت مسلحانه را پي‌ريزي كند. نيروهاي اشغالگر روس كه در سالهاي قبل ازانقلاب اكتبر، در سركوبي اين نهضت توفيق چنداني نيافتند، باوقوع انقلاب اكتبر از مناطق شمالي ايران بيرون رفتند و انگليسي‌ها يكه‌تاز ميدان شده و تقريباً تمامي ايران را زير سلطه خود درآوردند. آنان ميرزا حسن خان وثوق الدوله را به رياست دولت ايران گماشتند. دولت انگليس با انعقاد قرارداد معروف 1919 با وثوق الدوله‌، ايران را تحت الحمايه خود درآورد وكليه امور مالي‌، گمركي و نظامي كشور رابه دست گرفت‌. انگليسي‌ها از طريق وثوق الدوله تلاش كردند قيام جنگل را با مذاكره و بدون خشونت حل و فصل كنند، اما اين تلاشها سودي نبخشيد.

اعلام جمهوري ميرزا كوچك خان در رشت
روز 16 خرداد 1299 ميرزا كوچك خان جنگلي در ادامه مبارزات خود در راه اعاده استقلال و حاكميت ملي ايران، در شهر رشت حكومت جمهوري اعلام كرد. اين اعلام درپي يك رشته تماسها و گفتگوها با مقامات روسيه و كسب اطمينان از اين كه نيروهاي مداخله‌گر آنان در شمال ايران در كار حكومت انقلابي ميرزا، كارشكني نخواهند كرد، صورت گرفت‌. درست سه هفته پيش از اين اعلام‌، در سپيده دم روز 28 ارديبهشت 1299 نيروهاي ارتش سرخ به بهانه «سركوبي ضد انقلاب كه در شمال ايران كمين كرده بود» به بندرانزلي يورش برده و اين شهر را اشغال كرد. مقصود روسيه از «ضدانقلاب‌» افراد مسلحي بودند كه با حمايت انگليسي‌ها عليه بلشويسم نوظهور در شوروي مي‌جنگيدند و از اراضي شمال ايران نيز به عنوان يكي ازپايگاه‌هاي خود استفاده مي‌كردند. جنگلي‌ها كه مبارزات مسلحانه با رژيم استبدادي و سرسپرده قاجار را آغاز كرده و جنگل‌هاي شمال را مقر خود قرار داده بودند، در آغاز پيروزي انقلاب روسيه روابط حسنه‌اي با بلشويكها برقرار كرده بودند نهضت جنگل انقلاب روسيه را تأييد مي‌كرد و رهبران جديد روسيه نيز ميرزا را به عنوان يك انقلابي ضداستعمار مي‌دانستند و او راستايش مي‌كردند. اما چندي نگذشت كه روس‌ها سياست دوستانه خود را تغيير دادند و قدم به قدم به خاطر حفظ منافع خود در ايران از حمايت نهضت جنگل دست كشيدند و سرانجام به آن خيانت كردند. روز 28 ارديبهشت، نيروهاي ارتش سرخ به نام سركوبي ضدانقلابي كه در شمال ايران كمين كرده بود، وارد انزلي شدند. نهضت ميرزا كوچك‌خان كه حضور نيروهاي كشوري ديگر را در خاك ايران مخالف با اصول سياست خود و به زيان استقلال وتماميت ارضي كشورمي‌دانست، به مخالفت برخاست‌. در آن زمان هم روسها و هم ميرزاكوچك خان در شرايطي بودند كه رويارويي با يكديگر را به صلاح خود نمي‌ديدند. هريك با اقدامات نظامي، اهداف خاص خود را دنبال مي‌كردند و ديدگاه متعرضانه به يكديگر نداشتند؛ در نتيجة تماسهاي بعدي ميرزا كوچك خان با نيروهاي نظامي و سياسي روسيه‌، ميان طرفين توافقهايي حاصل شد. مهمترين مواد اين توافق چنين است:
«الف ـ اصول كمونيسم در ايران از حيث مصادره اموال و الغاء مالكيت و تبليغات به اجراگذارده شود.
ب ـ حكومت جمهوري انقلابي توسط ميرزابرقرار شود.
ج ـ پس از ورود ميرزا به تهران و تأسيس مجلس مبعوثان‌، هرنوع حكومتي كه نمايندگان ملت بپذيرند، بدون مخالفت روسيه ايجاد شود.
د ـ مقدرات انقلاب به دست اين حكومت سپرده شود و شوروي‌ها درايران مداخله ننمايند.
هـ ـ هيچ قشوني بدون اجازه وتصويب حكومت انقلابي ايران زائد بر قواي موجود (2هزار نفر) از شوروي به ايران وارد نشوند.
و ـ مخارج اين قشون به عهده ايران است‌.
ز ـ هر مقدار مهمات و اسلحه كه از شوروي خواسته شود در مقابل پرداخت قيمت‌، تسليم نمايند.
ح ـ كالاهاي بازرگانان ايراني كه در باكو ضبط شده تحويل حكومت ايران شود.
ط ـ كليه مؤسسات تجاري روسيه در ايران به حكومت جمهوري واگذار شود. »
اجمال اين توافقنامه عدم دخالت روسها در امور داخلي ايران، در عين حفظ حداقل دو هزار نظامي آنان در شمال ايران بود؛ حضوري كه خود به منزله دخالت در امورداخلي ايران بود.
ميرزا كوچك خان جنگلي با استناد به همين توافقنامه بود كه سه هفته پس از مداخله نظامي آنان در انزلي‌، موجوديت حكومت خود رادر رشت اعلام كرد.
سران نهضت جنگل پس از اعلام حكومت، ضمن انتشار اعلاميه‌اي با عنوان «فرياد ملت مظلوم ايران از حلقوم فدائيان جنگل‌»، به مفاسد دستگاه حاكمه ايران وجنايات انگليسي‌ها اشاره كردند و در پايان نظريات خود را به شرح زير اعلام داشتند:
1ـ جمعيت انقلاب سرخ ايران اصول سلطنت راملغي كرده جمهوري را رسماً اعلام مي‌نمايد.
2ـ حكومت موقت جمهوري حفاظت از جان ومال عموم اهالي را برعهده مي‌گيرد.
3ـ هر نوع معاهده و قراردادي كه به ضرر ايران با هر دولتي منعقد شده است، لغو وباطل مي‌شناسد.
4ـ حكومت موقت جمهوري همه اقوام بشر را يكي دانسته‌، تساوي حقوق را در باره آنان قائل است و حفظ شعائر اسلامي را فريضه مي‌داند.
مسكو و نهضت جنگل‌
سران نهضت در شهر رشت سرگرم تحكيم مباني جمهوري بودند كه به تدريج اختلافاتي در ميانشان پديد آمد و همين امر نهضت را به انحطاط و نابودي كشاند. پس از ورود ارتش سرخ به ايران، چند نفر از اعضاي «حزب كمونيست عدالت باكو» از روسيه وارد گيلان شدند. اين افراد در رشت حزبي به نام عدالت تشكيل دادند و رفته رفته ضمن برگزاري متينگ‌ها و سخنراني‌ها، عملاً مواد توافق شده ميان سران نهضت جنگل و روسها را زير پا گذاشتند و تبليغاتي نيز عليه ميرزا كوچك خان آغاز كردند. ميرزا دو نفر ازاعضاي نهضت را به قفقاز فرستاد تابا نريمانف، صدر شوراي جمهوري قفقاز، ملاقات كنند و او را وادارند تا اعضاي حزب را از ادامه كارشكني‌ها و اقدامات نفاق افكنانه باز دارد؛ اما نريمانف اقدامي جدي به عمل نياورد. ميرزا كه اوضاع را چنين ديد، روز 18 تير 1299 معترضانه رشت را ترك گفت و اعلام كرد تا زماني كه حزب عدالت از كارهاي خلاف و حمله به اسلام و تبليغ كمونيسم دست برندارد به رشت باز نخواهد گشت‌. روسها كه هدفشان از تأسيس حزب، اشاعه كمونيسم و رخنه به تشكل اسلامي ميرزا كوچك خان جنگلي و از بين بردن آن بود، شديداً فعاليت مي‌كردند.
سياست خارجي شوروي كه قبلاً پيش از اين داعيه حمايت از انقلاب جهاني را داشت، حداقل پس از هشتمين كنگره حزب كمونيست اتحاد شوروي‌، تغيير كرد. استالين در اين كنگره دو اصل اساسي را مبناي سياست خارجي شوروي قلمداد كرد. وي گفت‌: «سياست خارجي ما واضح وروشن است‌. هدف آن صلح و توسعه دايره روابط تجاري با تمام كشورهاست‌.»
اعلام چنين روشي در سياست خارجي‌، چيزي جز اعلام عدم حمايت از نهضتهاي رهايي بخش نمي‌توانست باشد. در پي خروج قهرآميز ميرزا كوچك خان از رشت‌، اعضاي حزب عدالت كه بعضي از آنها همچون احسان الله خان و خالوقربان قبلاً از دوستان نزديك ميرزا بودند و اكنون با گرويدن به سوسياليسم‌، ميرزا را مرتجع مي‌دانستند، درصدد اجراي كودتايي برآمدند كه طرح آن پيشتر ريخته شده بود. نقشه اين بود كه ميرزا يا بايد كشته شود و يا دستگير گردد و از رهبري انقلاب كنار رود. كوچك‌خان كه تا حدي از هدف اعضاي حزب و نقشه آنان مطلع شده بود، به جنگل رفت‌. در اين گير و دار، بسياري از جنگلي‌ها دستگير و ياكشته شدند و سلاح و مهمات و اموال آنان به غارت رفت‌. پس ازاين كودتا، اعضاي حزب به كمك نيروهاي بلشويك سعي كردند تا باتعقيب جنگلي‌ها طرفداران ميرزا را نابود كنند. اما باوجود درگيري‌هايي كه در جنگل ميان دو طرف ايجادشد، آنان از شكست دادن ميرزا و يارانش ناتوان شدند. مدتي بعد، مخالفان ميرزا مجدداً از در دوستي وارد شدند و با حسن نيتي كه ميرزا داشت و نمي‌خواست اختلافات داخلي باعث نابودي نهضت شود، پيشنهاد اتحاد باآنان را پذيرفت و طرفين موقتاً وحدت يافتند. پس از اين توافق، كميته انقلابي جديدي تشكيل شد. از آنجا كه در اين كميته احسان الله خان داراي هيچ سمتي نبود، جاه‌طلبي، وي را واداشت تا در رأس نيروهاي تحت فرمان خود عازم فتح تهران شود. وي در رأس سه هزار سرباز روسي و ايراني به سوي تهران حركت كرد، اما در محل «پل زغال‌» از نيروهاي قزاق كه تحت فرماندهي ساعد الدوله بودند، شكست خورد. البته يكي از دلايل اين شكست تغيير سياست شوروي نسبت به جنگلي‌ها بود. به هنگام عزيمت نيروهاي احسان الله خان، «روتشتين‌» سفير شوروي در ايران افرادي را محرمانه نزد فرماندهان روسي قواي احسان الله خان فرستاد و به آنان دستور داد كه به فوريت خود را از جنگ كنار بكشند. به اين ترتيب سفير روسيه حتي به كسي كه ادعاي همفكري عقيدتي با او داشت و قبلاً كوشيده بود تا ميرزا را قرباني انديشه‌هاي خود كند، پشت كرد. با اين حال بعدها در جريان حمله نيروهاي دولتي به جنگل‌، احسان الله خان فرار كرد و با كشتي به شوروي گريخت‌. خالوقربان نيز كه به هنگام قيام ميرزا به او پيوست و تحت رهبري ميرزا خدمات قابل توجهي به نهضت كرد، پس از تأسيس حزب عدالت در گيلان فريب سوسياليست‌هاي حزب را خورد و آلت دست سياست ضدانقلابي شوروي شد و در كودتاي رشت با نيروهاي تحت فرمان خود در مقابل ميرزا قرار گرفت‌. پس از توافقي كه ميان دولت ايران و سفير روسيه انجام گرفت‌، روسها از حمايت جنگل دست كشيدند و آنان را قرباني منافع خود كردند.
«روتشتين‌» اولين سفير شوروي در ايران كه شش هفته قبل از اعلام استقلال ميرزا كوچك خان در رشت وارد تهران شده بود، براي ايجاد روابط دوستانه ميان ايران و روسيه مأموريت داشت‌؛ بنابر اين با وجود وعده‌هاي اوليه به نهضت جنگل‌، به يكباره خط مشي انقلابي روسها تبديل به سازش با دولت ايران شد. «روتشتين‌» ضمن نوشتن نامه‌اي به ميرزا، او را به ترك مبارزه عليه دولت ايران دعوت كرد. او در نامه خود، آشكارا اقدامات انقلابي ميرزا را «مضر» خواند1. نهضت جنگل زماني كه سفير شوروي نامه را به ميرزا نوشت، در بحراني‌ترين شرايط خود قرار داشت‌. ميرزا در شرايط نامطلوبي كه هنگام موضعگيري اخير روسيه داشت‌ و با توجه به اختلافات داخلي نيروهايش، عملاً چاره‌اي جز تاييد ظاهري نامة «روتشتين‌» نداشت‌.

تباني روس، انگليس، رضاخان و كمونيست‌هاي داخلي عليه نهضت جنگل‌
در آستانه كودتاي رضاخان، شرايط سياسي ايران شديداً عليه ميرزا كوچك خان جنگلي بود. روسها او را تنها گذارده بودند و صرفاً به منافع خود در ايران مي‌انديشيدند. آنان به ويژه تلاش داشتند تا روابط صميمانه‌اي را با سردار سپه كه با قدرت اسلحه و سركوب نارضائي‌ها توانسته بود ثبات نيم بندي را در كشور به وجود آورد، برقرار كنند. آنان مصلحت خود را در آزاد گذاردن دست رضاخان براي سركوب نهضت جنگل كه به ويژه اعتقادي هم به هويت اسلامي آن نداشتند، مي‌دانستند. حتي حضور رضاخان در اتومبيل كنسول شوروي در رشت‌، زماني كه براي سركوب جنگل به آن شهر رفته بود، نشان از همپيماني روسها با سردار سپه در اين تصميم داشت‌. 2
علاوه بر اين، رضاخان در آن زمان، در كميته‌اي «ايراني ـ انگليسي‌» به نام «كميته زرگنده‌» به اتفاق سيد ضياءالدين طباطبايي در حال تدارك كودتاي سوم اسفند خود بود. به همين دليل‌، اقدام رضاخان به نوعي اجراي مصوبه كميته مذكور نيز بود. كميته زرگنده در حقيت 2 كار كرد اساسي داشت‌. يكي سركوب نهضت جنگل و ديگر استقرار ديكتاتوري رضاخان‌3.
پروژه سركوب نهضت اسلامي ميرزا كوچك خان جنگلي، محصول اراده مشترك شوروي‌، كمونيست‌هاي داخلي‌، دولت انگلستان و استبداد رضاخاني بود.
در چنين شرايطي، سران نهضت جنگل چند راه بيشتر نداشتند يا بايد تسليم مي‌شدند و اسلحه را زمين مي‌گذاشتند، يا به روسيه پناه مي‌بردند و يا اين كه ننگ تسليم و پناه بردن به بيگانه و اجنبي را نمي‌پذيرفتند و تا آخرين قطره خون به مبارزه ادامه مي‌دادند. چنان كه گفتيم، احسان الله خان ترجيح داد تا به اربابان خود كه به او خيانت نيز كرده بودند، بپيوندد. خالوقربان نيز با قيد تضمين از طرف سردار سپه، با همه افراد خود تسليم قواي دولتي شد و جان خود را نجات داد. در اين ميان فقط ميرزا كوچك خان بود كه نه حاضر به ترك ايران شد و نه ننگ تسليم به قواي دولتي را پذيرفت و سرانجام نيز به مبارزه ادامه داد تا در 11 آذر 1300 به شهادت رسيد.

 

3 قوه

قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران بخشی از ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران است که بدنه اصلی اجرایی حکومت به حساب می‌آید. رئیس قوه مجریه رئیس جمهور است که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود. نامزدهای ریاست‌جمهوری پیش از انتخاب شدن می‌بایست توسط شورای نگهبان تأیید صلاحیت شوند. رئیس جمهور با انتخاب وزیران مختلف، دولت را تشکیل می‌دهد. هر یک از وزرا باید بطور جداگانه از مجلس رأی اعتماد بگیرد. انتخاب وزیر دادگستری به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه صورت می‌گیرد.

وزارتخانه‌ها

سازمانها

رئیس‌جُمهور رئیس قوه مجریه و بالاترین مقام سیاسی در کشورهای دارای حکومت جمهوری است. او با رای مردم از میان نامزد‌های ریاست جمهوری برای مدت معینی برگزیده می‌شود.

رئیس جمهور در اکثر کشورها جایگاهی است که دارای اختیارات بالای نظارتی و هدایتی است. هر چند در برخی کشورهای دارای نظام ریاست جمهوری مانند افغانستان یا آمریکا، پُستهای قابل توجهی مانند نخست وزیری یا صدر اعظمی وجود ندارد و رئیس جمهور که با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود دارای اختیاراتی دوچندان می‌‌باشد.

 

قوه مقننه بخشی از نظام جمهوری اسلامی ایران است که کار تهیه و تصویب قوانین عمومی کشور را بر عهده دارد. قوه مقننه از دو نهاد اصلی تشکیل شده است:

  • مجلس شورای اسلامی که در آن نمایندگان منتخب مجلس، قوانین گوناگون مورد نیاز کشور را تهیه، تعدیل و تصویب می کنند.
  • شورای نگهبان قانون اساسی که کار نظارت بر مصوبات مجلس شورای اسلامی و انطباق آنها با قانون اساسی و شرع را بر عهده دارد.

مجلس شورای اسلامی

مجلس شورای اسلامی رکن اصلی قوه مقننه در نظام جمهوری اسلامی ایران است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل شده و مصوبات آن در صورت تأیید شورای نگهبان برای اجرا به قوه مجریه ایران و قوه قضائیه ابلاغ خواهد شد.

در برخی مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد که در خواست این مراجعه به آراء عمومی نیز باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.

پیشینه مجلس در ایران


اولین مجلس شناخته شده در تاریخ ایران به زمان اشکانیان باز می‌گردد. در این دوران مجلس مهستان از میان بزرگان و اشراف ایرانی تشکیل می‌شده‌است. پس از حمله اعراب به ایران بساط مجلس در حکومت‌های ایران برای بیش از هزار سال برچیده شد.


در زمان ناصرالدین شاه وی در چند مورد مجوز تشکیل مجالسی را صادر کرد. از جمله مجلس ۲۵ نفره «مصلحت خانه» یا به اختصار «مجلس مشورت» و مجلس وکلای تجار.


تشکیل اولین مجلس ملی کشور به انقلاب مشروطه باز می‌گردد که فرمان تشکیل آن در روز ۱۶ مرداد سال ۱۲۸۵ توسط مظفرالدین شاه به امضا رسید.[۵] مجلس شورای ملی از ۱۲۸۵ تا ۱۳۶۸ در حدود ۸۳ سال به حیات خود ادامه داد تا اینکه سرانجام در جریان بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۸ نام آن از مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی تغییر پیدا کرد.

تعریف مجلس شورای اسلامی

بر طبق اصل ۶۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت که به طور مستقیم و با رأی مخفی انتخاب می‌شوند تشکیل می‌گردد. دوره نمایندگی در این مجلس چهار سال است که انتخابات هر دوره باید پیش از پایان دوره قبل برگزار شود، به طوری که کشور در هیچ زمان بدون مجلس نباشد.

عده نمایندگان مجلس دویست و هفتاد نفر است و از تاریخ همه‏پرسی سال ۱۳۶۸ پس از هر ده سال، با در نظر گرفتن عوامل انسانی، سیاسی، جغرافیایی و نظایر آنها حداکثر بیست نفر نماینده می‌تواند اضافه شود. زرتشتیان و کلیمیان هر کدام یک نماینده و مسیحیان آشوری و کلدانی مجموعا یک نمایند و مسیحیان ارمنی جنوب و شمال هر کدام یک نماینده انتخاب می‌کنند. محدوده حوزه‏های انتخابیه و تعداد نمایندگان را قانون معین می‌کند.

پس از برگزاری انتخابات، جلسات مجلس شورای اسلامی با حضور دو سوم مجموع نمایندگان رسمیت می‌یابد و تصویب طرحها و لوایح طبق آیین‏نامه مصوب داخلی انجام می‌گیرد مگر در مواردی که در قانون اساسی نصاب خاصی تعیین شده باشد. برای تصویب آیین‏نامه داخلی موافقت دو سوم حاضران لازم است.

در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور به پیشنهاد رییس جمهور و تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان و تأیید شورای نگهبان از انتخابات نقاط اشغال شده یا تمامی مملکت برای مدت معینی متوقف می‌شود و در صورت عدم تشکیل مجلس جدید، مجلس سابق همچنان به کار خود ادامه خواهد داد.

مذاکرات مجلس شورای اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود. تنها در شرایط اضطراری و در صورتی که رعایت امنیت کشور ایجاب کند، به تقاضای رییس جمهور یا یکی از وزراء یا ده نفر از نمایندگان، جلسه غیر علنی تشکیل می‏شود. مصوبات جلسه غیر علنی در صورتی معتبر است که با حضور شورای نگهبان به تصویب سه چهارم مجموع نمایندگان برسد. گزارش و مصوبات این جلسات باید پس از بر طرف شدن شرایط اضطراری برای اطلاع عموم منتشر گردد.

وظایف و اختیارات و محدودیت‌های مجلس

  • مجلس شورای اسلامی در عموم مسایل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع کند.
  • مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر بر عهده شورای نگهبان است.
  • شرح و تفسیر قوانین عادی در صلاحیت مجلس شورای اسلامی است.
  • لوایح قانونی پس از تصویب هیأت وزیران به مجلس تقدیم می‌شود و طرحهای قانونی به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان، در مجلس شورای اسلامی قابل طرح است.
  • طرح‏های قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان می‌کنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینه عمومی می‌انجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.

 

  • مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.
  • عهدنامه‏ها، مقاوله‏نامه‏ها، قراردادها و موافقت‏نامه‏‏های بین‏المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.
  • هر گونه تغییر در خطوط مرزی ممنوع است مگر اصلاحات جزیی با رعایت مصالح کشور، به شرط این که یک طرفه نباشد و به استقال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزدن و به تصویب چهار پنجم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد.
  • هرچند برقراری حکومت نظامی ممنوع است اما در حالت جنگ و شرایط اضطراری نظیر آن، دولت حق دارد با تصویب مجلس شورای اسلامی موقتا محدودیتهای ضروری را برقرار نماید، ولی مدت آن به هر حال نمی‌تواند بیش از سی روز باشد و در صورتی که ضرورت همینان باقی باشد دولت موظف است مجددا از مجلس کسب مجوز کند.
  • گرفتن و دادن وام یا کمکهای بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد.
  • استخدام کارشناسان خارجی از طرف دولت ممنوع است مگر در موارد ضرورت با تصویب مجلس شورای اسلامی.
  • بناها و اموالی دولتی که ملی اعلام شده باشد قابل انتقال به غیر نیست مگر با تصویب مجلس شورای اسلامی آن هم در صورتی که انتفای آن منحصر به فرد نباشد.
  • مجلس نمی‌تواند اختیار قانونگذاری را به شخص یا هیأتی واگذار کند ولی در موارد ضروری می‌تواند اختیار وضع بعضی از قوانین را با به کمیسیون‏های داخلی خود تفویض کند، در این صورت این قوانین در مدتی که مجلس تعیین می‌نماید به صورت آزمایشی اجرا می‌شود و تصویب نهایی آنها با مجلس خواهد بود.
  • رییس جمهور برای هیأت وزیران پس از تشکیل و پیش از هر اقدام دیگر باید از مجلس رأی اعتماد بگیرد.
  • در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رییس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسئول، درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رییس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رییس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تأخیر افتاد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی.
  • نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌توانند در مواردی که لازم می‌دانند هیأت وزیران یا هر یک از وزرا را استیضاح کنند، استیضاح وقتی قابل طرح در مجلس است که با امضای حداقل ده نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود. هیأت وزیران یا وزیر مورد استیضاح باید ظرف مدت ده روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گوید و از مجلس رأی اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هیأت وزیران یا وزیر برای پاسخ، نمایندگان مزبور درباره استیضاح خود توضیحات لازم را می‌دهند و در صورتی که مجلس مقتضی بداند اعلام رأی عدم اعتماد خواهد کرد. اگر مجلس رأی اعتماد نداد هیأت وزیران یا وزیران یا وزیر مورد استیضاح عزل می‌شود. در هر دو صورت وزرای مورد استیضاح نمی‌توانند در هیأت وزیرانی که بلافاصله بعد از آن تشکیل می‌شود عضویت پیدا کنند.
  • در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رییس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رییس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رییس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رییس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری می‌رسد.
  • هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضاییه داشته باشد، می‌تواند شکایت خود را کتبا به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه و یا قوه قضاییه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد به اطلاع عامه برساند

شرایط داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی

همانگونه که گفته شد نامزدهای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی باید مورد تایید نهادهای مربوط قرار گیرند. این نهادها به دو گروه تقسیم می‌شوند. اول هیئت‌های اجرایی که وابسته به دولت و وزارت کشور هستند و دوم شورای نگهبان.

هیئت‌های اجرایی برای هر داوطلب هفت شرط را مورد بررسی قرار می‌دهند و در صورت احراز تمامی این شروط از جانب داوطلب وی را برای تایید صلاحیت به شورای نگهبان معرفی می‌کنند. شرایط هفت گانه به شرح زیر است:

  1. داشتن سلامت جسمانی در حد نعمت بینایی، شنوایی و گویایی
  2. عدم سوء پیشینه و محکومیت قضایی
  3. عدم سوء شهرت در حوزه انتخابیه
  4. داشتن حداقل ۳۰ سال کامل سن
  5. داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد و یا معادل آن (بنا بر یک تبصره افراد دارای مدرک کارشناسی که سابقه پنج سال کار در حد کارشناسی را داشته باشند نیز مجاز به ثبت نام هستند.)
  6. اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی آن
  7. اعتقاد و التزام عملی به اسلام و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه

پس از هیئت‌های اجرایی نوبت به شورای نگهبان می‌رسد که به تایید صلاحیت داوطلبین شرکت در انتخابات مجلس بپردازد. در صورتی که شورای نگهبان نیز صلاحیت داوطلبی را تایید کرد وی می‌تواند در انتخابات شرکت کند.

شرایط، حقوق و محدودیت‌های نمایندگان

  • سوگند: نمایندگان برگزیده که پس از تایید صلاحیت از جانب نهادهای مسئول در انتخابات به پیروزی دست پیدا کردند، در اولین گام باید در صحن مجلس سوگندی را ادا کنند که در آن به کتاب قرآن قسم می‌خورند. متن این سوگندنامه به شرح زیر است:

بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم

من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‏ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‏ها و نوشته‏ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم.

قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، مسؤلیت بخش قضایی کشور ایران را عهده دار است. رییس آن توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شود، و در حال حاضر محمود هاشمی شاهرودی ریاست آن را عهده دار است

سندی گویا برای صلح امام حسن (ع)

سندی گویا برای صلح امام حسن (ع)

امام حسن (ع ) در مدائن یعنی آخرین نقطه ای که سپاه امام تا آنجا برای جنگ با معاویه پیشروی کرده بود سخنرانی جامع و مهیجی را ایراد فرمودند : (( هیچ شک و تردیدی ما را از مقابله با اهل شام باز نمیدارد ما در گذشته به نیروی استقامت و تفاهم داخلی شما ، با اهل شام می جنگیدیم ، ولی امروز بر اثر کینه ها اتحاد و تفاهم از میان شما رخت بر بسته ، استقامت خود را ازدست داده و زبان به شکوه گشوده اید .

معاویه پیشنهاد صلح به ما کرده است که دور از انصاف ، و برخلاف هدف بلند و عزت ما است . اینک اگر آماده کشته شدن در راه خدا هستید ، تا با او با مبارزه برخیزید و با شمشیر پاسخ او را بدهید و اگر طالب زندگی هستید اعلام کنید تا پیشنهاد او را بپذیریم و رضایت شما را تامین کنیم . ))

سخن امام که به اینجا رسید مردم از هر طرف فریاد زدند : البقیه البقیه  ما زندگی میخواهیم و میخواهیم زنده بمانیم .

آیا با اتکا به چنین سپاه فاقد روحیه رزمندگی چگونه ممکن بود امام (ع) با دشمن نیرومندی مثل معاویه وارد جنگ شود ؟

من عرف الله احبه و من عرف الدنیا زهد فیها

هر کس خدا را شناخت دل به او می بندد ، و هر کس دنیا را شناخت از آن کناره گیری می نماید .

متن پیمان صلح امام حسن (ع)

اینک متن پیمان صلح که در 5 ماده می توان خلاصه کرد :

ماده اول : حسن بن علی حکومت و زمامداری را به معاویه واگذار میکند ، مشروط به آنکه معاویه طبق دستور قرآن مجید و روش پیامبر (ص) رفتار کند .

ماده دوم : بعد از معاویه ، خلافت از آن امام حسن خواهد بود و اگر برای او حادثه ای پیش آید حسین بن علی زمام امور مسلمانان را در دست میگیرد  . و نیز معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند .

ماده سوم : بدعت ناسزا گویی و اهانت نسبت به امیرمومنان (ع) و لعن آن حضرت در حال نماز باید متوقف گردد و از علی (ع) جز به نیکی نباید یاد شود .

ماده چهارم : مبلغ پنج میلیون درهم که در بیت المال کوفه موجود است از موضوع تسلیم حکومت به معاویه مستثنا است و باید زیر نظر امام مجتبی (ع) مصرف شود . نیز معاویه باید در تعیین مقرری و بذل مال ، بنی هاشم را بر بنی امیه ترجیح بدهد .

ماده پنجم : معاویه تعهد میکند که همه مردم ، اعم از ساکنین شام و عراق و حجاز ، از هر نژادی که باشند ، از تعقیب و آزار وی در امان باشند و از گذشته آنها صرف نظر کنند و احدی از آنها را به سبب فعالیتهای گذشته شان بر ضد حکومت معاویه تحت تعقیب قرار ندهد ، و مخصوصا اهل عراق را به خاطر کینه های گذشته آزار ندهند .

در پایان پیمان ، معاویه تعهد کرد تمام مواد آن را محترم شمرده دقیقا به مورد اجرا بگذارد . او خدا را بر این مساله گواه گرفت ، و تمام بزرگان و رجال شام گواهی دادند .

 

التماس دعا

منبع کتاب سیمای پیشوایان در آینه تاریخ ص 30 -35

 

 

کمرویی

کمرویی چیست؟

 کمرویی و روش های درمان آن 

 کمرویی  یک پدیده ی پیچیده ی روانی – اجتماعی است. کمرویی یک صفت یا ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه اساساً در نتیجه ی روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه ی رشد، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه یا «سندرم کمرویی» ، متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره ی سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند.

در اینجا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کمرویی اشاره می شود.

کمرویی ناشی از ترس

 کمرویی  ناشی از ترس عموماً از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالباً در شش ماه دوم آن) کمرویی به عنوان یک پدیده ی همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر می آیند، دیده می شود؛ به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت کودک خردسال از این رو کمروست که مردم برایش ناآشنا هستند، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد.

بعد از 6 ماهگی، کودکان خردسال به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی، می توانند تا افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص بدهند. همراه با افزایش دامنه ی ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و همنشینی با دیگران، بخصوص آشنایان لذت می برد، ترسش فرو می ریزد و این حالت مقدمه ی لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است.

خانواده و فرزندان کمرو

در بررسی علل کمرویی  به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی، ویژگی های شخصی و شخصیتی، نظام باورها و رفتارهای فردی، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.

محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا به وجود آمدن اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.

زمانی که الگوهای بزرگسال مثل والدین، خودشان عموماً مضطرب بوده، از مهارت برقراری روابط عاطفی – اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره باشند، بدون شک طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کمرو  باشند به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون کمرویی کودکان را در نتیجه ی یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.

کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده ی والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آنها به رفتارهای کلیشه ای و قالبی و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، (در حضور مهمانان، به هنگام مهمانی رفتن، حضور در مجالس جشن و مراسم عمومی، در کوچه و خیابان، در اتومبیل و اتوبوس، به هنگام لباس پوشیدن، غذاخوردن، نگاه کردن، صحبت کردن، راه رفتن و ...)،سختگیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و یا حمایت های افراطی و غیرضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و بروز کمرویی به شمار می آیند.

مشاهده ی دوگانگی و تعارض  در رفتار الگوهای بزرگسال و ایجاد ناهماهنگی در مفاهیم اساسی شخصیت  کودک، موجب کشاکش های درونی و در نتیجه اختلال در رشد طبیعی می گردد، اضطراب  شدید و کمرویی کودک را به همراه خواهد داشت.

تک فرزندها و فرزندان اول خانواده

کمرویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگترها بیشتر همانند سازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگسالان بیش از همسالانشان است. به دیگر سخن ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسی های خود بیشتر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگسال، چرا که عموماً والدین انتظارت و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواست های والدین، به تدریج بعضاً دچار احساس بی کفایتی می شوند و خودپنداری بسیار ضعیفی پیدا می کنند و زمینه ی اضطراب  فراگیر و کمرویی در شخصیت ایشان نمایان می شود. به خاطر چنین وضعیت عاطفی – روانی، از دست دادن احساس خود ارزشمندی و برخورداری از خودپنداری کمتر، در بعضی از موارد فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کمتری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.

مدرسه، تقویت کمرویی یا رشد اجتماعی

مدرسه، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک تثبیت می شود.

در غالب موارد، اولیای مدرسه رفتار انفعالی و آرام و سکوت مضطربانه ی کودک یا کودکان کمرو و ناتوان را به عنوان یک صفت پسندیده و ویژگی رفتاری مطلوب تلقی می نمایند، بعضاً با تأیید و تشویق  های خود، به طور مستقیم و غیرمستقیم سعی می کنند آن را تقویت نمایند. واقعاً جای بسی تعجب و تأسف است که در بسیاری از مدارس ما گاهی بالاترین نمره ی انضباط از آن کمروست!

برچسب زدن ها و القای ویژگی های خاص به بعضی از کودکان، مانند این که معلم مرتباً بگوید که فلان کس، دانش آموزی است بسیار آرام، ساکت و مؤدب و اعمال فشارهای اخلاقی و وادار کردن کودک به سکوت های اجباری و رفتارهای به اصطلاح مؤدبانه ی مصنوعی سبب می شود که وی به تدریج به یک موجود کاملاً کمرو با شخصیتی انفعالی تبدیل گردد.

در اینجا نیز اعمال فشارهای روانی و اخلاقی، اجرای مقررات خشک و غیرقابل انعطاف، برخوردهای قالبی و دیکتاتور منشانه، رقابت های فشرده و نابرابر، ترسیم فاصله یا شکاف فوق العاده زیاد و غیر عادی بین وضع موجود و وضع مطلوب برای دانش آموزان، اظهار نگرانی مداوم نسبت به آینده ی شاگردان و کنترل شدید رفتارهای فردی و اجتماعی ایشان، کمال جویی ها و آرمان خواهی ها، تحقیرها و تهدیدها، تنبیه ها و محدودیت های غیرمنطقی و تقویت روحیه ی تسلیم پذیری و احساس عدم کفایت اجتماعی و ... می تواند زمینه های اضطراب و کمرویی را در کودکان ایجاد و یا تقویت کند.

فشارهای اجتماعی و کمرویی

علاوه بر خانه و مدرسه، عواملی همچون محرومیت ها و آسیب های اجتماعی ، ناسازگاری های شغلی، سلطه ها و فشارهای گروهی، مقایسه ها و برتری طلبی های قومی و نژادی، تقویت شخصیت انفعالی، پرخاشگری ها و قدرت مداری ها، کنترل شدید اجتماعی، بی احترامی به حقوق و آزادی های مشروع فردی، ویرانگری خلاقیت های ذهنی، تقبیح و تهدید صراحت ها و شجاعت  های اخلاقی توسط صاحبان زور و والیان تزویر، ترویج فرهنگ خصومت و خشونت  و لجام گسیختگی نفسانی در جامعه می تواند از دیگر عوامل زمینه ساز فزونی اضطراب تشدید کمرویی و رفتارهای گوشه گیرانه باشد.

کمرویی رفتاری است آموخته شده

و هر رفتاری قابل تغییر است

اما همیشه باید امیدوار بود

و به مطلوب ترین شرایط و مؤثرترین روش ها اندیشید.

چاره کمرویی چیست؟

کمرویی یا خجالت علّت‏هایی دارد که باید بررسی شمد و سپس درمان گردد: 1. شخص کمرو خیال میکند که کسی برای او ارزشی قایل نیست(تحقیر نابجای خود) 2. از خودش و تواناییاش شک دارد. 3. جرأت ندارد لذا در تعریف شخص کمرو گفته‏اند کسی که فاقد جرأت است. 4. ترس بیدلیل از مورد تمسخر دیگران واقع شدن. 5. عدم اعتماد بعد از شکست. 6. مبالغه در بعضی از عیب‏های جسمانی یا درونی. 7. اشتباه گرفتن خجالت با تواضع. بعد از اینکه انسان، این علّت‏ها را در خودش مطالعه نمود باید چند کار را انجام دهد: 1. تلقین به خویش که من نیز مثل دیگران دارای تواناییها و قابلیّت‏هایی هستم و این یک واقعیّت است که پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله» از آن پرده برداشته است آنجا که میفرماید: «الناس معادن...؛ مردم گنج هستند، مثل گنجهای طال و نفره». آری! همه انسان‏ها با رحمت حق از استعدادهایی برخوردارند فقط تفاوت‏هایی هست. 2. برای قضاوت دیگران خیلی حساب باز نکند. مردم نیز گرفتاریها و مشغولیّت‏هایی دارند که به مالی نمیپردازند. 3. شکست از یک مورد، اهمیّتی ندارد و همیشه اوّلین بار نیز به هدف نمیخورد و باید دورباره تجربه کرد. 4. بعضی از استعدادها را باید پرورش داد و سپس به میدان آورد و در معرض قرار داد. مثلاً اگر چیزی میتواند بنویسد یا شعری بگوید، بعد از آماده کردن در جمعی مطرح نماید. 5. چانه زدن در معامله و بحث کردن. هر کس میخواهد به سود خود برسد. منهم باید به هدف خودم برسم. در ضمن باید فراموش نکنیم که خجالت با حیاء فرق دارد. حیاء خوب است و ممدوح از صفات مؤمن حیاء داشتن. کسی که از مردم حیا نمیکند از خدا هم حیا ندارد.

درمان :

1ـ از بين بردن تمامي فاکتورها و مسايل عاطفي و روحي که منجر به اضطراب و مشکلات عصبي در کودک مي شود ( در قسمت قبلي به آن اشاره شد)

2ـ استفاده ازتشکچه هاي زنگ دار که در صورت تماس با اولين قطره ادرار زنگ آن بصدا درمي آيد و موجب بيداري کودک مي شود. استفاده از اين دستگاه باعث مي شود که ظرف چند هفته يک رفلکس شرطي درکودک ايجاد شود بطوري که حتي پرشدن مثانه نيزميتواند بتدريج باعث بيدار شدن کودک گردد.

3ـ در روز بايد مايعات زيادي استفاده گردد و به کودک آموزش داد تاحتي الامکان در طول روز ادرارکردن را به تاخير اندازد تا حجم مثانه بيشتر شده و در طول شب ديرتر پر گردد، بديهي است ار غروب آفتاب به بعد لازم است مصرف مايعات و غذاها و ميوه هاي آبدار به حداقل برسد و کودک حتما قبل از خوابيدن ادرار کند.

4ـ تشويق طفل هم در انجام اين تمرينات و رعايت دقيق درمانهاي دارويي و غير دارويي بسيار مؤثر است . حتي مي توان کودک را به ازاي هر چند شب که خيس نمي کند تشويق نمود و در صورت عدم خيس کردن براي مدت طولاني براي وي جايزه اي نيز خريد . (‌اين مسئله در مورد کودکاني که در طول روز در لباس خود نم مي زنند نيز صادق است )
5ـ درمانهاي دارويي که از جمله آنها ايمي پيرامين است . ايمي پيرامين دارويي است که در درمان تعدادي از ناراحتي هاي روحي و افسردگي بکار مي رود لذا ممکن است شما از مصرف آن اکراه داشته باشيد . اما بايد توجه داشته باشيد تاثير اين دارو جدا از خاصيت ضد افسردگي آن است و از طريق تاثير بر اعصاب مثانه عمل ميکند. لذا مي توانيد بدون دغدغه آنرا مصرف نماييد چرا که اين دارو عوارضي براي کودک شما ندارد. در 25 تا 40% کودکان بدنبال مصرف اين دارو بهبودي حاصل مي شود اما از آنجائيکه پس از قطع دارو ممکن است شب ادراري مجددا عود نمايد,لازم است اين دارو حداقل براي سه ماه مصرف شود و قطع آن نيز تدريجي باشد . از داروهاي ديگر مي توان از قرص و اسپري بيني دسموپرسين و قرص اکسي بوتينين نام برد که در موارد خاصي مي تواند مفيد باشد .

6ـ درمانهاي روانپزشکي که بيشتر در مورد کودکاني بکار مي رود که از مسايل روحي و رواني زيادي رنج مي برند.

درپايان متذکر مي شوم اگر چه شب ادراري سبب ناراحتي خانواده وخود کودک مي گردد اما خوشبختانه در اکثر بچه ها بهبود پذير است و حتي بدون درمان نيز اين عارضه ممکن است برطرف گردد. اما از آنجائيکه شب ادراري ممکن است علامت بسياري از بيماريهاي مهم و جدي در کودک باشد , درمانهاي توصيه شده براي کودک خود را هيچگاه جهت ديگران تجويز نفرماييد چون براي اثبات وجود و يا عدم وجود اين بيماريها , بررسي و معاينه کودکان مبتلا به شب ادراري توسط پزشک حاذق ضروري است .

مروری بر آثار سینمای روز دنیا

نقد ، بررسی آثار

Sonic the Hedgehog 2020

از گذشته تا امروز، یاد آور خاطرات

Ralph Breaks the Internet 2018

زیبایی، هنر، مفهومی

Bloodshot 2020

فیلمی ابرقهرمانی به کارگردانی دیو ویلسون

درباره ما

عکس بخش درباره ما در اینجا می توانید یک معرفی کوتاه درباره خودتان یا درباره وبلاگ و موضوع فعالیت وبلاگ یا وب سایت تان بنویسید. در اینجا می توانید یک معرفی کوتاه درباره خودتان یا درباره وبلاگ و موضوع فعالیت وبلاگ یا وب سایت تان بنویسید. در اینجا می توانید یک معرفی کوتاه درباره خودتان یا درباره وبلاگ و موضوع فعالیت وبلاگ یا وب سایت تان بنویسید. در اینجا می توانید یک معرفی کوتاه درباره خودتان یا درباره وبلاگ و موضوع فعالیت وبلاگ یا وب سایت تان بنویسید. در اینجا می توانید یک معرفی کوتاه درباره خودتان یا درباره وبلاگ و موضوع فعالیت وبلاگ یا وب سایت تان بنویسید.

آیا در شبکه های اجتماعی فعال هستید؟

صفحات ما را در معروفترین شبکه های اجتماعی دنبال نمایید تا از خبرهای ما آگاه شوید

  حقوق تمامی مطلب محفوظ است   |    Design: سایت ستاپ